فتح الله شفیعی

مهندسین عمران روستای بردکوه

فتح الله شفیعی

مهندسین عمران روستای بردکوه

چگونگی اجراء و نصب پیچهای مهاری ( بولت) و صفحه کف ستونی (Basepla


چگونگی اجراء و نصب پیچهای مهاری ( بولت) و صفحه کف ستونی (Baseplate)




ابتدا دلایل استفاده از صفحه کف ستونی و بولت را توضیح می دهم :

ستونهای یک ساختمان اسکلت فلزی ، نقش انتقال دهنده بارهای وارد شده را به فنداسیون (به صورت نیروی فشاری ، کششی ، برشی یا لنگر خمشی) به عهده دارند. در این میان ، ستون فلزی با صفحه ای فلزی که از یک سو با ستون و از سوی دیگر با بتن درگیر شده است روی فنداسیون قرار می گیرد. توجه به اینکه ستون فلزی به علت مقاومت بسیار زیاد تنشهای بزرگی را تحمل می کند و بتن قابلیت تحمل این تنشها را ندارد ؛ بنابراین صفحه ستون واسطه ای است که ضمن افزایش سطح تماس ستون با پی ، سبب می گردد توزیع نیروهای ستون در خد قابل تحمل برای بتن باشد. کار اتصال صفحه زیر ستونی با بتن بوسیله میله مهار (بولت Bolt) صورت می گیرد و برای ایجاد اتصال ، انتهای آن را خم می کنیم و مقدار طول بولت را محاسبه تعیین می کند. تعداد بولت ها بسته به نوع کار از دو عدد به بالا تغییر می کند ، حداقل قطر این میله های مهاری میلگرد نمره 20 است ؛ در حالی که صفحه تنها فشار را تحمل می کنر ، بولت نقش عمده ای ندارد و تنها پایه را در محل خود ثابت نگه می دارد . نکته مهم هنگام نصب ستون بر روی صفحه تقسیم فشار این است که حتما انتهای ستون سنگ خورده و صاف باشد تا تمام نقاط مقطع ستون بر روی صفحه بیس پلیت بنشیند و عمل انتقال نیرو بخوبی انجام پذیرد . از آنجا که علاوه بر فشار ، لنگر نیز بر صفحه زیر ستونی وارد می شود ، طول بولت باید به اندازه ای باشد که کشش وارد شده را تحمل نماید که این امر با محاسبه تعیین خواهد شد.

انواع اتصال ستون به شالوده :

جزئیات اتصال ستون فلزی به شالوده بتنی به نیروی موجود در پای ستون بستگی دارد . در ستون با انتهای مفصلی فقط نیروی فشاری و برشی از ستون به شالوده منتقل می شوند. اگر بخواهیم لنگر خمشی را نیز به شالوده منتقل نماییم ، در ان صورت ، نیاز به طرح اتصال مناسب برای این کار خواهیم داشت که اتصال گیردار خوانده می شود.

روش نصب پیچهای مهاری :

به طور کلی ، دو روش برای نصب پیچهای مهاری وجود دارد :

الف) نصب پیچهای مهاری در موقع بتن ریزی شالوده ها : در این روش ، پیچها را در محلهای تعیین شده قرار می دهند و موقیعت آنها را به وسیله مناسبی تثبیت می کنند ؛ سپس اطرافشان را با بتن می پوشانند . روشهای گوناگونی برای تثبیت پیچهای مهاری در محل خود وجود دارد که صورت زیر توضیح خواهم داد :

روش اول : ابتدا بوسیله صفحه ای نازک مشابه با ورق کف ستونی که شابلن یا الگو نامیده می شود . قسمت فوقانی بولت و قسمت پایین را بوسیله نبشی به یکدیگر می بندیم تا مجموعه ای بدون تغییر شکل به دست آید ؛ آن گاه محورهای طولی و عرضی صفحه الگو را با مداد رنگی ( گچ و یا رنگ) مشخص می کنیم ؛ سپس بوسیله ریسمان کار یا دوربیت تئودولیت با میخهای کنترول محور کلی فنداسیون را در جهتهای طولی و عرضی به دست می آوریم و به کمک شخصی با تجربه در موقیعت مناسب آن قرار می دهیم. ( محور طولی و عرضی صفحه شابلن بر محور طولی و عرضی کلی فنداسیون منطبق می شود و در ارتفاع صحیح و به صورت کاملا تراز نصب می گردد.) سپس به وسیله قطعات آرماتور آن را به میلگردهای شبکه آرماتور فنداسیون یا به قطعات ورقی (که در بتن قرارداده اند ) جوش (منتاژ) داده می شود ؛ به گونه ای که هنگام بتن ریزی ، صفحه از جای خود حرکتی نداشته باشد. باید دقت داشته باشیم که در موقع بتن ریزی ، هوا در زیر صفحه شابلن ، محبوس نسود . برای این منظور ، معمولا سوراخ بزرگی در وسط شابلن تعبیه می کنند که وقتی بتن از اطراف زیر صفحه را پر می کند ، هوا از راه سوراخ خارج گردد و با بیرون زدن بتن از وسط صفحه ، از پر شدن کامل زیر آن اطمینان حاصل شود.

روش دوم : صفحه تقسیم فشار پیش از بتن ریزی پی به طور دقیق در محل خود قرار می گیرد و بوسیله آن بولت ها در جای خود ثابت می شوند . پس از بتن ریزی ، صفحه را از جای خود خارج می کنند و در کارگاه به طور مستقیم به پای ستون متصل می نمایند و پس از نصب ستون به همراه صفحه مهذه ها را محکم می بندند. در این حالت ، هر صفحه ای باید کاملا علامت گذاری شود تا هنگام نصب اشتباهی رخ ندهد.

روش سوم : صفحه را قدری بالاتر از محل اصلی خود نگه می دارند تا محل میله های مهار به طور دقیق تعیین شود ؛ سپس میله مهارها را ثابت می کنند و عمل بتن ریزی را انجام می دهند ؛ در حالی که صفحه هنوز در جای خود ثابت است . پس از پایان یافتن بتن ریزی صفحه را در تراز مورد نظر نگه می دارند . این عمل را می توان به وسیله مهره های فلزی در زیر صفحه ای که میله مهارها از درون آنها عبور کرده اند با پیچتندن و تنظیم آنها تا تراز لازم انجام داد. سپس فاصله های بین دو صفحه و روی بتن پی با ملات ماسه شسته و سیمان به نسبت یک حجم سیمان به دو حجم ماسه کاملا پر می گردد یا از ماسه سیمان نرم (گروت) استفاده می گردد.

ب) نصب پیچهای مهاری پس از بتن ریزی شالوده : در این روش ، در محل پیچهای مهاری به وسیله قالب در داخل بتن فضای خالی ایجاد می کنند که این قالب جعبه نامیده می شود . میلگردی در بتن قرار می دهیم ، پس از گرفتن و سخت شدن بتن شالوده ، جعبه را از محل خود خارج می کنیم ؛ سپس پیچ مهاری را در محل خود درگیر با آرماتور قرار می دهیم و تنظیم می کنیم و اطراف آن را با بتن ریزدانه ( با حفظ اصول بتن ریزی) پر می کنیم . لازم به یادآوری است جعبه ای که برای ایجاد فضای خالی لازم برای نصب پیچ مهاری به کار می رود ، باید چنان طرح ریزی و ساخته شده باشد که به سادگی و در حد امکان ، بدون ضربه زدن ، شکستن و خرد کردن از داخل بتن خارج شود. برای این منظور می توان از جعبه هایی که قطعات آنها به صورت کام و زبانه متصل می شوند یا از جعبه های لولایی و سایر اقسام جعبه ها استفاده کرد . در مواردی که از پیچهای مهاری با قلاب انتهایی و رکاب یا از پیچهای مهاری با انتهای کلنگی استفاده می شود . برای سزعت بخشیدن به کار ، از جعبه های ساخته شده یا ورقهای فولادی که در درون بتن باقی می مانند ، استفاده می شود . باید توجه داشت که این شیوه کار بیشتر برای فنداسیون ماشین آلات صنعتی در کارخانجات کاربرد دارند . لازم به ذکر است در بعضی مواقع برای اتصال کف ستون به شالوده ، به جای پیچهای مهاری از میلگردها یا تسمه هایی استفاده می کنند که به ورق کف ستون جوش داده می شوند که به این صورت می باشد که معمولا در موقع بتن ریزی ، مجموع ورق کف ستونها و مهارها را در شالوده کار می گذارند ، پس از گرفتن و سخت شدن بتن ، ستون را روی ورق کف ستون قرار می دهند و جوشکاری می کنند.

محافظت کف ستونها و پیچهای مهاری ( مهره و حدیده ):

کف ستون ها از جمله قطعات ساختمانی هستند که اغلب در معرض اثر شدید رطوبت قرار دارند و باید به نحو مطلوب حفاظت شوند . در ساختمانهای معمولی و به طور کلی در ساختمانهایی که پس از پایان یافتن کار اسکلت فلزی دیگر نیازی به بازدید و تنظیم کف ستونها نیست ، اطراف کف ستون را با بتن پر می کنند و در صورتی که قبل از بتن ریزی سطوح فولادی خوب تمیز شده و کا جوش یا زغال جوش برداشته شده باشد ، بتن به فولاد می چسبد و آن را کاملا محافظت می کند . در بعضی دیگر از ساختمانها ، کف ستونها را نظیر سایر قطعات به وسیله رنگ محافظت می کنند . در ساختمانهای صنعتی که امکان باز کردن و نصب مجدد آنها وجود دارد ، با مواد قیری مخلوط با ماسه نرم از کف ستون ها حفاظت می شود ؛ همچنین برای تمیز ماندن حدیدهای پیچهای مهاری و دوری از آسیب دیدگی باید قبل از بتن ریزی فنداسیون ، قسمت حدیدها به وسیله پلاستیک یا گونی یا سیم مناسب بسته شده ، پوشش مناسب صورت گیرد .

مزایای سقف تیرچه بلوک


مزایای سقف تیرچه بلوک





در زیر مهمترین ویژگیهاای این نوع سقف در مقایسه با سقف تیرآهن – طاق ضربی و دال بتنی یکپارچه آمده است:

1) به علت مصرف بلوک تو خالی و حذف بتن ناحیه کششی در مصرف بتن صرفه جویی می شود.

2) به علت تولید تیرچه و بلوک در کارخانه نیروی انسانی کمتری مورد نیاز است .

3) وزن تیرچه ها کم است به طوریکه توسط کارگران قابل نصب است و در طبقات کم نیاز به جرثقیل نیست .

4) به علت پیش ساخته بودن تیرچه و بلوک نصب سقف بسیار آسان و سریع خواهد بود .

5) قالب بندی زیر سقف فقط به شمع بندی و نصب چهار تراش در فاصله های معین جهت تامین تکیه گاههای موقت تیرچه ها محدود میشود .

6) به طور یکپارچه بتن ریزی می شود و بتن کمتری نسبت به سقفهای بتن آرمه معمولی مورد نیاز است .

7) مقاومت سقف اجرا شده با تیرچه بلوک در برابر نیروهای افقی ( باد – زلزله ) بسیار خوب است .

8) به علت تو خالی بودن بلوک سقف عایق حرارتی و صوتی خوبی است .

9) به علت مسطح بودن زیر سقف در مقایسه با طاق ضربی ضخامت نازک کاری به حداقل می رسد و بار مرده سقف کمتر می شود .

10) با توجه به مصرف کم فولاد از نظر اقتصادی مناسب است .
پاسخ با نقل قول

آرماتور تقویتی ، حداقل و حداکثر در مقاطع تیر ستون

مطابق بند 9-20-3-2-1 در تمامی مقاطع عضو خمشی نسبت آرماتورها هم در پایین و هم در بالا ،نباید از 1.4/fy کمتر و نسبت آرماتور کششی نباید از 0.025 بیشتر اختیار شود..حداقل دو میلگرد با قطر مساوی یا بزرتر از 12 میلیمتر باید هم در پایین و هم در بالای مقطع در سراسر طول ادامه یابد.

- در ستون ها با معرفی آرایش و ابعاد میلگردها ظرفیت مقطع ستون کنترل می شود.اما در تیرها مساحت میلگرد طولی بالا و پایین مقطع محاسبه شده واز تفاوت میزان مساحت میلگرد های طرح شده در تیر با حداکثر میلگردهای مجاز استفاده در تیر ها ،میزان آرماتور های تقویتی محاسبه خواهد شد.

