در حالت کلی رخنمون ماده معدنی در سطح زمین به خوبی مشخص نیست و غالباً با قشری از خاک و واریزه پوشیده شده است. هرچقدر ماده معدنی نرم تر و در برابر هوازدگی کم مقاومت تر باشد، ضخامت خاک روی آن بیشتر است. مثلاً در حالی که رخنمون مواد معدنی مقاوم مثل کانسنگ های فلزی در سطح زمین به خوبی مشخص است، مواد معدنی نرم مثل زغال سنگ، با قشری از خاک پوشیده شده است که ضخامت این قشر خاک ممکن است به چند متر برسد.
برای اینکه وضعیت ماده معدنی در سطح زمین مشخص شود، در جهت عمود بر گسترش ماده معدنی گودالی حفر می کنند که به نام ترانشه معروف است. طول ترانشه تابع گسترش عرضی ماده معدنی است. مثلاً اگر در ناحیه ای یک زون زغالی مرکب از ۱۰ لایه مختلف وجود داشته و مجموع ضخامت لایه های زغال به همراه سنگهای بین آنها ۶۰ متر باشد، در این صورت طول ترانشه ای که بایستی برای مشخص کردن این لایه ها حفر شود نیز ۶۰ متر خواهد بود.
در حالت کلی رخنمون ماده معدنی در سطح زمین به خوبی مشخص نیست و غالباً با قشری از خاک و واریزه پوشیده شده است. هرچقدر ماده معدنی نرم تر و در برابر هوازدگی کم مقاومت تر باشد، ضخامت خاک روی آن بیشتر است. مثلاً در حالی که رخنمون مواد معدنی مقاوم مثل کانسنگ های فلزی در سطح زمین به خوبی مشخص است، مواد معدنی نرم مثل زغال سنگ، با قشری از خاک پوشیده شده است که ضخامت این قشر خاک ممکن است به چند متر برسد.
برای اینکه وضعیت ماده معدنی در سطح زمین مشخص شود، در جهت عمود بر گسترش ماده معدنی گودالی حفر می کنند که به نام ترانشه معروف است. طول ترانشه تابع گسترش عرضی ماده معدنی است. مثلاً اگر در ناحیه ای یک زون زغالی مرکب از ۱۰ لایه مختلف وجود داشته و مجموع ضخامت لایه های زغال به همراه سنگهای بین آنها ۶۰ متر باشد، در این صورت طول ترانشه ای که بایستی برای مشخص کردن این لایه ها حفر شود نیز ۶۰ متر خواهد بود.
عرض ترانشه بایستی به اندازه ای باشد که کارگر به آسانی بتواند در داخل آن به حفاری ادامه دهد. معمولاً عرض ۸۰ سانتیمتر تا یک متر برای این کار کافیست.
عمق ترانشه در نقاط مختلف آن متفاوت و تابع ضخامت خاکی است که روی ماده معدنی را پوشانده است. مثلاً در مورد لایه های مقاوم، که به خوبی در سطح زمین مشخص اند، حفر لازم نیست در صورتی که در قسمت هایی که مواد نرم قرار دارند، عمق آن به ۵ متر هم می رسد.
تفاوت ترانشه و چاله اکتشافی در آن است که چاله اکتشافی به عمق کم و برای تعقیب یک لایه خاص حفر می شود، در صورتی که ترانشه تمام گسترش عرضی ماده معدنی را در بر می گیرد و عمق آن نیز بیشتر است، به طوری که پس از حفر، می توان مشخصات ماده معدنی را به خوبی مشاهده و اندازه گیری کرد.
انتخاب محل ترانشه
در ابتدا که اطلاع دقیقی از وضعیت ماده معدنی در منطقه موجود نیست، ترانشه ها بطور یکنواخت در سراسر منطقه توزیع می شود. یعنی در روی هر نیمرخ اکتشافی از شبکه اولیه، یک ترانشه در نظر گرفته می شود. بدین ترتیب فاصله ی اولیه ترانشه ها از هم زیاد و به طور متوسط ۵۰۰ متر است. پس از ترانشه های مرحله اول و بدست آمدن اطلاعاتی در مورد وضعیت ماده معدنی، ترانشه های مراحل بعد در بین ترانشه های اولیه حفر می شود. فواصل ترانشه ها در حد ۲۵۰ متر بماند در صورتی که در جاهایی که به علت وجود پدیده هایی نظیر گسله ها و چین خوردگی ها، منطقه پیچیده می شود، ممکن است فواصل آنها تنها ۵۰ متر باشد.
حفر و برداشت ترانشه
معمولاً حفر ترانشه با ابزار دستی و به وسیله کارگر انجام می گیرد. علت این امر آن است که هنگامی که ترانشه ها حفر می شود، هنوز جاده ای احداث نشده است و بنابراین حمل ونقل کمپرسور و استفاده از بیل مکانیکی مقدور نیست. همچنین به علت اینکه ترانشه ها در منطقه وسیعی به طور پراکنده پخش شده اند و متمرکز نیستند. لذا در صورت وجود جاده هم، فراهم کردن مقدار زیادی کمپرسور و چکش مکانیکی مشکل است. معمولاً طول ترانشه به تکه های ۱۰ متری تقسیم و حفر هر تکه به عهده دو نفر کارگر گذاشته می شود. دو کارگر یاد شده به نوبت عمل حفر و خاکبرداری را انجام می دهند. بدیهی است این روش ابتدایی است و باعث صرف هزینه و وقت زیادی می شود اما در نقاط دور افتاده، تقریباً روش منحصر به فرد است.
اگر در حوالی ترانشه جاده وجود داشته باشد، می توان حفر را به کمک چکش مکانیکی انجام داد. در چنین مواردی می توان با استفاده یک تراکتور-کمپرسور، هوای فشرده لازم جهت چکش را تامین کرد.
در سالهای اخیر چکش های مکانیکی ای ساخته شده است که کمپرسور و موتور بنزینی کوچکی به آن متصل است. وزن دستگاه همراه با کمپرسور از ۲۶ کیلوگرم تجاوز نمی کند و بنابراین وسیله بسیار مناسبی جهت حفر ترانشه در نقاط دور افتاده است.
اگر زمین اطراف ترانشه کمابیش مسطح باشد می توان برای حفر ترانشه، از ماشین های ترانشه زنی استفاده کرد. این ماشین ها دارای کج بیل مخصوصی هستند که به کمک آن می توانند از زمین خاک برداری کنند و معمولاً از آنها برای حفر گودال به منظور عملیات لوله گذاری استفاده می شود.
برداشت ترانشه
هدف نهایی از حفر ترانشه نهایی از حفر ترانشه، به دست آوردن اطلاعاتی درباره مشخصات ماده معدنی و سنگهای اطراف آن است. بنابراین پس از آماده شدن ترانشه، بایستی نقشه آن را تهیه کرد و به سنگهای اطراف آن را برداشت نمود.
برداشت ترانشه بایستی بلافاصله پس از خاتمه حفر انجام گیرد زیرا مدتی که از حفر ترانشه گذشت، دیواره های آن ریزش می کند و دیگر مشاهده مستقیم مواد در کف ترانشه ممکن نخواهد شد.
برای برداشت ترانشه، ابتدا سطح مقطع ترانشه را با استفاده از متر فلزی و کمپاس رسم می کنند. برای این که رسم ترانشه به آسانی انجام گیرد، بهتر است کاغذ میلیمتری را روی یک قطعه تخته صاف و با لوح های آلومینیومی که به همین منظور تهیه شده است نصب کرد.
پس از رسم مقطع، در حالی که متر چند ده متری روی زمین و در بالای ترانشه پهن است، از یک سر برداشت ترانشه را شروع می کنند. مقیاس برداشت معمولاً ۱:۱۰۰ است و اگر این عمل به خوبی انجام گیرد، در واقع تمام اطلاعات حاصله از ترانشه در آن ثبت می شود.
در مواردی که مواد معدنی و سنگهای اطراف آن لایه ای شکل اند، می توان با اندازه گیری شیب لایه ها در داخل ترانشه، آنها را رسم کرد و در صورتی که شیب لایه یکسان نباشد، بایستی آن را به طریق ترسیمی رسم نمود. یکی از روشهای جالب برداشت ترانشه آن است که محل برخورد لایه به سطح زمین را روی متر قرائت می کنند و موقعیت کف آن را نیزبا انداختن یک سنگ رسزه از محادات آن در روی متر ، مشخص می سازند و بدین ترتیب با وصل دو نقطه بالا و پایین لایه، وضعیت آن در ترانشه رسم می شود. مثلاً در شکل زیر، سطح کمر پایین لایه ماسه سنگ در بالای ترانشه ۱.۲ متر و موقعیت آن در کف ترانشه ۲ متر است بنابراین با این دو نقطه، سطح کمر پایین لایه به آسانی رسم می شود.
پس از اینکه موقعیت تمام واحدهای ماده معدنی و سنگهای اطراف آنها رسم شد، هر واحد با شماره ای مشخص می شود و خصوصیات فیزیکی، کانی شناسی، فسیل شناسی آن در دفترچه ویژه ای ثبت می شود. بهتر است برای ثبت مشخصات واحدهای مختلف ترانشه از جدول هایی که از قبل آماده شده است استفاده شود. با توجه به آنکه اهمیت ماده معدنی بیش از سنگهای اطراف آن است و امکان دارد که با توجه به مقیاس ، نتوان جرئیات مربوطه به آنرا در روی نقشه آورد، بنابراین نقشه قسمتی از ترانشه را که حاوی ماده معدنی است، با مقیاس بزرگتر در بالای آن رسم می کنند.
بدیهی است برای اینکه بعدها بتوان از اطلاعات مندرج در نقشه ترانشه استفاده کرد، نقشه ترانشه – نظیر هر نقشه دیگر – بایستی شناسنامه ای داشته باشد که معمولاً در گوشه پایین آن قرار دارد. در این شناسنامه اطلاعاتی از قبیل منطقه ای که ترانشه در آن حفر شده است، شماره ترانشه، مشخصات افراد برداشت کننده و ترسیم کننده نقشه ترانشه همراه با مقیاس و تاریخ تهیه آن درج می شود.
نمونه گیری از ترانشه
یکی از اهداف اساسی در کلیه کارهای اکتشافی، کسب اطلاعاتی درباره کیفیت ماده معدنی است که مقصود با نمونه گیری از آن در کارهای مختلف ( ترانشه، چاهک، گمانه و تونل) حاصل می شود.
ارتباط دادن ترانشه های مختلف
در حالت کلی وضعیت ماده معدنی در قسمت های مختلف منطقه ثابت نیست بلکه از نقطه ای به نقطه دیگر، متفاوت است. در مواقعی که ماده معدنی از واحدهای مختلف تشکیل شده باشد ( مثل یک زون زغالی که شامل چندین لایه زغال است ) این تغییرات به حدی است که به آسانی نمی توان یک واحد را در ترانشه های مختلف تعقیب کرد. با توجه به اینکه تعقیب واحدهای مختلف ماده معدنی در سراسر منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است، لذا بایستی به ترتیبی این واحدها را به یکدیگر ربط داد. این عمل را ارتباط دادن(Corelation) می نامند.
برای ارتباط دادن ترانشه ها، ابتدا مقطع چینه شناسی را رسم می کنند، رد مواردی که تعداد ترانشه ها زیاد است برای جلوگیری از بزرگ شدن نقشه ارتباطی، مقاطع چینه شناسی را در مقیاس کوچکتر رسم می کنند. مقطع چینه شناسی هر ترانشه روی کاغذ میلیمتری جداگانه ای رسم می شود. پس از اینکه مقطع چینه شناسی ترانشه ها رسم شد، سعی می کنند که یک طبقه راهنما – که در تمام آنها وجود داشته باشد – پیدا می کنند، این لایه راهنما ممکن است خصوصیات سنگ شناسی ، فسیل شناسی و یا مشخصه دیگری داشته باشد که آن را از سایر لایه ها مشخص سازد.
حال روی یک کاغذ بزرگ، یک خط افقی رسم می کنند و مقاطع چینه شناسی ترانشه های مختلف را با توجه به فاصله شان از هم و با رعایت مقیاس نقشه به ترتیبی قرار می دهند که لایه راهنمای همگی آنها روی خط افقی یاد شده قرار گیرند.
تنها پس از این مرحله است که می توان واحدهای مختلف مواد معدنی موجود در ترانشه های مختلف و سنگهای بین آنها را به هم ربط داد.
ارتباط دادن مقاطع ترانشه ها نیز کار بسیار حساسی است و نیاز به تجربه و شناخت کامل از منطقه دارد.
2-2- راهکارهای عملی طراحی شمع ها
1- اطلاعات لازم و مکفی از شرایط ژئوتکنیکی محل
2- شناخت دقیق نیروها و لنگرهای وارده از روسازه از نظر نوع، مقدار و جهت و اولویت بندی آنها
3- شناخت عوامل محیطی از نظر آثار کوتاه مدت و دراز مدت بر مصالح شمع
4- شناخت وضعیت پیرامون پروژه برای تصمیم گیری در مورد شیوه اجرای شمع
5- انتخاب نوع شمع
6- بررسی امکان پذیری ساخت وتولید شمع برای پروژه و محدودیت های ابعادی
7- برگزیدن روش نصب شامل کوبشی، چکش زدن، در جا ریختن و ...
8- تعیین عمق مدفون شمع با توجه به شرایط خاک، بارهای موجود و امکانات اجرایی
9- آرایش شمع های گروهی و تعیین نحوه عملکرد گروه و توجه به نکات مؤثر در طراحی از جمله تداخل شمع، ضریب کارایی، ...
10- تعیین توان کاربری شمع (تکی یا گروهی) با استفاده از تحلیل های معتبر استاتیکی
11- تعیین توان باربری شمع با استفاده از آزمایشات درجا یا آزمایشات دینامیکی و تدقیق توان باربری
12- دخالت دادن عوامل مؤثر پیرامونی برتوان باربری بدست آمده
13- کنترل و ارزیابی نشست سیستم شالوده
14- طراحی سازه ای شمع و کلاهک سه شمع
15- انجام آزمایشات عملی بار گذاری استاتیکی یا دینامیکی(در صورت لزوم و صلاحدید) به منظور اطمینان از صحت اجرا و عدم آسیب دیدگی شمع ها در حین اجرا
16- تعیین ضریب اطمینان
3-2- انواع پی های عمیق از نظر اجرایی
چنانکه گفته شد بر اساس استاندارد BS 8004 بریتانیا شمع ها به سه دسته طبقه می شوند:
الف- «شمع های با تغییر مکان بزرگ» که هنگام نصب و رانش درون زمین، تغییر مکان زیادی در خاک ایجاد می کنند. این شمع ها معمولاً دارای مقاطع توپر و یا تو خالی ته بسته می باشند که با شیوه کوبشی یا جک زدن به درون خاک رانده می شوند. شمع های کوبیدنی با تغییر مکان های بزرگ شامل موارد زیر هستند:
- چوبی با مقاطع دایره ای یا مربعی، یکسره یا با اتصالات وصل شده
- بتنی پیش ساخته شده با مقاطع تو پر یا توخالی
- پیش تنیده با مقاطع تو پر یا توخالی
- لوله فولادی ته بسته
- جعبه ای فولادی ته بسته
- لوله ای باریک شونده
- لوله ای فولادی ته بسته و رانده شده با جک
- استوانه ای بتنی توپر، پیش ساخته و قطور رانده شده با جک
ب- شمع های «کوبیدنی- ریختنی با تغییر مکان های بزرگ» نیز موارد زیر را شامل می شوند:
- لوله های فولادی کوبیده شده و بعد از بتن ریزی یا بتدریج بیرون کشیده می شوند.
- پوسته های بتنی پیش ساخته که با بتن پر می شوند.
- پوسته های فولادی جدار نازک که داخل خاک کوبیده شده سپس با بتن پر می شوند.
پ- «شمع های با جابجایی کم»
اینگونه شمع ها نیز بصورت کوبشی یا با جک درون زمین نصب می شوند و لیکن دارای سطح مقطع نسبتاً کوچکی هستند. مثالهایی از این نوع عبارتند از مقاطع فولادی H یا I شکل، لوله ها یا جعبه های فولادی ته باز که در حین نصب، خاک وارد قسمت های حفره ای مقطع می شود. اگر در حین کوبش این شمع ها درون زمین، توده خاک در حوالی نوک شمع تشکیل و قفل شود بطوریکه مانع نفوذ ستون خاک به درون حفرات مقطع شود شمع از نوع با جابجایی زیاد محسوب می شود.
«شمع های با جابجایی کم» شامل انواع زیر هستند:
- بتنی پیش ساخته با مقاطع لوله ای ته باز کوبشی با ضربه
- بتنی پیش تنیده با مقاطع لوله ای ته باز کوبشی با ضربه
- مقاطع فولادی H شکل
- مقاطع فلزی لوله ای ته باز کوبشی که در صورت ضرورت خاک وارد شده درون لوله تخلیه می شوند.
ت- «شمع های بدون جابجایی» یا «شمع های جایگزینی»
برای نصب این نوع شمع ها نخست حفره محل شمع با روش های حفاری مناسب حفاری شده و درون آن بتن ریزی می شود. بتن ممکن است درون غلاف ریخته شود و یا بدون غلاف بتن ریزی انجام شود. غلاف ممکن ست با پیشرفت بتن ریزی بیرون کشیده شود. در بعضی موارد ممکن است شمع های آماده چوبی، بتنی یا فولادی درون حفره قرار داده شود.
«شمع های بدون جابجایی» یا «شمع های جایگزینی» شامل انواع زیر می شوند:
- حفر چاهک توسط روشهای متد دورانی، چنگک، بالابر هوایی و پر کردن آن بتن(در جاریز)
- حفر چاهک با روشهای فوق و قرار دادن لوله و پر کردن آن با بتن در صورت لزوم
- حفر چاهک و قرار دادن قطعات پیش ساخته بتنی درون آن
- تزریق ملات سیمان یا بتن درون چاهک
- مقاطع فولادی قرار داده شده درون چاهک
- حفر چاهک و قرار دادن لوله فولادی بطور همزمان
2-3- سیستم های مورد استفاده در نصب شمع
2-3-1-در شیوه استفاده از سقوط چکش برای نصب، شمع در حین فرو رفتن درون زمین در اثر ضربات چکش، به کمک دستگاه در حالت قائم نگه داشته می شود. اپراتور می تواند به کمک سیستم هیدرولیکی یا کابلی ابزار هدایت کننده را در راستای مورد نظر حرکت دهد. در این شیوه نصب، انتخاب مناسب چکش شمع کوب در عملیات نقش تعیین کننده ایدارد. تعداد ضربات چکش های معمولی که از ارتفاع رها شده و به سر شمع ضربه می زنند، تقریباً 3 تا 12 ضربه در دقیقه است. امروز غالباًاین چکش ها برای نصب سپرها و نیز برای نصب شمع در خاک های رسی خیلی نرم استفاده می شوند.
چکش های هیدرولیکی نوعی دیگر هستند که همراه سایر ملحقات کوبش بصورت گروهی عمل می کنند.
این چکش ها از چکش های پرتابی کمی سنگین ترند ولی ارتفاع پرتاب بسیار کمتری دارند و انرژی کمتری به سر شمع وارد می کنند. چکش های پنوماتیک بعداً استفاده شده و امروزه چکش های هیدرولیکی به وفور مورد استفاده قرار می گیرند. چکش های عمل کننده با سیستم بخار، فشار هوا(پنوماتیک) و یا چکش های هیدرولیکی بصورت یک طرفه عملکنند(single acting) یا دو طرفه عمل کننده(double acting) وجود دارند. چکش های عمل کننده با سیستم بخار و پنوماتیک در شرایط ساختگاهی نرم آهسته تر کار می کنند و با افزایش مقاومت زمین سرعتشان بیشتر می شود. چکش های هیدرولیکی بر عکس عمل می کنند. چکش های دیزلی بیشترین راندمان را در شرایط ساختگاهی سخت دارند و در خاک های نرم به سختی کار می کنند. معمولاًدر اوایل شمع کوبی این شرایط پیش می آید. اگر ساختگاه مناسب باشد ضربات این چکش ها زیاد است. این چکش ها باعث آلودگی هوا می شوند.
چکش های ارتعاشی به کمک جرم های دوار با خروج از مرکزیت کار می کنند و ضربات قائم بر سر شمع وارد می کنند. فرکانس این چکش ها تا 150 هرتز هم می رسد و می توان فرکانس کارکرد آن را با فرکانس طبیعی شمع ها همسان کرد. این چکش ها برای نصب شمع در خاک های ماسه ای بسیار مناسب بوده و ارتعاشات و سر و صدای کمتری نسبت به چکش های معمولی ایجاد می کنند. در خاک های رسی و یا محتوی قطعات سنگ مؤثر نیست.
2-3-2-شمع های نصب شونده درون حفره خود(Drilled shaft=DS)
تفاوت اساسی بین شمع ها و شافت های نصب شونده درون حفره ایجاد شده آنست که شمع ها عناصر پیش ساخته ای هستند که درون زمین کوبیده می شوند در حالیکه این شافت ها با شیوه نصب در محل اجرا می شوند مراحل اجرای این شافت ها عبارتند از:
- حفاری محل نصب و ایجاد حفره درون زمین تا عمق مورد نظر برای قرار گیری شافت
- پر کردن انتهای حفره با بتن
- قرار دادن قفسه میلگرد درون حفره
- بتن ریزی حفره
مهندسین و پیمانکاران ممکن است برای این نوع شالوده های عمیق اصطلاحات دیگری استفاده کنند از جمله:
- پایه (Pier)
- پایه با حفره از قبل ایجاد شده (Bored Pile)
- شمع در جا ریخته شده (Cast-in-Place Pile)
- صندوقه (Caisson)
- صندوقه با حفره از قبل حفاری شده (Drilled Caisson)
- شالوده در جاریز درون حفره از قبل حفاری شده (Cast-in-drilled-hole foundation)
سایر نکات لازم در خصوص شالوده های DS عبارتند از:
- استفاده از غلاف گذاری یا گل حفاری برای جلوگیری از ریزش ماسه های تمیز زیرتر از آب زیر زمینی که باعث گسترش حفرات در جهات جانبی می شود.
- استفاده از غلاف گذاری یا گل حفاری برای رس های نرم، سیلت ها یا خاک های آلی به منظور جلوگیری از حرکت اینگونه خاکها به درون چاهک در هنگام حفاری
- استفاده از کف پهن تر از تند شالوده برای افزایش باربری فشاری نوک به ویژه در خاک های مقاوم یا سنگ و همچنین افزایش توان باربری شالوده در کشش، لیکن باید به خطرات احتمالی برای عوامل اجرایی توجه داشت.
- اسلامپ بتن برای جلوگیری مناسب درون حفره 100 تا 200 میلیمتر بسته به قطر شافت و استفاده از گل حفاری
- امکان استفاده از سیمان متورم شونده به منظور افزایش اصطکاک جداری شالوده در تماس با خاک
3-3-2-کیسون ها (Caissons)
این شالوده ها از جعبه تو خالی تشکیل شده که به تراز دلخواه در عمق رسانده و با بتن پر می کنند. این نوع پی ها در پایه های پل زیر تر از آب رودخانه ها و دریاها قرار می گیرند. این شالوده ها می توانند با شناور شدن به محل نصب انتقال داده شده و نصب شوند. کیسون های درب باز از سمت فوقانی خود باز هستند و در انتها نوک تیز هستند تا به سهولت به درون خاک نفوذ پیدا کنند. گاهی اوقات قبل از ورود شالوده به محل لایروبی صورت می گیرد که این شیوه اقتصادی تر از حفاری از درون کیسون است. با اتکای شالوده بر روی بستر، خاک درون آن حفاری و آب نیز پمپ می شود. این عملیات تا نفوذ کیسون به عمق مطلوب ادامه می یابد.
4-3-2-شالوده های پوسته ای کوبشی و پر شده با بتن
با ترکیب خصوصیات و عملکرد شمع های کوبشی و شافت های حفاری شده(DS) می توان شالوده های پوسته را معرفی کرد که نخست پوسته با چکش به عمق مورد نظر رانده می شود و قفسه میلگرد درون آن گذاشته شده و متعاقباً با بتن پر می شود. مزایای این روش:
- ایجاد سطح صاف برای بتن شالوده توسط لوله
- جابجایی ایجاد شده توسط سطح کنگره ای پوسته باعث افزایش اصطکاک جداری شالوده می شود.
- ابزار نصب به سهولت باز و بسته می شوند و دارای قابلیت نقل و انتقال خوبی است.
لیکن باید توجه داشت که:
- هزینه ها مانند شمع کوبی زیاد است
- قطعات شالوده قابل اتصال نیستند لذا محدودیت طول با ارتفاع شمع کوب متناسب است.
2-4-آسیب پذیری شمع ها در حین نصب
همه شمع ها هنگام نصب در معرض خطر هستند به ویژه در زمینهای خیلی سخت یا زمینهایی که سنگلاخی باشند. یک روش برای کاهش خطرات و افزایش بازده پی سازی، استفاده از پیش حفاری، استفاده از جت آب و سوراخکاری یا ابزار سخت است.
