نکاتی درباره سقف تیرچه و بلوک و محاسبه وزن واحد سطح :
معمولا اگر طول دهانه از ۴ متر بیشتر باشد از کمرکش استفاده می کنیم، کار کمرکش بستن تیرچه ها به یکدیگر برای کمتر کردن خیز تیرچه ها است.
کمرکش ها عمود بر جهت تیرچه ها قرار می گیرند و نحوه ارماتور گذاری انها بدین نحو است که در ۱ متر اول دهانه از هر طرف استفاده از سنجاقک به فواصل اتساین ۱۰ سانتی متر و در اواسط دهانه به اتساین ۲۰ سانتی متر می رسد.
مطابق یک توصیه اگر طول دهانه از ۷ متر بیشتر باشد بهتر است که در هر ۳ متر یک کمرکش عبور کند.
دقت کنید که کمرکش باربر نیست و فقط برای یکپارچه کردن سقف کاربرد دارد و بار متمرکز را بین تیرچه ها نیز پخش می کند.
مشخصات فنی تیرچه و بلوک :
در ایران معمولا از تیرچه به عرض ۱۰ سانتی متر استفاده می گردد، در صورت نیاز به تیرچه قوی تر از ۲ تیرچه کنار یکدیگر استفاده می گردد. مطابق ائین نامه ACI ارتفاع تیرچه ها نمی بایست از ۳٫۵ برابر عرض تیرچه بیشتر شود .
بتن تیرچه ها باید دارای مشخصات دانه بندی ریزتر بتن سقف باشد و عیار ان ۴۵۰ است.
میلگرد اصلی در تیرچه ها می بایست از ۸Ø و ۱۰ Ø و ۱۲ Ø باشد. در دهانه های بزرگتر از ۷ متر باید از تیرچه دوبل استفاده کرد.
بتن مصرفی در روی تیرچه ها باید از بتن مرغوب و با مقاومت ۲۸ روزه نمونه مکعبی Kg/m2 225 باشد.
دوستان دقت کنند که در اجرا به هیچ عنوان عیاری که ما در طراحی سازه در نظر گرفتیم ساخته نمی شود بنابراین همیشه عیار درج شده در نقشه اجرایی را بیشتر از عیار محاسباتی درج کنید تا با این کار خطا های ناشی از ساخت بتن را پوشش دهیم.
مطابق ائین نامه ACI حداقل ضخامت بتن روی بلوک ها ۵ سانتی متر می باشد.
اگر دهانه از ۵ متر افزایش پیدا کرد برای هر یک متر باید ۱ سانتی متر ضخامت بتن را افزایش داد.
محاسبه وزن واحد سطح :
گچ و خاک : ۰٫۰۲ * ۱۶۰۰ = Kg/m2 32
بلوک سفالی : Kg/m2 64
بتن تیرچه ها : ۲*(۰٫۱ * ۰٫۲۵*۲۴۵۰)= Kg/m2 122.5
بتن سقف : ۰٫۰۵*۲۴۵۰ = Kg/m2 122.5
پوکه ریزی : ۰٫۱ * ۶۰۰ = Kg/m2 60
ملات ماسه و سیمان : ۰٫۰۳ * ۲۱۰۰= Kg/m2 63
موزائیک : ۰٫۰۲۵*۲۲۵۰ = Kg/m2 56.25
جمع کل Kg/m2 520.25 که این مقدار را Kg/m2 520 میتوان در نظر گرفت.
نرم افزار طراحی تیرچه رو می تونید از قسمت دانلود فایل دانلود نمائید.
مقاله ای درباره نما های ساختمانی
نمای هر ساختمان در شکلدهی به مجموعه شهری که در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نمای یک ساختمان بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانهای شهر توجه شود، همگونی نمای شهری در مجموع از بین میرود.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی و معماری، بررسی آماری نشان دهنده این موضوع است که در هر سال ۵۰ میلیون نفر به جمعیت شهر نشین کشورهای در حال توسعه اضافه میشود. در ایران نیز شهر نشینی طی دهههای گذشته با شتاب فزاینده ای گسترش یافته و همچنان این روند ادامه دارد.
رشد سریع جمعیت و گرایش مردم به شهر نشینی، تقاضای فزایندهای را برای تهیه مسکن به دنبال داشته که این موضوع در پی خود مشکلات عدیده ای در زمینه توسعه شهری بوجود آورده است. ناتوانی در پاسخگویی مطلوب و مناسب به این مساله، وضعیت نا مطلوبی را به صورت بی مسکنی، بد مسکنی و تنگ مسکنی برای بسیاری از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسکن به عنوان یکی از نیازهای نخستین بشر، ابتدایی ترین سوالی بوده که انسان سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است، اما همیشه در برنامه ریزیهای ملی به مسکن نه به عنوان محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی، بلکه به عنوان یک مشکل اقتصادی و فقط از این بعد بر خورد شده است.
سازندگان و تولیدکنندگان مسکن آزاد بهدلیل اینکه بهدنبال فروش سریع و بازگشت سرمایه خود هستند، سعی در هر چه بیشتر مطرح کردن خود در محله مسکونی و نمایشی متمایز از بنای خود دارند و به همین دلیل یکی از دلایل عمده ناهماهنگی نمای ساختمانها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسکن تعاونی شرایط بدتری وجود دارد. به دلیل وضعیت مالی ضعیف سازندگان و اینکه ساکنان و مالکان بهدنبال فروش ساختمان نیستند، بدون انجام عملیات پایانی نظیر نماسازی مورد استفاده قرار می گیرند و یا با کمترین هزینه و بدون طراحی نما، حجم و کالبد ساختمان رها میشود. البته در سالهای اخیر در شهر تهران هیچ ساختمانی بدون نماسازی نبوده است، لیکن این مساله در شهرستانها همچنان انجام میشود.