ضوابط آیین نامه در مورد حداکثر درصد میلگرد در ستونهای قاب بتنی با شکل پذیری متوسط برابر 6% و حداقل میلگرد مقطع ستون بابر 1% میباشد. این مقدار طبق تبصره ب بند18-4-2-1 آیین نامه مبحث 9 در نواحی وصله ها میبایست نصف درصد حداکثر میلگرد رعایت شود و چنانچه از آرماتور طولی نوع S400 استفاده شود نسبت آرماتور در خارج از محل وصله به 4.5% محدود میشود .

دو روش اجرایی برای تعیین تعداد و طول ارماتورهای طولی و تقویتی:

در روش اول به کمک خروجی های Etabs ، پس از نمایش خروجی مربوط به سطح مقطع آرماتورها در نرم افزار ، ابتدا طبق رابطه مندرج در آئین نامه بتن ایران سطح مقطع آرماتور خمشی حداقل برای تیربا ابعادی که درابتدا تعریف کردیم تعیین می شود . (Asmin=1.4*b*d/fy) عدد حاصله بر حسب میلیمتر مربع است . این عدد را بر سطح مقطع میلگردی که قصد داریم از اون به عنوان آرماتور سراسری استفاده کنیم تقسیم کرده و عدد حاصل را به بالا گرد می کنیم . (مثلاً آرماتور نمره 18 ، 20 یا 22 ) این تعداد آرماتور ، آرماتور سراسری میباشد که در تمام طول تیر قرار داده می شود . حال سطح مقطع این آرماتور سراسری را از مقدار سطح مقطع آرماتور ایستگاههای نشان داده شده روی تیرها کم می کنیم. عددی که حاصل میشود سطح مقطع آرماتور تقویتی در ایستگاه مورد نظر است که می توان بر حسب نمره آرماتور تقویتی مصرفی تعداد آنرا تعیین کرد . در ایستگاههایی که سطح مقطع آرماتور سراسری تیر از عدد ثبت شده در ایستگاههای روی تیر بیشتر است نیاز به تقویتی نیست و همان ارماتور سراسری کفایت می کند . در عمل سه ایستگاه داریم . دو سر تکیه گاه و وسط دهانه . معمولاً رایج است برای سهولت در اجرا در وسط دهانه آرماتور تقویتی نمی گذارند و تقویتی ها را در تکیه گاهها قرار می دهند . برای این کار شاید مجبور شویم سطح مقطع آرماتور سراسری رامقداری بیشترازآرماتورحداقل بگیریم تا در وسط دهانه نیاز به تقویتی نباشد . اما برای تعیین طول تقویتی ها روش اصولی استخراج دیاگرام ممان تک تک تیرها از نرم افزار و تعیین طول تقویتی ها از روی انهاست که جهت وقتگیر بودن در اجرا از روشهای ساده شده و اجرایی دیگری استفاده می شود که برگرفته از همان روشهای اصولی هستند و حجم محاسبات را کاهش داده و کار مهندس محاسب را ساده می کنند. مثل شکلی که در صفحه 266 کتاب بتن مسلح طاحونی فصل پیوستگی و مهاری امده است و یک طرح اجرایی برای تعیین طول تقویتی ها در تکیه گاه و وسط دهانه برای دهانه های میانی و کناری ارائه می دهد .

- اما در روشی دیگر پس از گرفتن خروجی طراحی از Etabs ،طبق آیین نامه مبحث 9 در بند 9-20-3-1-2-3 باید به اندازه 5/1 میزان آرماتور طولی در برنامه در تکیه گاه قرار گیرد ،این مقدار آرماتور طولی را به صورت سر تاسری بندازید. مثلا اگر عدد گوشه ای 20 و عدد وسط 7 همون 7 سانتی متر مربع رو به تعداد آرماتور سرتاسری تبدیل میکنیم و بقیه رو تقویتی میندازیم. برای آ رماتور های تقویتی میبایست به مقدار L/3 از هر طرف دهانه ادامه دهیم . قطع عملی به مقدار ارتفاع موثر مقطع و 12 برابر قطر ارماتوری که قطع میشود، بیشتراز قطع تئوری است.

نحوه تعیین نمره و تعداد و فواصل خاموتها در تیر به کمک خروجی نرم افزار :

معمولا ضوابط خاموت گذاری در ناحیه ویژه در تیرها(2 برابر ارتفاع تیرh) باعث میشود که حداقل مقدار سطح مقطع مورد نیازبرای آرماتور برشی در تیرها از مقدار نتیجه داده شده در نرم افزار بیشتر شده که معمولا از آرماتور 10 و توجه به حد اکثر فواصل الزام شده برای خاموت گذاری در ناحیه ویژه(حداکثر فاصله=h/4) و ناحیه عادی (حداکثر فاصله=h/2 )در تیر خاموت گذاری انجام میگیرد.

- تیرهایی که بصورت مفصلی مدل شده اند(اتصالات تیر به تیر)نیازی به رعایت ناحیه ویژه درخاموت گذاری نیست زیرا زلزله تاثیری نداشته و نیازی به رعایت ضوابط ویژه نیست و از خاموت گذاری یکنواخت بر مبنای برش حداکثر انتهایی استفاده میکنیم.

- میلگردهای طولی تیر ها و ستون ها و میلگردهای پی از جنس AIII میاشد و میلگرد های عرضی AII و هر دو آجدار فرض میشود.(معمولا میلگردهای طولی مرغوب تر از عرضی هستند). استفاده از میلگرد های AIII برای میلگرد عرضی به جهت سختی زیاد آن در نواحی خم میلگرد موجب ترک میگردد. میلگرد های طولی و عرضی دیوار برشی از جنس AII میباشد.

- برای میلگردهای اصلی تیرو و ستون ها پوشش میلگرد تا روی خاموت حداقل 3.5 سانت میباشد در حالیکه برای آرماتورهای اصلی پی این مقدار حداقل 5 سانت میباشد.پی ها با توجه به اینکه با خاک تماس دارند باید پوشش خالص بیشتری نسبت به تیر و ستون ها داشته باشند.

تمیز کردن نمای ساختمان .....



تمیز کردن نمای ساختمان ......




در تمیز کردن نمای ساختمان نکاتی را باید رعایت کرد که به شرح زیر می باشد :

1- به طور مسلم ، در مواقع بنایی روی سطوح دیوارهای آجری ، سنگهای نما ، اندودهای سیمانی و اندودهای شیمیایی ملات پاشیده می شود که قبل از سکنی گزیدن در ساختمان باید این ملاتها از سطح نما گرفته شود.

2- شوره سفید رنگ در آجرهایی دیده می شود که در اثر مکش آب و یا جذب رطوبت ، نمکهای موجود در گل پخته را به شکل کپک بر سطح آجرکاری ساختمان نمایان می سازند. ابتدا به علت ناچیز بودن آن را جارو می زنیم . چنانچه شوره زیاد باشد ، آن را چند بار با آب و جارو می شوییم . اگر با شستن برطرف نشد ، با اسید رقیق و برس سیمی ، شوره های حاصله را از نما پاک می کنیم.

3- در شهرهای بزرگ صنعتی ، سطوح تمامی بناهایی که در کنار کارخانه ها قرار دارند ، ممکن است دوده بگیرد . چنانچه دوده چرب نباشد ، با جارو و گردگیری می توان آن را تمیز کرد. اما اگر دوده چرب باشد ، به نسبت غلظت چربی آن از اسیدهای رقیق تا غلیظ استفاده می کنیم که پس از مصرف ، فورا باید سطح نما را با آب بشوییم . قابل توجه اینکه استفاده از اسید غلیظ باید به اندازه ای باشد که سطح آجرکاری و یا سنگهای آهکی دچار فرسودگی و خوردگی نشود.

4- زنگ فلزات مانند آهن و مس بر سطح نما اثرات ناهنجاری می گذارد.

5- رشد خزه ها نیز بر دیوار نما اشکالاتی ایجاد می کند و باید زدوده شوند ؛ زیرا ریشه های فرعی در بند آجرکاری که ملات خاکی دارد ، اثر می کند و باعث لقی و جا به جایی آجرها می شود . همچنین حشرات و باکتریها لابه لای شاخه ها و برگهای خزه ها لانه می کنند و زندگی انسان را دچار مخاطره می سازند.

6- شوره بر اثر رطوبت موضعی مانند ترکیدگی لوله در خاک و دیوار پیش می آید و نما را نا زیبا می سازد که رفع نقایص آن را در بالا شرح دادم.

7- پاشیدگی قیر یا آسفالت در سطح دیوار و نما به هنگام کار که نحوه برطرف کردن آن ذکر خواهد شد.

8- رنگهای روغنی مانند نقاشیها و شعار نویسی دیواری .

9- دوده قهویه ای و سیاه که از دودکش بخاریها بوجود می آید.

10 – نماهای رنگ آمیزی شده که بر اثر مرور زمان ، لکه لکه و یا بی رنگ می شوند و در این حالت ، باید دوباره رنگ آمیزی شوند.

در ادامه به طور کامل موارد ذکر شده را توضیح خواهم داد .....

روش تمز کردن نمای ساختمان :

1- زمانی که جرمه روی نما ناچیز و سطحی است ، می توانیم روی آن آب بپاشیم و هنگام حرکت آب از بالا به طرف پایین ، با سنباده غیر سیمی یا مویی و در مواردی سنگساب دستی سطح را سایش دهیم . سپس با آب گرفتن جرمها ، نما را تمیز کنیم.

2- اگر جرم روی نما زیاد باشد ، یا نما به رنگ روغنی آغشته باشد و یا مورد دیوارنویسی واقع شده باشد ، برای تمیز کردن آن ، از روش تمیز کردن مکانیکی و وزش ماسه ای با فشار دستگاه استفاده می کنیم . در این روش ، باید فشار ماسه ای بحدی باشد که نما دچار خلل و فرجهای ریز نکند. معمولا این روش برای نماهایی مفید است که مصالح سخت دارند ؛ مانند سنگ کاریهای تزئینی . در این دستگاه ، چهار نوع شلنگ با قطرهای مختلف وجود دارد که از آنها برای زدودن جرم استفاده می شود. لازم به ذکر است که نوع ماسه های به کاررفته در این عمل باید غیر سیلیسی باشد تا برای کارگران زیان آور نباشد و همین طور غبارهایی را که از ماسه به وجود می آید ، پس از پایان کار با آب می شوییم و تمیز می کنیم . بدیهی است که پاشیدن آب ممکن است از درزها به قسمتهای داخلی ساختمان اثر کند . در آخر نیز توجه گردد که برسهای مکانیکی که با چرخش و حرکت دورانی سطح را تمیز می کنند باید با دقت انجام شوند تا اولا امواجی در سطح نما بوجود نیاید و ثانیا گرد حاصله برای کارگران زیان آور نباشد.

تمیز کردن نما با مواد شیمیایی :

برخی از مواد شیمیایی و نمکها می توانند در نما های سنگی ، آجری و نما با مصالح دیگر ، خسارت کلی وارد آورند و باعث تخریب آنها و یا به وجود آمدن لکه و حفره هایی در سطوح شوند که بین آنها به موارد زیر اشاره می کنم :

1- اسید رقیق فلوئوریدریک : این اسید را به مقدار 10% با آب مخلوط می کنیم و با قلم ، چکته و یا فرچه بر سطحی که قبلا با آب خیس شده است ، می مالیم . سپس با برس چرمی سایش می دهیم و بلافاصله با آب می شوییم.

2- اسید فسفریک : برای پاک کردن زنگ آهن ، محلول اسید فوق را با سمپاش و یا برس به سطحی که قبلا خیس کرده ایم ، میزنیم و با برس نرم دیگری بر کحل آن می کشیم و بلافاصله آن را با آب شستشو می ئهیم . این اسیدها سطح شیشه را می خورند و دچار یخزدگی می کنند . به این ترتیب ، جلای سنگهای نما در کنار پنجره و یا نماسازی رو کار از بین می رود . در ضمن ، تخته های زیر پایی را فاسد و در بعضی موارد سوراخ می کنند . پاشیدن شدن اسید مذکور بر دست و بدن سبب سوختگی شدید می شود.

3- تمز کردن بوسیله بخار آب : با دستگاه ، آب گرم و بخار را بر سطح کار می پاشیم . برخی از موارد سطح نما در بخار آب حل و شسته می شود ؛ اما استفاده از این روش از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست . در آخر نیز نکته ای را بنده یادآوری می کنم که قبل از استفاده از مواد شیمیایی جهت تمیز کردن کل نما ، سطح کوچکی را به طور آزمایشی تمیز می کنیم و پس از اطمینان از اینکه اشکالی پیش نخواهد آمد ، نما را پاک خواهیم کرد. در مواردی ، استفاده از آب تنها ، سبب انتقال نمکها از دل کار بر سطح کار می شود که در این صورت ، سطح کار دائم شوره می زند.