در روش پیش حفاری، حفره ای قائم با قطر کوچکتر از قطر شمع درون خاک ایجاد می گردد. با این شیوه اتصال شمع-خاک تأمین می شود و بالا زدگی خاک در سطح زمین و جابجایی خاک در جهات افقی کاهش می یابد. در روش جت آبی فشار آب از طریق روزنه انتهای لوله که در حوالی ته شمع قرار گرفته است باعث سست شدن خاک می گردد و باعث نفوذ بیشتر شمع می گردد. این شیوه در خاکهای ماسه ای و شنی مناسب و در خاکهای رسی غیر مؤثر است. غالباً از این شیوه برای رد کردن شمع از درون لایه ماسه ای و رساندن به لایه مقاوم و باربر زیرین استفاده می شود. در شیوه ای دیگر با رانش ابزارهای آهنی و حفاری خاک، شمع به درون حفره ایجاد شده رانده می شود. این شیوه زیاد معمول نیست و فقط در لایه های نازک سنگ های مستحکم استفاده می شود.
2-5-مطالعات موردی مشکلات ایجاد شده در بعضی ساختگاه های مسئله ساز در حین اجرا
در بعضی ساختگاه ها اجرای شمع با مشکلاتی مواجه بوده است. در اینگونه موارد ممکن است اخذ نمونه های خاک و داده های ژئوتکنیکی نیز دچار همان مشکلات می شود. لذا مهندس طراح و پیمانکار در این شرایط باید نهایت دقت را در برخورد صحیح با مسئله داشته باشد. تجارت موجود نشان می دهد در بعضی ساختگاه ها اجرای شمع با مشکلاتیمواجه شده است. بعضی از این ساختگاه ها عبارتند از: خاک های کربنی، ماسه های میکادار، سنگ های ضعیف، تخته سنگ های مجزا و منفرد، سنگ های ریخته شده در کف دریا، سنگ های درشت، حضور خاک های ضعیف در عمق.
به عنوان یک استراتژی و راهکار کلی می توان موارد زیر را مد نظر داشت:
- وجود تجهیزات متنوع برای استفاده در موارد پیش بینی نشده
- استفاده از چکش یک سایز بزرگتر از آنچه در طراحی بدست آمده است.
- وجود جت آب و پمپ قوی
- توجه بیشتر به طراحی رأس و انتهای شمع برای کاهش صدمات احتمالی
- استفاده از چوب نرم و ضخیم که برای جلوگیری از آسیب شمع های پیش تنیده بتنی در حین کوبش به کار می رود(حداقل یک قطعه جدید برای کوبش هر شمع)
و آخرین سخن اینکه:
- کوبش شمع همچنان هم مهندسی است و هم هنر.
- دانش امروزی توان ما را در نصب شمع های بسیار مقاوم تقریباً در هر ساختگاهی بارور ساخته است.
- فقط باید بخوبی شرایط زمین شناسی و ژئوتکنیکی را درک کنیم.
- از مطالعات موردی و تجربیات ارزنده دیگران استفاده کنیم تادر زمینه فنی و اقتصادی کسب توفیق نمائیم.
و در یک جمله «افزایش راندمان و بهینه سازی اقتصادی وقتی میسر است که اطلاعات ژئوتکنیکی دقیق و کامل باشد، در اینصورت در انتخاب نوع شمع، تجهیزات نصب و روند اجرا تصمیمات دقیق تری اتخاذ خواهد شد».
منبع: وبلاگ تشکل عمران دانشگاه یاسوج - yucivil.blogfa.com
نقشه های ساختمانی
نقشه زبان افراد فنی بوده و بایستی یک فرد فنی این زبان را با تمام رموز آن بشناسد. به بیان دیگر از عهده ی ترسیم نقشه به طور درست و اصولی برآمده و توانایی درک و خواندن آن را نیز داشته باشد.
نقشه کشی ساختمان کار فنی و نیز هنری است.
1)بخش فنی آن مربوط به رعایت نکات ترسیمی است، این بخش را می توان در کلاس درس فراگرفت.
2)بخش هنری آن مربوط به زیبائی و تمیزی ترسیمات می باشد، این بخش با کوشش و تمرین مداوم بدست می آید
مراحل ساخت ساختمان
نقشه های ساختمانی
نقشه زبان افراد فنی بوده و بایستی یک فرد فنی این زبان را با تمام رموز آن بشناسد. به بیان دیگر از عهده ی ترسیم نقشه به طور درست و اصولی برآمده و توانایی درک و خواندن آن را نیز داشته باشد.
نقشه کشی ساختمان کار فنی و نیز هنری است.
1)بخش فنی آن مربوط به رعایت نکات ترسیمی است، این بخش را می توان در کلاس درس فراگرفت.
2)بخش هنری آن مربوط به زیبائی و تمیزی ترسیمات می باشد، این بخش با کوشش و تمرین مداوم بدست می آید.
تقسیم بندی نقشه های ساختمانی
1) نقشه های معماری (نقشه های فاز 1)
این نقشه ها شامل طراحی ابنیه (جزئیات) به قرار زیر می باشد:
الف) نقشه های مسکونی ب)تجاری ج)بهداشتی د)فرهنگی ه)آموزشی و)ورزشی و...
توجه: نقشه های ساختمان های فوق الذکر بر اساس نتایج بدست آمده از مطالعات اولیه که به تصویب رسیده باشد، طرح و تهیه می شود.
نقشه های معماری یک پروژه
الف) پلان Plan :
برش فرضی افقی از ارتفاعاتی که مشخصات هر چه بیشتر ساختمان (در، پنجره، ضخامت دیوارها و...) از آن ارتفاع دیده و ترسیم شود. مقیاس پلان ها ۵۰/۱ یا ۱/۱۰۰در نظر گرفته می شود. ۳/۲ از کف و ۱/۳ از سقف
توجه: پلان تیپ Typical Plan در یک ساختمان چند طبقه، طبقاتی که پلان های پشابه دارند، فقط یک نقشه (پلان) با عنوان پلان تیپ تهیه می گردد.
ب)برش های عمودی یا قائم (مقاطع): Section
این نوع برش در دو حالت طولی و یا عرضی تهیه می شود.
توجه: برش ها به صورت فرضی بوده و جهت مشخص کردن قسمت های حساس داخلی ساختمان تهیه می شود. (قسمت های حساس ساختمان بع ترتیب راه پله، رامپ، سرویس حمام، دستشوئی و آشپزخانه می باشد.)
ج) نما ها Elevation
از یک ساختمان حداکثر، چهار نما تحت عناوین شمالی، جنوبی، شرقی و غربی تهیه می شود.
د) دتایل ها Details
نقشه بزرگ نمایی جزئیات قسمت های حساس یک ساختمان را دتایل می نامند.
ه) پلان مبلمان Decoration Plan
پلان مبلمان یا پلان دکوراسیون جهت مشخص کردن لوازم مورد استفاده در فضا های داخلی ساختمان استفاده می شود، که در این پلان اندازه و محل قرارگرفتن لوازم مشخص می گردد.
2) نقشه های محاسباتی (نقشه های فاز 2)
این نوع نقشه ها را که تحت عنوان نقشه های سازه معروف است، شامل نقشه های به قرار زیر می باشد:
الف) نقشه های اسکلت ساختمان ب) پی و ستون ها ج) دیوار ها باربر و برش د) نقشه های تیرریزی سقف
3) نقشه های شهرسازی
طراحی این نقشه ها بر اساس مطالعه و نیازمندی های شهری صورت می گیرد. این نقشه ها شامل موارد به قرار زیر است:
الف) شبکه های رفت وآمد و پیاده و سواره
ب) نحوه ی کاربری اراضی ج) نحوه ی توزیع شبکه ی آب
د) سیستم دفع آب های سطحی ه) نحوه ی توزیع شبکه برق، گاز، تلفن و فاضلاب
4) نقشه های تأسیساتی ساختمان
A) تأسیسات مکانیکی: این نوع نقشه ها شامل کلیه نقشه های مربوط به هدایت آب، فاضلاب، کانال های تهویه و ... می باشد. که به قرار زیر تقسیم بندی می شود:
لوله کشی آب سرد و گرم بهداشتی
لوله کشی سیستم شوفاژ و تهویه مطبوع
شبکه آب باران و فاضلاب
کانال های تهویه یا کولر
لوله کشی موتور خانه و ...
B) تأسیسات الکتریکی:
نقشه های تأسیسات الکتریکی شامل موارد زیر می باشد:
مسیر و مشخصات کلیه سیم کشی ها از جمله برق ، تلفن و آنتن و ...
مراحل اجرای اسکلت بتنی
مرحله اول میخ کوبی
اکس بندی
ریختن گچ
پی کنی
دیوارچینی پی
ریختن بتن مگر یا بتن پاکیزه
میله گزاری یا ساختن شناژ یا ارماتور بندی
ریختن بتن
ویبره بتن
نگهداری بتن مخصوص شرایط سخت محیطی(دمای بالا و یا هوای سرد)
بستن ارماتورهای ستون
قالب بندی ستون
ریختن بتن ستونها
بستن ارماتور شناژ ها یاتیرها
بستن قالب نگهدارنده زیر ارماتورها
تیرچه گذاری
گذاشتن قالب میانی مانند بلوک های پلی استایرن یا سفال
قالب بندی سقف
شمع گذاری
ریختن بتن سقف
ویبره بتن سقف
ماله کشی بتن سقف یا پرداخت نهایی
قالب بندی راه پله ها
میله گرد گذاری راه پله ها
ریختن بتن راه پله ها
برداشتن شمع ها بعد از 2 هفته تا 21 روز
ستون بعدی الی اخر
سقف اخر:
ایجاد پلها جهت تحمل وزن سقف کاذب
...
دریافت پول از کارفرما معمولا بعد از برداشتن قالب انجام میپذیره
البته در هر مرحله 10 درصد کسر میشه در انتهای کار بعد از جمع اوری ابزار و تایید منهدس مجری و ناظر باید مبلغ حسن انجام کار به پیمانکار عودت بشه
نکات اجرایی ساختمانهای اسکلت بتنی و فلزی
1- مقاومت طراحی یک مقطع از یک قطعه سازه ای با تقسیم مقاومت مشخصه بر ضرایب ایمنی جزئی برای مقاومت ها محاسبه می شود.
2- عاملهای موثر بر سازه ساختمان ها که باید در طراحی در نظر گرفته شوند شامل بارهای مرده و زنده، بار باد و نیروی ناشی از زلزله و برخی عاملهای دیگر می باشد.
3- منظور از یتن رده c50 بتنی با 50 مگا پاسکال مقاومت مشخصه است.
4- اگر قرار باشد برای یک تیر ساده تحت بار گسترده یکنواخت یک درز اجرایی ( سطح واریز ) پیش بینی شود باید این درز در ثلث وسط طول تیر قرار گیرد.
5- تعیین نسبت اختلاط بر اساس تجربه و بدون مطالعه آزمایشگاهی برای رده بتن 12 و پایین تر قابل اجراست.
6- حداکثر دمای بتن ریزی در هوای گرم برای بتن 30 درجه سانتیگراد می باشد.
7- شرایط محیطی ضعیف برای بتن ریزی یعنی محیط خشک با رطوبت کمتر از 50% و حافضت نشده.
8- برای مقابله با سولفات ها ، سیمان سرباره ای و سیمان نوع 5 توصیه می گردد.
9- در مناطق ساحلی به منظور افزایش پایایی بتن حداقل مقدار سیمان 360 کیلوگرم در متر مکعب و حداکثر نسبت آب به سیمان برای بتن در معرض محیط 4/0 می باشد.
10-ضرائب ترکیب بارها برای ملحوظ نمودن احتمال کمتر همزمانی تعداد بیشتری از عاملها در نظر گرفته می شود.
11-منظور از ظرائب باربری یک قطعه بتن آرمه ، مقاومت محاسبه شده قطعه بر مبنای ابعاد مقاطع آن و مقاومت های محاسباتی است.
12-آزمایش خم کردن و باز کردن خم برای میلگردهای سرد اصلاح شده الزامی می باشد.
13-قالب برداری و برچیدن پایه های زیر طره ها از انتهای آزاد صورت می گیرد.
14-مقاومت فشاری متوسط لازم در طرح اختلاط بتن با اعمال ظرایبی از انحراف معیار و مقادیر ثابتی بر مقاومت مشخصه بدست می آید.
15-در خصوص مقابله با املاح کلر ، سیمان نوع 2 در مقابل محیط هایی با املاح سولفات و کلر بهتر از انواع دیگر سیمان پرتلند عمل می کند.
16-برای کنتر دمای بتن در بتن ریزی در هوای گرم حداکثر دمای سیمان 70 درجه سانتیگراد و حداکثر دمای بتن هنگام ریختن 30 درجه سانتیگراد توصیه می گردد.
17-سیمانی که در آن فشردگی انبار پدید آمده است می توان پس از پودر کردن کلوخها آن را مصرف نمود.
18-تواتر نمونه برداری از بتن باید حداقل یک نمونه بتن از هر رده بتن در روز و حداقل 6 نمونه از کل سازه باشد.
19-در صورتی ، روش عمل آوردن و مراقبت رضایت بخش تلقی می شود که مقاومت فشاری نمونه های کارگاهی در هر سنی ، حداقل 85% مقاومت نظیر نمونه های عمل آمده در آزمایشگاه باشد.
20-از هر رده بتن در هر روز کار ، حداقل برداشت یک نمونه الزامیست.
21-مناسبترین جا برای سطوح واریز بتن جایی است که تلاشها بویژه نیروی برشی کمترین مقدار را داشته باشند.
22-منظور از عمل آوردن بتن یعنی مرطوب نگهداشتن بتن به مدت کافی ، جلوگیری از اثر سوء عوامل خارجی و بسته به مورد ، تسریح گرفتن و سخت شدن به کمک حرارت.
23-برچیدن پایه های اطمینان زمانی مجاز است که مقاومت بتن به مقاومت 28 روزه مورد نظر رسیده باشد.
24-نمونه های آگاهی به منظور اطلاع از کیفیت بتن در موعدهای خاص تهیه می گردند.
25-در ساخت بتن برای پی های حجیم بهتر است لز سیمان تراس و یا سیمان نوع 2 استفاده نمود.
26-پیش تنیدگی را می توان ذخیره نمودن تنشهای فشاری در بتن قیل از بارگذاری نهایی نامید.
27-ماکزیمم تولید برش در وسط دیوار حاصل می گردد.
28-نقشه هایی که برای قسمت های خاص و حساس سازه با استفاده از نقشه های اجرایی تهیه می شوند را نقشه های کارگاهی می نامند.
29-در بتن هایی که در معرض آب زیرزمینی قرار دارند اصلا نباید از سیمان پرتلند تیپ 5 استفاده نمود.
30-مهندس ناظر می تواند برای حصول اطمینان از کیفیت مصالح مصرفی ، انجام هر آزمایشی را درخواست نماید.
31-وقتیکه بارهای سرویس به یک تیر بتن آرمه وارد می شوند ، لنگر حداکثر ایجاد شده در تیر بیشتر از لنگر ترک دهندگی بتن تیر است.
32- از میلگردهای فولادی از هر 50 تن و کسر آن از هر قطر و هر نوع فولاد حداقل 3 نمونه باید نمونه گیری کرد.
33-آبهای حاوی سولفاتها و کلریدها ، نظیر آب دریا و برخی چاه ها ، با این شرط که یون سولفات از 1000 و یون کلرید از 500 مشخص ، ستون طراحی می گردد.
34-طراحی ستونهای بتنی تحت خمش دو محوری معمولا با تبدیل دو ممان در دو جهت و یک ممان و با خروج از مرکزیت مشخص ، ستون طراحی می گردد.
35-مقدار کل سولفات در مخلوط بتن نباید از 5 % وزن سیمان بر حسب SO3 تجاوز نکند.
36-منظور از مقاومت مشخصه فولاد مقداری است که حداکثر 5% مقادیر نمونه های اندازه گیری شده برای تسلیم ، کمتر از آن باشد.
37- تغییر شکل زیاد ، ترک خوردگی بیش از حد و لرزش یک سازه بتن آرمه نشان دهنده یک حالت حدی بهره برداری است.
38-در حالت حدی بهره برداری بارها ، سربارها و سایر عوامل مشخصه ( بدون ضریب ) و در حالت حدی نهایی ، بارها و سایر عاملهای محاسباتی ( ضریب دار) ملاک عمل قرار می گیرند.
39-اگر پس از مصرف بتن در بنا ، آزمایش آزمونه های عمل آمده در آزمایشگاه حاکی از عدم تنطباق بتن بر رده مورد نظر باشد ، باید بر اساس آئین نامه بتن ایران تدابیری برای حصول اطمینان از ظرفیت باربری سازه اتخاذ نمود.
40-برای تیرها با دهانه بیش از 5 متر پایه های اطمینان الزامی است.
41-سیمان آهنی یا فروسیمان مصالحی متشکل از ملات سیمان و شبکه های فولادی و یا قطعات ریز فولادی می باشد .
42- مقدار حداقل میلگردهای اصلی ( طولی) در ستون های بتن آرمه برابر یک درصد سطح مقطع ستون است .
43-در سیستم های دال دو طرفه بتنی ، با کاهش سختی خمشی ستون ها ، ممان مثبت افزایش و ممان منفی کاهش می یابد.
44-افزایش مقاومت فشاری بتن در یک تیر بتن آرمه باعث افزایش تغییر شکل تیر در هنگام گسیختگی می شود.
45-خیز بلند مدت یک تیر بتن آرمه 2 تا 3 برابر خیز اولیه آن است .
46-مقاطع بتن آرمه را باید طوری طراحی نمود که گسیختگی خمشی قبل از گسیختگی برشی اتفاق بیفتد.
47-برای تامین پیوستگی بیشتر در محل سطوح واریز ( درزهای اجرایی ) علاوه بر آماده کردن سطح بتن قبلی سطح واریز را با قشری از ملات سیمان و ماسه نرم به ضخامت 2 تا 3 میلیمتر پوشانده و در بتنی که بلافاصله در کنار آن ریخته میشود میزان سنگدانه درشت را کم کرد .
48-در مناطق مرطوب می توان حداکثر 12 پاکت سیمان به شرط ارتفاع کل کمتر از 8/1 متر نباشد روی هم قرار داد.
49-در بتن ریزی در مناطق گرم جهت جلوگیری از تبخیر بالا باید از وزش باد بر بتن جلوگیری به عمل آورد ، برای کاهش دمای بتن از قطعات خرد شده یخ نیز می توان استفاده نمود و محیط بتن ریزی را حتی الامکان خنک کرد.
50-برای افزایش مقاومت در برابر زلزله در تیرهای قابهای بتن آرمه حداکثر فاصله مجاز خاموت های تیر در محل تکیه گاه کمتر از قسمت های دیگر تیر است.
51-در مورد خاموت های ستونهای قابهای بتن آرمه مقاوم در برابر زلزله لازم است که فاصله خاموت ها در نزدیکی اتصال به تیر کمتر از سایر قسمت های آن باشد.
52-در صورت نیاز به وصله آرماتورهای اصلی ستون برای مقاومت بهتر در مقابل زلزله بهتر است که محل وصله ها در نیمه میانی ستون باشد.
53-دیوار برشی مضاعف از نظر مقاومت در برابر زلزله : الف) بعلت قابلیت جذب انرژی در تیرهای اتصال و گسیخته شدن این تیرها ( بجای خود دیوار) برای مقابله با زلزله بهتر از دیوارهای تکی عمل می کنند. ب) با تعبیه شبکه های میلگرد ضربدری در محل تیرهای اتصال راندمان آن ها بیشتر می شود.
54-اعضای مرزی در دیوار برشی قسمت های انتهای دیوار که با مقطع افزایش یافته بوده و سلح به میلگردهای طولی محصور در خاموت می باشند ، برای کل نیروی محوری وارده به دیوار و زوج نیروهای محوری فشاری و کششی ناشی از کل لنگر وارده بر دیوار باید طراحی گردند.
55-پارامتر نسبت آب به سیمان مهمترین علمل در مقاومت فشاری بتن است.
56-هدف از استفاده بتن مگر (نظافت) هموار نمودن سطح زیر بتن اصلی ، جلوگیری از جذب آب و سیمان مخلوط بتن و جلوگیری از آسیب رساندن مواد زیان آور خاک به میلگردها است.
57-مناسبترین روش نصب سنگ پلاک بدنه های ساختمان بصورت خشک با بستهای فلزی روی پشت بند متصل به سازه می باشد.
58-اختلاف بین مقاطع فشرده و غیر فشرده این است که نسبت پهنای آزاد به ضخامت در عناصر فشاری مقاطع فشرده کوچکتر از مقدار نظیر در عناصر فشرده است.
59-در حالت حدی نهایی لغزش ضریب ایمنی جزئی برابر 85/0 روی بار مرده باید اعمال شود.
60-در ترکیب بارها در طراحی گاه بزرگترین تلاش حاصل از ترکیب بار مرده و سربار ملاک طرح مقطع قرار می گیرد.
61-اتصالات فلزی که نیروی محاسبه شده ای را تحمل می کنند باید تحمل 3 تن نیرو را داشته باشند.
62-یکی از حالات کمانش جان در تیرهای لانه زنبوری ، کمانش جانبی – پیچشی جان می باشد.
63-در وصله ستونها اگر سطح انتهایی دو قطعه کاملا صاف و تنظیم شده باشد و انتقال نیرو از طریق تماس مستقیم انجام شود ، وصله باید بتواند برابر 50 درصد مقاومت عضو متصل شونده را تحمل کند.
64-در وصله بال تیرها مقدار جوش در هر طرف طرف مقطع باید برای تامین مقاومتی که مقدارش حداقل 5/1 برابر نیروی موجود در قطعه وصله شده است ، کافی باشد.
65-به منظور استفاده از تیر لانه زنبوری تحت اثر بارهای متناوب تکرار شئنده و تحت اثر بارهای ناشی از زلزله برش ماشینی و برش اتوماتیک شعله ای با کیفیت مناسب مجاز است.
66-در یک ستون با تیرآهن دوبله و قیدهای موازی ، قیدها برای نیروی برشی ستون محاسبه می شوند.
67-برای کاهش ضخامت یک صفحه زیر ستون تعبیه سخت کننده حدفاصل ستون الزامیست.
68-وصله ستونها بر اساس نیروی محوری محوری ستونهای دو طرف وصله وصله و نیز بر اساس درصدی از مقاومت کوچکترین مقطع ستون دو طرف وصله بایستی طراحی شوند.
69-پدیده لهیدگی جان تیر در زیر بارهای متمرکز قسمتی از جان تیر که تحت اثر نیروی متمرکز فشاری قرار میگیرد دچار تسلیم می شود.
70- در صورتیکه از پیچ های معمولی و یا پیچ های پر مقاومت در حالت اتصال غیر اصطکاکی مشترک با جوش استفاده می شود ، فرض صحیح اینست که کل تنش در اتصال را جوش به تنهایی تحمل کند.
71-در یک اتصال جوش حداکثر بعد جوش گوشه به ضخامت صفحه ای که جوش روی لبه آن انجام می گیرد بستگی دارد.
72-عملیات ایجاد انحنا در یک عضو فولادی و یا از بین بردن آنها به کاربردن روشهای گرم کردن موضعی با حداکثر حرارت 650 درجه سانتی گراد.
73-میزان پیش خیز ، میزان خیز منفی قبل از ساخت را گویند و برای تیرها و خرپاها لازم می باشد.
74-در طراحی تیر واسط در سیستم مهاربندی واگرا ، سخت کننده های جان به منظور تامین شکل پذیری با سیلان برشی به فواصل حدود 25 برابر ضخامت جان در طول تیر واسط قرار داده می شوند و ولی از ورق مضاعف چسبنده به جان نمی توان برای تقویت جان به این منظور استفاده نمود.
75-در سیستم های مهاربندی واگرا ، جهت افزایش شکل پذیری ، ارجح است که تیر واسط در برش مقدم بر خمش به سیلان برسد ( جاری شود )
76- جهت جذب انرژی زلزله و کاهش نیروهای وارده بر ساختمان بهتر است که اسکلت ساختمان بصورت قاب فضائی خمشی همراه بادبند در هر دو جهت ساخته شود.
77-در قابهای صلب خمشی ، تیر و ستون در نقطه اتصال به یک اندازه دوران می کنند.
78-در قابها با اتصال خورجینی قابها قابلیت نیروی جانبی را ندارند.
79-قید افقی ستونهای دوبله باید 2 درصد نیروی فشاری ستون را تحمل کنند.
80-دو ستون به هم چسبیده در مقایسه با دو ستون که با قید افقی متصل شده اند ، دو ستونی که با قید افقی متصل شده اند قابلیت تحمل نیروی فشاری بیشتری را دارند.
81-بست مورب ستونهای دوبله بصورت فشاری طراحی می شوند.
82-در تیرهای لانه زنبوری ورق جان برای پوشاندن سوراخ و جلوگیری از خمش و کمانش توام قسمتهای بالا و پایین سوراخ بکار می رود.
83-در تیرهای لانه زنبوری اگر بتن داخل سوراخها نفوذ کند ضرفیت باربری تیر افزایش می یابد .
84-در مورد طاق ضربی می توان گفت که در زلزله های کوچک می توان آن را دیافراگم انعطاف پذیر بحساب آورد و در زلزله های بزرگ احتمال خرابی آن می رود.