چگونه به موضوع نما در معماری بیندیشیم؟
نما در لغت نامه دهخدا به معنای صورت ظاهری هر چیزی، آنچه که در معرض دید و برابر
چشم است، آنچه از بیرون سوی دیده می شود، منظره خارجی بنا و عمارت، قسمت خارجی ساختمان و نماسازی، فن روسازی ساختمان و ساختن نمای عمارت است.
در سالهای اخیر پس از مطرح شدن دوباره اهمیت فضاهای عمومی و ارزش زندگی شهری، نما اهمیت دوباره ای یافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بیرون و فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند. نما حاکی از موقعیت فرهنگی سازندگان ساختمان است و نشانگر میزان نظم طرح ساختمان، امکانات و ذوق تزیین و خانه آرایی طراح و مالک است. یک نما به مثابه معرفی وضعیت ساکنان ساختمان در بین عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترین بیان حالتی است که فرد طراح یا مالک از خود در برابر بیرون دارد. نماهای داخل ساختمان بیشتر جنبه خصوصی دارند، لیکن نماهایی که به سمت کوچه و بافت شهر باز میشوند، جنبه عمومی تر دارند.
بنابراین وجوه پشت و جلوی ساختمان از یک طرف دارای نمود اجتماعی و از طرف دیگر نمود مشخص ساکنان خود است بنابراین نمای هر ساختمان باید هم با فضای عمومی همبستگی داشته باشد و هم بتواند حجم داخلی ساختمان را بیان نماید.
نمای هر ساختمان موثر در مجموعه شهری است که در آن حضور دارد و این تاثیر را در بدنه خیابانها یا میدانها که در آن قرار گرفته است می گذارد. اگر به نمای ساختمان واحدی، بدون در نظر گرفتن نمای دیگر ساختمانها فکر شود، همگونی نمای شهری در کلیت از بین میرود.
تناقض بین جنبه شهری و بیان فردی نما در صورتی میتواند از بین رود که ساختمان جزیی از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محیط اطراف چند جانبه باشد. نمای رو به کوچه و خیابان باید تابع عوامل همبستگی بین نماهای اطراف باشد. اما در عین حال بر اساس ترکیبی از اجزا مختلف بر حسب عملکرد، ابعاد و مصالحشان شخصیت خاص خود را دارد.
نما در واقع یک سطح صاف و تخت نیست بلکه آن سطح انتقالی بین فضای داخل و خارج است که با عقب نشستگی و پیش آمدگی، تراس و غیره با فضای داخل مسکن ارتباط پیدا میکند.
برای اینکه نمای ساختمان حریم خصوصی ساکنان خود را حفظ کند باید نسبت به خیابان بستهتر و محفوظتر باشد.
نمای ساختمان باید بهدنبال خلق یک کلیت هماهنگ بهوسیله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهای در، سایبان و محدوده سقفها، سازه عمودی و افقی، مصالح، رنگ، عناصر تزیینی و… باشد. پنجرهها همواره با دیگر عناصر دیوار، سطوح باز و بسته، تیره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود می آورند. به علت تکرار دوره ای پنجره ها، در ساختمانهای چند طبقه، نظم کاملی به چشم میخورد. اما گاه بهعلت افزایش نور در طبقات بالاتر کاهش داده میشود و این نظم آهنگ خود را از دست میدهد.
جداسازی عناصر افقی و عمودی تاثیر کلی در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با کل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. برای مثال در ساختمانهای کوتاه عریض، ابعاد عرضی غالب خواهد بود. در ساختمانهای بلند عناصر باریک برتری خود رانشان میدهند. در و پنجره و نعل درگاهها تاثیر خاصی در نما میگذارند. ناودانها، سایه بانها، پیش آمدگیهای سقف و بالکنها ایجاد سایه های خاصی بر روی نما میکنند.
تفاوت سطح ها باید در نما مشخص باشد. برای مثال بین طبقه همکف، سایر طبقات و طبقه انتهایی باید یک تفاوت اساسی وجود داشته باشد. ترکیب کلی نما در واقع نظم در این تفاوتها است.
عناصر اصلی نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پایانی سقف و غیره در شکل، رنگ، و مصالحشان با یکدیگر اختلاف دارند. این عناصر معناهای متفاوتی دارند. مثلا نمیتوان بالا و پایین پنجره و در را با هم همردیف کرد. اگر ارتفاع این بازشوها یکسان نباشد می توان از ضرایب مشترک و یا رنگهای یکسان استفاده نمود. نسبتهای هندسی نقش تعیین کننده ای در هماهنگ سازی ظاهر نما دارند. میتوان پنجره ها را در گروههای کوچکتر ترکیب شده که شکل مشخصی را ایجاد میکنند دسته بندی کرد. نماها می توانند از نظر مصالح نیز با یکدیگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شکل، زبری و خشنی نما تاثیر می گذارد. مصالح بومی نشان میدهد که نما مربوط به چه منطقه ای است.
ترکیب پنجره ها، ایوانها، درها و بهطور کلی بازشوها، همچنین بافت و جنس نما و کمپوزسیون آن در هر عصر متفاوت است و در عین حال در یک تداوم شهری تغییر میکند. طراح میتواند نما را به عالیترین حد ترکیب معماری برساند و یا آنرا تا حد یک سطح بدون طراحی و فکر رها کند.