تمز کردن دوده از نما با شستشو :

1- لکه هایی را که از دوده بخاری حاصل می شود ، می توان با آب گرم و مواد کف کننده ، بویژه صابون شست.

2- چنانچه دوده چرب باشد ، دو تا سه بار شستشو با آب و صابون ، تمیز می شود.

3- چنانچه دوده بسیار چرب باشد ، می توان از گل " مهل" یا " تالک" و یا " تری کلروراتیلن"

خمیری تهیه کرد و بر سطح لکه گذاشت و پس از خشک شدن ، سطح مذکور را با برس تراشید و چربی غلیظ را از آن گرفت. و باید دقت شود که این عمل در هوای آزاد انجام شود تا خطر تنفسی برای کارگران پیش نیاید. لازم به ذکر است که گرفتگی در دودکشهای داخلی مانند آبگرمکن و بخاری به علت سطوح غیر صیقلی آنهاست . دود در خلل و فرجهای آنها و بویژه در لوله های سیمانی نشست و پس از مدتی دودکش را مسدود می کند . معمولا از پشت بام ، سنگ کیلو را با طنابی محکم به درون سوراخ دودکش می بندیم و بعد بالا و پایین می کشیم . با این عمل ، دوده ها از سوراخ آن بیرون می ریزد . اگر پارچه زبری نیز اطراف وزنه ببندیم ، جداره دودکش بمراتب بهتر پاک می شود. در بازار ایران نیز وسیله موجود می باشد که مجموعه ای از فنرها و وزنه است که برای تمیز کردن دودکش ها مورد استفاده قرار می گیرد.

پاک کردن اثرات قیر و قطران از روی نمای ساختمان :

1- لکه های قیر و قطران را می توان تراشید و اثرات باقی مانده آن را با خمیری که از ترکیب " تالک" و یا " گل مهل" حلالی همچون " تولوئن " و یا " تری کلروراتیلن " و یا " جوهرهای معدنی" به دست می آید ، پاک نمود. پس از خشک شدن خمیر ، آن را با برس از سطح نما می تراشیم . به طور مسلم ، چون این مواد شیمیایی است ، کارکردن با آنها با احتیاط و دقت لازم انجام شود .

2- هنگام صبح که هوا خنک است ، با احتیاط کامل می توان با ضربه نوک کاردک ، قیر را از سطح کار تراشید.

3- می توانیم پارافین را روی محلی که قیر به صورت مذاب و لکه بر سطح آجرکاری نشسته است ، بکشیم و لکه ها را پاک کنیم.

4- لوله های بخاریهایی که گالوانیزه نیستند ، در اثر آب باران و برف ، زنگ آبه قهوه ای رنگی در سطح نما ایجاد می کنند که با آغشته سازی محل به محلول پارافین ، لکه ها از بین خواهند رفت .

5- اثرات موجود از لکه های قهوه ای منگنز را نیز با یک واحد " پراکسید هیدروژن " و یک واحد " اسید استیک " که در چهار واحد آب حل می کنیم ، می توانیم از بین ببریم.

6- در تماس چربیهای مرطوب با نما ، رنگهای خاکستری و قهوه ای که از صمغ چوب و یا مازوت خارج می شود ، بر سطح نما اثر می کند. برای پاک کردن آنها ، محلول اسید " اکزولیک " را در چهار واحد آبگرم و داغ حل می کنیم. سطح رنگی را با محلول به دست آمده آغشته می کنیم و با مالش برس سیمی ، نگها را از بین می بریم .

باز هم و باز هم یادآوری می کنم که چون مواد مصرفی ، شیمیایی هستند باید این کارها را با وسایل کامل ایمنی و توجه خاص به اصول صحیح انجام داد. 

خوردگی

خوردگی در زبان فارسی ترجمه واژه ای انگلیسی  (Corrosion) است که معنای آن جویده شده و گاز گرفته شده است. به نظر می‌رسد ظاهر قطعه خورده شده ، این تداعی معنایی را سبب شده باشد. برای بیشتر مردم، خوردگی با مصادیقش شناخته می‌شود، از قبیل زنگ زدگی و سیاه شدن قاشقهای نقره‌ای. در واقع خوردگی همه اینها هست، اما به‌تنهایی هیچ یک نیست. بطور مثال ، زنگ زدگی فقط به خوردگی آلیاژهای آهن اطلاق می‌شود.

 استاندارد ایزو 8044 ، خوردگی را بدین شکل تعریف می‌کند:

«« واکنش فیزیکی – شیمیایی متقابل بین فلز و محیط اطرافش که معمولا دارای طبیعت الکتروشیمیایی است و نتیجه‌اش تغییر در خواص فلز می‌باشد. این تغییرات خواص ممکن است منجر به از دست رفتن عملکرد فلز ، محیط یا دستگاهی شود که این دو ، قسمتی از آن را تشکیل می‌دهند. »»

 خوردگی ، اثر تخریبی محیط بر فلزات و آلیاژها میباشد. خوردگی ، پدیدهای خودبهخودی است و همه مردم در زندگی روزمره خود ، از بدو پیدایش فلزات با آن روبرو هستند. در واقع واکنش اصلی در انهدام فلزات ، عبارت از اکسیداسیون فلز است.

فلزات در اثر اصطکاک ، سایش و نیروهای وارده دچار تخریب میشوند که تحت عنوان خوردگی مورد نظر ما نیست.

همان طور که گفته شد خوردگی یک فرایند خودبخودی است، یعنی به زبان ترمودینامیکی در جهتی پیش میرود که به حالت پایدار برسد. اگر آهن را در اتمسفر هوا قرار دهیم، زنگ میزند که یک نوع خوردگی و پدیدهای خودبهخودی است. انواع مواد هیدروکسیدی و اکسیدی نیز میتوانند محصولات جامد خوردگی باشند که همگی گونه فلزی هستند.

ترمودینامیک و خوردگی

ترمودینامیک یکی از رشته های فیزیکی – شیمی، است. یکی از ویژگی‌های علم ترمودینامیک این است که می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا واکنشهای خاصی رخ خواهند داد یا نه. تعیین زمانی واکنشی که ترمودینامیک ، انجام آن را پیش بینی می‌کند، موضوع علم سینتیک است. خوردگی را می‌توان میل ترمودینامیکی برای بازگشت به اصل خود فلز دانست و آن را چنین توضیح داد:

فلزات اکثرا به شکل ترکیبات شیمیایی در سنگهای معدنی موجود هستند. فلز در این حالت به خاطر وضعیت ترمودینامیکی خود ، حالت پایدار دارد، یعنی از نظر ترمودینامیکی اگر نیرویی از خارج بر سنگ معدن وارد نشود، فلز میل دارد که در سنگ بماند و حالت ترکیبی خود را حفظ نماید. وقتی سنگ معدن از معدن جدا می‌شود، طی فرآیندهای خاصی ، فلز از سنگ استخراج می‌شود و به حالت فلز خالص در می آید.

عمل استخراج فلز ، از نظر شیمیایی یک فرآیند الکترون گیری یا احیا به حساب می‌آید. به این ترتیب فلز موجود در سنگ معدن ، الکترون می‌گیرد و به حالت فلز خالص در می‌آید. اما در اینجا وضعیتی ناگوار وجود دارد: الکترونهایی که طی فرآیند استخراج گرفته شده‌اند، برای فلز به شکل مهمان ناخوانده در می‌آیند. فلز علاوه بر الکترونهایی که خود دارد، الکترونهای زیادتری را نیز طی استخراج به سوی خود فرا خوانده ، با مهمان کردن الکترونهای اضافی از چنگ سنگ گریخته است. اما این مهمانان تبدیل به ناخواستگانی شده‌اند که فلز دائما در جستجوی راهی برای بیرون راندن آنهاست. به زبان ترمودینامیکی ، بی‌قراری فلز را ناپایداری ترمودینامیکی می‌نامند.

هنگامی که فلز موفق به از دست دادن الکترون می‌شود، واکنش اکسیداسیون رخ می‌دهد و می‌گویند خوردگی اتفاق افتاده است. وقتی فلز خورده شد، آنچه از واکنش باقی می‌ماند (اصطلاحا محصولات خوردگی) به لحاظ ترمودینامیکی پایدار خواهد بود و از این نظر مانند فلز در حالت معدنی (در حالتی که به شکل ترکیب در سنگ معدن وجود داشت) رفتار می‌کند.

 جالب آنکه از نظر شیمیایی نیز محصولات خوردگی مثل سولفات آهن ، اکسید روی و غیره ، همان ترکیباتی هستند که در سنگ معدن فلز یافت می‌شود.

خوردگی ، یک واکنش طبیعی

از آنچه گفته شد، می‌توان نتیجه گرفت که خوردگی یک واکنش طبیعی است و انجام می‌شود. اما چنانکه خواهیم دید، خوردگی دارای زیانهای بسیاری است که ما را وادار می‌کند تا ترجیح دهیم این واکنش انجام نشود. انجام نشدن خوردگی مثل آن است که بخواهیم آبشاری به جای آنکه از بالای صخره به پایین بریزد، از پایین به بالا بریزد. اگر چه امکان ندارد که ریزش آبشار را وارونه کنیم، اما خواهیم دید که روشهایی وجود دارند که با استفاده از آنها می‌توان نه تنها خوردگی را مهار کرد، بلکه آن را برعکس نمود

 

فرایند خودبه‌خودی و فرایند غیرخودبه‌خودی

خوردگی یک فرایند خودبخودی است، یعنی به زبان ترمودینامیکی در جهتی پیش می‌‌رود که به حالت پایدار برسد. البته M+n می‌‌تواند به حالتهای مختلف گونه‌های فلزی با اجزای مختلف ظاهر شود. اگر آهن را در اتمسفر هوا قرار دهیم، زنگ می‌‌زند که یک نوع خوردگی و پدیده‌ای خودبه‌خودی است. انواع مواد هیدروکسیدی و اکسیدی نیز می‌‌توانند محصولات جامد خوردگی باشند که همگی گونه فلزی هستند. پس در اثر خوردگی فلزات در یک محیط که پدیده‌ای خودبه‌خودی است، اشکال مختلف آن ظاهر می‌‌شود.

 بندرت می‌‌توان فلز را بصورت فلزی و عنصری در محیط پیدا کرد و اغلب بصورت ترکیب در کانی‌ها و بصورت کلریدها و سولفیدها و غیره یافت می‌‌شوند و ما آنها را بازیابی می‌‌کنیم. به عبارت دیگر ، با استفاده ‌از روشهای مختلف ، فلزات را از آن ترکیبات خارج می‌‌کنند. یکی از این روشها ، روش احیای فلزات است. بعنوان مثال ، برای بازیابی مس از ترکیبات آن ، فلز را بصورت سولفات مس از ترکیبات آن خارج می‌‌کنیم یا اینکه آلومینیوم موجود در طبیعت را با روشهای شیمیایی تبدیل به ‌اکسید آلومینیوم می‌‌کنند و سپس با روشهای الکترولیز می‌‌توانند آن را احیا کنند.

 برای تمام این روشها ، نیاز به صرف انرژی است که یک روش و فرایند غیرخودبه‌خودی است و یک فرایند غیرخودبه‌خودی هزینه و مواد ویژه‌ای نیاز دارد. از طرف دیگر ، هر فرایند غیر خودبه‌خودی درصدد است که به حالت اولیه خود بازگردد، چرا که بازگشت به حالت اولیه یک مسیر خودبه‌خودی است. پس فلزات استخراج شده میل دارند به ذات اصلی خود باز گردند.

 در جامعه منابع فلزات محدود است و مسیر برگشت طوری نیست که دوباره آنها را بازگرداند. وقتی فلزی را در اسید حل می‌‌کنیم و یا در و پنجره دچار خوردگی می‌‌شوند، دیگر قابل بازیابی نیستند. پس خوردگی یک پدیده مضر و ضربه زننده به ‌اقتصاد است.

خوردگی از ۸ روش می تواند به سطوح فلزی حمله کند . این ۸ روش عبارتند از :

 

1-حمله یکنواخت Uniform Attack : در این نوع خوردگی که متداول ترین نوع خوردگی محسوب می شود ، خوردگی به صورتی یکنواخت به سطح فلز حمله می کند و به این ترتیب نرخ آن از طریق آزمایش قابل پیشبینی است .