85-در ساختمانی با ارتفاع 70 متر اتصال ستونهای فلزی بهمدیگر اتصال جوشی یا اتصال با پیچهای پر مقاومت تنیده است.
86-در مورد قابهای صلب خمشی شکل پذیر کمانش اعضا منجر به کاهش میزان انرژی جذب شده می گردد و به خصوص تحت اثر بارهای دوره ای (سیکلیک) ناشی از زلزله ، مقاومت کمانش اعضاء ممکن است کاهش یابد. لذا باید در طراحی جلوگیری از بروز کمانش کلی یا موضعی نیز منظور شود.
۸۷- پی عبارتست از مجموعه بخش هائی از سازه و خاک که انتقال بار بین سازه و زمین از طریق آن صورت می پذیرد.
۸۸- مسؤلیت اجرای صحیح عملیات مربوط به شناسایی خاک پی و به کارگیری لوازم و دستگاه های مناسب برای این کار بر عهده حفار است.
۸۹- بررسی های ژئوتکنیکی ، ارائه داده های مربوط به رفتار خاک که در طراحی و ساخت بناها لازم می آید و همینطور اثرات بنا بر محیط اطراف را نیز بررسی می کند.
۹۰- اگر از اثرات ناشی از گروه شمع صرفه نظر شود حداقل تا عمق 28 متر باید حفاری گردد.
۹۱- در مورد بخش ها یا عدسی های کف گودبرداری که دارای قابلیت تراکم بیشتر نسبت به سایر نقاط می باشد باید بهسازی شود و یا با خاک متراکم یا بتن ، جاگزین گردد.
۹۲- پی عمیق عبارتست از : عمق آن بیش از 6 برابر کمترین بعد پی باشد و از 3 متر کمتر نباشد.
۹۳- بتن شالوده های نواری در خشکی که فقط آرماتور کلاف دارند باید عیار حداقل 250 کیلوگرم سیمان در مترمکعب را دارا باشد.
۹۴- تعداد گمانه های حفاری تابعی است از : 1- ناهمگنی زمین در اعماق 2- گستردگی محیط ژثوتکنیکی 3- حساسیت سازه های مورد احداث نسبت به نشست های نامساوی.
۹۵- شالوده های منفرد که نزدیک هم بوده و به یکدیگر پیوسته می باشند می توانند بصورت پی مرکب در نظر گرفته شوند.
۹۶-طی بررسی های ژئوتکنیکی : 1- انواع خاکهای موجود در محل شناسایی شود 2- لایه های مختلف خاک زمین شناسایی می شوند 3- آب های زیرزمینی مورد مطالعه قرار می گیرند.
۹۷-در یک آزمایش گمانه زنی ، تعداد گمانه ها به حساسیت سازه های مورد احداث نسبت به نشست غیر متقارن ، نا همگنی زمین در عمق و گستردگی محیط ژئوتکنیکی تحت پوشش بستگی دارد.
۹۸-هنگام آبکشی و تخلیه گودها ، احتمال تخریب شیروانی گود و بالا آمدن کف گود در اثر فشار آب وجود دارد.
۹۹-برای بتن شالوده های بتن آرمه ، حداقل عیار در خشکی 300 و در آب 400 کیلوگرم سیمان در مترمکعب بتن است.
100- از نظر انتقال بارهای سازه به زمین پی های ویژه نسبت به پی های دیگر متفاوت می باشد.
101- جهت جلوگیری از تاثیر عوامل جوی بر دیواره گودبرداری خاک های قابل تورم می توان روی قسمت های گودبرداری شده توسط ملات ماسه سیمان پوشانده شود.
102- در گود برداری باید پایداری یناهای موجود در مجاورت گود ، پایداری کف و پایداری جداره گود توجه گردد.
103- در طراحی یک پی باید ظرفیت باربری خاک و نشست پی کنترول شود.
104- رخنمون های سنگی و پی های قدیمی در کف گود برداری که بصورت ناحیه ای در نزدیک پی نواری و یا گسترده قرار می گیرند موجب تمرکز تنش در زیر پی خواهد شد.
105- حداقل ضخامت و عیار بتن پاکیزگی ( مگر ) در شالوده های بتن آرمه بترتیب 5 سانتیمتر و 150 کیلوگرم سیمان در مترمکعب بتن است.
106- افزایش ابعتد پی سطحی ، در افزایش ظرفیت باربری ، موثرتر از کاهش میزان نشست زیر پی می باشد.
107- با زیادتر شدن تراکم نسبی خاکهای ماسه ای ، نوع گسیختگی در زیر پی ها به این ترتیب عوض می گردند : برش پانچ-برش موضعی – برش کلی .
108- بتن ریزی در مجاورت آب مستلزم خشکاندن کف گود است.
109- حداقل ژرفای شناسایی در یک پی شمعی گروهی به میزان بیشتر از 7 برابر قطر شمع ، پائین تر از نوک شمع هاست.
110- نقش اصلی شناژ در پی جلوگیری از جابجایی پی هاست.
111- دو پی ، با عرض های متفاوت ، فشار یکسانی را به زمین منتقل می کنند . میزان نشست در زیر آنها ، در زیر پی با عرض کوچکتر کمتر است.
112- ضخامت پی بر اساس برش تعیین می گردد.
113- تفاوت عمده پی های سطحی و پی های عمیق در نحوه انتقال بار به زمین می باشد.
114- برای مقابله با نیروی قائم کششی در پی سیستم اجرائی مناسب ، اجرای عمیق تر پی است.
115- عمق مطالعات ژئوتکنیکی برای یک ساختمان 2 تا 3 برابر عرض پی را در بر می گیرد.
116- مناسبترین و اقتصادی ترین نوع سیستم پی سازی روی بسترهای نرم و شل برای ساختمانهای زیر
5 طبقه بهسازی خاک بستر با سیمان و آهک و خاکریز می باشد.
117- کیسون همان پایه عمیق پی می باشد.
118- محدودیت نشست کل مجاز یک پی رادیه (گسترده) در کارهای ساختمانی مقدار قطعی و معینی دارد ولی معمولا بین 10-5 سانتیمتر برحسب نوع ساختمان متفاوت است.
119- پائین بردن آب زیر زمینی از سطح زمین باعث افزایش میزان باربری و نشست یک پی می گردد.
120- عمق پی های عمیق نسبت به ابعاد آنها حداقل 6 برابر کوچکترین بعد افقی است که انواع آنها شامل شمعها و دیوارکها و دیوارهای جداکننده می باشد.
121- در هنگام بررسی ژئوتکنیکی بستر شالوده ها اثرات حضور آب را باید از جنبه های میزان نفوذپذیری خاکها در نظر گرفت.
122- پدیده آبگونگی ( روانگرایی ) در خاکهای ماسه ای اشباع احتمال وقوع بیشتری دارد و حداکثر شتاب زمین و عمق لایه خاک مورد نظر و فشار وارده بر خاک باعث رخداد این پدیده می گردد.
123- نقش اصلی کلاف های افقی پی های منفرد مقابله با حرکت نسبی پی های منفرد در جهت افقی می باشد.
124- در یک پی منفرد تحت بار مرکزی ، وجود لنگر سبب کاهش ظرفیت باربری پی می شود.
125- برای مواجه با واژگونی پی های کناری ساختمان استفاده از پی های نواری ( مرکب ) توصیه می گردد.
126- در خاکهایی که پتانسیل آبگونگی دارند استفاده از پی های گسترده ( رادیه ژنرال ) مناسب تر است.
127- برای احداث پی در زمین های شیبدار خاکبرداری و هم تراز کردن پی های الزامیست.
128- ساخت و ساز در مناطق دارای پتانسیل شدید دارای مخاطرات ژنوتکنیکی زلزله اجتناب پذیر است.
129- در مناطق زلزله خیز دارای خاکهای ریزدانه چسبنده سست ، عمق بناهای کوتاه مناسبترند چون دارای پریود طبیعی کوتاهتری هستند.
130- زهکشی جهت تثبیت نقاطی که دارای پتانسیل لغزش است مناسبتر می باشد.
131- نیروی افقی ناشی از زلزله موجب افزایش تنش وارد از طرف سازه به خاک پی و همچنین موجب کاهش ظرفیت باربری خاک و فشارهای غیر یکسان از طرف سازه بر خاک می گردد.
132- حرکت لرزه ای تابع پارامترهای منبع لرزه ، مسیر لرزه و شرایط موضعی ساختگاه است.
133- انرژی آزاد شده از منبع لرزه تابع مکانیزم شکست گسله و طول گسلش است.
134- بزرگی یک زمین لرزه تابه انرژی آزاد شده از منبع زمین لرزه است.
135- در تحلیل اثر آبرفت در انتشار امواج پارامترهایی مانند ظرفیت برشی خاک ، ستبرای آبرفت و میرایی خاک تاثیر عمده ای دارند.
136- جهت جلوگیری از پدیده روانگرایی در خاکی که استعداد آن را دارد ، در ساخت و ساز یاید لایه روتنگراشدنی را با روشهای خاصی متراکم نمود یا از اعمال بار به آن لایه خوداری نمود.
137- کنترول نشست در طراحی پی ها پس از تحلیل با استفاده از ظرفیت باربری باید حتما انجام گیرد.
138- با در نظر گرفتن بارگذاری، زلزله در خاکهای ماسه ای اشباع ظرفیت باربری نمایی کاهش می یابد.
139- یکپارچگی پی و اسکلت ساختمان موجب بالارفتن مقاومت ساختمان در برابر آثار سوء ناشی از روانگرایی می گردد.
140- در مناطقی که احتمال وقوع روانگرایی ( آبگونگی ) وجود دارد استفاده از پی های گسترده الزامیست.
141- در مناطق دارای پتانسیل روانگرایی ، ساختمان چوبی مناسبتر است.
142- مناطقی بیشتر دارای پتانسیل روانگرایی هستند که دارای ماسه های سست باشند.
143- در مناطق زلزله خیز بایستی برای طراحی دیوار حائل باید فشار خاک وارد بر دیوار حائل را افزایش داد و محل اثر نیرو را نیز متناسبا تغییر داد.
144- در اثر زلزله پایداری ترانشه ها کاهش پیدا می کند.
145- روانگری کامل هنگامی است که مقاومت نزدیک به صفر گردد.
146- ماسه بادی بهترین پتانسیل روانگرایی را دارد.
147- پتانسیل روانگرایی با مقدار ضربه نفوذ استاندارد اندازه گیری می شود.
148- پدیده آبگونگی در خاکهایی که در اثر برش ، حجم آنها کم می گردد اتفاق می افتد.
149- در اثر زلزله ممکن است فشار بین پی و خاک ، بعضی از پی های اضافه و برخی دیگر کم گردد.
150- بهتر است در پی های مستطیلی خروج از مرکزیت در ثلث وسط باشد.
151- برای اصلاح خاک دارای پتانسیل روانگری استفاده از روش تحکیم و تراکم خاک مناسبتر است.
152- در اثر بالا آمدن سطح آب در زیر پی های خاک شنی مقاومت تقریبا نصف می گردد.
153- برای پی سوله ها یا دهانه های نه زیاد ، شناژ بعلت نسبت لاغری شناژ در فشار مناسب نیست.
154- ایجاد پاشنه در کنار پی ها برای افزودن مقاومت برشی می باشد.
155- در خاکهایی با پتانسیل روانگری سرعت موج برشی حدود 250 نتر بر ثانیه می باشد.
156- تحکیم دینامیکی در خاک ماسه پوک مناسبتر است.
157- پیش بارگذاری توام با چاههای زهکشی در خاک رس مناسبتر است.
158- در میعان سازه بیشتر بداخل خاک فرو رفته و می چرخد.
159- بزرگی یک زلزله بطول گسله اش ارتباط ندارد.
160- در صورتیکه میزان رس خاک ماسه ای بیشتر باشد ، پتانسیل روانگری کمتر می شود.
161- در روانگرایی هنگام زلزله فشار آب در نوسان پی افزایش می یابد.
162- برای بارهائی که در پی کوتاه مدت افزایش دینامیکی دارند مانند زلزله ، مقاومت مجاز حدود 30% افزایش می یابد.
163- بر طبق آئین نامه 2800 در ساختمانهایی با مصالح بنائی غیر مسلح کلاف افقی باید در زیر همه دیوارها و در محل همه سقف ها باشد.
164- ساختمانهای آجری غیر مسلح که تراز روی بام آنها از زمین مجاور بیش از 8 متر نباشد تا 2 طبقه به اضافه یک زیر زمین مجاز به ساخت می باشند.
165- اتصال نما سازی که با آجر سه سانتیمتر ضخامت انجام می گیرد به این شکل اجرا می شود که بدنه ساختمان در داخل دیوارهای اصلی قبلا مفتولهایی گذارده شود و در موقع نما سازی سر آزاد این مفتولها در داخل دیوار نما قرار گیرد.
166- از نظر آئین نامه شماره 2800 تعداد محدودیتی در تعداد طبقات ساختمانهایی با مصالح بنائی مسلح نداریم.
167- در یک ساختمان 20 طبقه باید از عناصر قاب صلب و دیوار برشی برای تحمل نیروهای جانبی استفاده نمود.
168- اختلاف بین قاب خمشی و قاب ساده در این است که تعداد اتصالات تیر به ستون در قاب خمشی قابلیت انتقال لنگر را دارا می باشند ، در حالیکه در قاب ساده این قابلیت وجود ندارد.
169- پیش بینی قاب با اتصالات مقاوم خمشی ، در حالتی که تعداد طبقات بیش از 14 طبقه و یا ارتفاع ساختمان بیشتر از 50 متر باشد ضروری می باشد.
170- ضریب زلزله C در هیچ حال نباید از 10 درصد شتاب مبنای طرح کمتر اختیار گردد.
171- حداقل ضریب اطمینان در مقابل واژگونی در اثر زلزله برابر 75/1 می باشد.
172- حداقل ضریب زلزله استاتیکی یک سازه برابر 02/0 می باشد.
173- حداقل ضریب زلزله قطعه الحاق به ساختمان برابر 84/0 می باشد.
174- حداکثر ضریب زلزله استاتیکی برای یک سازه برابر 336/0 می باشد.
175- نقش اصلی میلگردهای افقی در دیوارهای آجری مسلح ، تقویت مقاومت برشی می باشد.
176- در ساختمانهای کوتاهتر از 15 طبقه سیستم مقاوم در مقابل بار جانبی زلزله می تواند بادبند یا دیوار برشی باشد.
177- در مورد ساختمانهایی تا 5 طبقه یا کوتاهتر از 18 متر ارتفاع در صورتیکه فاصله بین مرکز جرم طبقات بالاتر نسبت به مرکز صلبیت هر طبقه زیرین آن میزان 5 درصد بعد ساختمان در آن طبقه در امتداد عمود بر نیروی جانبی باشد محاسبه ساختمان در برابر لنگر پیچشی الزامی نیست.
178- نیروی جانبی در ساختمانهایی با عناصر مقاوم مختلط شامل دیوارهای برشی ، بادبندها و قابهای خمشی باید بین این عناصر به نسبت صلبیت آنها تقسیم گردد و هر طبقه برای بار مربوطه طراحی گردد.
179- در روش تحلیل شبه دینامیکی توزیع نیروی برشی پایه در ارتفاع ساختمان برای هر مود نوسان منحصرا به وزن آن طبقه بستگی دارد.
180- در ساختمانهایی با دیوار باربر، طول دیوار باربر بین دو پشت بند حداکثر 30 برابر ضخامت آن می باشد.
181- بادبندهای موجود در یک ساختمان با اسکلت فلزی می توانند از طبقه ای به طبقه دیگر تغییر موقیعت دهانه در داخل یک قاب مشخص داشته باشند.
182- درزهای انقطاع لزومی ندارند در شالوده ساختمان ادامه یابند.
183- مقاومترین سیستم سازه ای برای مقاومت در برابر زلزله سیستم ترکیبی قاب خمشی و دیوارهای برشی است.
184- درز انقطاع بین دو ساختمان 5 طبقه می تواند از روی پی به بالا بصورت ، با عرض ثابت ایجاد و با مصالح ضعیف پر شود.
185- برای محاسبه نیروی زلزله بام های مسطح و ساختمان های مسکونی فقط 20% بار زنده در نظر گرفته می شود.
186- برای عملکرد بهتر ساختمانهایی با مصالح بنائی در مقابل زلزله مجموع طول بازشوها در هر دیوار باربر از نصف طول آن دیوار بیشتر نباشد.
187- برای رفتار مطلوب تر ساختمان ها در برابر زلزله عناصر بار بر قائم ( ستونها ) دیرتر از تیرها دچار خرابی گردند.
188- برای بهبود رفتار لرزه ای ساختمانها بهتر است طرح معماری ساختمان ، بر اساس پلان حتی الامکان ساده و متقارن در هر امتداد ارائه گردد.
189- در مورد دیوارهای غیرباربر و تیغه ها اگر ارتفاع این دیوارها از تراز کف مجاور بیشتر از 5/3 متر باشد ، تعبیه کلاف های افقی و قائم الزامیست.
190- در صورتیکه بر خلاف نقشه های اجرایی ، کلیه دیوارهای خارجی و داخلی ساختمانی را با حفظ ضخامت و مقاومت از نوع سبکتر اجرا کنیم وزن ساختمان کم می شود و تنش های زیر پی کاهش می یابد و زمان تناوب نیز کاسته و ضریب زلزله افزلیش می یابد.
191- گیردار بودن تکیه گاه های تیر سبب افزایش مقاومت خمشی و کاهش تغییر شکل نیرو می شود.
192- از نظر ضوابط زلزله سقف کاذب ترجیحا باید با مصالح سبک ساخته شود و با اتصال مناسب به اسکلت یا کلاف بندی ساختمان متصل گردد.
193- حداقل ضخامت بتن پوششی روی میلگردهای طولی کلاف قائم برابر است با 5/2 سانتیمتر.
194- کلاف بندی قائم در ساختمانهایی با مصالح بنائی جهت کلیه ساختمانهای دو طبقه و ساختمانهایی یک طبقه با اهمیت زیاد الزامیست.
195- برای بارگذاری ، هر چه درجه نامعینی یک سازه بتن آرمه بیشتر باشد ، قابلیت جذب انرژی آن بیشتر است.
196- در یک سقف تیرچه بلوک ، بتن ریزی روی تیرچه بلوکها با 5 سانتیمتر بتن با میلگرد نمره 8 در هر 30 سانتیمتر عمود بر تیرچه ها انجام می گیرد.
197- ضریب رفتار ساختمانهای آجری مسلح 4 می باشد.
198- حداکثر فاصله مجاز کلاف های قائم 5 متر می باشد.
199- برای تسلیح یک دیوار برشی آجری وجود میلگرد قائم ضروری است.
200- در دیوارهای آجری مسلح ، میلگردهای قائم تا داخل شناژ افقی پی ادامه می یابند با حفظ طول
201- متداولترین حالت شکست میانقابهای آجری بهنگام زلزله ، علاوه بر ایجاد ترکهای ضربدری ، احتمال می رود کنج های دیوار نیز خرد شود.
202- استفاده از فولادهای ساختمانی با تنش های تسلیم بسیار بالا در ساختمان های ضد زلزله به هیچوجه نوصیه نمی گردد.
203- هر چه ضریب رفتار یک ساختمان بیشتر باشد آن ساختمان قابلیت جذب انرژی بیشتری را دارد.
204- استفاده از دیوارهای برشی بتنی در داخل قاب خورجینی فلزی ، برای مقابله با نیروی زلزله ، در صورتیکه قاب با دیوار بصورت مناسبی متصل گردد مجاز است.
205- در تحلیل یک قاب فضائی خمشی نیروهای زلزله هر طبقه در مرکز جرم آن طبقه می باشد.
206- سقفی که به مانند یک دیافراگم صلب عمل می نماید ، باعث می شود که نیرو های زلزله به نسبت صلبیت اعضای مقاوم تقسیم شوند.
207- از نظر عملکرد سقف بعنوان یک دیافراگم صلب ، سقف تیرچه بلوک از طاق ضربی بهتر است.
208- سختی یک سازه به مشخصات خود سازه بستگی دارد.
209- احداث طره ای بیش از 1 متر ممنوع می باشد.
210- در سازه هایی که مرکب از قاب خمشی و بادبند هستند ، نیروی زلزله به نسبت سختی بین قاب و بادبند تقسیم می شود.
211- توزیع نیروی زلزله ابتدا بطور قائم و آنگاه بطور افقی انجام می گیرد
آجر در پی سازی :
قبل از شروع عملیات، باید گیاهان و خاکهای نباتی از محل کار برداشته شود و محل دیوارچینی از وجود هر نوع گیاه و ریشههای عمقی پاکسازی شود. پس از این مرحله پیمانکار باید بر اساس نقشههای اجرایی و دستورالعملهای دستگاه نظارت نسبت به پیاده کردن محل دیوارها اقدام نماید. بهترین و مناسبترین شالوده برای دیوار آجری شالوده نواری میباشد. عمق شالوده بستگی به ظرفیت باربری خاک، سطح آب زیرزمینی زیر شالوده و بالاخره آثار جوی نظیر نفوذ آبهای سطحالارضی و عمق نفوذ یخبندان دارد. پیمانکار موظف است بر اساس نقشههای اجرایی و همزمان با انجام عملیات خاکی نسبت به آماده سازی بستر پی و پیریزی اقدام نماید.
دیوارچینی:
رعایت نکات زیر در دیوارچینی آجری الزامی است:
الف: دیوارچینی باید کاملاً قائم و شاقولی بوده، امتداد رجها کاملاً افقی باشد و بندهای قائم یک رج در میان دقیقاً در مقابل هم قرار گرفته و شاقولی باشند. ضخامت بند آجرها باید طبق نقشههای اجرایی باشد. ضخامت این بندها، نباید کمتر از 10 میلیمتر و بیشتر از 12 میلیمتر باشد. آجرچینی باید با رعایت اصول صورت پذیرد، به نحوی که قفل و بست کامل بین آجرها ایجاد شود. برای تزئین آجرچینی باید مطابق نقشههای اجرایی عمل شود.
ب: قبل از اجرای آجرچینی و با توجه به شرایط آب و هوایی و دستورات دستگاه نظارت، آجرها بایستی به مدت 60 دقیقه در آب خیسانده و بلافاصله به کار برده شوند. ریختن آب بر روی آجر مجاز نمیباشد.
پ: مشخصات آجر و نوع ملات مصرفی باید بر اساس فصل مصالح، نقشههای اجرایی، مشخصات فنی خصوصی و سایر دستورات دستگاه نظارت باشد. در صورت نبود این مشخصات رعایت نکات زیر الزامی است:
1- دیوارهای داخلی باربر:
دیوارچینی باید با آجر مرغوب (بر اساس مندرجات فصل مصالح) و ملات ماسه سیمان (6 : 1) یا ملات باتارد (8 : 2: 1) صورت گیرد. حداقل ضخامت این دیوارها، 20 سانتیمتر میباشد.
2- دیوارهای داخلی غیر باربر (تیغهای)
بسته به ضخامت تیغه و شرایط کار باید به شرح زیر عمل شود:
ـ تیغه 6 سانتیمتری با آجر معمولی یا سفالی مجوف با ملات گچ و خاک
ـ تیغه 10 سانتیمتری با آجر معمولی یا سفالی مجوف با ملات گچ و خاک یا باتارد 8 : 2 : 1 یا ملات ماسه سیمان 6 : 1
ـ تیغه 20 سانتیمتری با آجر معمولی یا سفالی مجوف با ملات ماسه آهک 3 : 1، باتارد 8 :2 : 1، یا ماسه سیمان 6 : 1
3- کرسیچینی
عرض کرسیچینی باید حداقل نیم آجر از دیوار بالای آن بیشتر اختیار شود و محور کرسیچینی حتیالامکان بر محور دیوار منطبق باشد. نقش عمده کرسیچینی، تأمین سطح اتکای بیشتر برای دیوار و تأمین ارتفاع تا رقوم کفسازی میباشد. به دلیل تماس مستقیم و دائم کرسیچینی با رطوبت، آجرهای به کار رفته در کرسیچینی، باید از میان آجرهای مقاوم با میزان کم جذب آب انتخاب شوند.
ت: انتخاب نوع ملات در مقاومت آجرکاری نقش بسیار مهمی خواهد داشت. به کار بردن ملات با عیار زیاد لزوماً نقش کلیدی در افزایش مقاومت آجرکاری ندارد، مثلاً چنانچه به جای ملات ماسه سیمان (3: 1) از ملات باتارد (6: 1: 1) استفاده شود، گرچه مقاومت ملات (40%) کاهش مییابد، ولی مقاومت آجرکاری تنها حدود 4% کاهش خواهد یافت. بنابراین میتوان گفت به ازای هر مقاومت از آجر مصرفی یک ملات با مقاومت خاص، بهترین مقاومت آجرکاری را به دست میدهد. لذا نوع ملات مصرفی و آجر، باید در نقشهها و مشخصات فنی خصوصی ذکر شود.