در اعصار مختلف بازشوها به شکل مشابهی در سطح نما قرار میگیرند و تنوع در قرار گیری آنها تابع عوامل داخلی چون بزرگی ساختمان، عریض بودن آن و یا عوامل اقلیمی چون جهت قرارگیری و محل قرارگیری است. در پهنای دیوار نما تعبیه پنجره دو جداره، آفتابشکن، سایبان و … نقش تنظیم کننده شرایط آب و هوایی فضاهای داخلی را خواهد داشت.
در دیوارهای باریک معاصر این عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام میشود. یکی از عوامل ضروری درهویت نما تعیین محدوده نما است. نمایی می تواند در طرح خود موفق باشد که به این سوالها پاسخ گوید. محدوده عمودی جانبی ساختمان کجاست؟ خط پایانی افقی ساختمانی چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شکل است؟ انتهای ساختمان چگونه به پایان میرسد؟ گوشههای ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه ای دارد ارتباط نمای ساختمان فعلی با نمای همسایه چگونه به پایان می رسد؟ گوشه های ساختمان چه وضعی دارد؟ اگر ساختمان همسایه دارد ارتباط نمای همسایه چگونه است و اگر در فضا قطع می شود این ارتباط چگونه است.
محدوده های افقی ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پایانی ساختمان) نقطه اتصال به زمین (محل نشستن ساختمان بر زمین) و پوشش ساختمان مثل بام و شیروانی. محدوده پایانی ساختمان باید معنای اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همکف ساختمان باید مفهوم نشستن ساختمان بر زمین را برساند. طبقه همکف باید در محدوده قد افراد کشش لازم را بر عابر پیاده و بیننده ایجاد کند.
کنج یا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نمای عمود بر هم است. کنج میتواند حالت عمود ۹۰ درجه، نیم دایره یا سه وجهی را داشته باشد و هر کدام می تواند تاثیرات متفاوتی را در نما بگذارد. در یک میدان یا چهارراه هماهنگی کنجهای ساختمان هایی که در چهار طرف آن قرار گرفته است می تواند در نمای شهری تاثیر زیبایی داشته باشد.
نمای ساختمان خالق نمای شهری است
نمای شهری از مجموعه نماهای مشرف به فضای عمومی بهدست می آید. این نماها از جهتی همگن و از جهتی ناهمگن هستند. میتوانند همگن باشند چون با استفاده از زبانی مشترک روی بدنه اجزا شهر اجرا می شوند و اما از آنجا که هر کدام از این فضاها به کمک این زبان، مقاصد و نیازهای خود را بیان میکند، ناهمگن هستند. در شهرهای ما زبان مشترکی بین نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشترکی برای بیان دارند، نه مصالح یکسانی بهکار گرفته اند و نه سبک مشخصی را دنبال میکنند.
در واقع هر یک از نماها در شهر نشانه وضعیت اقتصادی و اجتماعی سازنده و نحوه تفکر و نگرش او به مسایل مختلف است.
نمای شهری در واقع ترکیبی از اجزا متفاوت است که بر اساس اتفاقاتی که در خیابانها ومعابر میافتد شکل می گیرد.
این اجزا در صورت رعایت مسایلی که پیش از این نیز به آن پرداخته شد میتوانند با یکدیگر نقاط اشتراک جالبی داشته باشند که نمی توان وجود آنها را نفی کرد.
عناصر پراهمیت درنما
ورودی یکی از عناصر حایز اهمیت نما در ساختمان است که محل و اهمیت طراحی آن به شکل مستقیم نمایانگر نقش و عملکرد ساختمان است. در ورودی نشانه گذر از فضای عمومی خارجی به فضای خصوصی داخلی و یکی از مهم ترین عناصری است که میتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
لیکن بهدلیل اهمیت اقتصادی که سطوح ساخته شده داخلی برای سازندگان دارند، اغلب ورودیها به فضاهای کم اهمیتی تنزل یافته اند. سرمایه گذاران ساختمانی هم فقط به رعایت ضوابط ضروری طراحی ساختمان بسنده میکنند.
بیشترین مشکل زمانی است که ورودی وسایل نقلیه به حیاط پارکینگ با ورودی خود ساختمان یکی شود. در این حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط یک راه باریک کنار دیوار برایش باقی میماند. گاه نیز ورودی یک ساختمان مسکونی بیش از حد پرتجمل است، بهنحوی که عملکرد ساختمان را دگرگون میسازد. زمانی هم ورودی به یک بنای بزرگ تنها با روزنهای امکان پذیر میشود. تناسب ورودی و حجم ساختمان می تواند نقش مهمی در توجیه عملکرد و شکل ساختمان داشته باشد.
از آنجا که طبقه همکف ساختمان قسمت اتصال به زمین یا کف پیاده رو است، به صورت قابل توجهی در معرض دید قرار میگیرد. طبقه همکف اهمیت ویژه ای در زندگی شهری دارد، به این علت که عابران پیاده این قسمت را بهطور مستقیم میبینند. از این رو نمای این قسمت پر اهمیت است و مصالح مورد استفاده در این قسمت باید نسبت به بقیه ساختمان با دوامتر و مستحکم تر باشد تا عابر در نگاه به نمای ساختمان احساس ثبات کند. ساختمانهایی که طبقه همکف آنها عملکرد تجاری دارد، بهدلیل تغییر دکوراسیون واحدهای تجاری دایما دستخوش دگرگونی میشوند. همین موضوع موجب میشود که ساختمان مذکور شخصیت ثابت خود را از دست داده و دارای نمای شناخته شده ثابتی نباشد.