 

2-خوردگی گالوانیک Galvanic Corrosion : این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که دو فلز یا آلیاژ متفاوت ( یا دو ماده متفاوت دیگر همانند الیاف کربن و فلز ) در حضور یک ذره خورنده با یکدیگر تماس پیدا کنند . در منطقه تماس ، فرایندی الکترو شیمیایی به وقوع می پیوندد که در آن ماده ای به عنوان کاتد عمل کرده و ماده دیگر آند می شود . در این فرآیند کاتد در برابر اکسیداسیون محافظت شده و آند اکسید می شود .

 

3-خوردگی شکافی Crevice Corrosion : این ساز و کار وقتی رخ می دهد که یک ذره خورنده در فاصله ای باریک ، بین دو جزء گیر کند . با پیشرفت واکنش ، غلظت عامل خورنده افزایش می یابد . بنابراین واکنش با نرخ فزاینده ای پیشروی می کند.

 

4-آبشویی ترجیحی Selective Leaching : این نوع خوردگی انتخابی وقتی رخ می دهد که عنصری از یک آلیاژ جامد از طریق یک فرآیند خوردگی ترجیحی و عموما با قرار گرفتن آلیاژ در معرض اسیدهای آبی خورده می شود . متداول ترین مثال جدا شدن روی از آلیاژ برنج است . ولی آلومینیوم ، آهن ، کبالت و زیرکونیم نیز این قابلیت را دارند .

 

5-  خوردگی درون دانه ای Intergranular Corrosion : این نوع خوردگی وقتی رخ می دهد که مرز دانه ها در یک فلز پلی کریستال به صورت ترجیحی مورد حمله قرار می گیرد . چندین عامل می تواند آلیاژی مثل فولاد زنگ نزن آستنیتی را مستعد این نوع خوردگی سازد؛ از جمله حضور ناخالصی ها و غنی بودن یا تهی بودن مرزدانه از یکی از عناصر آلیاژی .

 

6-خوردگی حفره ای Pitting Corrosion : این نوع خوردگی تقریبا همیشه به وسیله یون های کلر و کلرید ایجاد می شود و به ویژه برای فولاد ضد زنگ بسیار مخرب

نقش عایق کاری در ساختمان

عایق کاری نقش بسیار مهمی در گرم نگه داشتن ساختمان در فصل زمستان و خنک نگه داشتن آن در فصل تابستان دارد . به کمک عایق کاری می توان یک خانه را در زمستان 5 درجه گرمتر و در تابستان 10 درجه خنک تر نگه داشت .

انواع عایق کاری :

1- عایق هایی که در ساختار آنها حبابهای هوا وجود دارد و باعث کاهش هدایت حرارت می شوند

2- عایق هایی که حرارت را باز می تابند .پشت این عایق ها باید حدود 20 میلی متر فاصله هوایی تعبیه شود .

 عایق ها چگونه ارزیابی می شوند ؟

 فاکتور مهم در انتخاب عایق ها ، میزان مقاومت حرارتی آن هاست .هر قدر n مقاومت بالاتر باشد ، عایق حرارت را کمتر از خود عبور می دهد و صرفه جویی که به همراه دارد افزایش می یابد ، پس به جای ضخامت عایق ها ،باید مقاومت حراتی آن ها با هم مقایسه شوند.

عایق های گوناگون با مقاومتهای حرارتی برابر ، از نظر میزان صرفه جویی در انرژی همانند هستند و تنها اختلاف آنها در قیمت و محل کاربرد است .

 چه جاهایی باید عایق کاری شوند؟

 - سقفها : با عایق کاری سقف مصرف انرژی برای گرمایش و سرمایش ساختمان 35% تا 45% کاهش می یابد .

- دیوار های خارجی : مصرف انرژی برای گرمایش و سرمایش ساختمان را حدود 15% کاهش می دهد.

- کف : مصرف انرژی در زمستان را 5% کاهش می دهد .

- لوله های آبگرم : برای عایق کاری لوله های آبگرم می توان از عایق های پتویی یا عایقهایی که به طور ویژه برای لوله ها ساخته شده و به راحتی قابل نصب هستند استفاده کرد .

سقف و کف ساختمان های موجود را می توان به راحتی عایق نمود .

بر اساس مقررات ملی ساختمان ، تمامی ساختانهایی که ساخته می شوند باید به اندهزه کافی عایق کاری شوند . میزان عایق مورد نیاز در همین مقررات تعیین شده است .

 چند راهنمایی کلی برای نصب عایق ها

عایق ها در صورتی خوب کار خود را نجام می دهند که به طور صحیح نصب شده باشند.موارد زیر به شما کمک می کند تا بهترین کارایی از عایقهایی که نصب می کنید ببینید

- هرگز عایق را فشرده نکنید .عایق باید پس از نصب همان ضخامت اولیه خود را داشته باشد در غیر این صورت مقدار مقاومت حرارتی آن کاهش می یابد و نمی توان آن طور که انتظار می رود جلوی انتقال حرارت را بگیرد

- عایق کاری را به طور کامل روی تمام سطح انجام دهید . چرا که اگر تنها 5% از سطح خالی بماند ، ممکن است تا 50% از کارایی عایق کاری کاسته شود .

- مواد عایق را باید خشک نگه داشت ، زیرا به استثنای پلی استایرن که نسبت به آب مقاوم است ،بقیه عایق ها بر اثر رطوبت کارایی آنها پایین می آید . در برخی عایق های آزاد مقدار مقاومت حرارتی متناسب با تراکم عایق است نه ضخامت آن . در این عایق ها ، مقدار مقاومت ممکن است بعد  از مدتی تا 20%  کاهش یابد . از این رو باید بعد از نصب کننده عایق تضمین گرفت .

-از عایق های آزاد در سقف هایی که شیب زیادی دارند استفاده نکنید.

-در صورت استفاده از عایق های بازتابنده باید حتما پشت آنها یک لایه هوای ساکن به ضخامت 20 میلی متر وجود داشته باشد .تمام سوراخها و پارگی ها و درزها باید با نوارچسب پوشیده شوند.

-اطراف کابل های برق و لوازم الکتریکی را هرگز عایق کاری نکنید ،ایمن بودن عایق کاری باید توسط یک فرد متخصص بررسی شود .

-در فاصله کمتر از 90 میلی متر فنهای خروجی عایق نصب نکنید .

- در فاصله کمتر از 25 میلی متر حبابهای لامپ و سرپیچ آنها عایق کاری نکنید .

مفهوم سیستم سازه های فولادی سبک (LSS) چیست؟


1- مقدمه

1-1- مفهوم سیستم سازه های فولادی سبک (LSS) چیست؟
سیستم سازه¬های فولادی سبک (LSS)، یک سیستم سازه¬ای پیشرفته است که در انواع ساخت و سازها مانند ویلاها، خانه های ویلایی تک خانوار و چندخانوار ، ساختمانهای مسکونی، اداری و صنعتی یک، دو و سه طبقه، هتل¬ها و هتل آپارتمانها، ساختمانهای مدارس و دانشگاهی، رستورانها و .... دارای کاربرد می¬باشد.

سیستم سازه های فولادی سبک (LSS) یکی از مناسبترین سیستم¬های ساختمانی است که امروزه در جهان مورداستفاده قرار می¬گیرد. اصلی ترین عامل در سازه¬ای فولادی سبک، مقاطع فولادی جدار نازک (LGS) می¬باشد.

مقاطع فولادی جدار نازک، مقاطع فلزی سرد نورد شده¬ای می¬باشند که با استفاده از ورقهای فولادی نازک و با استفاده از روش Roll Forming شکل دهی می¬شوند. داشتن ضخامت یکنواخت در عرض مقاطع و استفاده از روش  Roll Forming برای ساخت آنهاست که باعث می¬گردد، تولید مقاطع در حجم بسیار بالا و با کیفیت مناسب و یکنواخت انجام گیرد.

مقاطع فولادی جدار نازک، سبک بوده و به راحتی قابل حمل می¬باشند. بخشهای مختلف ساختمان را به راحتی می توان با این مقاطع مونتاژ نمود. این عوامل باعث میگردد که عملیات ساخت با این سیستم بسیار سریع باشد.


1-2- مزایای مقاطع فولادی جدار نازک

اغلب مصالح مورد استفاده در سیستم سازه های فولادی سبک قابل بازیافت بوده و 100 درصد مصالح پرتی که در طول ساخت سیستم ایجاد میگردد، قابل بازیافت می باشد.

مقاطع فولادی جدار نازک مقاطع بسیار مقاومی در مقابل خوردگی، کج شدگی و ایجاد ترک می باشند.

مقاطع مورد نیاز برای ساخت ساختمان با سیستم (LSS) می توانند با طول های دقیق مورد نیاز سفارش داده شوند که این کار باعث می گردد حجم عملیات و تعداد کارگر مورد نیاز در محل سایت کاهش یافته و نیز پرت مصالح به حداقل ممکن برسد. مصالح مورد نیاز برای ساخت این سیستم حداقل 60 درصد سبک تر از مصالح مرسوم در ساخت و ساز می‌باشد.

جهت گیری کنونی سازه های فولادی سبک به سمت تکنیک پانل های پیش ساخته (Panelization) است که در این روش دیوارهای ساختمان در محل کارخانه و تحت شرایط کنترل شده مونتاژ شده و سپس به محل سایت جهت نصب منتقل می گردند. این روش باعث بالا رفتن سرعت نصب این سیستم در محل کارگاه می گردد. پروسه شکل دهی و ساخت مقاطع فولادی جدار نازک یک سری سوراخهای استاندارد در جان این مقاطع ایجاد مینمایند که عبور دادن سیم ها و لوله ها از داخل این سوراخها باعث ایجاد تسهیل در نصب سیستم های الکتریکی و لوله کشی ها در داخل دیوار می گردند.

2- بررسی سبکی و عدم وزن قابل توجه سازه‌های فولادی جدار نازک

در این سیستم ساختمانی بار مرده کف حدود ( (kg/m270 و در صورت نیاز به بتن سبک فوقانی جهت کاهش ارتعاشات و انتقال صدا، حدود (kg/m2)50 به آن اضافه می شود. بتن سبک فوقانی برای ساختمانهای متداول مسکونی الزامی نبوده و برای هتل¬ها و یا کاربری‌های خاص توصیه شده است. بار مردة دیوارهای خارجی حدود (kg/m2)50 (یکطرف plywood و یکطرف پانل گچی) و برای دیوارهای داخلی حدود (kg/m2)40 (دو طرف پانل گچی) می باشد.
 
بار مرده سقف‌های شیبدار با توجه به نوع سقف حدود (kg/m2)80~  30 می‌باشد. جزئیات اجرایی دیوارهای داخلی و خارجی و کف‌ها و سقف‌های شیبدار مربوط به این سیستم سازه‌ای در شکل‌های 1 تا 4 آورده شده است.

با توجه به موارد ذکر شده نتیجه می‌شود که وزن این سیستم سازه‌ای در مقایسه با سیستم سنتی حدود 30%  آن می‌باشد. بنابراین با توجه به وزن کم این سیستم سازه‌ای، فونداسیون مورد نیاز برای این سازه‌ها بصورت شناژ فقط در زیر دیوارهای باربر با حداقل ابعاد مورد استفاده در فونداسیونها می باشد. و در زیر دیوارهای داخلی از یک دال بتنی به ضخامت حدود cm10 استفاده می‌شود.


3- بررسی دوام و گالوانیزاسیون سازه‌های فولادی جدار نازک
علت گالوانیزاسیون سازه‌های فولادی جدار نازک، افزایش عمر مفید مقاطع بکار رفته در برابر خوردگی می‌باشد. برای افزایش عمر مفید سازه‌ها، بهترین، موثرترین و اقتصادی‌ترین روش ‌استفاده از گالوانیزاسیون است. بنابراین تمامی مقاطع بکار رفته در این سازه‌ها، مقاطع گالوانیزه شده می‌باشند.

در این قسمت انواع پوششهای محافظ متداول در سازه‌های فولادی جدار نازک و نیز مشخصات فنی این پوششها ارائه می‌گردد. انواع پوششهای مورد استفاده به ترتیب ذیل می‌باشند.

- پوشش گالوانیزه:
در این پوشش فقط از روی استفاده می‌شود.

-پوشش galfan :
در این پوشش از 95 درصد روی و 5 درصد آلومینیوم استفاده می‌شود. این ترکیب بهتر از روی خالص عمل می‌کند.

-پوشش galvalume :

در این پوشش از 55 درصد آلومینیوم، 5/1 درصد سیلیکون و 5/43 درصد روی استفاده می‌شود. این پوشش در مقایسه با دو پوشش قبلی بهتر عمل می‌کند.