ث: به منظور تأمین حداکثر مقاومت و قفل و بست کامل، نحوه چیدن آجر، باید طبق نقشههای اجرایی و دستورالعملهای دستگاه نظارت باشد. چیدن صحیح و ایجاد قفل و بست کامل، باعث جلوگیری از نشستهای نامتجانس دیوارچینی و شکستهای احتمالی آن در برابر بارهای نقطهای (متمرکز) خواهد بود، به ویژه در کنجها و محل اتصال دیوارهای متقاطع، تأمین قفل و بست کامل از اصول اولیه پایداری دیوارچینی میباشد، دیوارچینی باید به صورت یکنواخت در ارتفاع صورت گیرد و نباید اختلاف ارتفاع دیوارچینی در یک قسمت ساختمان نسبت به قسمتهای دیگر از یک متر تجاوز نماید. در مورد دیوارهای متقاطع، باید به منظور تأمین قفل و بست و پیوند کامل، یک رج در میان از قطعات اتصال یا لابند استفاده شود.
ج: علاوه بر نوع آجر و ملات مصرفی که نقش عمده در بالا بردن مقاومت آجرکاری دارد، ضریب لاغری و نحوه گیرداری دیوار با ستون آجری اثر مستقیم در مقاومت و عملکرد دیوار یا ستون آجری خواهد داشت. ضریب لاغری یک ستون یا دیوار عبارتست از نسبت ارتفاع به عرض مقطع ستون یا ضخامت دیوار. در حالت کلی ضریب لاغری دیوارهای آجری باربر با ملات سیمان، نباید از 18 بیشتر اختیار شود، در صورت استفاده از ملات ماسه آهک ضریب لاغری، نباید از 12 تجاوز نماید.
چ: در مواردی که دیوارچینی در مجاورت ستونهای فلزی یا بتنی قرار گیرد و در این نقاط درز پیشبینی نشده باشد، باید نحوه اتصال ستون به دیوار مطابق نقشههای اجرایی باشد، در صورتی که این جزئیات در نقشهها نیامده باشد، باید به شرح زیر عمل شود:
1- اتصال دیوار با ستون فلزی
در هر متر ارتفاع، یک قطعه اتصال جوش شده به ستون فلزی باید در داخل ملات دیوارچینی قرار گیرد. قطعه اتصال به صورت T با میلگردی به قطر حداقل 8 میلیمتر به اندازه 350×150 میلیمتر که بعد 150 میلیمتری آن به ستون جوش داده میشود.
2- اتصال دیوار با ستون بتنی
در هر متر ارتفاع، 2 عدد شاخک U شکل به ابعاد 80×250×250 از میلگرد به قطر 10 میلیمتر به صفحهای به ابعاد 6×100×100 میلیمتر جوش داده میشود، این صفحات با شاخکهای مناسب هنگام بتنریزی در داخل ستون بتنی کارگذاری شدهاند. شاخکهای U شکل در داخل دیوار آجری و درون ملات بین آجرها قرار داده خواهند شد.
ح: سوراخها و محلهای باز برای کارگذاری چهارچوبها، درها، پنجرهها، مجراهای تهویه، عبور لولهها و کابلهای توکار و نظایر آن، باید قبلاً بر اساس نقشههای اجرایی کاملاً مشخص و هنگام آجرچینی تعبیه گردند تا نیازی به کندن و تخریب دیوارها به منظور تأمین فضاهای باز وجود نداشته باشد، در موارد استثنائی باید این عمل با تأیید دستگاه نظارت صورت پذیرد. چهارچوبها باید حتیالامکان همزمان با آجرچینی نصب شوند و به هنگام ریختن دوغاب در پشت پروفیل چهارچوبهای فلزی باید با قرار دادن وادارهای چوبی آنها را کاملاً مهار نمود تا در اثر فشار دوغابریزی خم نشده و در جهت طولی نیز تاب برندارد.
خ: نعل درگاهها باید بر اساس جزئیات مندرج در نقشههای اجرایی و با طول گیرداری کامل ساخته شوند. چنانچه نعل درگاه با یک تیرآهن ساخته میشود، طول گیرداری نباید از 25 سانتیمتر کمتر باشد. برای نصب این قبیل نعل درگاهها توصیه میشود از زیرسری بتنی یا صفحههای فولادی استفاده شود. در صورتی که عرض دیوار از نیم آجر بیشتر باشد، نعل درگاه از دو تیرآهن موازی ساخته میشود که در هر 50 سانتیمتر به وسیله دو عدد میل مهار در بالا و پایین به یکدیگر بسته میشوند.
د: آجرکاری در درجه حرارت کمتر از 5 درجه سانتیگراد مجاز نیست، در شرایط آب و هوایی سرد دیوارهای تازه چیده شده، باید با پوشاندن و گرم کردن محافظت شوند، در شرایط متعارف آجرکاری با ملات ماسه سیمان یا ملات باتارد باید حداقل 3 روز مرطوب نگه داشته شود و از خشک شدن آن جلوگیری به عمل آید.
ذ: برای تأمین ایمنی ساختمان در مقابل زلزله رعایت مندرجات ”آییننامه طرح ساختمانها در برابر زلزله“ (استاندارد شماره 2800) الزامی است. ساختمانهای آجری در نقاط زلزلهخیز باید به شرح زیر کلافبندی شوند:
1- کلاف افقی
1-1 کلاف افقی در تراز پی
این کلاف از بتن آرمه بوده و نباید عرض آن از عرض دیوار یا 25 سانتیمتر و ارتفاع آن از عرض دیوار یا 25 سانتیمتر کمتر باشد. میلگردهای اصلی حداقل برای عرض کمتر از 35 سانتیمتر و برای عرض بیشتر از 35 سانتیمتر میباشد، به طوری که فاصله میلگردها از 25 سانتیمتر بیشتر نشود. تنگها از میلگرد و فاصله آنها برابر ارتفاع کلاف یا 20 سانتیمتر هر کدام که کوچکتر است، میباشد.
1-2 کلاف افقی در تراز سقف
این کلاف از بتنآرمه بوده و عرض آن برابر عرض دیوار و حداقل 20 سانتیمتر میباشد. در مورد دیوار خارجی و به منظور نماسازی میتوان عرض کلاف را 12 سانتیمتر از عرض دیوار کمتر اختیار نمود. میتوان ارتفاع کلاف روی دیوارهای باربر را تا 20 سانتیمتر و روی دیوارهای غیر باربر را تا 12 سانتیمتر تقلیل داد. میزان میلگرد در این نوع کلافها عیناً مشابه کلافهای افقی در تراز پی خواهد بود.
2- کلاف قائم
در تمامی ساختمانهای آجری دو طبقه یا ساختمانهای یک طبقه با اهمیت زیاد[3] اجرای کلاف قائم الزامی است. کلافهای قائم ممکن است از بتنآرمه با حداقل بعد 20 سانتیمتر، تیرآهن نمره 10 یا معادل آن در داخل دیوار، گوشهها و تقاطع دیوارها با فاصله حداکثر محور تا محور 5 متر تعبیه شوند. در مورد کلافهای قائم بتنآرمه حداقل میلگرد میباشد. میلگردهای طولی باید با تنگهایی به قطر حداقل 6 میلیمتر به یکدیگر بسته شوند. حداکثر فاصله تنگها از یکدیگر 20 سانتیمتر است. کلافهای قائم باید به نحو مطمئن به کلافهای افقی متصل شوند تا سیستم به صورت یکپارچه عمل نماید.
دیوارچینی دوجداره:
دیوارهای دوجداره با آجر، باید دقیقاً بر اساس نقشههای اجرایی، دستورات دستگاه نظارت و مشخصات تعیین شده، مطابق رقوم و ترازهای موردنظر ساخته شوند. علاوه بر رعایت ضوابط و اصول مندرج در این فصل رعایت موارد زیر الزامی است.
الف: دیوارهای داخلی و خارجی باید به شکل کاملاً مطمئنی به وسیله بستهای گالوانیزه یا میلگرد ضدزنگ به قطر حداقل 8 میلیمتر، در فواصلی که در جهت افقی از 60 سانتیمتر و در جهت قائم از 50 سانتیمتر تجاوز نکند، به یکدیگر متصل شوند. تعداد این بستها نباید در هر مترمربع از 4 عدد کمتر باشد، به علاوه در محل بازشوها و کنجها، باید مهاریهای اضافی پیشبینی شود و در هر 30 سانتیمتر ارتفاع، باید یک بست دو سمت دیوار را در مجاورت بازشوها به یکدیگر مرتبط نماید.
ب: ضخامت هر دیوار نباید از 10 سانتیمتر و ضخامت کل دیوار دوجداره از 25 سانتیمتر کمتر باشد. ضخامت فضای خالی بین دو جدار، نباید از 5 سانتیمتر کمتر و از 5/7 سانتیمتر بیشتر باشد. در شرایط خاص میتوان ضخامت دیوار داخلی را تا 5/7 سانتیمتر کاهش داد، در این حالت باید بار سقف تنها توسط دیوار خارجی تحمل شود و ملات مصرفی، نباید ضعیفتر از ملات باتارد 1:2:9باشد.
آرماتور بندی و نصب صفحه ستونها
آرماتوربندی کاری تخصصی میباشد و دقت و نظارت جدی بر آن الزامی است. در برخی شرایط تمام مقاومت پی را آرماتورها تامین می کنند. مهندسین ناظر موظف هستند قبل از اجرای بتن ریزی از آرماتوربندی فونداسیون بازدید به عمل آورده و تا پایان بتن ریزی نظارت مستمر و مستقیم داشته باشند. ذکر چند مطلب در خصوص آشنایی با نکات اجرایی آرماتوربندی الزامی است :
1- به هیچ عنوان از آرماتورهای زنگ زده و یا آغشته به روغن نباید استفاده شود در صورت آلودگی آرماتورها به روغن یا زنگ زدگی آنها، باید قبل از اجرای آرماتوربندی به پاکسازی آنها اقدام و بعد از تایید دستگاه نظارت به بتن ریزی اقدام گردد.
بیاموزیم: آرماتورها دو دسته طولی (آرماتورهای اصلی) و عرضی (خاموت) هستند. خاموتها وظیفه نگهداری آرماتورهای طولی و جلوگیری از کمانش آنها در هنگام فشارهای زیاد و چند کاربرد بسیار مهم دیگر دارند. لذا اهمیت رعایت ضوابط خاموت گذاری کمتر از آرماتورهای اصلی نیست.
2- فاصله خاموتها از یکدیگر باید حداکثر 20 سانتی متر باشند و دستگاه نظارت موظف است که در صورت عدم رعایت از سوی پیمانکار از اجرای بتن ریزی جلوگیری نماید.
شکل: فاصله خاموتها از هم 20 سانتی متر است و مشاهده می کنید که نحوه اندازه گیری آن به راحتی قابل اندازه گیری است.
3- خاموتها باید مطابق بوسیله سیم آرماتوربندی به تمام میلگردهای طولی مهار شوند این امر الزامی است و میبایست توسط پیمانکار رعایت گردد و در صورت عدم توجه دستگاه نظارت موظف است از ادامه کار پیمانکار تا رفع نواقص فوق جلوگیری نماید.
4- تمام میلگردها باید توسط قیچی مخصوص بریده شود و جدا از بریدن میلگردها به کمک دستگاه هوا برش خودداری شود . توجه داشته باشید که حرارت موجب افت کیفیت میلگردها میگردد.
5- از خم کردن آرماتور در دمای پایین تر از 5 درجه سانتیگراد خودداری شود و از باز و بسته کردن خمها به منظور شکل دادن مجدد میلگردها جدا خودداری شود در صورت مشاهده چنین مواردی باید به مهندس ناظر اعلام گردد تا مطابق ضوابط اقدام شود .
6- تمام میلگردها باید به صورت سرد و تا حد امکان با دستگاههای مکانیکی خم شوند از خم کردن آرماتورها و بولتهای صفحه های ستون به کمک حرارت ( هوابرش ) جدا خودداری شود.
کل: نحوه صحیح خم کردن آرماتورها به صورت سرد و در دمای معمولی.
7- توجه داشته باشید که آرماتوربندی را که توسط مهندس ناظر تایید شده است نباید قبل از بتن ریزی تغییر داد (خصوصا از خارج کردن میلگردها جدا خودداری نمایید و در صورت مشاهده سریعا به مهندس ناظر گزارش دهید.)
8- فاصله بین میلگردها تا سطح قالب بندی حداقل باید 5/2 سانتی متر باشد تا پوشش بتنی روی میلگردها دارای ضخامت مناسبی باشد و علاوه بر ایجاد پیوستگی بین بتن و میلگرد، محافظت میلگردها در برابر خوردگی و زنگ زدگی انجام شود.
مهم: رعایت نکردن فاصله بین میلگردها و جداره قالب باعث از بین رفتن سریع پی می شود. مهم: فاصله مناسب بین میلگرد و دیواره قالب باعث استحکام و بالارفتن عمر پی و در نتیجه سازه و بالا رفتن مقاومت در برابر زلزله خواهد شد.
مزایا و معایب ساختمانهای فلزی
احداث ساختمان بمنظور رفع احتیاج انسانها صورت گرفته و مهندسین، معماران مسئولیت تهیه اشکال و اجراء مناسب بنا را برعهده دارند؛ محور اصلی مسئولیت عبارت است از:
الف ) ایمنی ب ) زیبائی ج) اقتصاد
با توجه به اینکه ساختمان های احداثی در کشور ما اکثرا" بصورت فلزی یا بتنی بوده و ساختمانهای بنایی غیر مسلح با محدودیت خاص طبق آئین نامه 2800 زلزله ایران ساخته میشود، آشنایی با مزایا و معایب ساختمانها می تواند درتصمیم گیری مالکین ، مهندسین نقش اساسی داشته باشد.
بتن ریزی
بتن آماده توسط ماشینهای حمل بتن (میکسر) برای شما آورده میشود، توجه به نکات زیر برای اجرای یک بتن ریزی صحیح الزامی است:
1- از افزودن آب به بتن حمل شده بدون اجازه مهندس ناظر اکیداً خودداری شود. ( معمولا کارگران برای سهولت کار خود و روانی بیشتر بتن به آن آب میافزایند که این امر از مقاومت بتن به شدت میکاهد لذا توجه به این امر بسیار دارای اهمیت میباشد.)
2- معمولا ً مقداری از بتن در ابتدای تخلیه از میکسر دارای دانه بندی نا مناسبی میباشد. باید دقت شود این بتن که دارای کیفیت نا مناسب جهت بتن ریزی میباشد، مورد مصرف کارهای ساختمانی قرار نگیرد.
3- قبل از بتن ریزی حتماً باید درون قالبهای فونداسیون که آرماتور گذاری شده است از خاکهای ریزشی و نخاله های ساختمانی کاملاً پاکسازی گردد
4- در زمان بتن ریزی استفاده از دستگاه ویبره الزامی است، پیمانکاران موظف هستند قبل از آغاز بتن ریزی از سلامت دستگاه ویبره خود اطمینان حاصل نمایند .
5 . برای آنکه آجرهای قالبندی فونداسیون آب شیرآبه بتن را جذب نکند استفاده از پوشش پلاستیکی (کاور) الزامی است.
6- قبل از اینکه بتن ریزی آغاز شود برای اینکه آب بتن سریعا توسط بستر خارج نشود لازم است بستر بتنریزی مرطوب شود، البته باید مراقب بود تا آب در کف پی جمع نشود و فقط رطوبت وجود داشته باشد.
مراحل پی سازی
گاهی پس از پی کنی به طبقه ای از زمین محکم و سفت می رسند و پی سازی را شروع می کنند ولی پس از چندی ساختمان ترک بر می دارد . علت آن این است که زمین سفتی که به آن رسیده اند از طبقهُ نازکی بوده است و متوجه آن نشده اند ولی برای اطمینان در جاهای مختلف زمین می زنند تا از طبقات مختلف زمین آگاهی پیدا کنند و بعد شفته ریزی را شروع می کنند این عمل را در ساختمان گمانه زنی (سنداژ) می گویند .
۱) آزمایش زمین از لحاظ مقاومت
۲) پی کنی
۳) پی سازی
پی وسیله ای است که بار و فشار وارد از نقاط مختلف ساختمان و همچنین بارهای اضافی را به زمین منتقل می کند .
● طبقه بندی زمین چند نوع است
▪ زمین هایی که با خاک ریزی دستی پر شده است : این نوع زمین ها که عمق بیشتری دارند و با خاکهای دستی محل گودال ها را پر کرده اند اگر سالهای متمادی هم بگذرد باز نمی توان جای زمین طبیعی را بگیرد و این نوع زمین برای ساختمان مناسب نیست و باید پی کنی در آنها به طریقی انجام گیرد که پی ها به زمین طبیعی یا زمین سفت برسد .
▪ زمینهای ماسه ای : زمینهای ماسه ای بیشتر در کنار دریا وجود دارد . اگر زمین از ماسه خشک تشکیل شده باشد ، تا یک طبقه ساختمان را تحمل می کند و ۱.۵ کیلوگرم بر سانتیمتر مربع می توان فشار وارد آورد . ولی در صورتی که ماسه آبدار باشد قابل ساختمان نیست ، چون ماسه آبدار حالت لغزندگی دارد و قادر نیست که بار وارد را تحمل کند بنابراین ماسه از زیر پی می لغزد و جای خالی خود را به پی می دهد و پایه را خراب می کند .
▪ زمینهای دجی : زمین دجی زمینی است که از شنهای درشت و ریز و خاک به هم فشرده تشکیل شده است و به رنگهای مختلف دیده می شود :دج زرد ، دج سیاه ، دج سرخ ، این نوع زمین ها برای ساختمان مرغوب و مناسب است .
▪ زمینهای رسی : اگر رس خشک و بی آب و فشرده باشد ، برای ساختمان زمین خوبی محسوب می شود ، و تحمل فشار لازم را دارد . ولی اگر رس آبدار و مرطوب باشد قابل استفاده نیست و تحمل فشار ندارد ، خصوصاً اگر ساختمان در زمین شیب دار روی رس آبدار ساخته شود فوری نشست می کند و جاهای مختلف آن ترک بر می دارد و خراب می شود . و اگر ساختمان در زمین آبدار با سطح افقی ساخته شود به علت وجود آب فشار را به همه نقاط اطراف خود منتقل می کند و دیوارهای کم ضخامت آن ترک بر می دارد.
▪ زمینهای سنگی : زمینهای سنگی بیشتر در دامنه کوهها وجود دارد و از تخته سنگها ی بزرگ تشکیل شده و برای ساختمان بسیار مناسب است .
▪ زمینهای مخلوط : این نوع زمینها از سنگ درشت و شن و خاک رس تشکیل شده اگر این مواد کاملا به هم فشرده باشند برای ساختمان بسیار مناسب است و اگر به هم فشرده نباشد و باید از ایجاد ساختمان به روی این نوع زمینها احتراز کرد .
▪ زمینهای بی فایده : زمینهای بی فایده مانند باتلاق ها و زمینهای جنگل که از خاک و برگ درختان تشکیل شده است . در این نوع زمین ها باید زمین آنقدر کنده شود تا به زمین سفت و طبیعی برسد .
● آزمایش زمین
گاهی پس از پی کنی به طبقه ای از زمین محکم و سفت می رسند و پی سازی را شروع می کنند ولی پس از چندی ساختمان ترک بر می دارد . علت آن این است که زمین سفتی که به آن رسیده اند از طبقهُ نازکی بوده است و متوجه آن نشده اند ولی برای اطمینان در جاهای مختلف زمین می زنند تا از طبقات مختلف زمین آگاهی پیدا کنند و بعد شفته ریزی را شروع می کنند این عمل را در ساختمان گمانه زنی (سنداژ) می گویند .
● امتحان مقاومت زمین
یک صفحه بتنی ۲۰*۲۰*۲۰ یا ۲۰*۵۰*۵۰ از بتن آرمه گرفته و روی آن به وسیلهُ گذاشتن تیرآهنها فشار وارد می آورند . وزن آهنها مشخص و سطح صفحه بتن هم مشخص است فقط یک خط کش به صفحه بتنی وصل می کنند و به وسیله میلیمترهای روی آن میزان فرورفتگی زمین را از سطح آزاد مشخص و اندازه گیری می کنند ولی اگر بخواهند ساختمانهای بسیار بزرگ بسازند باید زمین را بهتر آزمایش کنند . برای ای منظور با دستگاه فشار سنج زمین را اندازه گیری می کنند و آزمایش فوق برای ساختمانهای معمولی در کارگاه است .
پس از عملیات فوق پی کنی را آغاز میکنند و پس از پی کنی شفته ریزی شروع می شود .
توجه شود این عمل همان آزمایش بارگذاری صفحه است که در درس مهندسی پی جزء آزمایش های محلی و مهم محسوب میشود البته از آنجا که انجام عملیات مکانیک خاک برای ساختمانهای معمولی صرفه اقتصادی ندارد ، انجام این آزمایش در سازمانهای و اداره های دولتی و یا ساختمانهای بلند انجام می شود .
● افقی کردن پی ها (تراز کردن)
برای تراز کردن کف پی ساختمانها از تراز های آبی استفاده می کنند در دیوارهای طویل چون کار شمشه و تراز کردن وقت بیشتری لازم دارد ، برای صرفه جویی در وقت از سه T می توان استفاده کرد بدین معنی که T اول را با T دوم تراز می کنند و T سوم را در مسافت مسیر به طوری که سه T در یک ردیف قرار بگیرد قرار می دهند از روی T اول و دوم که با هم برابر هستند T سوم را میزان و برابر می کنند و پس از آنکه T سوم برابر شد T اول را بر می دارند و به فاصله بیشتری بعد از T سوم قرار می دهند ، دوباره T دوم و سوم را با T چهارم که همان T اول می باشد برابر می کنند و دنباله این ترازها را تا خاتمه محل کار ادامه می دهند .
البته این طریق تراز کردن بیشتر در جاده سازی و زمین های پهناور به کار می رود .
● شفته ریزی
کف پی ها باید کاملا افقی و زاویهُ کف پی نسبت به دیوار پی باید ۹۰ درجه باشد . اول کف پی را باید آب پاشید ، تا مرطوب شود و واسطهای بین زمین و شفته وجود نداشته باشد ، و سپس شفته را داخل آن ریخت .
شفته عبارت است از خاک و شن و آهک که به نسبت ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم گرد آهک را در متر مکعب خاک مخلوط می کنند و گاهی هم در محلهایی که احتیاج باشد پاره سنگ به آن می افزایند . شفته را در پی می ریزند و پس از اینکه ارتفاع شفته به ۳۰ سانتیمتر رسید آن را در یک سطح افقی هموار می کنند و یک روز آن را به حالت خود می گذارند تا دو شود یعنی آب آن یا در زمین فرو رود و یا تبخیر گردد .
پس از اینکه شفته دو نم شد آن را با وزنهُ سنگینی می کوبند که به آن تخماق میگویند و پس از اینکه خوب کوبیده شد دوباره شفته را به ارتفاع ۳۰ سانتیمتر شروع می کنند و عمل اول را انجام می دهند . تکرار این عمل تا پر شدن پی ادامه دارد .
در ساختمان ها که معمولاً در گود یا پی کنی عمل تراز کردن انجام میگیرد محل کار در پی که پیچ و خم زیادی دارد و تراز کردن با شمشه و تراز مشکل می باشد از تراز شلنگی استفاده می کنند . بدین ترتیب یک شلنگ چندین متری را پر از آب می کنند به طوری که هیچ گونه حباب هوایی در آن نباشد و آن را در پی محل هایی که باید تراز گردد به گردش در می آورند و نقاط معین شده را با هم تراز می کنند . آب چون در لوله هایی که به هم ارتباط دارند در یک سطح می ماند بنابراین چون شلنگ پر از آب می باشد در هر کجا که شلنگ را به حرکت در آورند آب دو لوله استوانه ای در یک سطح می باشد بنابراین دو نقطه مزبور با هم تراز می باشند بشرط آنکه مواظبت کنیم که شلنگ در وسط بهم گره خوردگی یا پیچش پیدا نکرده باشد تا باعث قطع ارتباط سیال شود که دیگر نمی توان در تراز بودن آنها مطمئن بود .
تراز کردن گاهی بوسیله دوربین نقشه بر داری (نیو) انجام می گیرد یعنی محلی را در ساختمان تعیین نموده دوربین را در محل تعیین شده نصب می کنند و با میر ( تخته های اندازه گیری ارتفاع در نقشه برداری ) یا ژالون ( چوب های نیزه ای یا آهنی که هر ۵۰ سانتیمتر آنرا به رنگهای سفید و قرمز رنگ کرده اند که از پشت دوربین بخوبی دیده بشود ) اندازه گرفته و تراز یابی می کنند . تراز کردن با دوربین بهترین نوع تراز یابی می باشد .
در زمین هایی مانند زمین های شهر کرمان از آنجایی که از زمانهای قبل قنواتی وجود داشته و بتدریج آب آنها خشک شده در زیر زمین وجود داشته و بعد از مدتی بدون رعایت مسائل زیر سازی درون آنها خاک ریخته اند و برای شهر سازی و خیابان کشی که سطح خیابان ها را بالا می آورده اند و به ظاهر در سطح زمین و حتی در عمق های ۳ تا ۴ متری اثری از آنها نیست اگر سازه ای روی این زمین بنا شود پس از مدتی و بسته به عمق قنات و شرایط جوی مثلاً بعد از آمدن یک باران سازه نشست می کند و در بسیاری از مواقع حتی تا ۱۰۰ درصد خسارت می بیند و دیگر قابل استفاده نیست اگر در چنین ساختمان هایی از شفته آهک استفاده شود باعث تثبیت خاک می شود و بروز نشست در ساختمان جلوگیری می کند .