تراسها چشم اندازهای جدیدی نسبت به فضاهای بیرون برای ساختمان فراهم میآورند. بالکنها نباید حالت موقت و ناپایداری که در بیننده تصور بهراحتی جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصری بام انتهای نماست. بام پوستهای است که بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراین لبه بام نمیتواند بدون تفاوت با دیگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه که در برابر دید عموم قرار دارد، در واقع پر اهمیت ترین قسمت ساختمان در برابر عابران و سایر افراد غیر استفاده کننده از ساختمان است. همانطور که عنوان شد نمای ساختمانها، نمای شهری را ایجاد می کند، اما بهدلیل ضعف قوانین موظف کننده طراح و سازنده در این ارتباط، نمای ساختمان در کمترین اهمیت قرار گرفته است.
در بسیاری از شهر های بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ویژهای در ارتباط با سیما و کالبد شهر وجود دارد و گروهی از برجستهترین افراد با تخصصهای مرتبط هنر زیبا سازی و زیبایی شناسی به کنترل طرح های بزرگ و کوچک معماری و شهری از نقطه نظر هماهنگی نمای بیرونی ساختمانها و محیط شهری یعنی از جنبه های رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضای پر و خالی نما، رعایت اصول هماهنگی و تناسبات و… می پردازند.
آنچه برای علاقهمندان به این موضوع نگران کننده است، پاسخگویی با شتاب به نیازی کاملا محسوس است. در این ساخت و ساز پر شتاب نیاز به بررسی طرحهای ارایه شده توسط جمعی از صاحب نظران و مسوولان در مراکز تایید پروانههای ساختمانی ضروری به نظر میرسد. بررسی میدانی طرح ساختمانها با بناهای اطراف از لحاظ کیفیت طرح معماری، نمای ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهای اطراف، زیبایی طرح و مصا لح مورد استفاده و… نیز گامی موثر در بالا بردن کیفیت نماهای شهری است. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده و القا آن توسط شهرداری هر شهر، می توان شاهد ارتقا کیفیت شهرها و زیباسازی نمای شهرها بود.
با سلام خدمت جامعه مهندسان .: امیدوارم همواره در کسب دانش برتر علم مهندسی (راه و ساخت هدف استاندارد۲۸۰۰ تعیین حداقل ضوابط و مقررات برای طرح و اجرای ساختمان در برابر اثرهای زلزله است بطوریکه با رعایت آن انتظار می رود.
الف: با حفظ ایستایی ساختمان در زلزله های شدید، تلفات جانی به حداقل برسد و نیز ساختمان در برابر زلزله های خفیف و متوسط بدون وارد شدن آسیب عمدۀ سازه ای قادر به مقاومت باشد.
ب: ساختمان های با اهمیت «زیاد»، در زمان وقوع زلزله های خفیف و متوسط قابلیت بهره برداری خود را حفظ کنند و در ساختمان های با اهمیت متوسط، خسارات سازه ای و غیر سازه ای به حداقل برسد.
ج: ساختمان های با «اهمیت خیلی زیاد»، در زمان وقوع زلزله های شدید بدون آسیب عمده سازه ای قابلیت بهره برداری بدون وقفه خود را حفظ کنند.
زلزله شدید که «زلزله» طرح نامیده می شود، زلزله ای است که احتمال وقوع آن و یا زلزله های بزرگتر از آن در ۵۰ سال عمر مفید ساختمان ده درصد باشد.
زلزله متوسط یا «زلزله سطح بهره برداری»، زلزله ای است که احتمال وقوع آن و یا زلزله های بزرگتر از آن در ۵۰ سال عمر مفید ساختمان ۵/۹۹ در صد است.
۲- حدود کاربر
۲-۱- این آیین نامه برای طرح و اجرای ساختمان های بتن آرمه، فولادی، چوبی و ساختمان های با مصالح بنایی بکار می رود.
۲-۲- ساختمان های زیر مشمول این آیین نامه نیستند:
الف: ساختمان های خاص مانند سدها، پل ها، اسکله ها و سازه های دریایی و نیروگاههای هسته ای.
در طرح ساختمان های خاص باید ضوابط ویژه ای که آیین نامه های مربوط به هر یک از آنها برای مقابله با اثرهای زلزله تعیین می شود رعایت گردد. در هر حال شتاب مبنای طرح نباید کمتر از مقدار مندرج در این آیین نامه در نظر گرفته شود. در مواردیکه مطالعات خاص لرزه خیزی ساختگاه برای اینگونه ساختمانها انجام شود، نتیجه آنها می تواند ملاک عمل قرار گیرد، مشروط بر آنکه مقادیر طیف طرح ویژه ساختگاه از دو سوم مقادیر طیف طرح استاندارد۲۸۰۰، با توجه به ضرایب اهمیتI و رفتارR، کمتر نباشد.
ب: بناهای سنتی که با گل و یا خشت ساخته می شوند.
این نوع بناها به علت ضعف مصالح مقاومت چندانی در برابر زلزله ندارند و حتی تأمین ایمنی آنها در برابر زلزله مستلزم تمهیداتی ویژه است. با توجه به اینکه در مناطق کویری و دوردست، فراهم آوردن مصالح مقاوم بسادگی میسر نیست، باید ضوابط و دستورالعمل های فنی ویژه برای تأمین ایمنی نسبی آنها با بکارگیری عناصر مقاوم چوبی، فلزی، بتنی، پلیمری و یا ترکیبی از آنها یا هرگونه مصالح دیگر تدوین و ترویج و بکار بسته شود.