3-1- مشخصات وزنی و ضخامتی گالوانیزه

میزان پوشش بر روی ورق‌های فولادی بوسیله وزن پوشش کار شده بر حسب   (انس بر فوت مربع) یا  و یا بوسیله ضخامت پوشش کار شده اندازه‌گیری می‌شود. مقدار پوشش کار شده متداول در صنعت در جدول (1) آمده است.

جدول 1- وزن و ضخامت پوشش کار شده متداول در بازار


Coating Designation Minimum Requirement
Total Both Sides Thickness
Nominal per side
  
Zinc1     

G40/Z120 0.40 120 8.5 0.34
G60/Z180 0.60 180 12.7 0.51
G90/Z275 0.90 275 19.4 0.77

Galfan2     

GF45/ZGF135 0.45 135 9.8 0.39
GF60/ZGF180 0.60 180 13.3 0.53
GF90/ZGF275 0.90 275 19.8 0.79

Galvanume3     

AZ50/AZ150 0.50 150 20.0 0.80

همچنین در جدول (2) میزان حداقل پوشش لازم برای اعضای سازه‌ای و غیر سازه‌ای آورده شده است.


3-2- دوام مقاطع گالوانیزه شده
دوام مقاطعی که بوسیله روی گالوانیزه شده‌اند، تابعی از زمان قرار‌گیری در رطوبت و شرایط آب و هوایی محل می‌باشد. در حالتی که روی در محیط خشک و نسبتا تمیز نگهداری شود، میزان خوردگی آن بسیار پایین است.

3-3- کارکرد ورقه‌های گالوانیزه در ساختمانهای شهری

میزان خوردگی روی در صورت عدم قرار‌گیری در فضای باز بسیار کم می‌باشد. بنابر تحقیقات انجام شده این میزان در حدود µm1/0 در هر سه سال می‌باشد. بنابراین اگر یک دوره 300 ساله در نظر بگیریم می‌بایست از پوششی برابر با µm10 استفاده نماییم که معادل   می‌باشد. به عنوان مثال شکل 5 میزان خوردگی روی را برحسب زمان بنابر تحقیقات بعمل‌آمده روی ساختمانهای شهری لندن نشان می‌دهد.

3-4- خواص محافظتی روی

روی بعنوان پوشش محافظ ورقهای فولاد از دو جهت می‌تواند از فولاد محافظت نماید. یکی از جهت فیزیکی و دیگری حفاظت کاتدی می‌باشد. می باشد.

3-4-1-حفاظت فیزیکی روی

روی بر روی لایه فولاد به عنوان یک لایه محافظ فیزیکی عمل می‌نماید. این لایه خود مانعی برای رسیدن رطوبت به فولاد می‌شود. در صورتی که فرآیند گالوانیزاسیون بخوبی انجام شود، این پوشش نقش بسیار مهمی را در حفاظت از فولاد دارد.

3-4-2- حفاظت کاتدی
نقش مهم دیگر روی بعنوان پوشش محافظ، قابلیت روی در حفاظت از فولاد می‌باشد. وقتی لایه فولاد در معرض فضای باز (بر اثر بریدن یا خراش ) قرار می‌گیرد، لایه روی بصورت کاتدی از فولاد محافظت می‌کند. این قابلیت بدلیل الکترو‌نگاتیوتر بودن روی (واکنش پذیر‌تر بودن آن) می‌باشد. الکترونگاتیویته چند فلز در جدول (3) آمده است.

جدول 3- خاصیت الکترونگاتیویته چندین فلز

الکترونگاتیویته به تدریج از بالا به پایین کاهش می‌یابد.
منیزیم
روی
آلومینیوم
کادمیوم
آهن یا فولاد
فولاد آبدیده
سرب
قلع
مس
طلا


3-4-1- فرآیند خوردگی

میزان قدرت محافظت پوشش روی در محافظت از ورقهای فولاد بستگی به سرعت خوردگی روی دارد. بنابراین شناخت مکانیزم خوردگی روی کمک زیادی به شناخت عوامل موثر بر سرعت خوردگی دارد.

روی خالص در ابتدای قرار‌گیری در معرض هوای آزاد شروع به ترکیب و واکنش می‌دهد. در واکنش با هوا، روی با اکسیژن ترکیب شده و لایه‌ای نازک از اکسید روی تشکیل می‌دهد.

هنگامی که هوا مرطوب باشد، روی با آب واکنش داده و تشکیل هیدروکسید روی می‌دهد.

یکی دیگر از ترکیباتی که ممکن است در فضای آزاد تشکیل شود کربنات روی است، کربنات روی از واکنش هیدروکسید روی با دی اکسیدکربن موجود در هوا بوجود می‌آید. این ترکیبات بسیار نازک و پایدار می‌باشند. بنابراین سرعت خورده شدن روی در هر شرایط آب و هوایی، بسیار پایین می‌باشد. عوامل بسیار مهمی که در سرعت خورده شدن روی موثر است، زمان قرارگیری در معرض رطوبت و میزان آلودگی هوا می‌باشد.
 
خوردگی فقط زمانی اتفاق می‌افتد که سطح فلز مرطوب باشد. شرایط اسیدی و یا شرایط بازی قوی تاثیر بسیار زیادی روی سرعت خوردگی دارند و خوردگی را تشدید می‌نماید.

3-4-2- تاثیر مصالح ساختمانی بر پوشش فلزی
ملات :

ملات در حالت تر باعث خوردگی روی می‌گردد، هنگامی که ملات خشک می‌شود، جذب رطوبت صورت نمی‌پذیرد و کمتر باعث خوردگی روی می‌شود.

چوب :

از آنجایی که چوب با روی واکنش نمی‌دهد، چوب تاثیر مخرب بر روی ندارد. مثلا" می‌توانیم از میخهای گالوانیزه در چوب استفاده نماییم.

دیوارهای خشک و مصالح پیش ساخته مانند پانل‌های آماده: این مصالح هم بر روی و ورقهای گالوانیزه تاثیر نمی‌گذارند.

بتن :

بعلت قلیایی بودن در رطوبت بتن بخصوص در دوره عمل آوری، با روی واکنش داده و باعث تشدید خوردگی روی می‌شود. البته در دوره عمل‌آوری این میزان بتدریج کمتر می‌شود و اگر کیفیت بتن خوب باشد، باعث کاهش خوردگی و یا حتی محافظت از روی در زمان بعد از عمل‌آوری می‌شود.

مصالح فلزی :
 در مصالح فلزی عوامل مختلفی بر سرعت خوردگی روی موثر می‌باشد که مهمترین عامل قدرت الکترونگاتیویته فلزات نسبت به روی می‌باشد. همواره یکی از فلزات خورده و فلز دیگر محافظت می‌شود. در جدول (4) میزان سرعت خورده شدن روی در مقایسه با چندین فلز نشان داده شده است.


جدول 4- مقایسه سرعت خوردگی روی در معرض فلزات مختلف

سرعت خوردگی روی فلز
زیاد
کم
زیاد
زیاد
متوسط
متوسط
کم آهن
فولاد‌‌آبدیده
برنج
مس
سرب
نیکل
آلومینیوم

3-5- طراحی
با توجه به توضیحاتی که در قسمتهای قبل داده شده، حداقل پوشش محافظ مقاطع جدار نازک در جدول 5 خلاصه می‌شود.

جدول 5- حداقل پوشش محافظ مورد نیاز برای مقاطع جدار نازک

پوشش بر اساس استاندارد‌های ASTRL عضو سازه‌ای
Zinc-AL AL %5-Zinc Zinc 
AZ50/AZ150 GF45/ZGF135 G40/Z120 عضو داخلی غیر باربر
AZ50/AZ150 GF60/ZGF180 G60/Z180 عضو داخلی باربر
AZ50/AZ150 GF60/ZGF180 G60/Z180 عضو خارجی غیر باربر
(آب و هوای معمولی )
AZ50/AZ150 GF90/ZGF275 G90/Z275 عضو خارجی باربر (آب و هوای معمولی)
AZ50/AZ150 GF90/ZGF275 G90/Z275 عضو خارجی باربر و غیر باربر در آب و هوای نامساعد (رطوبت و یا آلوده )


  3-6- خرید کنترل کیفیت و استاندارد

همان طور که اشاره شد سه نوع پوشش گالوانیزاسیون داریم که ارزانترین و متداولترین آن استفاده از روی خالص (Zinc) می‌باشد. پوششهای Al-Zinc و Zinc-5%Al دارای خاصیت محافظت بیشتری بوده ولی هزینه استفاده از این پوششها نیز بیشتر است. تمام انواع متداول پوششهای گالوانیزاسیون مورد استفاده در ورقهای فولادی در جدول (5) ارائه شده است. بنابر‌این با توجه به شرایط خوردگی منطقه و وضعیت آب و هوایی منطقه‌ای که پروژه در آن احداث می‌گردد بایستی در نوع استفاده در پوشش تصمیم‌گیری نمود.


4- عملکرد صوتی و عملکرد در برابر آتش سازه‌های فولادی جدار نازک

  عملکرد صوتی سازه‌های فولادی جدار نازک یکی از پارامترهای مهم و تأثیر گذار در معیار راحتی ساکنین و در بهره برداری بلندمدت از آن می‌باشد. بر همین اساس است که آئین‌نامه‌های مرتبط با ساختمان توجه جدی به این مسأله داشته و روشهای تست و معیارهای مشخصی را برای عملکرد صوتی ساختمانهای مختلف ارائه نموده‌اند.

آئین‌نامه‌های طراحی، معیارهای مورد قبول برای عملکرد صوتی ساختمانها را ارائه نموده‌اند، از طرفی بخش‌ها و سازمانهای مرتبط با صنعت ساختمان و فعال در این صنعت، فعالیت‌های گسترده‌ای را در زمینه پیشنهاد مصالح مناسب، روش اجرا و انجام تست‌های جامع در مورد عملکرد صوتی سیستم‌های مختلف ساختمانی از جمله سازه‌های فولادی جدار نازک انجام داده‌اند.

نتایج این فعالیت‌ها منجر به ارائه جزئیات اجرایی متنوع، با عملکردهای صوتی متفاوت شده است. در جزوات و نتایج آزمایشات منتشر شده توسط این سازمانها، به ازای جزئیات اجرایی و مصالح به کار گرفته شده در ساخت دیوارها و کف‌ها، سطح عملکرد صوتی آن مشخص شده است.

در کنار عملکرد صوتی، آیتم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد عملکرد سازه‌های فولادی جدار نازک در برابر آتش می‌باشد. عملکرد صوتی و آتش سازه‌های فولادی جدارنازک کاملاً مرتبط به یکدیگر می‌باشند، چون جزئیات اجرایی و مصالحی که برای عملکرد صوتی سیستم ارائه می‌گردد باید جوابگوی معیارهای عملکردی آتش نیز باشد. بنابراین در اغلب موارد این دو موضوع با هم در نظر گرفته می‌شود.

جزئیات اجرایی مناسب آن است که علاوه بر خاصیت مقاومت در برابر آتش، دارای عایق بندی صوتی کافی و حرارتی مناسب بر اساس ضوابط آئین‌نامه‌ای باشد.

نتایج آزمایشات در مورد سازه‌های فولادی جدارنازک نشان داده است که معمولاً برآورده کردن معیارهای عملکرد صوتی دشوارتر از معیارهای مقاومت در برابر آتش است. در اغلب موارد، جزئیاتی که در برابر آتش جوابگو است قادر به برآورده کردن معیارهای صوتی نمی‌باشد.

معیارهای عایق بندی صوتی، در طراحی کف و دیوارهای ساختمانهای مسکونی آپارتمانی، مجتمع‌ها، هتل‌ها، واحدهای اداری، صنعتی و .... تأثیر قابل ملاحظه‌ای دارد. حتی گاهی در واحدهای تک خانوار نیز به دلیل ایجاد فضای راحت و با آرامش، نیاز به اعمال روشهایی برای کاهش صدا در بعضی اتاق‌ها می‌باشد. گرچه عایق بندی صوتی در هنگام ساخت پروژه، اندکی هزینه‌های اجرایی را بالا می‌برد، ولی می‌تواند در ایجاد رضایت و قابل قبول بودن سیستم توسط ساکنین تأثیر بسزایی داشته باشد. علاوه بر این، هزینه‌های ناشی از رفع مشکلات صدا در ساختمان ساخته شده، به مراتب بیشتر است.

به طور کلی Plywood با ضخامت 12 سانتی متر و دانسیته 38 پوند بر فوت مکعب ، پانل گچی به ضخامت 27/1 سانتی متر با دانسیته 50 پوند بر فوت مکعب، فضای مابین پروفیل های جدار نازک از عایق حرارتی پلی استایرن با دانسیته سبک به وزن 10 تا 14 کیلوگرم بر متر مکعب و ضخامت 2/9 سانتی متر میباشند که ضریب هدایت حرارت w/m2.k 65/0 برای زمستان و w/m2.k 49/0  برای تابستان می باشد.