● پی سازی
بعد از اینکه عمل پی کنی به پایان رسید را باید با مصالح مناسب بسازند تا به سطح زمین رسیده و قابل قبول برای هر گونه بنا باشد مصالحی که در پی بکار میرود باید قابلیت تحمل فشار مصالح بعدی را داشته باشد و ضمناً چسبندگی مصالح نسبت به یکدیگر به اندازه ای باشد که بتوانند در مقابل بارهای بعدی تحمل کند و فشار را یکنواخت به تمام پی ها انتقال دهد چون هرچه ساختمان بزرگتر باشد فشارهای وارده زیادتر بوده و مصالحی که در پی بکار می رود باید متناسب با مصالح بعدی باشد .
پی سازی را با چند نوع مصالح انجام می دهند مصالحی که در پی بکار می رود عبارتند از شفته آهکی ، پی سازی با سنگ ، پی سازی با بتن ، پی سازی با بتن مسلح .
● پی سازی با سنگ
پس از اینکه عمل پی کنی به پایان رسید پی سازی با سنگ باید از دیوارهایی که روی آن بنا میگردد وسیع تر بوده و از هر طرف دیوار حداقل ۱۵ سانتیمتر گسترش داشته باشد یعنی از دو طرف دیوار ۳۰ سانتیمتر پهن تر می باشد که دیواری را رد وسط آن بنا می کنند ، پی سازی با سنگ با دو نوع ملات انجام می شود چنانچه بار و فشار بعدی زیاد نباشد ملات سنگها را از ملات گل و آهک چنانچه فشار و بار زیاد باشد ملات سنگ را از ملات ماسه و سیمان استفاده می کنند اول کف پی را ملات ریزی نموده و سنگها را پهلوی یکدیگر قرار میدهند و لابِلای سنگ را با ملات ماسه و سیمان پر میکنند (غوطه ای) به طوری که هیچ منفذ و سوراخی در داخل پی وجود نداشته باشد و عمل پهن کردن ملات و سنگ چینی تا خاتمه دیوار سازی ادامه پیدا می کند .
● پی سازی با بتن
پس از اینکه کار پی کنی به پایان رسید کف پی را به اندازه تقریبی ۱۰ سانتیمتر بتن کم سیمان بنام بتن مِگر می ریزند که سطح خاک و بتن اصلی را از هم جدا کند روی بتن مگر قالب بندی داخل پی را با تخته انجام میدهند همانطور که در بالا گفته شد عمل قالب بندی وسیع تر از سطح زیر دیوار نقشه انجام میگیرد تمام قالب ها که آماده شد بتن ساخته شده را داخل قالب نموده و خوب می کوبند و یا با ویبراتور به آن لرزش وارد آورده تا خلل و فرج آن پر شود و چنانچه بتن مسلح باشد ، داخل قالب را با میله های گرد آرماتور بندی و بعد از آهن بندی داخل قالب را با بتن پر میکنند .
بتن ریزی در پی و آرماتور داخل آن به نسبت وسعت پی برای ساختمان های بزرگ قابلیت تحمل فشار هر گونه را میتواند داشته باشد و بصورت کلافی بهم پیوسته فشار ساختمان را به تمام نقاط زمین منتقل می کند و از شکست و ترک های احتمالی جلو گیری بعمل می آورد .
● پی سازی و پی کنی با هم
در بعضی مواقع ممکن است زمین سست بوده و پی کنی بطور یکدفعه نتواند انجام پذیرد و اگر بخواهیم داخل تمام پی ها را قالب بندی کنیم مقرون به صرفه نباشد در این موقع قسمتی از پی را کنده و با تخته و چوب قالب بندی نموده شفته ریزی می کنیم پس از اینکه شفته کمی خود را گرفت یعنی آب آن تبخیر و یا در زمین فرو رفت و دونم شد پی کنی قسمت بعدی را شروع نموده و با همان تخته ها ، قالب بندی می کنیم بطوریکه شفته اول خشک نشده باشد و بتواند با شفته اول خشک نشده باشد و بتواند با شفته بعد خودگیری خود را انجام داده و بچسبد این نوع پی سازی معمولاً در زمین های نرم و باتلاقی ، خاک دستی و ماسه آبدار عمل میگردد .
● پی کنی در زمین های سست
در زمین های سست و خاک دستی اگر بخواهیم ساختمانی بنا کنیم باید اول محل پی ها را به زمین سفت رسانیده و پس از اطمینان کامل ساختمان را بنا نماییم زیرا ساختمان که روی این زمین ها مطابق معمول و یا در زمین سست بنا گردد . پس از چندی یا در همان موقع ساخته شدن باعث ترک ها و خرابی ساختمان میگردد . بنابراین شفته ریزی از روی زمین سفت باید انجام گیرد و برای اینکار بشرح زیر عمل می نمائیم :
▪ پی کنی در زمین های خاک دستی و سست
پس از پیاده کردن اصل نقشه روی زمین محل پی های اصلی و یا در تقاطع پی ها که فشار پایه ها روی آن می باشد چاه هائی حفر میشود ، عمق این چاهها به قدری می باشد تا به زمین سفت و سخت برسد بعداً محل چاه ها را با شفته آهکی پر کرده و پس از پر کردن چاه ها و خودگیری شفته ، پی ها را به طریقه معمول روی شفته چاه ها شفته ریزی میکنند ، شفته ها به صورت کلافی می باشند که زیر آنها را تعدادی از ستون های شفته ای نگهداری میکند و از فرو ریختن آن جلوگیری می نمایند البته باید سعی کرد که فاصله ستون های شفته ای نباید بیش از سه متر طول باشد .
خاصیت چاه ها بدین طریق می باشد که شفته پس از خودگیری مانند ستونهایی است که زیر زمین بنا شده است و شفته روی آن مانند کلافی پایه را به یکدیگر متصل می کنند برای مقاومت بیشتر در ساختمان پس از اینکه آجر کاری پایه ها را شروع نمودیم ما بین پایه ها را مطابق شکل با قوسهایی به یکدیگر متصل میکنند تا پایه ها عمل فشار به اطراف خود را خنثی نموده و فشار خود را در محل اصلی خود یعنی در محلی که شفته ریزی آن به زمین بِکر رسیده متصل میکند .
گاهی اتفاق می افتد که در ساختمان در محل بنای یکی از پایه ها چاه های قدیمی وجود دارد و بقیه زمین سخت بوده و مقاومت به حد کافی برای ساختن ساختمان روی آنرا دارد برای اینکه براحتی بتوان پایه را در محل خود ساخت و محل آن را تغییر نداد چاه را پس از لای روبی (پاک کردن ) با شفته آهک پر مینماییم موقعیکه شفته خودگیری خود را انجام داد روی آنرا یک قوس آجری ساخته و در محل انتهای کمان پایه را بنا میکنیم که فشار دیوار با اطراف چاه منتقل گردد .
در بعضی مواقع چاه کنی در این گونه زمین ها خطرناک می باشد . زیرا زمین ریزش دارد و به کارگر صدمه وارد میاورد و در موقع کار ممکن است او را خفه کند برای جلوگیری از ریزش زمین باید از پلاکهای بتنی یا سفالی که در اصطلاح به آنها گَوَل (در شهرستانها گوم و غیره ) مینامند استفاده شود گَوَل های بتنی یک تکه و دو تکه ای و گول های سفالی یک تکه میباشد . گول های بتنی را بوسیله قالب می سازند و گول های سفالی بوسیله دست و گل رس ساخته شده و در کوره های آجری آن را می پزند تا بشکل سفالی در آید از این گول ها در قنات ها نیز استفاده میشود .
ـ طریقه عمل
مقداری از زمین که بصورت چاه کنده شده گول را بشکل استوانه ای ساخته میباشد داخل محل کنده شده نصب و عمل کندن را ادامه میدهند در این موقع دو حالت وجود دارد یا اینکه گول اولی که زیر آن در اثر کندن خالی شده براحتی پایین رفته گول دوم را نصب میکنیم یا اینکه گول اول در محل خود با فشار خاک که به اطراف آن آمده تنگ می افتد و نمی تواند محل خود را تغییر و یا پایین تر برود در این موقع از گول های دو تکه ای استفاده مینماییم نیمی را در محل خود نصب و جای آنرا محکم نموده و نصفه دوم را پس از کندن محل آن نصب می نماییم و عمل پی کنی را بدین طریق ادامه میدهیم .
پی کنی در زمین های سست مانند خندق هائی که خاک دستی در آنها ریخته شده است و مرور زمان هم اثری برای محکم شدن آن ندارد و یا زمین های باتلاقی و غیره ضروری می باشد .
زمین هائی که قسمت خاک ریزی شده در آنها به ارتفاع کم می باشد و یا باتلاقی بودن آن به عمق زیادی نرسد میتوان در این قبیل زمین ها پی کنی عمقی انجام داد و برای جلوگیری از ریزش خاک آنرا با تخته و چوب قالب بندی نموده تا به زمین سخت برسد .
البته قالب بندی در اینگونه زمین ها خالی از اشکال نمی باشد باید با منتهای دقت انجام گیرد پس از انجام کار قالب بندی شفته ریزی شروع میشود و چون تخته های قالب در طول قرار دارد میتوان پس از شفته ریزی تخته دوم را شروع کرد به همین منوال تمام پی ها را میتوان شفته ریزی کرد بدون اینکه تکه ای و یا تخته ای از قالب زیر شفته بماند .
آرماتور بندی و نصب صفحه ستونها
آرماتوربندی کاری تخصصی میباشد و دقت و نظارت جدی بر آن الزامی است. در برخی شرایط تمام مقاومت پی را آرماتورها تامین می کنند. مهندسین ناظر موظف هستند قبل از اجرای بتن ریزی از آرماتوربندی فونداسیون بازدید به عمل آورده و تا پایان بتن ریزی نظارت مستمر و مستقیم داشته باشند. ذکر چند مطلب در خصوص آشنایی با نکات اجرایی آرماتوربندی الزامی است :
1- به هیچ عنوان از آرماتورهای زنگ زده و یا آغشته به روغن نباید استفاده شود در صورت آلودگی آرماتورها به روغن یا زنگ زدگی آنها، باید قبل از اجرای آرماتوربندی به پاکسازی آنها اقدام و بعد از تایید دستگاه نظارت به بتن ریزی اقدام گردد.
بیاموزیم: آرماتورها دو دسته طولی (آرماتورهای اصلی) و عرضی (خاموت) هستند. خاموتها وظیفه نگهداری آرماتورهای طولی و جلوگیری از کمانش آنها در هنگام فشارهای زیاد و چند کاربرد بسیار مهم دیگر دارند. لذا اهمیت رعایت ضوابط خاموت گذاری کمتر از آرماتورهای اصلی نیست.
2- فاصله خاموتها از یکدیگر باید حداکثر 20 سانتی متر باشند و دستگاه نظارت موظف است که در صورت عدم رعایت از سوی پیمانکار از اجرای بتن ریزی جلوگیری نماید.
شکل: فاصله خاموتها از هم 20 سانتی متر است و مشاهده می کنید که نحوه اندازه گیری آن به راحتی قابل اندازه گیری است.
6- تمام میلگردها باید به صورت سرد و تا حد امکان با دستگاههای مکانیکی خم شوند از خم کردن آرماتورها و بولتهای صفحه های ستون به کمک حرارت ( هوابرش ) جدا خودداری شود.
کل: نحوه صحیح خم کردن آرماتورها به صورت سرد و در دمای معمولی.
7- توجه داشته باشید که آرماتوربندی را که توسط مهندس ناظر تایید شده است نباید قبل از بتن ریزی تغییر داد (خصوصا از خارج کردن میلگردها جدا خودداری نمایید و در صورت مشاهده سریعا به مهندس ناظر گزارش دهید.)
8- فاصله بین میلگردها تا سطح قالب بندی حداقل باید 5/2 سانتی متر باشد تا پوشش بتنی روی میلگردها دارای ضخامت مناسبی باشد و علاوه بر ایجاد پیوستگی بین بتن و میلگرد، محافظت میلگردها در برابر خوردگی و زنگ زدگی انجام شود.
مهم: رعایت نکردن فاصله بین میلگردها و جداره قالب باعث از بین رفتن سریع پی می شود. مهم: فاصله مناسب بین میلگرد و دیواره قالب باعث استحکام و بالارفتن عمر پی و در نتیجه سازه و بالا رفتن مقاومت در برابر زلزله خواهد شد.
3- خاموتها باید مطابق بوسیله سیم آرماتوربندی به تمام میلگردهای طولی مهار شوند این امر الزامی است و میبایست توسط پیمانکار رعایت گردد و در صورت عدم توجه دستگاه نظارت موظف است از ادامه کار پیمانکار تا رفع نواقص فوق جلوگیری نماید.
4- تمام میلگردها باید توسط قیچی مخصوص بریده شود و جدا از بریدن میلگردها به کمک دستگاه هوا برش خودداری شود . توجه داشته باشید که حرارت موجب افت کیفیت میلگردها میگردد.
5- از خم کردن آرماتور در دمای پایین تر از 5 درجه سانتیگراد خودداری شود و از باز و بسته کردن خمها به منظور شکل دادن مجدد میلگردها جدا خودداری شود در صورت مشاهده چنین مواردی باید به مهندس ناظر اعلام گردد تا مطابق ضوابط اقدام شود .
نحوه عملیات گود برداری
oبعد از پیاده کردن نقشه و کنترل آن در صورت لزوم اقدام به گود برداری مینمایند . گود برداری برای آن قسمت از ساختمان انجام میشود که در طبقات پایین تر از کف طبیعی زمین ساخته می شوند همانند موتور خانه ها , انبارها , پارکینگ ها و ... .در موقع گود برداری چنانچه محل گود برداری بزرگ نباشد از وسایل معمولی مانند بیل و کلنگ و چرخ دستی استفاده میشود . برای این کار تا عمق معینی که پرتاب خاک با بیل به بیرون امکان پذیر است ( معمولا تا عمق 2 متری ) عمل گود برداری را انجام میدهند و برای ادامه کار پله ای ایجاد نموده و سپس خاک حاصله را از عمق پایین تر از پله را روی پله ایجاد شده ریخته و سپس از روی پله دوباره به خارج منتقل میکنند .برای گود برداری های بزرگتر استفاده از بیل و کلنگ مقرون به صرفه نبوده و بهتر است از وسایل مکانیکی نظیر لودر استفاده شود . در اینگونه موارد برای خارج کردن خاک از محل گود برداری و حمل آن به خارج از کارگاه از سطح شیبدار استفاده می کنند . به این صورت که در ضمن گود برداری سطح شیب داری در کنار گود برای عبور کامیون و غیره ایجاد می شود که بعد از اتمام کار این قسمت توسط کارگر برداشته میشود .
oحال ممکن است این سوال پیش آید که گود برداری را تا چه عمقی ادامه دهیم ؟ پاسخ این سوال را به این صورت میدهم که ظاهرا حداکثر عمق مورد نیاز برای گود برداری تا روی پی می باشد بعلاوه چند سانتیمتر بیشتر برای فرش کف و عبور لوله ها ( در حدود 20 سانتیمتر که 6 سانتیمتر برای فرش کف و 14 سانتیمتر برای عبور لوله ها می باشد ) . در این صورت لازم است محل پی های نقطه ای یا پی های نواری و شناژ ها را با دست خاک برداری نمود . ولی بهتر است که گود برداری را تا زیر سطح پی ها ادامه بدهیم زیرا در این صورت برای قالب بندی پی ها آزادی عمل بیشتری داریم . در نتیجه پی های ما تمیزتر و درست تر خواهد بود و همچنین می توانیم خاک حاصل از چاه کنی و همچنین نخاله های ساختمانی را در فضای ایجاد شده بین پی ها بریزیم که این مطلب از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه می باشد زیرا که معمولا در موقع گود برداری مار با ماشین صورت میگیرد که برای خارج نمودن نخاله ها و خاک حاصل از چاه فاضل آب از محیط کارگاه لازم است که از وسایل دستی استفاده نماییم که این امر مستلزم هزینه بیشتری نسبت به کار با ماشین میباشد . البته در مورد پی های نواری این کار عملی نیست . زیرا معمولا پی سازی در پی های نواری با شفته آهک میباشد که بدو.ن قالب بندی بوده و شفته در محل پی های حفره شده ریخته میشود در این صورت ناچار هستیم در ساختمان های که با پی نواری ساخته میشود اگر به گود برداری نیاز داشتیم گود برداری را تا روی پی ادامه دهیم
oبرای جلوگیری از ریزش دیواره های محل گود برداری به داخل گود , معمولا دیواره های اطراف باید دارای شیب ملایم باشند . یعنی با خط قایم زاویه ای بسازند . اندازه این زاویه بستگی به نوع خاک محل گود برداری دارد . هر اندازه خاک محل سست تر و ریز شی تر باشد این زاویه بزرگتر میشود . البته ذکر این نکته لازم است که چون فاصله بین دیوار محل گود برداری و دیوار ساختمان میبایستی با مصالح ساختمانی از قبیل شفته و بتن مگر یا غیره پر شود که این خود مستلزم هزینه می باشد . پس نتیجه میگیریم که هر چقدر این زاویه کوچکتر باشد از لحاظ اقتصادی هزینه کمتری متحمل میشویم .
oچون ایجاد شیب مورد لزوم موجب کار اضافی برای حمل بیشتر به خارج و انتقال مجدد آن بعد از ساختن دیوار مورد لزوم به پشت دیوار است لذا برای جلوگیری از پرداخت هزینه بیشتر و عدم انجام کار اضافی در موقع گود برداری در زمینهای سست بعضی وقتها در صورت امکان اقدام به ایجاد دیوارهای مانع مینمایند که این نوع دیوارها دارای انواع مختلفی می باشد .
oدیوار های مانع از قبیل 1-دیوارهای مانع چوبی 2-دیوارهای مانع فلزی
oچنانچه در موقع گود برداری در زمین های که آب های زیر زمینی در سطوح بالا قرار دارد در محل گود برداری آب جمع شود بهتر است که حفره کوچکی در وسط گود حفر نموده و آب های حاصله را به این قسمت هدایت کنیم و سپس آب های جمع شده را با توجه به سرعت جمع شدن با بهترین وسیله به بیرون منتقل کنیم .
oبهترین وسیله با توجه به نوع پروژه سطل یا پمپ
پی سازی
پی سازی چند مرحله دارد :
1. آزمایش زمین از لحاظ مقاومت
2. پی کنی
3. پی سازی
پی وسیله ای است که بار و فشار وارد از نقاط مختلف ساختمان و همچنین بارهای اضافی را به زمین منتقل می کند .
آزمایش زمین :
طبقه بندی زمین چند نوع است :
زمین هایی که با خاک ریزی دستی پر شده است :
این نوع زمین ها که عمق بیشتری دارند و با خاکهای دستی محل گودال ها را پر کرده اند اگر سالهای متمادی هم بگذرد باز نمی توان جای زمین طبیعی را بگیرد و این نوع زمین برای ساختمان مناسب نیست و باید پی کنی در آنها به طریقی انجام گیرد که پی ها به زمین طبیعی یا زمین سفت برسد .
زمینهای ماسه ای :
زمینهای ماسه ای بیشتر در کنار دریا وجود دارد . اگر زمین از ماسه خشک تشکیل شده باشد ، تا یک طبقه ساختمان را تحمل می کند و 1.5 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع می توان فشار وارد آورد . ولی در صورتی که ماسه آبدار باشد قابل ساختمان نیست ، چون ماسه آبدار حالت لغزندگی دارد و قادر نیست که بار وارد را تحمل کند بنابراین ماسه از زیر پی می لغزد و جای خالی خود را به پی می دهد و پایه را خراب می کند .
زمینهای دجی :
زمین دجی زمینی است که از شنهای درشت و ریز و خاک به هم فشرده تشکیل شده است و به رنگهای مختلف دیده می شود :دج زرد ، دج سیاه ، دج سرخ ، این نوع زمین ها برای ساختمان مرغوب و مناسب است .
زمینهای رسی :
اگر رس خشک و بی آب و فشرده باشد ، برای ساختمان زمین خوبی محسوب می شود ، و تحمل فشار لازم را دارد . ولی اگر رس آبدار و مرطوب باشد قابل استفاده نیست و تحمل فشار ندارد ، خصوصاً اگر ساختمان در زمین شیب دار روی رس آبدار ساخته شود فوری نشست می کند و جاهای مختلف آن ترک بر می دارد و خراب می شود . و اگر ساختمان در زمین آبدار با سطح افقی ساخته شود به علت وجود آب فشار را به همه نقاط اطراف خود منتقل می کند و دیوارهای کم ضخامت آن ترک بر می دارد .
زمینهای سنگی :
زمینهای سنگی بیشتر در دامنه کوهها وجود دارد و از تخته سنگها ی بزرگ تشکیل شده و برای ساختمان بسیار مناسب است .
زمینهای مخلوط :
این نوع زمینها از سنگ درشت و شن و خاک رس تشکیل شده اگر این مواد کاملا به هم فشرده باشند برای ساختمان بسیار مناسب است و اگر به هم فشرده نباشد و باید از ایجاد ساختمان به روی این نوع زمینها احتراز کرد .
زمینهای بی فایده :
زمینهای بی فایده مانند باتلاق ها و زمینهای جنگل که از خاک و برگ درختان تشکیل شده است . در این نوع زمین ها باید زمین آنقدر کنده شود تا به زمین سفت و طبیعی برسد .
آزمایش زمین :
گاهی پس از پی کنی به طبقه ای از زمین محکم و سفت می رسند و پی سازی را شروع می کنند ولی پس از چندی ساختمان ترک بر می دارد . علت آن این است که زمین سفتی که به آن رسیده اند از طبقهُ نازکی بوده است و متوجه آن نشده اند ولی برای اطمینان در جاهای مختلف زمین می زنند تا از طبقات مختلف زمین آگاهی پیدا کنند و بعد شفته ریزی را شروع می کنند این عمل را در ساختمان گمانه زنی (سنداژ) می گویند .
امتحان مقاومت زمین :
یک صفحه بتنی 20*20*20 یا 20*50*50 از بتن آرمه گرفته و روی آن به وسیلهُ گذاشتن تیرآهنها فشار وارد می آورند . وزن آهنها مشخص و سطح صفحه بتن هم مشخص است فقط یک خط کش به صفحه بتنی وصل می کنند و به وسیله میلیمترهای روی آن میزان فرورفتگی زمین را از سطح آزاد مشخص و اندازه گیری می کنند ولی اگر بخواهند ساختمانهای بسیار بزرگ بسازند باید زمین را بهتر آزمایش کنند . برای ای منظور با دستگاه فشار سنج زمین را اندازه گیری می کنند و آزمایش فوق برای ساختمانهای معمولی در کارگاه است .
پس از عملیات فوق پی کنی را آغاز میکنند و پس از پی کنی شفته ریزی شروع می شود .
توجه شود این عمل همان آزمایش بارگذاری صفحه است که در درس مهندسی پی جزء آزمایش های محلی و مهم محسوب میشود البته از آنجا که انجام عملیات مکانیک خاک برای ساختمانهای معمولی صرفه اقتصادی ندارد ، انجام این آزمایش در سازمانهای و اداره های دولتی و یا ساختمانهای بلند انجام می شود .
افقی کردن پی ها (تراز کردن) :
برای تراز کردن کف پی ساختمانها از تراز های آبی استفاده می کنند در دیوارهای طویل چون کار شمشه و تراز کردن وقت بیشتری لازم دارد ، برای صرفه جویی در وقت از سه T می توان استفاده کرد بدین معنی که T اول را با T دوم تراز می کنند و T سوم را در مسافت مسیر به طوری که سه T در یک ردیف قرار بگیرد قرار می دهند از روی T اول و دوم که با هم برابر هستند T سوم را میزان و برابر می کنند و پس از آنکه T سوم برابر شد T اول را بر می دارند و به فاصله بیشتری بعد از T سوم قرار می دهند ، دوباره T دوم و سوم را با T چهارم که همان T اول می باشد برابر می کنند و دنباله این ترازها را تا خاتمه محل کار ادامه می دهند .
البته این طریق تراز کردن بیشتر در جاده سازی و زمین های پهناور به کار می رود .
شفته ریزی :
کف پی ها باید کاملا افقی و زاویهُ کف پی نسبت به دیوار پی باید 90 درجه باشد . اول کف پی را باید آب پاشید ، تا مرطوب شود و واسطهای بین زمین و شفته وجود نداشته باشد ، و سپس شفته را داخل آن ریخت .
شفته عبارت است از خاک و شن و آهک که به نسبت 200 تا 250 کیلوگرم گرد آهک را در متر مکعب خاک مخلوط می کنند و گاهی هم در محلهایی که احتیاج باشد پاره سنگ به آن می افزایند . شفته را در پی می ریزند و پس از اینکه ارتفاع شفته به 30 سانتیمتر رسید آن را در یک سطح افقی هموار می کنند و یک روز آن را به حالت خود می گذارند تا دو شود یعنی آب آن یا در زمین فرو رود و یا تبخیر گردد .