۲-۳- ساختمان های آجری مسلح و ساختمان های بلوک سیمانی مسلح که در آنها از مصالح بنایی برای تحمل فشار و ازمیلگردهای فولادی برای تحمل کشش استفاده می شود مشمول ضوابط و مقررات فصل دوم استاندارد۲۸۰۰ می باشند. طراحی اینگونه ساختمان ها تا زمانی که آیین نامه ویژه ای در مورد آنها تدوین نگردیده است، باید براساس آیین نامه معتبر یکی از کشورهای دیگر باشد، در غیر اینصورت ضوابط کلی و مقررات مربوط به ساختمان های با مصالح بنایی غیر مسلح، مندرج در فصل سوم استاندارد۲۸۰ باید در مورد این ساختمان ها رعایت گردد.
۳- ملاحظات ژئوتکنیکی
بطور کلی باید از احداث ساختمان بر روی گسل های فعالی که احتمال به وجود آمدن شکستگی در سطح زمین هنگام زلزله وجود دارد، اجتناب شود. در مواردی که در محدودۀ گسل احداث ساختمان مورد نظر باشد، باید علاوه بر رعایت ضوابط این آیین نامه، تمهیدات فنی ویژه منظور شود.
۴- ملاحظات معماری
۴-۱- پلان ساختمان باید تا حد امکان به شکل ساده و متقارن در دو امتداد عمود بر هم و بدون پیشامدگی و پس رفتگی زیاد باشد و از ایجاد تغییرات نامتقارن پلان در ارتفاع ساختمان نیز حتی المقدور احتراز شود.
۴-۲- از احداث طره های بزرگتر از ۵/۱ متر حتی المقدور احتراز شود.
۴-۳- از ایجاد بازشوهای بزرگ و مجاور یکدیگر در دیافراگم های کف ها خودداری شود.
۴-۴- از قرار دادن اجزای ساختمانی، تأسیسات و یا کالاهای سنگین بر روی طره ها و عناصر لاغر و دهانه های بزرگ پرهیز گردد.
۴-۵- با بکارگیری مصالح سازه ای با مقاومت زیاد و شکل پذیری مناسب و مصالح غیر سازه ای سبک، وزن ساختمان به حداقل رسانده شود.
۴-۶- از ایجاد اختلاف سطح در کف ها تا حد امکان خودداری شود.
۴-۷- از کاهش و افزایش مساحت زیربنای طبقات در ارتفاع، بطوریکه تغییرات قابل ملاحظه ای در جرم طبقات ایجاد شود، پرهیز گردد.
۵- ملاحظات پیکربندی سازه ای
۵-۱ عناصری که بارهای قائم را تحمل می نمایند در طبقات مختلف تا حد امکان بر روی هم قرار داده شوند تا انتقال بار این عناصر به یکدیگر با واسطه عناصر افقی صورت نگیرد.
۵-۲- عناصری که نیرو های افقی ناشی از زلزله را تحمل می کنند به صورتی در نظر گرفته شوند که انتقال نیروها به سمت شالوده بطور مستقیم انجام شود و عناصری که با هم کار می کنند در یک صفحه قائم قرار داشته باشند.
۵-۳- عناصر مقاوم در برابر نیروهای افقی ناشی از زلزله به صورتی در نظر گرفته شوند که پیچش ناشی از این نیروها در طبقات به حداقل برسد. برای این منظور مناسب است فاصله مرکز جرم و مرکز سختی در طبقات در هر امتداد، کمتر از ۵ درصد بعد ساختمان در امتداد باشد.
۵-۴-ساختمان و اجزای آن به نحوی طراحی گردند که شکل پذیری مناسب در آنها تأمین شده باشد.
۵-۵- در ساختمان هاییکه در آنها از سیستم قاب خمشی برای بار جانبی استفاده می شود، طراحی به نحوی صورت گیرد که تا حد امکان ستونها دیرتر از تیرها دچار خرابی شوند(ستون قوی-تیر ضعیف)
۵-۶- اعضای غیر سازه ای مانند دیوارهای داخلی و نماها طوری اجرا شوند که تا حد امکان مزاحمتی برای حرکت اعضای سازه ای در زمان زلزله ایجاد نکنند. در غیر اینصورت اثر اندر کنش این اعضا با سیستم سازه باید در تحلیل سازه در نظر گرفته شود.
۵-۷- از ایجاد ستون های کوتاه، حتی الامکان خودداری شود.
۶- ضوابط کلی
۶-۱ کلیه عناصر باربر ساختمان باید به نحو مناسبی به هم پیوسته باشند تادر زمان زلزله عناصر مختلف از یکدیگر جدانشده و ساختمان بطور یکپارچه عمل کند. در این مورد کف ها باید به عناصر قائم باربر، قاب ها و یا دیوارها، به نحو مناسبی متصل باشند، بطوریکه بتوانند بصورت یک دیافراگم نیروهای ناشی از زلزله را به عناصر باربر جانبی منتقل کنند.
۶-۲- ساختمان باید در هر دو امتداد افقی عمود بر هم قادر به تحمل نیروهای افقی ناشی از زلزله باشد و در هر یک از این امتدادها نیز باید انتقال نیروهای افقی به شالوده بطوری مناسب صورت گیرد.