در سقف با استفاده از عایق پلی استایرن با دانسیته 10 تا 14 کیلوگرم بر مترمکعب و ضخامت 7/12 سانتی متر، ضریب انتقال حرارت 394/0 وات بر مترمربع درجه کلوین برای زمستان و 389/0 وات بر مترمربع درجه کلوین برای تابستان بوده که برای ساختمانهای غیرویلایی با استفاده مداوم و غیرمداوم در گروه یک مناسب است. برای ساختمانهای ویلایی گروه یک،با استفاده از پلی استایرن با ضخامت 20 سانتی متر ، ضرائب انتقال حرارت در زمستان و تابستان به ترتیب 21/0 و 2/0 وات بر مترمربع درجة کلوین می باشد.

4-1- مبانی انتقال صدا

منابع صدا و ارتعاشات معمولاً بر اثر مکالمات و نوفه ناشی از فعالیت‌های روزانه ساکنین و تجهیزات مکانیکی موجود در ساختمان، بوجود می‌آید. هنگام انتقال صدا در ساختمانها و سازه‌های دیگر، مقداری از انرژی صدا جذب یا پراکنده، مقداری توسط بعضی سطوح بازتاب داده می‌شود و مقداری هم توسط مصالح ساختمانی منتقل می‌گردد. طراحان و سازندگان، معمولاً برای کاهش مقدار صدای انتقالی توسط مصالح ساختمانی، به استفاده از موانع، محبوس کننده‌ها و مصالح جاذب، علاقه نشان می‌دهند.


در سازه‌های فولادی جدار نازک برای کنترل صوت و عایق‌بندی برای تراگسیل مستقیم و جناحی از روشهای زیر استفاده می‌گردد:

- جداسازی لایه‌ها
-  استفاده از لایه‌های میراگر برای کاهش تراگسیل بین لایه‌ها
- لایه‌های جاذب
که در بخشهای بعدی به تأثیر هریک از روشها بر میزان عایق بندی اشاره خواهد شد.

4-2- عوامل و پارامترهای مؤثر در عملکرد صوتی سازه‌های فولادی جدار نازک
برای تعیین پارامترهای مؤثر در عملکرد صوتی دیوارها و کف‌های سازه‌های فولادی جدار نازک و نیز دستیابی به بهینه‌ترین و اقتصادی‌ترین جزئیات اجرایی، آزمایشات و تحقیقات مختلفی توسط سازمانها، تولیدکنندگان مصالح ساختمانی و سازندگان، انجام شده است.

در این بخش به برخی نتایج مهم که از این تحقیقات بدست آمده اشاره می‌گردد.


4-2-1- کنترل تراگسیل در دیوارهای فولادی جدار نازک با پوشش گچی

تحقیقات نشان می‌دهد فاکتور اصلی برای کنترل صدا در دیوارها، مستقل کردن پانل‌های گچی در دو سمت مختلف دیوار (دو جداره کردن دیوار) می‌باشد. در غیر اینصورت گذاشتن مصالح جاذب صدا در فضاهای بین ستونها (Cavity) تأثیر قابل توجهی نخواهد داشت. در صورت استفاده از دیوار دو‌جداره، برای کاهش هرچه بیشتر تراگسیل، می‌توان دانسیته مصالح، عمق فضای میانی ستون‌ها (cavity depth) و ضخامت مصالح جاذب صدا را افزایش داد.

برای جداسازی دیوار، علاوه بر استفاده از دیوار دو جداره می‌توان از کانالهای میراگر     (Resilient Channel) نیز استفاده نمود. RC یک مقطع کلاهی شکل  و با ضخامت نازک (0.5mm) و با انعطاف‌پذیری بالا می‌باشد. این مقاطع به صورت عمود بر  studهای دیوار اجرا شده و مطابق شکل (6) یک سمت آنها به  studهای فلزی و سمت دیگر آن به پانل‌های گچی متصل می‌گردد. RC باعث از بین بردن پل صوتی ایجاد شده از طریق  Studهای دیوار می‌شود.

جرم واحد سطح لایه‌های گچ بسیار مهم بوده و با STC ارتباط مستقیم دارد. هر چقدر جرم واحد سطح پانل‌های گچی بیشتر باشد، پارامتر STC بالاتر خواهد بود. شکل (7) نشان می‌دهد که در دیوارهای بدون لایه جاذب صوت (مثل پشم سنگ)، وزن لایه گچ بیشترین تأثیر را در STC دارد، بطوریکه با دو برابر شدن جرم واحد سطح پانل گچی، STC به مقدار 10 واحد افزایش پیدا می‌کند‌. لذا در کارهای ساختمانی و تهیه پانل‌های گچی، تنها با ضخامت نمی‌توان پانل گچی را انتخاب نمود و بایستی دانسیته این پانل‌ها نیز در نظر گرفته شود.
افزایش عمق  Studهای دیوار، برای بالا بردن درجه STC دیوار نقش مهمی‌ ‌دارد. آزمایشاتی که برای تعیین اثر عمق  Studها در عملکرد صوتی دیوارها انجام شده، نشان می‌دهد در صورت دو برابر کردن عمق فضای میان پانل‌های گچی دو طرف دیوار، با وجود لایه‌های جاذب صوت (پشم سنگ)، STC به میزان 10 واحد افزایش یافته و در حالت بدون لایه‌های جاذب صوت در داخل دیوار، STC به میزان 4 واحد افزایش پیدا می‌کند.

نمودار شکل (8) اثرات افزایش عمق Stud‌های دیوار را (و افزایش فضای خالی بین پانل‌های گچی دو طرف دیوار) در درجه STC دیوار نشان می‌دهد. این‌نمودارها برای دو حالت استفاده از یک عدد پانل گچی در هر سمت دیوار و یا دو عدد پانل گچی در هر سمت دیوار ارائه شده است. همانطور که در این منحنی‌ها مشخص است، علاوه بر اثر عمق در میزان STC، استفاده از دو عدد پانل گچی در طرفین دیوار، باعث افزایش 10 واحدی STC نسبت به حالت استفاده از یک عدد پانل گچی برای پوشش دیوار، می‌گردد.


نتایج آزمایشات نشان می‌دهد که موقعیت قرارگیری لایه‌های جاذب صوت در وسط دیوار و یا نزدیک‌تر به یکی از پانل‌های گچی تأثیری در میزان STC ندارد. همچنین نوع ماده جاذب صوت تأثیری در افزایش و یا کاهش STC ندارد.

افزایش فاصله Stud‌های دیوار از 40cm به 60cm باعث بهبود STC به میزان یک تا دو واحد می‌گردد.

4-2-2- کنترل تراگسیل هوابرد و کوبه‌ای در کف‌های سازه‌های فولادی جدار نازک
کف‌های سازه‌های فولادی جدار نازک به طور عموم شامل سه بخش ذیل است که بسته به نوع کاربری و ملزومات آکوستیکی و آتش، جزئیات آن تکمیل‌تر می‌گردد.

• پوشش کف از جنس Plywood و یا OSB با ضخامت 13 میلی‌متر

• تیرچه‌های سقف از نوع مقطع C شکل با فواصل 60 و یا 40 سانتی‌متری و با عمق حداقل 20 سانتی‌متر

• پانل گچی زیر کف برای پوشش سقف طبقه پایین با ضخامت حدود 5/12 میلی‌متر در برخی موارد به دلایل آکوستیکی و آتش اجزای زیر نیز به آنها اضافه می‌گردد

• کانال‌های میراگر (Resilient Channel) در زیر تیرچه‌های سقف که به صورت عمود بر تیرچه‌ها قرار می‌گیرند.

• لایه‌های جاذب صوت مثل پشم سنگ که در فضای خالی بین تیرچه‌ها قرار می‌گیرد.

• لایه‌های پانل گچی اضافی بر روی پانل گچی زیر سقف برای بهبود عملکرد صوتی و افزایش مقاومت در برابر آتش

• پوشش لایه بتنی سبک بر روی کف به ضخامت 3 سانتی‌متر برای بهبود عملکرد صوتی کف

برای کاهش تراگسیل هوابرد در کف می‌توان از روش‌های زیر استفاده نمود:

• جداسازی پانل‌های گچی از تیرچه‌های کف
• افزایش جرم واحد سطح لایه‌ها
• استفاده از لایه‌های جاذب صوت
• به حداقل رساندن تراگسیل جناحی در محل اتصال دیوار به کف

در اجرای سقف‌های سازه‌های فولادی جدار نازک در اغلب موارد، یک یا چند لایه گچی توسط کانال‌های میراگر (RC) به تیرچه‌های سقف متصل می‌گردند و از اتصال مستقیم پانل گچی به تیرچه جلوگیری می‌گردد. به این نوع سقف‌ها، سقف میراگر (کف میراگر) می‌گویند. استفاده از کانال‌های میراگر در مقایسه با اتصال مستقیم پانل گچی به تیرچه، تراگسیل‌های هوابرد و کوبه‌ای را همزمان بهبود می‌بخشد.

سقف‌های میراگر صداهای زیر 50 هرتز که مربوط به صداهای راه رفتن بوده و کاملاً قابل شنود توسط ساکنین هستند را کاهش می‌دهد.


4-3- عملکرد سازه‌هایفولادی جدار نازک در برابر آتش
همانطور که در بخش‌های قبلی اشاره شد، مقاومت در برابر آتش سازه‌های فولادی جدار نازک، پارامتری است که بر روی طراحی جزئیات و نوع مصالح مورد استفاده در دیوارها و کف‌های این ساختمانها تأثیر گذار است.

در تعیین مقاومت در برابر آتش، از پارامتر FRR (Fire Resistance Rating) استفاده می‌شود. میزان مقاومت در برابر آتش یک سیستم بر مبنای زمان معرفی می‌شود. به عبارت دیگر FRR پارامتری بر مبنای دقیقه و یا ساعت می‌باشد. FRR=1 نشان دهنده مقاومت یک ساعت برای آن سیستم ساختمانی می‌باشد. این پارامتر نشان دهنده این است که اگر سازه‌ای تحت تأثیر یک حریق مستقیم در داخل ساختمان قرار گیرد، حداقل تا رسیدن به این زمان (FRR)، پیوستگی و پایداری خود را حفظ نموده و تخریب نخواهد شد.

تخریب ایجاد شده در اجزای سازه بدلیل افزایش میزان حرارت سطح فلز و در نتیجه کاهش مقاومت آن، اتفاق می‌افتد. در شکل (9) نمودار تغییرات مقاومت تسلیم فولادهای سرد نورد شده و گرم نورد شده در برابر تغییرات دمای سطح فلز ارائه شده است. همانطور که مشاهده می‌گردد با افزایش دمای فلز، مقاومت تسلیم آن کاهش می‌یابد. بدلیل ضرایب اطمینان‌های موجود در طراحی، اجزای سازه‌ای در حالت بارگذاری سرویس، تحت اثر نیروی برابر 50 درصد ظرفیت مجاز عضو قرار دارند.
 
این بدان معنی است که سازه تا زمانی که مقاومت تسلیم اجزای فلزی به حدود 50 درصد مقاومت تسلیم حالت اولیه آنها برسد می‌تواند در برابر حرارت و آتش، پایداری و پیوستگی خود را حفظ نماید. از نمودار شکل (9) مشخص است که برای اجزای سرد نورد شده در دمای حدود 400 درجه سانتیگراد، مقاومت تسلیم فولاد به میزان 50 درصد مقاومت تسلیم اولیه افت می‌نماید. لذا می‌توان نتیجه گرفت که میزان مقاومت در برابر آتش سازه‌های فولادی جدار نازک (FRR)، میزان زمانی است که دمای سطح اجزای فلزی سازه‌ای به حدود 400 درجه سانتیگراد برسد.

شکل 9- نمودار تغییرات مقاومت تسلیم فولاد در اثر تغییر حرارت
نمودارهای شکل (10)، منحنی‌های مقاومت – زمان بدست آمده برای دیوارهای باربر، تحت اثر 100 درصد بار طراحی آنها را نشان می‌دهد. این منحنی‌ها برای دیوارهای باربر سازه‌های فولادی جدار نازک با پوشش پانل‌های گچی متفاوت ارائه شده است. این نتایج از تحقیقات انجام شده توسط AISI بدست آمده است. در این منحنی PT مقاومت دیوار یا عضو فلزی در دمای محیط می‌باشد. خط افقی در این منحنی‌ها نشان دهنده نسبت  ، ضریب اطمینان در نظر گرفته شده در طراحی می‌باشد.