پس از اینکه شفته دو نم شد آن را با وزنهُ سنگینی می کوبند که به آن تخماق میگویند و پس از اینکه خوب کوبیده شد دوباره شفته را به ارتفاع 30 سانتیمتر شروع می کنند و عمل اول را انجام می دهند . تکرار این عمل تا پر شدن پی ادامه دارد .
در ساختمان ها که معمولاً در گود یا پی کنی عمل تراز کردن انجام میگیرد محل کار در پی که پیچ و خم زیادی دارد و تراز کردن با شمشه و تراز مشکل می باشد از تراز شلنگی استفاده می کنند . بدین ترتیب یک شلنگ چندین متری را پر از آب می کنند به طوری که هیچ گونه حباب هوایی در آن نباشد و آن را در پی محل هایی که باید تراز گردد به گردش در می آورند و نقاط معین شده را با هم تراز می کنند . آب چون در لوله هایی که به هم ارتباط دارند در یک سطح می ماند بنابراین چون شلنگ پر از آب می باشد در هر کجا که شلنگ را به حرکت در آورند آب دو لوله استوانه ای در یک سطح می باشد بنابراین دو نقطه مزبور با هم تراز می باشند بشرط آنکه مواظبت کنیم که شلنگ در وسط بهم گره خوردگی یا پیچش پیدا نکرده باشد تا باعث قطع ارتباط سیال شود که دیگر نمی توان در تراز بودن آنها مطمئن بود .
تراز کردن گاهی بوسیله دوربین نقشه بر داری (نیو) انجام می گیرد یعنی محلی را در ساختمان تعیین نموده دوربین را در محل تعیین شده نصب می کنند و با میر ( تخته های اندازه گیری ارتفاع در نقشه برداری ) یا ژالون ( چوب های نیزه ای یا آهنی که هر 50 سانتیمتر آنرا به رنگهای سفید و قرمز رنگ کرده اند که از پشت دوربین بخوبی دیده بشود ) اندازه گرفته و تراز یابی می کنند . تراز کردن با دوربین بهترین نوع تراز یابی می باشد .
در زمین هایی مانند زمین های شهر کرمان از آنجایی که از زمانهای قبل قنواتی وجود داشته و بتدریج آب آنها خشک شده در زیر زمین وجود داشته و بعد از مدتی بدون رعایت مسائل زیر سازی درون آنها خاک ریخته اند و برای شهر سازی و خیابان کشی که سطح خیابان ها را بالا می آورده اند و به ظاهر در سطح زمین و حتی در عمق های 3 تا 4 متری اثری از آنها نیست اگر سازه ای روی این زمین بنا شود پس از مدتی و بسته به عمق قنات و شرایط جوی مثلاً بعد از آمدن یک باران سازه نشست می کند و در بسیاری از مواقع حتی تا 100 درصد خسارت می بیند و دیگر قابل استفاده نیست اگر در چنین ساختمان هایی از شفته آهک استفاده شود باعث تثبیت خاک می شود و بروز نشست در ساختمان جلوگیری می کند .
پی سازی :
بعد از اینکه عمل پی کنی به پایان رسید را باید با مصالح مناسب بسازند تا به سطح زمین رسیده و قابل قبول برای هر گونه بنا باشد مصالحی که در پی بکار میرود باید قابلیت تحمل فشار مصالح بعدی را داشته باشد و ضمناً چسبندگی مصالح نسبت به یکدیگر به اندازه ای باشد که بتوانند در مقابل بارهای بعدی تحمل کند و فشار را یکنواخت به تمام پی ها انتقال دهد چون هرچه ساختمان بزرگتر باشد فشارهای وارده زیادتر بوده و مصالحی که در پی بکار می رود باید متناسب با مصالح بعدی باشد .
پی سازی را با چند نوع مصالح انجام می دهند مصالحی که در پی بکار می رود عبارتند از شفته آهکی ، پی سازی با سنگ ، پی سازی با بتن ، پی سازی با بتن مسلح .
پی سازی با سنگ :
پس از اینکه عمل پی کنی به پایان رسید پی سازی با سنگ باید از دیوارهایی که روی آن بنا میگردد وسیع تر بوده و از هر طرف دیوار حداقل 15 سانتیمتر گسترش داشته باشد یعنی از دو طرف دیوار 30 سانتیمتر پهن تر می باشد که دیواری را رد وسط آن بنا می کنند ، پی سازی با سنگ با دو نوع ملات انجام می شود چنانچه بار و فشار بعدی زیاد نباشد ملات سنگها را از ملات گل و آهک چنانچه فشار و بار زیاد باشد ملات سنگ را از ملات ماسه و سیمان استفاده می کنند اول کف پی را ملات ریزی نموده و سنگها را پهلوی یکدیگر قرار میدهند و لابِلای سنگ را با ملات ماسه و سیمان پر میکنند (غوطه ای) به طوری که هیچ منفذ و سوراخی در داخل پی وجود نداشته باشد و عمل پهن کردن ملات و سنگ چینی تا خاتمه دیوار سازی ادامه پیدا می کند .
پی سازی با بتن :
پس از اینکه کار پی کنی به پایان رسید کف پی را به اندازه تقریبی 10 سانتیمتر بتن کم سیمان بنام بتن مِگر می ریزند که سطح خاک و بتن اصلی را از هم جدا کند روی بتن مگر قالب بندی داخل پی را با تخته انجام میدهند همانطور که در بالا گفته شد عمل قالب بندی وسیع تر از سطح زیر دیوار نقشه انجام میگیرد تمام قالب ها که آماده شد بتن ساخته شده را داخل قالب نموده و خوب می کوبند و یا با ویبراتور به آن لرزش وارد آورده تا خلل و فرج آن پر شود و چنانچه بتن مسلح باشد ، داخل قالب را با میله های گرد آرماتور بندی و بعد از آهن بندی داخل قالب را با بتن پر میکنند .
بتن ریزی در پی و آرماتور داخل آن به نسبت وسعت پی برای ساختمان های بزرگ قابلیت تحمل فشار هر گونه را میتواند داشته باشد و بصورت کلافی بهم پیوسته فشار ساختمان را به تمام نقاط زمین منتقل می کند و از شکست و ترک های احتمالی جلو گیری بعمل می آورد .
پی سازی و پی کنی با هم :
در بعضی مواقع ممکن است زمین سست بوده و پی کنی بطور یکدفعه نتواند انجام پذیرد و اگر بخواهیم داخل تمام پی ها را قالب بندی کنیم مقرون به صرفه نباشد در این موقع قسمتی از پی را کنده و با تخته و چوب قالب بندی نموده شفته ریزی می کنیم پس از اینکه شفته کمی خود را گرفت یعنی آب آن تبخیر و یا در زمین فرو رفت و دونم شد پی کنی قسمت بعدی را شروع نموده و با همان تخته ها ، قالب بندی می کنیم بطوریکه شفته اول خشک نشده باشد و بتواند با شفته اول خشک نشده باشد و بتواند با شفته بعد خودگیری خود را انجام داده و بچسبد این نوع پی سازی معمولاً در زمین های نرم و باتلاقی ، خاک دستی و ماسه آبدار عمل میگردد .
پی کنی در زمین های سست :
در زمین های سست و خاک دستی اگر بخواهیم ساختمانی بنا کنیم باید اول محل پی ها را به زمین سفت رسانیده و پس از اطمینان کامل ساختمان را بنا نماییم زیرا ساختمان که روی این زمین ها مطابق معمول و یا در زمین سست بنا گردد . پس از چندی یا در همان موقع ساخته شدن باعث ترک ها و خرابی ساختمان میگردد . بنابراین شفته ریزی از روی زمین سفت باید انجام گیرد و برای اینکار بشرح زیر عمل می نمائیم :
پی کنی در زمین های خاک دستی و سست :
پس از پیاده کردن اصل نقشه روی زمین محل پی های اصلی و یا در تقاطع پی ها که فشار پایه ها روی آن می باشد چاه هائی حفر میشود ، عمق این چاهها به قدری می باشد تا به زمین سفت و سخت برسد بعداً محل چاه ها را با شفته آهکی پر کرده و پس از پر کردن چاه ها و خودگیری شفته ، پی ها را به طریقه معمول روی شفته چاه ها شفته ریزی میکنند ، شفته ها به صورت کلافی می باشند که زیر آنها را تعدادی از ستون های شفته ای نگهداری میکند و از فرو ریختن آن جلوگیری می نمایند البته باید سعی کرد که فاصله ستون های شفته ای نباید بیش از سه متر طول باشد .
خاصیت چاه ها بدین طریق می باشد که شفته پس از خودگیری مانند ستونهایی است که زیر زمین بنا شده است و شفته روی آن مانند کلافی پایه را به یکدیگر متصل می کنند برای مقاومت بیشتر در ساختمان پس از اینکه آجر کاری پایه ها را شروع نمودیم ما بین پایه ها را مطابق شکل با قوسهایی به یکدیگر متصل میکنند تا پایه ها عمل فشار به اطراف خود را خنثی نموده و فشار خود را در محل اصلی خود یعنی در محلی که شفته ریزی آن به زمین بِکر رسیده متصل میکند .
گاهی اتفاق می افتد که در ساختمان در محل بنای یکی از پایه ها چاه های قدیمی وجود دارد و بقیه زمین سخت بوده و مقاومت به حد کافی برای ساختن ساختمان روی آنرا دارد برای اینکه براحتی بتوان پایه را در محل خود ساخت و محل آن را تغییر نداد چاه را پس از لای روبی (پاک کردن ) با شفته آهک پر مینماییم موقعیکه شفته خودگیری خود را انجام داد روی آنرا یک قوس آجری ساخته و در محل انتهای کمان پایه را بنا میکنیم که فشار دیوار با اطراف چاه منتقل گردد .
در بعضی مواقع چاه کنی در این گونه زمین ها خطرناک می باشد . زیرا زمین ریزش دارد و به کارگر صدمه وارد میاورد و در موقع کار ممکن است او را خفه کند برای جلوگیری از ریزش زمین باید از پلاکهای بتنی یا سفالی که در اصطلاح به آنها گَوَل (در شهرستانها گوم و غیره ) مینامند استفاده شود گَوَل های بتنی یک تکه و دو تکه ای و گول های سفالی یک تکه میباشد . گول های بتنی را بوسیله قالب می سازند و گول های سفالی بوسیله دست و گل رس ساخته شده و در کوره های آجری آن را می پزند تا بشکل سفالی در آید از این گول ها در قنات ها نیز استفاده میشود .
طریقه عمل :
مقداری از زمین که بصورت چاه کنده شده گول را بشکل استوانه ای ساخته میباشد داخل محل کنده شده نصب و عمل کندن را ادامه میدهند در این موقع دو حالت وجود دارد یا اینکه گول اولی که زیر آن در اثر کندن خالی شده براحتی پایین رفته گول دوم را نصب میکنیم یا اینکه گول اول در محل خود با فشار خاک که به اطراف آن آمده تنگ می افتد و نمی تواند محل خود را تغییر و یا پایین تر برود در این موقع از گول های دو تکه ای استفاده مینماییم نیمی را در محل خود نصب و جای آنرا محکم نموده و نصفه دوم را پس از کندن محل آن نصب می نماییم و عمل پی کنی را بدین طریق ادامه میدهیم .
پی کنی در زمین های سست مانند خندق هائی که خاک دستی در آنها ریخته شده است و مرور زمان هم اثری برای محکم شدن آن ندارد و یا زمین های باتلاقی و غیره ضروری می باشد .
زمین هائی که قسمت خاک ریزی شده در آنها به ارتفاع کم می باشد و یا باتلاقی بودن آن به عمق زیادی نرسد میتوان در این قبیل زمین ها پی کنی عمقی انجام داد و برای جلوگیری از ریزش خاک آنرا با تخته و چوب قالب بندی نموده تا به زمین سخت برسد .
البته قالب بندی در اینگونه زمین ها خالی از اشکال نمی باشد باید با منتهای دقت انجام گیرد پس از انجام کار قالب بندی شفته ریزی شروع میشود و چون تخته های قالب در طول قرار دارد میتوان پس از شفته ریزی تخته دوم را شروع کرد به همین منوال تمام پی ها را میتوان شفته ریزی کرد بدون اینکه تکه ای و یا تخته ای از قالب زیر شفته بماند .
مراحل ساخت فنداسیون ساختمان های اسکلت فلزی......
نکات اجرایی زیر سازی پی :
فرض کنید یک پروژه اسکلت فلزی را بخواهیم به اجرا در آوریم ، مراحل اولیه اجرایی شامل ساخت پی مناسب است که در کلیه پروژه ها تقریبا یکسان اجرا می شود ، اما قبل از شرح مختصر مراحل ساخت پی ، باید توجه داشت که ابتدا نقسه فنداسیون را روی زمین پیاده کرد و برای پیاده کردن دقیق آن بایستی جزئیات لازم در نقشه مشخص گردیده باشد. از جمله سازه به شکل یک شیکه متشکل از محورهای عمود بر هم تقسیم شده باشد و موقعیت محورهای مزبور نسبت به محورها یا نقاط مشخصی نظیر محور جاده ، بر زمین بر ساختمان مجاور و غیره تعیین شده باشد.( معمولا محورهای یک امتداد با اعداد 3،2،1و... شماره گذاری می شوند و محورهای امتداد دیگر با حروف C-B-A و ... مشخص می گردند. همچنین باید توجه داشت ستونها و فنداسیونهایی را که وضعیت مشابهی از نظر بار وارد شده دارند ، با علامت یکسان نشان می دهند : ستون را با حرف C و فنداسیون را با حرف F نشان میدهند . ترسیم مقاطع و نوشتن رقوم زیر فنداسیون ، رقوم روی فنداسیون ، ارتفاع قسمت های محتلف پی ، مشخصات بتن مگر ، مشخصات بتن ، نوع و قطر کلی که برای بریدن میلگرد ها مورد نیاز است باید در نقشه مشخص باشد. قبل از پیاده کردن نقشه روی زمین اگر زمین ناهموار بود یا دارای گیاهان و درختان باشد ، باید نقاط مرتفع ناترازی که مورد نظر است برداشته شود و محوطه از کلیه گیاهان و ریشه ها پاک گردد.سپس شمال جغرافیایی نقشه را با جهت شمال جغرافیایی محلی که قرار است پروژه در آن اجرا شود منطبق می کنیم ( به این کار توجیه نقشه می گویند) پس از این کار ، یکی از محورها را (محور طولی یا عرضی ) که موقیعت آن روی نقشه مشخص شده است ، بر روی زمین ، حداقل با دو میخ در ابتدا و انتها ، پیاده می کنیم که به این امتداد محور مبنا گفته می شود ؛ حال سایر محورهای طولی و عرضی را از روی محور مبنا مشخص می کنیم ( بوسیله میخ چوبی یا فلزی روی زمین ) که با دوربین تئودولیت و برای کارهای کوچک با ریسمان کار و متر و گونیا و شاغول اجرا می شود. حال اگر بخواهیم محل فنداسیون را خاکبرداری کنیم به ارتفاع خاکبرداری احتیاج داریم که حتی اگر زمین دارای پستی و بلندی جزئی باشد نقطه ای که بصورت مبنا (B.M) باید در محوطه کارگاه مشخص شود ( این نقطه بوسیله بتن و میلگرد در نقطه ای که دور از آسیب باشد ساخته می شود).
نکات فنی و اجرایی مربوط به خاکبرداری: داشتن اطلاعات اولیه از زمین و نوع خاک از قبیل : مقاومت فشاری نوع خاک بویژه از نظر ریزشی بودن ، وضعیت آب زیر زمینی ، عمق یخبندان و سایر ویژگیهای فیزیکی خاک که با آزمایش از خاک آن محل مشخص می شود ، بسیار ضروری است. در خاکبرداری پی هنگام اجرا زیر زمین ممکن است جداره ریزش کند یا اینکه زیر پی مجاور خالی شود که با وسایل مختلفی باید شمع بندی و حفاظت جداره صورت گیرد ؛ به طوری که مقاومت کافی در برابر بارهای وارده داشته باشد یکی از راه حلهای جلوگیری از ریزش خاک و پی ساختمان مجاور، اجرای جز به جز است که ابتدا محل فنداسیون ستونها اجرا شود و در مرحله بعدی ، پس از حفاری تدریجی ، اجزای دیگر دیوار سازی انجام گیرد.
نکات فنی و اجرایی مربوط به خاکریزی و زیر سازی فنداسیون : چاههای متروکه با شفته مناسب پر می شوند و در صورت برخورد محل با قنات متروکه ، باید از پی مرکب یا پی تخت استفاده کرد یا روی قنات را با دال بتن محافظ پوشاند. از خاکهای نباتی برای خاکریزی نباید استفاده کرد . ضخامت قشرهای خاکریز برای انجام تراکم 15 تا 20 سانتیمتر است . برای انجام تراکم باید مقداری آب به خاک اضافه کنیم و با غلتکهای مناسب آن را متراکم نمایی ، البته خاکریزی و تراکم فقط برای محوطه سازی و کف سازی است و خاکریزی زیر فنداسیون مجاز نمی باشد. در برخی موارد ، برای حفظ زیر بتن مگر ، ناچار به زیر سازی فنداسیون هستیم ، اما ممکن است ضخامت زیر سازی کم باشد ( حدود 30 سانتیمتر ) در این صورت می توان با افزایش ضخامت بتن مگر زیر سازی را انجام داد و در صورت زیاد بودن ارتفاع زیر سازی ، می توان با حفظ اصول فنی لاشه چینی سنگ با ملات ماسه سیمان انجام داد.
بتن مگر چیست؟
بتن با عیار کم سیمان زیر فنداسیون که بتن نظافت نیز نامیده می شود معمولا به ضخامت 10 تا 15 سانتیمتر و از هر طرف 10 تا 15 سانتیمتر بزرگتر از خود فنداسیون ریخته میشود.
قالب بندی فنداسیون چگونه است؟
قالب بندی باید از تخته سالم بدون گره به ضخامت حداقل 5 . 2 سانتیمتر یا ورقه های فلزی صاف یا از قالب آجری (تیغه 11 سانتیمتری آجری یا 22 با اندود ماسه سیمان برای جلوگیری از خروج شیره بتن ) صورت گیرد. لازم به یادآوری است که پی های عادی می توان با قرار دادن ورقه پلاستیکی ( نایلون) در جداره خاکبرداری از آن به عنوان قالب استفاده کرد.
نیاز به تهویه در ساختمان با توجه به نوع اقلیم:
در مناطق سردسیر یا در ماه هایی که هوا بسیار سرد و رطوبت آن بسیار کم است، ورود هوای خارج به داخل ساختمان را باید به حداقل میزان ممکن رساند. وظیفه ی تهویه ( تعویض هوا ) در این شرایط ، کنترل تعویض هوای داخلی در حدی است که از آلوده شدن آن جلوگیری کند. این مقدار تعویض هوا معمولا اکسیژن مورد نیاز برای تنفس را نیز تامین می کند . در این مناطق، ورود بدون کنترل هوای سرد به داخل اتاق باعث ایجاد سوز می شود و رطوبت نسبی هوای داخلی را تا حدی که باعث سوزش و خارش پوست بدن می شود پایین می آورد. بنابراین در این مناطق ، افزودن رطوبت به هوای داخلی ساختمان ها در ماه های سرد ضروری است.
در مناطق گرم یا در ماههایی که هوا گرم است، وظیفه ی اصلی تهویه اینست که با به جریان انداختن هوا در اطراف بدن ، عرق جمع شده بر روی پوست به شدت تبخیر می شود و بدین طریق – به ویژه در مناطق گرم و مرطوب – از طریق تبخیر عرق باعث کاهش دمای موثر شده ، شرایط آسایش را فراهم سازد. در این شرایط، مقدار هوای تعویض شده اهمیتی ندارد؛ ولی سرعت جریان هوا در منطقه ای که افراد فعالیت می کنند حائز اهمیت است. در مناطق گرم و مرطوب ، تهویه باید به صورتی انجام شود که سرعت هوای داخل به حدود 2 متر در ثانیه برسد.
در مناطق گرم و خشک باید میزان تهویه در روز را به حداقل ممکن رساند؛ تا حدی که بتوان از آلودگی هوای داخلی جلوگیری کرد. البته راه حل هایی که در معماری سنتی و بومی این مناطق مورد استفاده قرار گرفته، هنگام عصر و شب می توان پنجره ها را کاملا باز کرد و بدین طریق میزان آلودگی هوای داخل را کاهش داد؛ میزان تهویه ی مورد نیاز در روز حتی ممکن است از میزان تهویه در مناطق سرد نیز کمتر باشد . در این مناطق ، هنگام عصر و شب که هوای خارج معمولا خنک تر از هوای داخل ساختمان است. با ایجاد کوران در داخل ساختمان می توان از تاثیر گرمای سطوح داخلی دیوارها- که گرمای سطوح خارجی به آنها انتقال یافته و کاملا گرم شده اند – در هوای داخلی و در نتیجه ، گرم شدن هوای داخل ساختمان جلوگیری کرد. در این مناطق ، چون هوا هنگام عصر و شب تقریبا خنک است، سرعتی در حدود 1 متر در ثانیه برای جریان هوا در داخل کافی است.
همانقدر که در معماری، داشتن ایده مهم است، گذر از مرحلۀ ایده به فرم
نیز اهمیت دارد. ایدهها، مصالح طراحی هستند و فرمها تبلور فرآیند تولید، پالایش و
تلفیق ایدههای خرد و کلان، برای رسیدن به ساختاری منسجم، در معماری، به معنی خاص
آن، ساختن ایده مهمتر از ساختن بناست. اما اگرچه وجود مصالح خوب، یعنی داشتن
ایدههای مناسب و بدیع معمارانه، ضروری است، به کارگیری صحیح و خلاقانۀ ایدهها
اساسیترین بخش معماری است.
در حالی که معماری گذشته با تلفیق، تطبیق و
تکمیل ایدههای فضایی مشخصی که فرم و مصداقهای عینی آن، نظیر هشتی و ایوان، حیاط و
پنج دری، از قبل موجود بود، سر و کار داشت؛ معماری امروز، بیشتر از گذشته به جوهر
معماری، فضا، فرم، نور و رنگ توجه دارد.
طراحی معماری نیز در این شرایط از
ایدههایی مجرد آغاز میشود و سپس به طرح فضای عینی زندگی، میانجامد. عبور از
مقولهای ذهنی و مجرد به پدیدهای عینی، لحظهای جادویی است. این مسئله در آغاز
طراحی که مسئله تبدیل ایدههای اصلی و محور پروژه به ساختاری دارای شکل، مطرح است؛
بسیار حساس و تعیین کننده است. ایدههای مکمل بعدی که تا مرحلۀ تعیین جزئیات فنی و
تزئینی بنا، رفته رفته شکل میگیرند، این امکان را مییابند که از تجربۀ شکلهای
حاصل شده یا از تجربیات قبلی طراحی سود ببرند.
«تبدیل ایده به فرم، دانش و
مهارت طراح را میطلبد. منظور از دانش، اطلاعات طراح از تکنیکهای خلاقیت،
تکنیکهای ترکیب و مقولههایی از این قبیل است که هر فردی میتواند از طریق مطالعه
بیاموزد. مسئله مهارت، پیچیدهتر است و به تربیت ذوق و سلیقه و کسب تدریجی توانایی
در بکارگیری فرمها مربوط میشود.
تبدیل ایده به فرم در طراحی معماری یک
مرحلۀ خاص و محدود از زمینههای پژوهشی و تجربی است که بسیار وسیعتر و مهمتر از
یک پروژه ـ با تمامی مسایل آن ـ است. هر نوع قاعدۀ طراحی درونی یک پروژه، که از
ویژگیهای موضوع طراحی استخراج میشود، هر چقدر مفید و جذاب باشد، نمیتواند با
نگرش کلی طراح، نسبت به معماری و مسایل آن تفاوت اساسی داشته باشد و به همین دلیل
قالبها و قواعد فرمال خاص یک پروژه، باید همواره به صورت انتقادی و انعطاف پذیر
دیده شوند. در غیر این صورت یک جزء، یعنی مسایل مربوط به یک پروژۀ خاص، ممکن است به
کل، یعنی اهداف و مسایل اصلی پروژۀ معماری، خدشه وارد کند
سازه بتنی سازهای است که در ساخت آن از بتن یا به طور معمول بتن آرمه (سیمان، شن، ماسه و فولاد به صورت میلگرد ساده یا آجدار) استفاده شده باشد. در ساختمان در صورت استفاده از بتن آرمه در قسمت ستونها و شاه تیرها و پی، آن ساختمان یک سازه بتنی محسوب میشود.
۱- ماده اصلی بتن که شن و ماسه میباشد ارزان و قابل دسترسی است.
۲- سازه های بتنی که مطابق با اصول آیین نامه ای طراحی و اجرا شده اند، در مقابل شرایط محیطی سخت، مقاومتر از سازه های ساخته شده با مصالح دیگر هستند.