۶-۳- حداقل عرض درز انقطاع، در هر طبقه برابر یک صدم ارتفاع آن طبقه از روی تراز پایه می باشد. برای تأمین این منظور فاصله هر طبقه ساختمان از مرز زمین مجاور (در صورتیکه مالکیت آن فرق داشته باشد) حداقل باید برابر پنج هزارم ارتفاع آن طبقه از روی تراز پایه باشد. فاصله درز انقطاع را می توان با مصالح کم مقاومت که در هنگام زلزله در اثر برخورد دو ساختمان به آسانی خرد شود، به نحو مناسبی برنمود بطوریکه پس از زلزله به سادگی قابل جایگزین کردن و بهسازی باشد.
۷- گروه بندی ساختمانها بر حسب اهمیت
ساختمانها از نظر اهمیت به چهار گروه تقسیم می شوند:
گروه ۱-الف- ساختمانهای «با اهمیت زیاد ضروری»
در این گروه ساختمانهایی قرار دارند که قابل استفاده بودن آنها پس از وقوع زلزله اهمیت خاص دارد و وقفه در بهره برداری از آنها بطور غیر مستقیم موجب افزایش تلفات و خسارات می شود مانند بیمارستانها و درمانگاهها، مراکز آتش نشانی، مراکز و تأسیسات آبرسانی، نیروگاهها و تأسیسات برق رسانی، برجهای مراقبت فرودگاهها، مراکز مخابرات، رادیو و تلوزیون، تأسیسات نظامی و انتظامی، دادگستری و زندان، مراکز کمک رسانی و بطور کلی تمام ساختمانهایی که استفاده از آنها در امداد و نجات مؤثر می باشد. ساختمانها و تأسیساتی که خرابی آنها موجب انتشار گسترده مواد سمی و مضر در دراز مدت برای محیط زیست می شوند جزو این گروه ساختمانها منظور می گردند.
گروه ۱- سایر ساختمانهای «با اهمیت زیاد»
سایر ساختمانهای گروه یک «بااهمیت زیاد» شامل سه دسته زیر است:
ب: ساختمانهایی که خرابی آنها موجب تلفات زیاد می شود مانند مدارس، مساجد، استادیومها، سالن های سینما و تأتر، سالنهای اجتماعات، فروشگاههای بزرگ، ترمینالهای مسافربری یا هر فضای سر پوشیده که محل تجمع بیش از ۳۰۰ نفر در زیر یک سقف باشد.
ج: ساختمانهایی که خرابی آنها سبب از دست رفتن ثروت ملی می گردد مانند موزه ها، کتابخانه ها و بطور کلی مراکزی که در آنها اسناد ملی و یا آثار پر ارزش نگهداری می شود.
د: ساختمانها و تأسیسات صنعتی که خرابی آنها موجب آلودگی محیط زیست و یا آتش سوزی وسیع می شود مانند پالایشگاهها، انبارهای سوخت و مراکز گازرسانی.
گروه ۲- ساختمانهای «با اهمیت متوسط»
این گروه شامل کلیه ساختمانهای مشمول این آیین نامه، بجز ساختمانهای عنوان شده در گروههای دیگر می باشد، مانند ساختمانهای مسکونی، اداری و تجاری، هتلها و پارکینگهای چند طبقه، انبارهای کارگاهها، ساختمانهای صنعتی و غیره.
گروه ۳- ساختمانهای «با اهمیت کم»
این گروه شامل دو دسته زیر می باشد:
الف- ساختمانهایی که خسارت نسبتاً کمی از خرابی آنها حادث می شود و احتمال بروز تلفات در آنها بسیار اندک است، مانند انبارهای کشاورزی و سالنهای مرغداری.
ب- ساختمانهای موقت که مدت بهره برداری از آنها کمتر از ۲ سال است.
۸-گروه بندی ساختمانها بر حسب شکل
ساختمانها بر حسب شکل به دو گروه منظم و نامنظم بشرح زیر تقسیم می شوند:
۸-۱-ساختمانهای منظم
ساختمانهای منظم به گروهی ازساختمانها اطلاق می شود که دارای کلیه ویژگی های زیر باشند:
۸-۱-۱- منظم بودن در پلان
الف- پلان ساختمان دارای شکل متقارن و یا تقریباً متقارن نسبت به محورهای اصلی ساختمان، که معمولاً عناصر مقاوم در برابر زلزله در امتداد آنها قرار دارند، باشد. همچنین در صورت وجود فرورفتگی یا پیشامدگی در پلان، اندازه آن درهر امتداد از ۲۵ درصد بعد خارجی ساختمان در آن امتداد تجاوز ننماید.
ب- در هر طبقه فاصله بین مرکز جرم و مرکز سختی در هر یک از دو امتداد متعامد ساختمان از ۲۰ درصد بعد ساختمان در آن امتداد بیشتر نباشد.
ج- تغییرات ناگهانی در سختی دیافراگم هر طبقه نسبت به طبقات مجاور از ۵۰ درصد بیشتر نبوده و مجموع سطوح باز شو در آن از ۵۰ درصد سطح کل دیافراگم تجاوز ننماید.
د- در مسیر انتقال نیروی جانبی به زمین انقطاعی مانند تغییر صفحه اجزای باربر جانبی در طبقات وجود نداشته است.
ه- در هر طبقه حداکثر تغییر مکان نسبی در انتهای ساختمان، با احتساب پیچش تصادفی، بیشتر از ۲۰ درصد با متوسط تغییر مکان نسبی دو انتهای ساختمان در آن طبقه اختلاف نداشته باشد.
۸-۱-۲- منظم بودن در ارتفاع
الف- توزیع جرم در ارتفاع ساختمان تقریباً یکنواخت باشد بطوریکه هیچ طبقه ای به استثنای بام و خرپشته بام نسبت به جرم طبقه زیر خود بیشتر از۵۰ درصد تغییر نداشته باشد.