محل تقاطع این خط با منحنی‌ها، نشان دهنده میزان مقاومت در برابر آتش دیوارها در 100 درصد بار طراحی شده می‌باشد. خط‌چینهای بالای نمودار حد مجاز زمان است که در آن سازه برای تحمل بارهای وارده کاملاً پیوستگی خود را حفظ می‌نماید و پس از گذشتن از خط افقی سازه به تدریج مقاومت خود را از دست داده و گسیخته می‌گردد.


شکل 10- نمودار مقاومت – زمان برای دیوارهای باربر تحت اثر 100 درصد بار طراحی


سازه‌های فولادی جدار نازک به دلیل نوع نصب و مصالحی که در پوشش دیوارها و کف‌ها استفاده می‌شود، دارای مقاومت خوبی در برابر آتش می‌باشند. لذا در اغلب موارد در صورتی که معیار خاصی به لحاظ مقاومت در برابر آتش مدنظر نباشد، ترکیبی که برای دیوارها و کف‌ها به لحاظ آکوستیکی جوابگو باشد، معیارهای مقاومت در برابر آتش را نیز برآورده می‌نماید.
پوششهای گچی دیوارها و کف‌های سازه‌های فولادی جدار نازک، بیشترین تأثیر را در بهبود عملکرد در برابر آتش این سازه‌ها دارا می‌باشند.

پانل‌های گچی مورد استفاده در این سازه‌ها در دو نوع معمولی و مقاوم در برابر آتش (Type X) می‌باشند. پانل‌های گچی Type X دارای مقاومت در برابر آتش بالایی بوده و در صورت استفاده از این لایه‌ها، عملکرد در برابر آتش بهبود قابل توجهی خواهد یافت.

با افزایش تعداد و ضخامت لایه‌های گچی پوشش دیوارها و کف‌ها، می‌توان عملکرد در برابر آتش این سازه‌ها را بهبود بخشید. در بخش انتهایی گزارش جزئیات اجرایی متفاوتی باFRR ‌های مختلف ارائه شده است که نشان دهنده اثر نوع، تعداد و ضخامت پانل‌های گچی بر روی مقاومت در برابر آتش این سازه‌ها می‌باشد. همچنین استفاده از لایه‌های پشم سنگ در فضاهای خالی داخل کف باعث بهبود عملکرد در برابر آتش می‌گردد.

4-4- مقررات و ضوابط عایق بندی و تنظیم صدا

در آئین‌نامه‌ها و مراجع مختلف، ضوابط عایق بندی صوتی برای فضاهای مختلف و ساختمان با کاربریهای مختلف ارائه شده است. این ضوابط در طول سال‌های متمادی با انجام تحقیقات بر روی معیارهای مختلف تأثیرگذار در عملکرد صوتی ساختمانها، آزمایشات متعدد و مطالعات آماری برای راحتی ساکنین و .... شکل گرفته است. این تحقیقات همچنان به طور پیوسته در کشورهای صنعتی در حال انجام بوده و در بازه‌های زمانی مختلف با یافته‌های جدید، ضوابط آئین‌نامه‌ای نیز تغییر پیدا می‌کند. به عنوان نمونه پارامتر تراگسیل هوابرد STC در کشورهای کانادا و آمریکا در سال 1990 از مقدار 45 به 50 افزایش پیدا نموده است.

به لحاظ ضوابط آکوستیکی ساختمانها در ایران، در سالهای اخیر فعالیت‌هایی صورت گرفته که نتیجه آن تهیه و ارائه یک کتابچه مقررات ملی ساختمان با عنوان ’’مبحث 18- عایق‌بندی و تنظیم صدا‘‘ می‌باشد.

با توجه به اینکه مبحث 18 مقررات ملی در سالهای اخیر و با استفاده از ضوابط پایه‌ای آئین‌نامه‌های معتبر جهان شکل گرفته است، لذا ضوابط و مقررات ارائه شده در آن در حد استانداردهای معتبر جهانی است.

در این بخش بر مبنای مقررات ملی مبحث هجدهم، ضوابط حداقل قابل قبول برای فضای مختلف و برای سه نوع کاربری ساختمانهای مسکونی، هتل‌ها و ساختمانهای اداری و تجاری ارائه می‌گردد.


در جدول (6) حداقل STC‌های مورد نیاز برای جدا کننده‌های ساختمانهای اداری و تجاری ارائه شده است.

جدول6- حداقل شاخص کاهش صدای وزن یافته مورد نیاز برای جداکننده‌ها در ساختمانهای اداری و تجاری

عنوان حداقل شاخص کاهش صدای وزن یافته (STC) به dB
جداکننده اتاقهای اداری، مراکز کامپیوتری، سالن‌های عمومی بانک‌ها از فضای بیرونی ساختمان 35
جداکننده میان اتاقها در ساختمانهای اداری و تجاری 45
جداکننده اتاقها در ساختمانهای اداری و تجاری از راهرو 30

مطابق مبحث هجدهم مقررات ملی ساختمان برای حداکثر تراز صدای کوبه‌ای تراگسیل شده از سقف میان طبقات، رعایت حداکثر تراز صدای کوبه‌ای معمول شده وزن یافته (IIC) به مقدار 50 دسی بل در ساختماهای مذکور در بند (18-2) مقررات ملی، که شامل ساختمانهای مسکونی، هتل‌ها و اداری – تجاری می‌باشد، الزامی ‌است.


4-5- ضوابط مربوط به مقاومت حداقل در برابر آتش

ضوابط تعیین شده برای بحث آتش در سازه‌های کوتاه چند طبقه (Low Rise)، نسبت به سازه‌های بلند بسیار آسانتر و سهل الوصول‌تر است. به طوریکه برای سازه‌های تک خانوار آئین‌نامه‌ها و مراجع ضوابط خاصی را بر آتش تعیین نمی‌نمایند.

برای ساختمانهای چند طبقه و آپارتمانی که سازه‌های فولادی جدار نازک نیز در این محدوده قرار می‌گیرند، در مراجع و آئین‌نامه‌های مختلف، ضوابط متفاوتی ارائه شده است. برخلاف ضوابط آکوستیک که ضوابط مشخص و یکنواختی دارد، بدلیل تأثیر پارامترهای متعدد در بحث آتش سوزی، این ضوابط پراکنده و متنوع می‌باشد. از جمله پارامترهایی که در بحث مقاومت در برابر آتش، تأثیر گذار است می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

- اهمیت ساختمان
- تعداد ساکنین و خانوارهای موجود در ساختمان
- تعداد طبقات
- نوع سیستم تأسیساتی و سیستم اطفاء حریق پیش بینی شده برای ساختمان
- وجود منابع آتش‌زا در نزدیکی ساختمان و میزان خطر آتش سوزی
- زمان مورد نیاز برای رسیدن امداد و آتش نشانی
- فواصل ساختمانها از یکدیگر
- نوع ارتباط فضاهای مجزا به یکدیگر (زون بندی ساختمان)
- و .....

لذا در مورد میزان مقاومت در برابر آتش یک ساختمان، باید با توجه به شرایط ساختمان و پارامترهای اشاره شده در فوق، طراح تصمیم گیری نماید و کلیه اجزای مختلف ساختمان، متناسب با آن طراحی و اجرا گردد.

به طور کلی می‌توان گفت که ضوابط ارائه شده برای ساختمانهای کوتاه به لحاظ مقاومت در برابر آتش سوزی(FRR) 45 دقیقه تا یک ساعت می‌باشد.

در ایران متأسفانه ضوابط و آئین‌نامه خاصی به لحاظ آتش سوزی و تعیین میزان مقاومت حداقل مورد نیاز برای سازه‌ها در هنگام آتش سوزی، وجود ندارد. تنها مرجع مسئول در این زمینه، فعلاً سازمان آتش نشانی بوده که یک سری ضوابط داخلی دارد که بر مبنای آن، طرح تهیه شده برای ساختمانها را ارزیابی نموده و یا اینکه پس از اتمام ساخت بر مبنای بازدید محلی نواقص و یا نیازهای آتش نشانی را اعلام می‌نماید.

در این بخش از گزارش چند سری جزئیات اجرایی برای دیوارها ارائه می‌گردد. این جزئیات و نوع مصالح به کار رفته در آنها، مستقیماً از گزارشات و نتایج آزمایشات مؤسسات برداشت شده است. با توجه به تعدد آزمایشات و مراجع انجام دهنده آزمایشات، یک دسته بندی کلی برای جزئیات دیوارها و کف‌ها صورت گرفته و ترجیحاً از جزئیاتی که استفاده از آنها در پروژه‌های آتی محتمل‌تر است، استفاده شده است.

این جزئیات به نوعی انتخاب شده است که حداقل مقادیر STC و IIC تعیین شده توسط مقررات ملی (مبحث هجدهم) را برآورده نماید. همچنین جزئیاتی که دارای STC و IIC بالاتر از مقادیر آئین‌نامه‌ای می‌باشند نیز ارائه شده است تا در صورت نیاز به شرایط خاص و یا بالا بردن کیفیت آکوستیکی ساختمان، بتوان از این جزئیات استفاده نمود. در کنار پارامترهای صوتی سعی شده است این جزئیات حداقل‌های مورد نیاز برای میزان مقاومت در برابر آتش را نیز دارا باشند.

لذا در پروژه‌های آتی با توجه به نوع پروژه، کاربری آن و مشخصات و معیارهای مورد نظر برای آن، می‌توان از جزئیات اجرایی دیوارها و کف‌های ارائه شده در این بخش، ترکیب مورد نظر را انتخاب و در پروژه استفاده نمود.


Part I : Non-Load Bearing Wall Details
Detail D1- Non-Load Bearing Wall ( FRR= 1 hr. , STC=53)
Detail D2- Non-Load Bearing Wall ( FRR= 1 hr. , STC=55 to 59)
Detail D3- Non-Load Bearing Wall ( FRR= 2 hr. , STC=55 to 59)
Detail D4- Non-Load Bearing Wall ( FRR= 2 hr. , STC=55 to 59)

Part II : Load Bearing Wall Details
Detail E1- Load Bearing Wall
Detail E2- Load Bearing Wall ( FRR= 1 hr. )
Detail E3- Load Bearing Wall ( FRR= 1 hr. , STC=40 to 44)
Detail E4- Load Bearing Wall ( STC=46)
Detail E5- Load Bearing Wall ( STC=45)
Detail E6- Load Bearing  Exterior wall with various FRR


با توجه به جزئیات دیوارها در این سیستم، دیوارهای خارجی dB45-40 STC و دیوارهای مابین واحدهای مسکونی dB 55-50 STC را تأمین می نمایند


5- آلترناتیوهای مختلف برای اجزای سیستم دیوارها، کف‌ها، سقف‌ها و در و پنجره

5-1- پوشش کف ها:
در این سیستم ساختمانها برای پوشش کف طبقه همکف می توان از یک دال بتنی به ضخامت 10cm و اجرای سرامیک و یا کفپوش و... استفاده کرد , همچنین برای پوشش کف طبقات بعد از نصب   joistهای کف طبقه می توان از سیستم های زیر استفاده کرد:

1. نصب plywood به ضخامت 15mm بر روی joist  ها و اجرای یک لایه ملات ماسه سیمان به ضخامت حدود 3cm روی plywood و اجرای سرامیک یا کفپوش و ... 

2. می توان با توجه به کاربری سازه،  برای کاهش بار مرده کف، لایه ملات ماسه سیمان را حذف کرده و کفپوش و سرامیک را با استفاده از چسب  روی plywood اجرا کرد.

3. استفاده از ورق هاس سینوسی با ضخامت حدود 0.8mm به جای plywood و اتصال مستقیم آنها به joistهای کف و سپس مش بندی با آرماتور نمره 8 و بتن ریزی به ضخامت حدود 8cm و اجرای سرامیک و کفپوش روی آن. در این مورد بار مرده کف نسبت به حالت های قبل افزایش می یابد.

 لازم به توضیح می باشد در تمام موارد ذکر شده از عایق حرارتی و صوتی در فاصله بین joistها استفاده می شود.


5-2-پوشش دیوارها:
در این سیستم برای پوشش دیوارهای داخلی بعد از قرار دادن عایق صوتی و حرارتی بین studهای دیوار از پانل های گچی به ضخامت 15mm برای پوشش studها در هر دو طرف استفاده می‌شود و سطح پانل های گچی را بعد ازtape  بندی و بتونه کاری می توان با رنگهای مرسوم در کلیه ساختمانها و یا کاغذ دیواری و یا پوشش های چوبی و پلاستیکی و..... نهایی کرد.