۳- به علت قابلیت شکل پذیری بالای بتن، امکان ساخت انواع سازه های بتنی نظیر پل، ستون و ... به اشکال مختلف میسر است.[۱]
0- سازه های بتنی در مقابل حرارت زیاد ناشی از آتش سوزی بسیار مقاوم اند. آزمایشات نشان داده اند که در صورت ایجاد حرارتی معادل ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد برای یک نمونه بتن آرمه، حداقل یک ساعت طول میکشد تا دمای فولاد داخل بتن، که با یک لایه بتنی با ضخامت ۲٫۵ سانتی متر پوشیده شده است، به ۵۰۰ درجه سانتی گراد برسد.
1-
به طور کلی هدف از طراحی یک سازه، تامین ایمنی در مقابل فروریختگی و تضمین عملکرد مناسب در زمان بهره برداری است. چنانچه مقاومت واقعی یک سازه بطور دقیق قابل پیش بینی بود و در صورتی که بارهای وارد بر سازه و اثرات داخلی آنها نیز با همان دقت قابل تعیین بودند، تامین ایمنی تنها با ایجاد ظرفیت باربری به میزان جزئی بیش از مقدار بارهای وارده ممکن می گشت. لیکن عوامل نامشخص و خطاهای احتمالی متعددی در آنالیز، طراحی و ساخت سازه ها وجود دارند که یک حاشیه ایمنی را در طراحی سازه ها طلب میکنند. مهمترین ریشه ها و منابع این خطاها عبارتند از:
الف: بارهایی که در عمل به سازه وارد میشوند و همچنین توزیع واقعی آنها ممکن است با آنچه در بارگذاری سازه فرض شده است متفاوت باشند.
ب: رفتار واقعی سازه ممکن است با رفتار تئوریک سازه، که بر اساس آن نیروهای داخلی اعضا محاسبه میشوند، تفاوت داشته باشد.
ج: مقاومت واقعی مصالح به کار رفته در ساخت سازه ممکن است متفاوت از مقادیر فرض شده در محاسبات باشد.
د: ابعاد قطعات و محل واقعی میلگرد ها ممکن است دقیقا مطابق آنچه طراح در محاسبات خود فرض کرده نباشد.
بنابراین، انتخاب یک حاشیه ایمنی مناسب امر بسیار دشواری است که نحوه منظور نمودن آن، به صورت یکی از مشخصه های اساسی روش های طراحی در آمده است. به طور کلی طراحی سازه های بتن آرمه به سه روش زیر صورت میگیرد[۲]:
۱: تنش مجاز
۲: مقاومت نهایی
۳: روش طراحی بر مبنای حالات حدی
این روش که قبلا روش تنش بهره برداری یا روش تنش بار سرویس نامیده میشد، اولین روشی است که بصورت مدون برای طراحی سازه های بتن آرمه بکارگرفته شد. در این روش یک عضو سازه ای به نحوی طراحی میشود که تنش های ناشی از اثر بارهای بهره برداری (یا سرویس)، که به کمک تئوری های خطی مکانیک جامدات محاسبه میشوند، از مقادیر مجاز تنش ها تجاوز نکنند. منظور از بارهای بهره برداری یا سرویس بارهایی نظیر: بار زنده، بار مرده، بار برف و بار زلزله هستند. این بارها توسط آیین نامه های بارگذاری، مانند آیین نامه ۵۱۹ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران تعیین میشوند. در این روش منظور از تنش مجاز تنشی است که از تقسیم تنش حدی ماده، نظیر مقاومت فشاری برای بتن و مقاومت تسلیم برای فولاد، بر ضریب بزرگتر از واحد، به نام ضریب اطمینان به دست میآید. تنش های مجاز مصالح توسط آیین نامه های محاسباتی تعیین میشوند. به عنوان مثال مطابق آیین نامه ACI مقدار تنش فشاری مجاز بتن f' c ۰٫۴۵می باشد.
بدین ترتیب مراحل این روش بطور خلاصه به ترتیب زیر هستند:
۱: تعیین بارهای وارد بر سازه
۲: آنالیز سازه و تعیین تنش ها در مقاطع مختلف به کمک تئوری های کلاسیک اجسام الاستیک
۳: تعیین تنش های مجاز با استفاده از یک آیین نامه محاسباتی
۴: طراحی نهایی مقطع با این محدودیت که در هیچ نقطه ای از سازه تنش های ایجاد شده از تنش های مجاز تجاوز نکنند.
این روش به دلیل سادگی و سهولت کاربرد تا چندی قبل به عنوان قابل استفاده ترین روش طراحی سازه های بتن آرمه مطرح بود. لیکن نقاط ضعف این روش استفاده از آن را محدود کرده است. مهمترین این نقاط ضعف عبارتند از:
الف: در این روش ایمنی به کمک تنها یک ضریب (ضریب اطمینان) و در یک مرحله منظور میشود، از آنجا که عواملی که لزوم تامین یک حاشیه ایمنی را ایجاب میکنند دارای ریشه ها و شدت های متفاوت هستند، در نظر گرفتن آنها تنها با کمک یک ضریب غیر منطقی است.
ب: بتن ماده ای است که تنها تا تنش های معادل نصف مقاومت فشاری آن به صورت الاستیک و خطی عمل میکند. بنابراین با بکار بردن درصدی از مقاومت فشاری بتن در محاسبات نمیتوان اطلاعی از ضریب اطمینان کلی سازه در مقابل فروریختگی به دست آورد.
ج: به کار بردن این روش در طراحی بعضی مقاطع با اشکالات تئوریک مواجه است. به عنوان مثال در مقاطع خمشی تنش واقعی فولاد غالبا کمتر از مقداری است که با این روش محاسبه میشود.
تا سال ۱۹۵۶ میلادی روش تنش های مجاز مبنای محاسبات در آیین نامه ACI بود. این روش از سال ۱۹۷۷ تنها در قسمت ضمائم آیین نامه و تحت عنوان روش دیگر طراحی جا داده شد.[۳]
روش مقاومت نهایی که در آیین نامه ACI به نام روش طراحی بر مبنای مقاومت موسوم است، حاصل مطالعات گسترده روی رفتار غیر خطی بتن و تحلیل دقیق مسئله ایمنی در سازه های بتن آرمه میباشد. روند طراحی در این روش را میتوان به صورت زیر خلاصه نمود:
۱: باربهره برداری به وسیله ضریبی موسوم به ضریب بار افزایش داده میشود، بار حاصله را اصطلاحا بار ضریبدار یا بار نهایی می نامند.
۲: بارهای ضریبدار بر سازه اعمال میشوند و به کمک روش های خطی آنالیز سازه ها، نیروی داخلی مقاطع محاسبه میشود. به این نیروی داخلی اصطلاحا مقاومت لازم گفته میشود. مقاومت لازم در یک مقطع شامل: مقاومت خمشی لازم، مقاومت برشی لازم، مقاومت پیچشی لازم و مقاومت بار محوری لازم است.
۳: برای هر مقطع، مقاومت طراحی آن از حاصلضرب مقاومت اسمی در ضریبی کوچکتر از واحد به نام ضریب کاهش مقاومت به دست میآید. مقاومت اسمی، حداکثر مقاومتی است که مقطع قبل از گسیختگی از خود نشان میدهد. مقاومت اسمی یک مقطع مشتمل است از: مقاومت خمشی اسمی، مقاومت برشی اسمی، مقاومت پیچشی اسمی و مقاومت بار محوری اسمی.
۴: طراحی مقطع به نحوی که در آن مقاومت لازم از مقاومت طراحی کمتر باشد.
روش طراحی بر مبنای مقاومت، امروزه اساس کار طراحی سازه های بتن آرمه میباشد.[۴]
به منظور تکامل روش مقاومت نهایی، به ویژه از نظر نحوه منظور نمودن ایمنی، روش طراحی بر مبتای حالات حدی ابداع گردید. این روش هم اکنون مبنای طراحی در تعدادی از آیین نامه های اروپایی است، با این حال این روش هنوز نتوانسته است جای روش مقاومت نهایی را در آیین نامه ACI بگیرد. این روش از نظر اصول محاسبات مربوط به مقاومت، مشابه روش طراحی بر مبنای مقاومت است و تفاوت عمده آن با روش قبل، در نحوه ارزیابی منطقی تر ظرفیت باربری و احتمال ایمنی اعضا میباشد. در این روش نیاز های طراحی با مشخص کردن حالات حدی تعیین میشوند. منظور از حالات حدی شرایطی است که در آنها سازه مورد نظر خواسته های طرح را تامین نمیکند. طراحی سازه با توجه به سه حالت حدی زیر صورت میگیرد[۵]:
۱: حالت حدی نهایی، که مربوط به ظرفیت باربری میشود.
۲: حالت حدی تغییر شکل (مانند تغییر مکان و ارتعاش اعضا)
۳: حالت حدی ترک خوردگی یا باز شدن ترک ها
| |||
|
ترمیم و تقویت سازه های بتنی با FRP
ضعف المانهای سازه های بتن آرمه با استفاده از مصالح پیشرفته و پرمقاومت
FRP قابل برطرف شدن هستند،
اگر شما در پروژه خود به مشکلی شبیه یکی از موارد زیر
برخورد نمودید :
1- تیر بتن آرمه یا هر عضو خمشی دیگری به هر دلیلی دچار مسائلی
چون ترک ، خیز زیاد ، کمبود مقاومت در تحمل بارهای وارده و مشکلاتی از این قبیل شده
است ،
2- ستون بتن آرمه ای دچار مشکلات مقاومتی است ،
3- اجزای پلها و دیگر
سازه ها دچار مشکلات نامطلوب سازه ای هستند،
و ...
لازم نیست روشهای قدیمی را
در پیش گیرید و با تخریب علاوه از صرف هزینه ، به دیگر اعضای سازه نیز ناخواسته
آسیب برسانید، همه این مشکلات با بهره گیری از آیین نامه های معتبر دنیا و استفاده
از نتایج تحقیقات محققین قابل مطالعه هستند که با استفاده از مصالح FRP اغلب قابل
رفع بوده و یا حداقل می توان از بروز مشکلات نامطلوب آتی جلوگیری نمود.
طی بخشنامهای از سوی معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران و
در راستای تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه و ضرورت رعایت استاندارد مصالح ساختمانی،
از این پس در همه ساختمانهای بتنی یا فلزی با اجرای سازهای بتنی، صادره در مناطق
5، 2 و 22، استفاده از بتن آماده استاندارد اجباری میشود.
به گزارش ایسکا، در راستای اجرای مصوبه هیات وزیران و
اجرای مقررات ملی ساختمان در خصوص استفاده از مصالح استاندارد در همه ساخت و سازها
و نظر به اینکه استاندارد ملی بتن آماده، مشمول مقررات استاندارد اجباری است، به
عنوان گام اول، مالکان همه پروژهها اعم از بتنی یا فلزی با اجزای سازهای بتنی در
محدوده مناطق 5، 2 و 22 که تا کنون پروانه ساختمانی برای پلاک خود دریافت
نکردهاند، موظف هستند از بتن آماده استاندارد استفاده کنند و گواهی تضمین کیفیت
بتن مورد استفاده را که توسط شرکتهای تامین کننده بتن آماده دارای گواهی استاندارد
از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است را ارائه دهند.
بر اساس این
گزارش در پلاکهایی که به دلایل محدودیتهای فنی مانند عرض گذر یا معبر نامناسب،
امکان تردد ماشینآلات حمل و نقل و پمپاژ بتن مقدور نباشد، ارائه گواهی عدم امکان
تامین بتن آماده استاندارد توسط انجمن تولیدکنندگان بتن آماده استاندارد به شهرداری
منطقه مربوطه الزامی است .
در چنین شرایطی مهندسان مجری یا ناظر، ملزم به
ارائه طرح اختلاط بتن برای پروژه مذکور هستند و در هر مرحله بتنریزی باید توسط یکی
از آزمایشگاههای مورد تایید موسسه استاندارد، نمونهگیری انجام و نتایج به همراه
گزارش مربوطه به شهرداری اعلام شود.
طبق بخشنامه مذکور و به دلیل اهمیت
مقاومسازی ساختمانها و ارتقای کیفی آنها، همه شهرداران مناطق مربوطه مکلف شدند،
کنترلهای لازم و گردشکار مربوطه برای تضمین استفاده از بتن آماده استاندارد و مصرف
صحیح آن بر اساس مقررات ملی ساختمان را به عمل آورند.
2-2-1 تزریق ترکها
(CRACK INJECTION)
ترکهای باریکی را می توان به طریقه تزریق رزینهای اپوکسی پر نمود. در این روش، نقاط تزریق متناوباً با فواصل کوتاهی در طول ترک قرار داده شده و سپس سطح ترک کاملاً آب بند(SEAL) می شود تا از فرار و نشست رزین در مدت تزریق جلوگیری گردد. روش تزریق به این صورت است که رزین از یک نقطه تزریق شده و سپس اطمینان حاصل می گردد که عمل تزریق تا نقطه بعدی کاملاً صورت گرفته و خلل و فرجهای اطراف پر شده است. در این روش، مواد تزریقی به صورت مداوم (لاینقطع) به ترتیب از نقاط مختلف تزریق، پمپ می شود تا اطمینان حاصل گردد که علاوه بر مسیر اصلی ترک، کلیه خلل و فرجها نیز کاملاً پر شده اند.
در صورتی که که ابتدا و انتهای ترک در یک سطح (از جهت ارتفاع) نباشد تزریق بایستی از پایین ترین نقطه آغاز و به بالاترین نقطه ختم گردد؛ و همچنین برای حصول اطمینان از پر شدن مطلوب ترک از مواد تزریقی، از لوله های شفاف استفاده می شود.
2-2-2 قنداق کردن
(JACKETING)
برای اینکه مقاومت بتن را در مقابل عوامل مخرب و مزاحمی که باعث خرابی و خرد شدن آن می شود، بالا بریم، می توانیم از مواردی از قبیل فلزات، لاستیک، پلاستیک و یا بتن با مقاومت بالا، جهت پوشش دادن سطح بتنی مورد نظر استفاده کنیم. عامل پوششی (حفاظتی) را می توان با استفاده از میخ، پیچ، پرچ، چسب، مواد و یا عمل ثقلی روی سطح بتن مورد نظر تثبیت نمود. معمولترین بخشهایی که در آنها از سیستمJACKETING استفاده می شود، عبارتند از: تانکها و مخازن، لوله ها، سرریزها، شمعها و غیره که در معرض عوامل ساینده و یا خورنده قرار دارند.
2-2-3 بتن با سنگدانه از پیش آکنده
(PREPLACED AGGREGATE CONCRETE)
در این روش، سنگدانه هایی که از نظر دانه بندی دارای شکاف هستند (GAP- GRADED) در داخل حفره ها و یا کانالهایی قرار داده می شوند و سپس با استفاده از آب، این سنگدانه ها را کاملاً اشباع می نمایند (در بعضی اوقات خود کانال و یا حفره از قبل پر از آب می باشد). سپس ملات و یا دوغاب از پایین ترین نقطه به وسیله پمپ وارد سیستم می شود، به گونه ای که آب موجود را جا به جا می نماید. این روش برای محلهایی که در دسترس نیستند مانند بتنهای مغروق، بسیار مناسب می باشد. در مواقعی این روش به همراه روش قنداق کردن JACKETING نیز مورد استفاده قرار می گیرد. از این روش در موارد تعمیر شمعها، پایه ها،ستونها،دیوارهای حائل ABUTMENTS,RETAININGWALLSBASEPLATES, (کف ستون)، تونلها و DAWS استفاده می گردد.
اگرچه چسبندگی خوب و جمع شدگی کم (LOW SHRINKAGE) از جمله خصوصیات این روش می باشد، معذالک خلل و فرجهایی در داخل ین بتن یافت می شود. با توجه به مهارت و تجهیزات فنی پیشرفته که از ضرورتهای به کارگیری این روش می باشد؛ کار بایستی حتماً به وسیله یا تحت نظر پیمانکاران متخصص انجام گیرد.
2-2-4 لایه های سطحی
(THIN OR REGULAR RESURFACING)
در این روش یک لایه یکنواخت (UNIFORM) از مواد تعمیری بر روی سطح گسترده ای از بتن اعمال می شود. این شیوه بیشتر در تعمیرات سطحی کفها و محلهای عبوری که از نظر سازه ای یعنی استحکام، دارای مقاومت کافی بوده ولی سطح بتن دچار فساد و خرابی و خردشدگی شده است، به کار می رود.
اعمال یک لایه نازک روی سطح (THIN RESURFACING) را اغلب TOPPING (لایهء رویی) می نامند که در این صورت ضخامت لایه کمتر از پنج سانتیمتر می باشد. همچنین لایه های تعمیری که ضخامت آنها بیش از 5cm باشد، لایه منظم سطحی (REGULAR RESURFACING) نامیده می شوند.
2-2-5 بتن پاشی
(SHOTCRETING)
به روش شاتکریت یا بتن پاشی، روش اعمال بتن یا ملات به طریقه هوایی یا پنوماتیک (PNEUMATIC) نیز اطلاق می گردد. در این روش بتن یا ملات با استفاده از فشار هوا به داخل حفره ها، کانالها، قالبها … و سطوحی که بایستی تعمیر گردند، پرتاپ می شود. اگر اندازه سنگدانه مخلوط کوچکتر از 6 میلیمتر باشد، روش را گانیت (GUNITING) می خوانند.
اصولاً روش بتن پاشی و یا شاتکریت به دو گروه «تر» و «خشک» تقسیم می شود. در روش «تر»، عمل مخلوط شدن آب، سیمان و سنگدانه قبلاً مخلوط شده و سپس مواد مخلوط شده با فشار پرتاپ می گردند. ولی در روش «خشک»، پس از اینکه سیمان و سنگدانه مخلوط شدند، این مخلوط با فشار پرتاپ شده و در سر نازل (شیلنگ) آب به مخلوط اضافه می گردد. معمولاً این سیستم در جاهایی به کار گرفته می شود که سطح تعمیری وسیع بوده و عمق تعمیر در حدود 10 سانتیمتر باشد. همچنین در جاهایی که عمل آوری لایه تعمیری مشکل بوده و یا روشهای عمل آوری معمول در صنعت بتن، اثر مطلوب را نداشته باشند، می توان از این سیستم بهره جست.
نکته ای را که بایستی در این روش به خاطر داشت، آن است که سطح نهایی تعمیرات صاف نبوده و بسته به اندازه سنگدانهء مخلوط، دارای زبری و ناهمواری است.
2-2-6 بخیه زنی
(STITCHING)
این روش در موقعی به کار گرفته می شود که ترکهای زیادی روی سطح بتن ظاهر شده و بایستی برای به دست آوردن و حفظ مقاومت سازه ای، آنها را مسدود کنیم. در این روش المانهای "U" شکل با پایه های کوتاه در عرض ترکها در درون حفره های تعبیه شده، قرار گرفته (ANCHORED یا مهاری) و سپس این حفره ها با ملاتهای روان یا دوغاب که خاصیت جمع شدگی ندارند، پر می شود. برای جلوگیری از تمرکز تنشها، المانهایی با اندازه های متفاوت در جهات مختلف از نظر صفحه ترکها (PLANE)، در نظر گرفته می شود. نکته ای که بایستی به هنگام به کارگیری این روش در نظر داشت؛ آن است که هرچه ترکها بیشتر سخت (STIFF) گردند،احتمال به وجود آمدن ترک در جاهای دیگر بیشتر می شود. چارهء کار، آن است که یک لایه بتن مسطح بر روی محلهایی که بحرانی هستند، اعمال گردد.
2-2-7 تـنـیـدن
(STRESSING)
اگر در محلهای مورد تعمیر، ترکها در منطقه بسیار وسیعی ظاهر شده باشد، به طوری که بخیه زدن (STITCHING) بسیار گسترده ای را ایجا ب نماید، ممکن است راه حل تنیدن (STRESSING) ، را مد نظر قرار داد. در روش تنیدن (STRESSING)، میلگرد یا کابلهایی در منطقهء بتن آسیب دیده کار گذاری شده و سپس به آنها تنشهای از پیش محاسبه شده را وارد کرده و در نهایت مهارشان می نماییم. در این روش بایستی دقت کافی مبذول گردد تا عمل تنیدگی (STRESSING) باعث به وجود آمدن ترکهایی در مناطق دیگر نشود.
2-2-8 درزگیری
(CAULKING)
در این روش، گسل یا RUPTURE (ترکهای باریک ایجاد شده در بتن) با ماده ای پر می شود که حالت پلاستیک دارد. از خصوصیات این مواد آن است که نه مثل ملات روان و دوغاب، جاری می شود و نه مثل ملات خشک، سفت می ماند، بلکه حالت پلاستیکی دارد. در صورتی که ترکهایی که بایستی پر شوند غیر فعال (DORMANT) باشند، می توان از ملات ساخته شده از سیمان پر تلند و یا ملاتی که خاصیت انبساطی داشته باشد استفاده نمود. اما اگر ترکهای مذکور فعال باشند، بایستی از مواد ارتجاعی (ELASTOMERIC) که از خاصیت ارتجاعی برخوردار هستند استفاده گردد. در بعضی مواقع و با توجه به شرایط خاصی، ممکن است عمل درزگیری با فشار نیز انجام پذیرد.
2-2-9 پوشش
(COATING)
در این روش نازکی به حالت مایع یا پلاستیک روی قسمتهایی از سطح بتن آسیب دیده و یا در معرض خرابی است اعمال می گردد. در موقع انتخاب پوشش مذکور، دقت کافی بایستی مبذول گردد تا لایه محافظ حاصله دارای مشخصات مورد نظر باشد. این پوشش را می توان با برس، غلتک و یا به طریقه پاشیدن (اسپری) اعمال نمود. پایداری این گونه پوششها، بسیار متفاوت است. این پوششها اغلب برای جلوگیری از نفوذ آب، محافظت در برابر عوامل مخرب شیمیایی و ایجاد پایداری و دوام بیشتر برای سطح بتن در مقابل آمد و شد زیاد و سنگین کاربرد داشته و یا ممکن است پوشش فقط جنبه ظاهری و زیبایی داشته باشد.
2-2-10 طریقه معمول مرمت قسمتهای خراب شده با استفاده از مواد شکل پذیر
(CONVENTIONAL REPLACEMENT USING PLASTIC MATERIALs)
در این روش پس از کندن و خارج کردن بتن نامرغوب (نامناسب و ناسالم)، قسمتهای بر داشته شده را می توان با استفاده از ملات، بتن، سیمان معمولی و یا سایر موادی که برای تعمیرات تکه ای یا وصله پینه ای (PATCH)به کار می روند، جایگزین نمود. بایستی توجه داشت که این گونه مواد، شامل مواد الاستومری (ارتجاعی) نمی باشند. این روش یکی از روشهای بسیار معمول در تعمیرات سازه های بتنی بوده و مناسب جاهایی است که عامل خرابی تکرار نشده و یا کاملاً از بین رفته باشد.
2-2-11 باروری توسط خلاء
(VACUUM IMPREGNATION)
در این روش، معمولاً قسمت آسیب دیده به وسیله صفحه پولیتن (POLYTHENE SHEET ) پوشانده شده، سپس عمل خشک کردن سطح با استفاده از خلأ (VACUUM) انجام پذیرفته و منافذ کاملاً مسدود می شوند. پس از اطمینان کامل از هوابند و آب بند بودن سیستم، موادی که قرار است بر روی سطوح و خلل و فرج آسیب دیده اعمال شود، مورد مصرف قرار می گیرند.
در این روش ادعا شده است که از طرفی به دلیل ایجاد خلأ در قسمتهای اطراف منطقهء آسیب دیده و از طرف دیگر به دلیل اینکه رزین و یا سایر بارور کننده (IMPREGNANT) به توسط فشار اتمسفر درون منافذ و خلل و فرج تزریق می گردند، مواد بارور کننده به درون منافذ کاملاً نفوذ کرده و حتی ترکهای مویی را نیز به واسطه عمل موئینگی CAPILLARY پر می نماید، لذا پس از انجام باروری (IMPREGNATION) هیچگونه حفره ای باقی نمی ماند. به عنوان مقایسه، باید توجه داشت که در سیستم باروری (IMPREGNATION) با فشار، ممکن است مواد، کاملاً منافذ و خلل و فرجها را پر نکند. تشکیل حفره های هوادار و یا وجود ذرات خاشاک و غیره از استحکام پوشش کاسته و در نتیجه رسیدن به یک پوشش کامل و بی نقص را تقریباً غیر ممکن می سازد.
2-2-12 روشهای سطلی
(DUMPBUCKET METHODS)
در این روش سطلهایی را از مواد تعمیری پر کرده و بر روی نقاطی که باید تعمیر شود قرار می دهند. اگر این روش برای تعمیرات زیر آبی به کار گرفته شود، قسمتی از مواد تعمیری هر سطل به علت شسته شدن (WASH- OUT) از بین رفته و در نتیجه حفره های لانه زنبوری در سیستم تعمیر شده به وجود می آید. جهت جلوگیری یا به حداقل رساندن حفره های لانه زنبوری، بایستی از مخلوطی با درجه چسبندگی (COHESIVE) بالا استفاده نمود. باید به خاطر داشت که این روش، مناسب مکانهایی است که به اندازه کافی وسیع بوده و عمل خالی کردن سطل دارای مواد تعمیری، بدون آسیب رساندن به قالب امکان پذیر باشد.