ب- سختی جانبی در هیچ طبقه ای کمتر از ۷۰ درصد سختی جانبی طبقه روی خود و یا کمتر از ۸۰ درصد متوسط سختی سه طبقه روی خود نباشد. طبقه ای که سختی آن کمتر از محدوده عنوان شده در این بند باشد انعطاف پذیر تلقی شده و طبقه «نرم» نامیده می شود.
ج- مقاومت جانبی هیچ طبقه ای کمتر از ۸۰ درصد مقاومت جانبی طبقه روی خود نباشد. مقاومت هر طبقه برابر با مجموع مقاومت جانبی کلیه اجزای مقاومی است که برش طبقه را در جهت مورد نظر تحمل می نمایند. طبقه ای که مقاومت جانبی آن کمتر از حدود عنوان شده در این بند باشد، ضعیف تلقی شده و طبقه«ضعیف» نامیده می شود.
۸-۲- ساختمانهای نامنظم
ساختمانهای نامنظم به ساختمانهایی اطلاق می شود که فاقد یک یا چند ویزگی ضوابط بند۸-۱ باشند.
۹- گروه بندی ساختمانها بر حسب سیستم سازه ای
ساختمانها برحسب سیستم سازه ای در یکی از گروه های زیر طبقه بندی می شوند:
۹-۱- سیستم دیوارهای باربر
نوعی سیستم سازه ای است که فاقد یک سیستم قاب ساختمانی کامل برای باربری قائم می باشد. در این سیستم دیوارهای باربر و یا قاب های مهاربندی شده عمدتاً بارهای قائم را تحمل نموده و مقاومت در برابر نیروهای جانبی نیز بوسیله همان دیوارهای باربر که بصورت دیوارهای برشی عمل می کند و یا قابهای مهاربندی شده تأمین می شود.
۹-۲- سیستم قاب ساختمانی ساده
نوعی سیستم سازه ای است که در آن بارهای قائم عمدتاً توسط قابهای ساختمانی کامل با اتصالات تحمل شده و مقاومت در برابر نیروهای جانبی توسط دیوارهای برشی یا قابهای مهاربندی شده تأمین می شود. سیستم قابهای با اتصالات خورجینی (یا رکابی) همراه با مهاربندی های قائم نیز از این گروهند.
۹-۳- سیستم قاب خمشی
نوعی سیستم سازه ای است که در آن بارهای قائم توسط قاب های ساختمانی کامل تحمل شده و مقاومت در برابر نیروهای جانبی توسط قاب های خمشی تأمین می گردد. سازه های فضایی خمشی کامل و یا سازه های با قابهای خمشی در پیرامون و یا در قسمتی از پلان، همراه با قابهای با اتصالات ساده در سایر قسمتهای پلان، از این گروهند.
در این سیستم قابهای خمشی بتنی و فولادی را می توان به صورت های معمولی، متوسط یا ویژه طراحی کرد.
۹-۴- سیستم دوگانه یا ترکیبی
نوعی سیستم سازه ای است که در آن:
الف- بارهای قائم عمدتاً توسط قاب های ساختمانی کامل تحمل می شوند.
ب- مقاومت در برابر بارهای جانبی توسط مجموعه ای از دیوارهای برشی یا قاب های مهار بندی شده همراه با مجموعه ای از قاب های خمشی صورت می گیرد. سهم برش گیری هر یک از دو مجموعه با توجه به سختی جانبی و اندرکنش آن دو، در تمام طبقات، تعیین می شود.
ج- هر یک از دو مجموعه دیوارهای برشی و یا قابهای مهار بندی شده، و قاب های خمشی مستقلاً قادر به تحمل حداقل ۲۵ درصد نیروهای جانبی وارد به ساختمان می باشند.
در ساختمان های کوتاه تر از هشت طبقه و یا با ارتفاع کمتر از ۳۰ متر به جای توزیع بار به نسبت سختی عناصر باربر جانبی، می توان دیوار های برشی یا قابهای مهاربندی شده را برای ۱۰۰ درصد بار جانبی و مجموعه قاب های خمشی را برای ۳۰ درصد بار جانبی طراحی کرد. بکار گیری قاب های خمشی بتنی و فولادی معمولی برای باربری جانبی در این سیستم مجاز نمی باشد و در صورت استفاده از این نوع سازه، سیستم از نوع ساده محسوب خواهد شد.
۹-۵- سایر سیستم های سازه ای
ویژگی های سیستم های دیگر از نظر باربری های قائم و جانبی باید بر مبنای آیین نامه ها و تحقیقات فنی و یا آزمایشهای معتبر تعیین شود.