برای دیوار های خارجی در قسمت بیرونی دیوار از یک لایه plywood به ضخامت 15mm استفاده می شود. روی plywood  کلیة نماهای مرسوم شامل انواع پلاسترها، نمای آلومینیومی، پانل سیمانی و ... قابل اجرا می باشد. اجرای سنگ با اتصالات مکانیکی و یا چسب صورت می پذیرد. معمولاً سنگ ها  با ضخامت بیشتر از 10 میلی متر می باشند.

5-3-در و پنجره‌ها:

در این سیستم ساختمانی از نظر نوع در و پنجره هیچگونه محدودیتی نداشته و می توان از انواع p.v.c ، u.p.v.c ، چوبی ویا آلومینیومی با شیشه های دو جداره یا تک جداره استفاده کرد.


5-4- پوشش سقفها:

سقف این نوع ساختمان ها در دو نوع تخت و یا شیبدار اجرا می شود. در سقف های تخت طول دهانه نسبت به حالت شیبدار کم می‌باشد.

در سقف های تخت می توان از گزینه های زیر به عنوان پوشش سقف استفاده کرد:

1. اجرای plywood روی joist های سقف و سپس اجرای ملات شیب بندی و اجرای لایه ایزوگام

2. با توجه به کاربری ساختمان در صورت کم بودن تردد های بعد روی سقف می توان ملات شیب بندی را حذف کرده و ایزوگام را به طور مسقیم روی plywood اجرا کرد.

3. می توان از ورق های سینوسی روی joistها استفاده کرد و مانند کف ها بعد از مش بندی، یک لایه بتن به ضخامت حدود 8cm اجرا کرد و بعد از اجرای ملات شیب بندی لایه ایزوگام را اجرا کرد.

در صورت استفاده از سقف شیبدار گزینه های زیر قابل اجرا می باشد:

1. نصب plywood روی سازه و اجرای سقف سفالی مانند ویلاها

2. استفاده از ساندویچ پانل ها روی سازه های سبک مانند ساختمانهای اداری و صنعتی

3. استفاده از ورقهای فلزی و یا سفالهای رنگی روی سازه مانند سایه بانها

سنگ روان در خدمت معماری نوین


بتن که میزان تولید آن بالغ بر 8/3 بیلیون مترمکعب در سال تخمین زده می شود، به علت دارا بودن خواص و ویژگی های ممتاز و نیز در دسترس بودن مصالح آن، پس از آب، پرمصرف ترین ماده روی زمین به شمار می رود. بتن در همه جا موجود است و در یکصد سال اخیر، استفاده از آن در ساخت بناهای مسکونی و اداری، پیاده روها، راه ها و جاده ها و نیز انواع مختلف ساختمان های فنی عملکردی از قبیل کارخانه ها، پارکینگ ها، متروها، فرودگاه ها، پل ها، سدها، سیلوها، سازه های دریایی، رآکتورهای اتمی و سازه های مقاوم در برابر انفجارات و زلزله، مقبولیتی همگانی پیدا کرده است.
چنانچه از عنوان این نوشتار برمی آید، بتن یک ماده متناقض است. بتن با اینکه تداعی کننده مفهوم سختی است، لیکن در ابتدای فرآیند اختلاط مواد تشکیل دهنده اش، نرم و روان است؛ اگرچه بتن، بر اساس تعریفی که از آن سراغ داریم، یک ماده پیوندی و چندرگه است که از اختلاط سیمان، آب، ماسه و مصالح دانه ای معدنی از قبیل شن یا سنگریزه به دست می آید، اما معمولا به عنوان یک ماده یکپارچه و دارای شخصیت مستقل در نظر گرفته می شود. بتن شکل ذاتی و طبیعی بخصوصی ندارد و از این رو باید با استفاده از قالب بندی به شکل معینی درآورده شود؛ یعنی شکل و بافت نهایی بتن را قالبی که بتن به درون آن ریخته می شود، تعیین می کند.
بتن می تواند هر رنگ، بافت و طرحی را به خود بگیرد، از این رو شاید بتوان آن را به یک آفتاب پرست تشبیه کرد. رنگ بتن اغلب خاکستری ست، اما از طریق انتخاب سیمان و مصالح دانه ای مناسب یا با استفاده از رنگدانه های شیمیایی می توان به آسانی آن را در رنگ های سفید، قهوه ای یا حتی قرمز روشن تولید کرد. بتن بسته به قالب مورد استفاده در تولید آن، می تواند صاف و ساده یا دارای طرح های دقیق و پیچیده باشد؛ بتن می تواند همچون شیشه صاف باشد یا همچون صخره زمخت و ناصاف. بتن ممکن است بدون پرداخت رها شده یا همچون یک تندیس به دقت روی آن کار شود. در واقع، بتن، با توجه به ویژگی های خاص سطح آن، یک فرآورده واحد نیست، بلکه طیف گسترده ای از مصالح را دربرمی گیرد که از نظر بافت، رنگ و بیان معمارانه از قابلیت های بی شماری برخوردار است.
ترکیب مقاومت فشاری سنگ و مقاومت کششی فولاد در بتن مسلح، سازه های بتنی را قادر به تحمل وزن بسیار زیاد و پوشش دهانه های بزرگ می سازد. از آنجایی که عناصر تشکیل دهنده سازه بتن مسلح می توانند بصورت یک شبکه پیوسته و یکپارچه، به هم بافته شوند، استفاده از بتن مسلح در طراحی سازه، آن را از قابلیت انعطاف پذیری بی نظیری برخوردار می کند. معماران و مهندسان از این ویژگی برای خلق عناصر ساختمانی مختلف، از صفحات بتنی یکپارچه گرفته تا قاب های سازه ای سه بعدی و کنسول های عظیم و مهیب، بهره می گیرند.
بررسی تاریخی کاربرد بتن در معماری نشان می دهد که بتن توسط معماران رومی و صدر مسیحیت مورد استفاده قرار می گرفت، اما در قرون وسطی و رنسانس اغلب بی استفاده ماند، تا آنکه در نیمه دوم قرن نوزدهم بار دیگر، عمدتا برای مصارف معمولی، مورد توجه قرار گرفت، بویژه در مواردی که ساخت ارزان، قابلیت ایجاد دهانه های عریض و نسوز بودن، ضرورت به کارگیری آن را ایجاب می کرد. مسلح کردن بتن نیز که برای این کار میلگردهای فولادی را به منظور استحکام بیشتر در میان بتن قرار می دادند، به دهه 1870 باز می گردد. معماران قرن نوزدهم بعضا به قابلیت های بتن مسلح خیلی اطمینان نداشتند و نسبت به آن بدگمان بودند. بتن در آن زمان یک ماده خیلی جدید به شمار می رفت و ویژگی های آن برای معماران بخوبی قابل درک نبود، زیرا فاقد یک فرم ذاتی و پایدار بود. جالب آنکه این دقیقا همان خصوصیتی است که بتن را برای بسیاری از معماران امروز به وسیله ای امیدوارکننده جهت تحقق ایده هایشان تبدیل می کند.
پدیده بتن در چند سال آخر قرن نوزدهم که معماران سعی کردند سبکی مبتنی بر این مصالح بیابند، آشکارتر شد. در حالی که یکی از طراحان احتمالا چنین استدلال می کرد که ویژگی انعطاف پذیری بتن آن را به ماده ای مناسب برای بیان گرایی هنری در معماری تبدیل می کند، دیگری ممکن بود بر نقش روش قاب و قاب بندی تکیه کند و مدعی ارزش گذاری بر نمونه های پیشین گوتیک یا حتی شیوه های معماری فولاد و شیشه شود. نظریات مشابه مختلفی نیز با توجه به جنبه بیرونی بتن ابراز می شد، بدین معنا که یک معمار، بتن را ماده ای معمولی و پیش پاافتاده و نیازمند پوشانیده شدن با کاشی ها و روکارهای آجری می دانست و دیگری از زیبایی ذاتی آن دم می زد که به همین دلیل باید نمایان می ماند. استفاده گسترده و فراگیر از بتن مسلح در معماری حدودا به نیمه اول قرن بیستم باز می گردد. این ماده جدید به دلیل برخورداری از قابلیت استفاده در بناهای مختلف و نیز فرم پذیری قابل توجهش، در آن زمان در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفت و با سرعت شگفت آوری تاثیرات خود را در معماری بر جای گذاشت و بین سالهای 1910 و 1920، تقریبا به علامت مشخصه معماری جدید تبدیل شد. شاید از بسیاری جهات بتوان گفت خردگرایی و بتن مسلح دو عنصری بودند که سرانجام در دوره افتخارآمیز معماری مدرن در دهه 1920 در یکدیگر ادغام شدند؛ معماران خردگرای این دهه که بتن را به لحاظ برآورده کردن نیازهای اساسی چون ارزانی، یکسان سازی، نورپردازی کافی، تهویه گسترده و فضاهای داخلی انعطاف پذیر و نامحدود، ماده ای مناسب یافته بودند، در سطح وسیع آن را مورد استفاده قرار دادند.
آگوست پره مهندس معمار فرانسوی، نخستین کسی ست که بتن مسلح را به عنوان وسیله ای برای بیان مقاصد معماری شناخت و به کار برد. آپارتمان های مسکونی که او با استفاده از قابلیت های هنری بتن مسلح ساخت، منزلت بتن را در عالم معماری افزایش داد. فرانک لویدرایت نیز یکی از معماران برجسته آمریکایی است که در پروژه هایش از قابلیت های این ماده جدید استفاده فراوانی کرده است. ارزانی بتن و قابلیت ایجاد دهانه های عریض با استفاده از آن، باعث روی آوردن او به این ماده شد. علاوه بر این، او با بتن براحتی می توانست به ایده های فضایی خود جامه عمل بپوشاند. رایت به خاطر تاکید هنری و حرفه ای اش بر ماهیت مصالح، سطح بتن را در اغلب کارهایش عاری از پوشش باقی می گذاشت. پتانسیل تقریبا نامحدود بتن جهت خلق فرم ها و سطوح انتزاعی، برخورداری از قابلیت تطابق با شرایط و کارکردهای مختلف و نیز داشتن استحکام بالا، بتن را در حال حاضر به یکی از مصالح پرطرفدار و مورد توجه در میان بسیاری از معماران و مهندسان تبدیل کرده است. بتن به خاطر داشتن خاصیت انعطاف پذیری بالا، آزادی عمل قابل توجهی در اختیار طراحان و معماران قرار می دهد. بتن، همانند خاک رس در دستان یک تندیس گر، برای معماران امکان خلق ساختمان هایی را فراهم می کند که به طور منحصر به فردی گیرا، جالب توجه و از نظر هندسی متهورانه است. فرم ها و ترکیباتی که ساختن آنها پیش از ابداع بتن مسلح، با استفاده از سایر مصالح متداول دشوار یا غیرممکن بود، با استفاده از بتن مسلح اغلب به آسانی قابل دستیابی هستند. به جرات می توان گفت که بدون استفاده از بتن، اجرای برخی از زیباترین و نوآورانه ترین آثار معماری معاصر جهان هرگز قابل تصور و تحقق نبود.
امروزه بتن با گذشت سالها از پیدایش و کاربرد آن به صورت کنونی، دستخوش تحولات و پیشرفت های شگرفی شده است. از زمان شروع استفاده گسترده از بتن مسلح در ساخت وسازها (در بیش از یک قرن قبل)، برخی انگاره های بنیادی درباره خواص این ماده و محدودیت های آن تاکنون با چالش و تردید جدی مواجه نشده بودند، اما در سالهای اخیر، با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، تحقیقات متعددی روی خواص بتن صورت گرفته و در حال حاضر طیف متنوعی از فرآورده های آن ابداع و به بازار عرضه شده اند که این قبیل انگاره ها را به چالش کشیده و آزادی بیشتری جهت تجربه و ابداع در اختیار معماران و مهندسان قرار داده اند. بر این اساس است که در سالهای اخیر، معماران مختلف در پروژه هایشان برخی از انگاره های غالب درباره فرم معماری و فناوری بتن را به چالش کشیده و رویکرد های جدیدی را در هر دو زمینه ارائه کرده اند. بسیاری از معماران نیز با کاربرد هوشمندانه بتن، از آن به عنوان ابزاری جهت خلق زیبایی در آثارشان بهره جسته اند. البته با توجه به پیشرفت های سریع و روزافزون صنعت بتن در سالهای اخیر، به نظر می رسد در سالهای آینده شاهد استفاده گسترده تری از قابلیت های بتن در عرصه معماری خواهیم بود.