2-2-13 روش قیفی
(HOPPER METHODS)
در این روش، لوله سخت و یا ارتجاعی به یک قیف (HOPPER) که منبع تغذیه ای مواد تعمیری است، اتصال دارد. با اینکه در شروع عملیات، خروجی لوله بر روی کف قرار می گیرد، اما به تدریج که جریان مواد تعمیری ادامه می یابد، خروجی لوله پایین تر از سطح مواد واقع شده و امکان تماس مواد را با آب که ممکن است در اطراف وجود داشته باشد، قطع کرده و یا به حداقل می رساند. در این سیستم جریان مواد به طریقه ثقلی صورت می گیرد.
استخر، برکه و آبنما: آب همیشه برای انسان ها نشانه ای از آرامش و طراوت بوده است. در طول تاریخ تاثیرات عنصر آب در معماری جهان و ایران باعث خلق فضاهایی زیبا و دلنشین شده است. حوض، قلب معماری سنتی ایران و یکی از نشانه ها و شاخصه های آن است. امروزه نیز آب به شکلی مدرن و تازه به فضای داخلی خانه های ما آمده و بسیاری از ما از اینکه آبنمایی زیبا در گوشه ای از خانه خود داشته باشیم قطعا لذت می بریم. اما سوال اینجاست که نمونه های مختلف این آبنماها کدامند؟ کدام یک از آنها مناسب دکوراسیون منزل ماست؟! و در کدام قسمت های خانه می توانیم از آنها استفاده کنیم؟! برای یافتن پاسخ این سوال ها با این مطلب و چیدانه همراه باشید.
شاید اولین گزینه ای که به ذهن می رسد وجود آبنمایی با ظاهر سنتی در فضای داخلی خانه است. حوض کوچکی که فواره ای را در وسط خود جای داده می تواند حال و هوای گذشته ها را به خانه شما بیاورد و به شما کمک کند تا از آن لذت ببرید.
مطلب پیشنهادی: زیباترین آبنماها برای باغ و دکوراسیون منزل شما
آبنماهایی که با سنگ های طبیعی و گیاهان طراحی می شوند این حس را القا می کنند که گوشه کوچکی از طبیعت به خانه شما آمده است. در تصویر بالا نمونه ای از این نوع آبنماها را می بینید که در راحتی راه پله تلفیق شده و در شیب قرار گرفته تا از سرازیز شدن آب کمک بگیرد.
آبنماها با ظاهر طبیعی را گاه می توانید به صورت عنصری آمده و مجزا از فروشگاه ها خریداری کنید و به خانه بیاورید و گاه نیز باید برای ساخت آنها اهالی فن و متخصصان ساخت آب نما را به خانه بیاورید. نمونه های الهام گرفته از این نوع آبنما ها در شکلی مدرن نیز تولید می شوند که شما به راحتی می توانید آنها را خریداری کنید و به منزل بیاورید.
امروزه این آبنماهای پیش ساخته در انواع و اقسام سبک ها و رنگ ها طراحی و تولید می شوند. تنها کافیست که شما کاتالوگ ها و نمونه کارها را بررسی کنید و آنچه را متناسب با سلیقه شماست پیدا کنید. مزیت این آبنماهای پیش ساخته در آن است که:
این آبنماهای پیش ساخته در سبک مدرن نیز تولید می شوند. نمونه های ایستاده برای قرار گیری بر روی کف و نمونه های دیواری برای اتصال به دیوار با تنوع رنگ و طرح در فروشگاه ها عرضه می شوند.
وجود آبنما در در فضای ورودی باعث می شود تا در بدو ورود حس آرامش و طراوت به شما و مهمانانتان القا شود. انتخاب نوع مناسب آبنما می تواند به شما کمک کند تا بتوانید به وسیله آن فضای ورودی خانه را به راحتی از دیگر بخش ها جدا کنید و مرز میان آنها را به نمایش بگذارید.
آبنما ها می توانند در فضای دورهمی های شما حس آرامش و طراوت را برایتان فراهم کنند. حضور آبنماهای دیواری در فضای نشیمن خانه بر چیدمان مبلمان تاثیر گذار باشد. در فضای نیم دایره ای به مرکز آبنما مبلمان نشیمن را بچیند و حضور آب را در نزدیک ترین مکان نسبت به خود حس کنید.
فضای مناسبی را برای آبنما ها در خانه پیدا کنید. دقت داشته باشید باید این فضا به خوبی در معرض دید باشد و خللی در رفت و آمد در فضای نشیمن ایجاد نکند.
مطلب پیشنهادی: آکواریوم های آرامش بخش در ایران
آبنماهای توکار می توانند بخشی از دیوار فضای نشیمن شما باشند و به هیچ وجه فضای داخلی را اشغال نکنند. اگر علاقه دارید که با تغییر در دکوراسیون منزل خود از این روش برای داشتن آبنما استفاده کنید، بهتر است قبل از آن با یک متخصص صحبت کنید. زیرا امکان ایجاد حفره در برخی از دیوارها (دیوارهای باربر) وجود ندارد و موجب بروز اشکال در سازه ساختمان شما خواهد شد.
مطلب پیشنهادی: استخر شیشه ای رویایی در ویلای لواسان
اگر نشیمن خانه شما بزرگ است و می خواهید تفکیک فضایی در آن ایجاد کنید می توانید از دیواره های آبی یا همان آبنماهایی که امکان قرارگیری در وسط فضا را دارند استفاده کنید. این کار تنها با نصب درچه های آب در سقف و بستر جمع آوری آن در کف امکان پذیر است. البته این کار نیازمند برنامه ریزی و طراحی سیستم های تاسیساتی آبرسانی در سقف و کف می باشد.
امروزه طراحان ایده های متفاوت و جذابی برای استفاده از فضای زیر پله ارائه می دهند. فضایی با ارتفاع کم و تنها با اشغال بخشی از خانه می تواند به فضایی کاربردی تبدیل شود.
مطلب پیشنهادی: نگاهی به استخر های آب درمانی
این بار می خواهیم به شما پیشنهاد دهیم که از آن برای زیباتر کردن منزل استفاده کنید و آبنماهای خود را در آنجا قرار دهید. آبنماهاب پیش ساخته نیز می تواند گزینه مناسبی برای این فضا باشند.
مطلب پیشنهادی: ماهی ها به کمک دکوراسیون می آیند!
آبنماهای مدرن به زیبایی و راحتی می توانند با فضای روشویی در دکوراسیون سرویس بهداشتی ترکیب شوند. نمونه زیبایی از این ترکیب را می توانید در تصویر بالا ببینید.
با وجود دریچه ای در دیوار شما به راحتی می توانید آبنما و حوضی مشترک برای فضای داخلی و بیرونی منزل خود داشته باشید. امکان داشتن چنین فضایی به طراحی پلان و همنشینی فضاها در آن وابسته خواهد بود. با این ایده طراحی فضای بیرونی بر روی طراحی فضای داخلی نیز تاثیرگذار خواهد بود.
طراحی آبنما تنها مختص فضاهای مسکونی و دکوراسیون منزل نیست. شما در طول روز ساعات بسیار زیادی را در محل کار خود به سر می برید و تحت فشار کار قرار می گیرید. یکی از راه های ایجاد آرامش در فضاهای اداری آوردن آبنما، حضور آب و قرارگیری شان در کنار گیاهان است.
لابی ساختمان های بزرگ اولین فضای ایست که ساکنان و مراجعه کنندگان در بدو ورود در آن قرار می گیرند. این لابی ها معمولا وسعت و مساحت بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهند. بنابراین بستر مناسبی را فراهم می کنند تا آبنما های زیبایی را در خود جای دهند.
اگر علاقمند هستید تا طراوت و حس آرامش جریان آب را به درون خانه خود بیاورید و به دنبال آبنماهای زیبا و متفاوتمی گردید، فعالان در این حوزه در قسمت آب نما از بخش اهالی فن چیدانه می توانند به شما کمک کنند. با مشاهده پروفایل اهالی فن هرکدام از آنها به نمونه کارها و اطلاعات تماس شان دسترسی خواهید داشت.
درست همانگونه که “ انسان سرخورده” [بیهویت] بر ادبیات اروپایی چنگ انداخته، ساختمان امریکایی نیز در طلب “پلان بیهویت” است. از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل دهه ۱۹۷۰، یک قرن امریکایی هست که پلان تیپ از شکل اولیهی تالار کلیسا [باسیلیکا] (خلق بیرحمانهی فضای همکف در میان تکثیر عمودی سایت موجود) به واسطهی فضای روان شاهکارهای اولیهای چون ساختمان RCA (1933)- پلههای برقی آن، آسانسورهایش، آرامش ذِن مانند سوئیتهای اداریاش – تا اوج مقطعی ساختمانهایی مانند ساختمان Exxon (1971) و ساختمان تجارت جهانی (۷۳-۱۹۷۲) توسعه یافته است و همهی اینها با هم گواهی بر کشف و تسلط یک معماری جدید است.(که اغلب اعلام شده اما هرگز در مقیاس پلان تیپ صورت خارجی پیدا نکرده است.
جاه طلبی پلان تیپ، قلمروهای نوینی را برای سطوح صاف و روان فرآیندهای جدید خلق میکند،که در این صورت فضای ایدهآلی برای کار میباشد. اما کار چیست؟
به طور فرضی محدود کنندهترین برنامه، حقیقتاً خامترین نوع برنامه است. کار هیچ تقاضایی را ایجاد نمیکند. معماران پلان تیپ، راز کار را فهمیدند: ساختمان اداری اولین برنامهی کاملاً تجریدی را ارائه میدهد که معماری خاصی را ایجاد نمیکند و تنها عملکرد آن، این است که به اشغال کنندگان اجازهی حیات میدهد. کار میتواند هر نوع معماری را مورد هجوم قرار دهد. جدای از این ابهام، پلان تیپ خط مشی خاصی ایجاد میکند.
ریموند هود، از ابداع کنندگان پلان تیپ، آن را به شیوهای زیرکانه تعریف کرد: “ پلان از اهمیت ابتدایی برخوردار است، زیرا تمام فعالیتهای ساکنین بر روی کف انجام میشود.” (پلان تیپ سکوهای گوناگون دموکراسی قرن بیستم را فراهم میکند.
پلان تیپ یک معماری مستطیل شکل است؛ که هر شکل دیگری- حتی مربع- آنرا از تیپ بودن خارج میکند. این پلان محصول دنیای (جدیدی) است که بسترها بجای آنکه یافت شوند، ساخته میشوند.
این طرح در بهترین شکل، نوعی بیطرفی افلاطونی به ما میآموزد؛ و نقطهای را که عقلگرایی،در میان عقلانیت و کارآیی صرف و سودمندی، حالتی رمزگونه به خود میگیرد، نشان میدهد.
پلان تیپ حداقل تودهها را دارد؛ هر چند از آغاز ظاهر سودگرایانهای در آن پنهان بود، اما در پایان عصر پلان تیپ، یعنی دهه شصت میلادی، سودگرایی به عنوان علم احساس برانگیز هماهنگی و تناسب به کار برده شد- شبکه ستونها، مدولهای نما، تایلهای سقف، لوازم نورپردازی، خروجیهای الکتریکی، کفسازی، مبلمان، رنگبندی، دستگاههای تهویه مطبوع- که اینها فراتر از ظواهر عملی در حوزهی یک واقعیت عینی و خالص میباشند. شما فقط میتوانید در پلان تیپ حضور داشته باشید، نه بخوابید، بخورید، یا عشق بورزید.
پلان تیپ عمیق است. پلان تیپ فراتر از یک فرضیهی سادهی انسانگرایانه پیش میرود که تنها با ظاهر [بیرون] بنا ارتباط داشته باشد- به اصطلاح واقعیت- که شرط لازمی برای شادمانی و بقای بشر است. (اگر آن [فرضیه] درست است، پس اصلاً برای چه بسازیم؟ و به هر حال، آیا خسارتهای بیرونی- مانند سوراخ شدن لایه ازن ، کربن اشباع شده، گرم شدن جهانی- تا به حال به خوبی اثبات نشده است؟
تهویه مطبوع که شرط اجتنابناپذیر پلان تیپ است، روند تقسیم (هوا) را بگونه ای تحمیل میکند که همبستگیهای نامرئی، بخشهای مشترک یک جاذب هوایی را که در مجموعه ی قدرتمندی طرح شده است ، توصیف میکند، مانند ملکولهای آهن که میدان آهنربایی را شکل میدهند. پلان تیپ به طرز شجاعانهای دنیای منظم سالهای پیشین را بسط میدهد.
پلان تیپ غربی است. هیچ معادلی در هیچ فرهنگ دیگری مانند آن وجود ندارد. خودش به تنهایی نشان مدرنیته است. در بعد همیشه فزایندهی پوسته و هسته- پتانسیل پنهان عمق- پلان تیپ برتری مصنوعی به واقعیت باقی مانده را آشکار میکند، چه پذیرفته بشود و چه نشود، باورهای درست تمدن غربی، به عنوان منبع جاذبه و کشش جهانی پلان تیپ وجود دارند.
پلان تیپ میداند که چه چیزی را معماری اروپایی هرگز نخواهد آموخت: تناسب مدولار که در لبه ی شکست به تعویق افتادهای است، عقبنشینی موقتی از مرزهای آشوب است.
پلان تیپ در روش مطلقاً ناشیانه ی افلاطونی-
اروپایی شبکهبندی نمیشود (سیستمی اخلاقگرایانه برای سنجش بیتناسبیها و لذا
ایجاد عدم راحتی) بلکه به عکس، از طریق توسعهی اسباب ضد ایدئولوژیکی مهار میشود،
مانند فلسفهی متافیزیکی که هالهای از پیچیدگی در اطراف خود دارد و آنرا در کنار
جسمی هندسی قرار میدهد، یا به جسمی که ذاتاً در هم ریخته است، ظاهری مدولار
میبخشد.
پلان تیپ خنثی است، اما بینام و نشان نیست. مکانی برای عبادت است.
بسیار سادهتر از یک صومعه، اعداد و ارقام بسیار بزرگتری را با هم وفق میدهد، یک
کلیسای قرن بیستمی بدون اصول تعلیم.
اگرچه تأکید اصلی پلان تیپ بر انتزاع است، اما لولهکشی آب و فاضلاب هم وجود دارد. وجود پسماندهایی که بشر را هنوز هم مانند حیوان مینمایاند، انکار نمیکند.
چیدمانهای معمارانهای بدیع و خلاق در حد مینیاتور، شکل پیچیده اما قابل فهمی است که رابطه بین ناحیههای عالی مرتبه و نواحی ناخالص و کم اهمیت پلان تیپ را فراهم میآورد.
این فضاها- دستشوییها، آبریزگاهها، آبدارخانهها، راهپلههای خدماتی،انبارها- مناطق حفاظت شدهای برای همهی آن جنبههای اولیه هستند که استثناء از آن به شیوهی صریح و درست کار بستگی دارد.
پلان تیپ برای جمعیت اداری، مانند کاغذ گراف برای
یک منحنی ریاضی است. خنثی بودن آن، خصوصیاتی مانند: اجرا، رویکرد، جریان، تغییر و
تحول، انباشتگی، کاهش، عدم ظهور، جهش، نوسان، شکست، تردید، تغییر شکل را به ثبت
میرساند. پلان تیپ به سختی توانایی شخصیت بخشیدن به پس زمینه را دارد.
پلان تیپ
بر تکرار- آن پلان n ام است: تیپ بودن، آنجا باید خیلی باشد- و ابهام دلالت دارد:
برای تیپ بودن، باید به اندازهی کافی تعریف نشده باشد. پلان تیپ حضور چیزهای دیگری
را فرض میکند، اما در عین حال اظهار میکند که تعداد دقیق آن مهم نیست.
پلان تیپ × n (تعداد طبقات)= یک ساختمان (به سختی میشود دلیلی برای مطالعه معماری یافت!
طبقاتی که بوسیلهی آسانسورهایی به هم وصل شدهاند و هر صدای زنگ با احتیاط، رسیدنی پایانناپذیر را گوش زد میکند.
پلان تیپ اسطورهی معمار را به عنوان سرچشمهی ذخائر نامحدود یکتایی تهدید میکند. همانند یک صحنهی جنایی، حذف همهی شواهد و نشانههای آشکار جنایتکار، پلان تیپ را تعیین هویت میکند؛ موسسان آن از معماران پیشروی بودند که به عنوان حذف کننده مطرح شدند. معماران ناشناختهای- مانند بانشفت، هرسیون و آبراموتیز، امری روت- حرکتهای کمرنگ را چنان موفق نشان میدهند که آن حرکتها اکنون کاملاً فراموش شدهاند.
این معماران توانایی خلق زمین های باز خود بخودی (میدانهای حقیقتاً فرحبخش داخلی که در دسترس هر کس در طول عمرش میباشد) را داشتهاند، بدین معنی که تکمیل در کمیت- تریلیونها هکتار- بیست و پنج سال، بله بدون اغراق، غیر قابل تصور شدهاند.
پلان تیپ در حالی که با امنیت تمام در قلمرو بیفرهنگی پنهان شده است، در حقیقت وابستگی خود را به هنرهای دیگر پنهان کرده است: قرار دادن هسته در کف یک کشش سوپر ماتیستی دارد، پلان تیپ معادلی از موسیقی بدون آهنگ، تداوم، شعر ملموس و هنر خالص؛ معماری به منزلهی تکرار یک چیز است.
پلان تیپ تا اندازهی ممکن خالی است: یک کف، یک هسته، یک محیط و حداقل ستونها. همهی معماریهای دیگر در مورد گنجایش، جا، منزل، رویداد و اتفاق است؛ پلان تیپ در مورد حذف، تخلیه [عوامل کمتر در محیط داخل] و بیاتفاقی است.
معماری به شیوهای که هر انتخاب، راه به تقلیل راه کارها میبرد، شگفتانگیز است. ضمناً بر نظامی از تصمیمهای این و آن/ یا که اغلب ترسناک و نابهنجار است، دلالت دارد، حتی برای یک معمار)هم چنین است
معماریهای دیگر از آینده پیشی میگیرند؛ پلان تیپ- هیچ انتخابی باقی نمیگذارد- آن را به تعویق میاندازد، آن را برای همیشه باز نگه می دارد.
تأثیر جمعی همهی آن تهی بودنها – این عدم تعهد سیستم گونه – به شکل متناقض نمایی متراکم است. مرکز شهر امریکایی مجموعه ای بیروح از پلانهای تیپ است، سلسلهای از ابهامات، میان تهی است.
آیا ساختمان اداری میتواند پیشروترین گونهشناسی باشند؟ نوعی گونهی معکوس که در تعریف هیچ کدام از کیفیتها را ندارد؟ از اثرات پلان تیپ، به عنوان مهمترین برنامهی جدید عصر مدرن، عدم برنامهریزی است. پلان تیپ اصلیترین جهش و تحول در یک زنجیره است که حالت شهر را دگرگون کرده است. تمرکز بر پلان تیپ، آسمان خراش بوجود آورده است: یکپارچگی بیثبات؛ انباشت آسمان خراشها، تنها حالت شهری “جدید”: مرکز شهر، که با تعداد و کمیت تعریف میشود تا شکلگیری فرمال ویژهای. این مرکز یکتا و یگانه نیست بلکه جهانی است، یک مکان نیست بلکه یک حالت است.
پلان تیپ، تقریباً بیتأثیر از تنوع محلی، شهر را بیهویت ساخته است، [مانند] یک شئی غیر قابل تشخیص. پلان تیپ یک تغییر ناگهانی و بزرگ است که جهش مفهومی را تحریک میکند: نوعی فقدان کمیت که به سادگی از اندیشه عقلانی جلوگیری میکند، یا آنرا پایمال میکند.
چه نوع ناامنی بحران پلان تیپ را به راه انداخت؟ از کجا فساد آغاز شد؟ آیا بالاترین پیشرفت آن بود که خنثی بودن را به گمنامی تبدیل کرد؟ آیا پلان بدون کیفیت ، انسان های بدون کیفیت خلق کرد؟ آیا فضای پلان تیپ، فضای رشد انسان را در کیسه ی پشمی خاکستری بوجود آورد؟ ناگهان، نقشهی هندسی کاغذ شطرنجی را به خاطر فقدان شخصیت سرزنش کرد.
انکار اینطور بود که پلان تیپ باعث خلل انسانهای
کاریکاتور مانند یقه سفید، عکسهای خانوادههای پایمان شده، اخم کرده میشود که
اینک- پس از ۲۰ سال- دفاتر مکرراً به انبارهای یادگارهای شخصی و انفرادی تبدیل شده،
که همچنان حاوی مقادیر زیادی از یادگارهای زندهی جان اشخاص است.
محیطی که چیزی
را تقاضا نمیکند و همه چیز میدهد، ناگهان مانند ماشین آزاردهنده ای برای غارت
کردن هویت دیده شد.
در اروپا، پلان های تیپ وجود ندارد.
در قرن بیستم، معماران اروپایی رویای اداره ها را تصور میکردند. در ۱۹۲۱ میس اصلیترین پلان غیر تیپ را در خیابان فردریک تصور کرد؛ در ۱۹۲۹، ایوان لئونیدف اولین قالب اداری را برای مسکو پیشنهاد کرد، به نام خانهی صنعت. مستطیلهای آن بعنوان پلان تیپ سوسیالیستی تصور شده بود: یک ناحیه موازی که مجددا تمام اسباب مورد نیاز زندگی روزانه را تعریف میکرد- استخرها، تختهای آفتاب گرفتن، خوابگاههای کوچک- تا چرخهای فشرده و بیست و چهار ساعته برای کار در جهت زندگی خلق کند و نه برای زندگی در جهت کار.
در ۱۹۷۰، گروه آرشیزوم پلان تیپ را به عنوان شرط نهایی تمدن(غربی)، یک آرمانشهر از هنجارها تعبیر کرد.
از آن زمان، تنها سوژهی معمارانه و واقعاً جدید این قرن، به طور پایانناپذیری به نام ایدئولوژی مورد نقد نامنصفانهای قرار گرفته است- ساکنان آن “برده” ، محیط آن “بیشکل” و مجموعه آن “زشت” .
اروپا از شکست فاجعهآمیزی در تطبیق دادن –
اندیشیدن- رنج برده است. تنها گونهشناسیای که ظهور آن چه از لحاظ معماری و چه
شهرسازی کنترل ناپذیر بود.
پلان تیپ زیرزمین را مورد تعرض و فشار قرارداده، – از
پا در آوردن تکههای بزرگ و بزرگتر جوهرهی تاریخی، و مورد تجاوز و تاخت قرار دادن
همهی مرکزها- یا آن را به حاشیه تبعید کرده است.
برای ادارهها ، اروپا یک پلان را تکثیر میکند که از زمان رنسانس شناخته شده است: یک راهرو با اتاقهایی در هر دو طرفش. (آیا رابطهای بین سلول شخصی و غیبت مکرر و مشهور جمعیت اداری اروپاییان غربی وجود دارد؟
ادارههای اروپا ضعیف هستند به ضعیفی جوهرهی تاریخیشان. اروپاییان نور روز و هوا نیاز دارند، حتی یک تخمین ساده از سطح فضاهایی که به نور گیر اختصاص یافته این نیاز را روشن میکند. این نیاز دکورهای بسیاری را تخریب خواهد کرد تا آنها را مجدداً از وضعیت تاریخیشان مطمئن سازد.
جایی که اداره امریکایی یک سری تودهی انتقادی را جمع میکند، [ مثل یک گروه، یک بلوک اداری تشکیل میدهد] اداره اروپایی آنها را از هم جدا میکند. ساده است، برای اینکه تصور می شودکارهایی که در یک سیستم اداری اتفاق میافتند، نامناسب هستند، ما بدیهایمان را در مقیاس کوچکتر میخواهیم.
مسائل معیوب و مازوخسیتی در این رابطه وجود دارند که در مورد کمیت پایین جوهر فضا میباشند که در جهان قدیم زاده شدهاند- حتی به نام هویت.
بانک مورگان کوششی برای یک پلان تیپ در اروپا است. یک ساختمان بلند مرتبه است- بلوکی از پلانهای تیپ. از آنجائیکه این پروژه در آمستردام و حوالی محدودهی معروف برلاگ واقع شده است –ترکیبی شکننده از محورها، پیوستگیها، هماهنگیها و کنترلها- درجه توافق و تطابق اجرای وظایف شهری مشخص را تقبل میکند: گوشهای خالی شده از تلاقی دو دیوار بلند است که میدان مهم برلاگ و ورودی را تعریف میکند – حفرهای که کمترین ارتباط را با درون برقرار میکند؛… از سوی دیگر، ساختمان به سادگی در فضای اداری خلاصه شده است. ابعاد آن بگونهای انتخاب شدهاند که قادر به ایجاد حداکثر تنوع در قرارگیری مبلمان باشیم، معرفی این ساختمان در هلند، بسیار غیر معمول بود(و سرانجام بدون استقبال). طبقهای که بالا میرود، شرایط مشابه سرویسدهی را در سرتاسر سطح توزیع میکند. ستونها کمترین دخالت ممکن را دارند. پلکان شیشهای تنها عنصر ارتباط دهندهی طبقات است. از آنجا که این پروژه در اروپا است، یک محدودیت ارتفاعی تحمیل شد.
ترجمه: ایمان رئیسی و روشنک دارابی
فصلنامه
معماری و شهرسازی شماره ۷۷-۷۶