| آرماتوربند |
● معرفی |
شرح وظایف گروه های شاغل در یک سایت ساختمانی
هر کارگاه کلاسیک و نرمال دارای سه گروه کاملا مجزا از یکدیگر است
اول کارفرما که هزینه آنچه ساخته می شود را می پردازد
دوم پیمانکار که شرکتی است که ابزار و تجهیزات مورد نیاز ساخت و ساز را دارا بوده و وظیفه ساختن انچه کارفرما بدان نیاز دارد را برعهده دارد
سوم مشاور که کار ان ارائه خدمات به کارفرما برای انتقال انچه مورد نیاز کارفرما میباشد با طراحی نقشه های مربوطه و نیز کنترل آنچه ساخته می شود مطابق در خواست کارفرما در چهار چوب قوانین و استاندارد های رایج کشور میباشد . مشاور میتواند دو مسئولیت فوق را جدا گانه یا به طور هم زمان بر عهده داشته باشد یعنی هم طراحی و هم نظارت بر اجرا
مهندسینی که در هر کارگاه حضور دارند به سه گروه زیر تقسیم می شوند
پیمانکار اصلی یا به تعبیری پیمانکار مادر
هر پیمانکار مادر دارای گروهی از پیمانکاران جزء میباشد که کارهای اجرایی را به انجام می رسانند در هر کار گاه گروه پیمانکار مادر دارای چارت اجرایی خاص خود میباشد که بطور معمول این چارت بصورت زیر می تواند مورد بررسی قرار بگیرد
به ترتیب مقام های کارگاهی در کارگاه ها مهندسین زیر به خدمت مشغول هستند
سرپرست کارگاه
معاون سرپرست کارگاه
سرپرست دفتر فنی ( دفتر فنی خود دارای مهندسینی میباشد که کار انها بررسی نقشه ها جهت اجرایی بودن و تهیه صورت وضعیت ها و دستور کارها و صورت جلسات میباشد . )
سرپرست گروه اجرا ( گروه اجرا از مهندسینی تشکیل می شود که کارشان اجرای نقشه هایی است که توسط دفتر فنی به انها ابلاغ می گردد انهم مطابق نظر دستگاه نظارت )
سرپرست مالی اداری ( کار گروه مالی پرداختهای حقوق کارگران و پرسنل شاغل در سایت و نیز پیمانکاران جزء میباشد .)
سرپرست پشتیبانی ( کار گروه پشتیبانی مالی تهیه مصالح و تجهیزات مورد نیاز کارگاه)
در بخش نظارت که با نام دستگاه نظارت آنرا می شناسیم
سرپرست دستگاه نظارت
( سرپرست دستگاه نظارت پر مسئولیت ترین فرد هر سایت میباشد کار او نظارت بر کار تمامی مهندسان و پیمانکاران مستقر در سایت میباشد . معمولا سرپرست دستگاه نظارت را از مهندسینی با سابقه بالا انتخاب می نمایند تا بتواند در تمامی جبهه های کاری تعریف شده در سایت نظر نهایی را بدهد . سرپرست دستگاه نظارت می بایست علاوه بر اجرای ساختمان توانایی بالایی در خصوص نکات فنی و طراحی داشته و دید کلان و قویی در خصوص صورت وضعیت نویسی داشته باشد تا بتواند کلیه گروه های شاغل در سایت را راهبری نماید )
ناظر مقیم ابنیه و سازه
( وظیفه این مهندس نظارت بر نحوه اجرای صحیح و منطبق بر نقشه های مصوب در بخش ابنیه و سازه میباشد . )
ناظر مقیم برق
( بنا بر نوع پروژه در برخی سایتها نیاز است تا یک مهندس برق نقشه های برقی هر سایت را چک نماید . )
ناظر مقیم مکانیکال
( برخی سایتها دارای بخش های مکانیکال اعم از سیستمهای هواساز و تاسیسات مرتبط و نیز سیستمهای جمع اوری آب باران و فاضلاب تخصصی بوده و ناظر مکانیکال وظیف نظارت بر این بخش را دارد )
ناظر مقیم دفتر فنی
( این مهندس وظیفه دارد که صورت وضعیت های ارائه شده پیمانکار را تحلیل و مورد بررسی قرار دهد)
نماینده آزمایشگاه بتن / خاک / جوش
کارگاه های بزرگ دارای سه نماینده مجزا آزمایشگاه هستند که کارهای بتنی / فلزی / خاک را نمونه گیری می نمایند . کارفرما
تنها در پروژه های بزرگ دارای دفتری در کارگاه می باشد . نماینده کارفرما معمولا تنها در خصوص تائید برخی مصالح سلیقه ای در کارها دخالت می نماید مگر انکه مشاور لازم بداند برخی از مطالب طراحی را با کارفرما در میان بگذارد .
شرح جایگاه و وظایف سرپرست دستگاه نظارتوقتی یک مهندس به سمت سرپرست دستگاه نظارت یک کارگاه برگزیده می شود در حقیقت در حساس ترین نقطه یک کارگاه قرار می گیرد . یک سرپرست دستگاه نظارت بسته به کوچک و بزرگی کارگاه دارای یک گروه مهندسین ناظر میباشد که در شاخه های مختلف مسئول نظارت بر حسن انجام کار میباشند . یک گروه نظارتی میتواند دارای مهندسینی با گرایشهای مکانیکال الکتریکال، سازه ، اجرا و حتی گروهی برای رسیدگی به صورت وضعیت ها باشد که به این گروه آخر را گروه دفتر فنی دستگاه نظارت می گویند که وظیفه رسیدگی به کارهای فنی و صورت وضعیت ها را برعهده دارند .
سرپرست دستگاه نظارت مسئولیت هماهنگی تمامی این مهندسین برای رسیدن به بالاترین حد راندمان کاری را داشته و سعی می کند تا با ایجاد هماهنگی مابین این گروه ها کارگاه را بطور کاملا شفاف و مسلط رهبری کند .
سرپرست دستگاه نظارت میبایست تمامی کارهای مهندسین زیر دست خود را به بهترین وجه بلد بوده و بتواند در تمامی بخشها خلاء ها را پر نماید .
اغلب مواقع گروه های نظارت و اجرا در حین کار دچار درگیریهایی می شوند که منجر به تنش می گردد . این وظیفه سرپرست دستگاه نظارت است که این تنشهای پیش امده را راهبری و به صلح منتهی نماید .
یک سرپرست کارگاه موظف است از تمامی مراحل اجرایی و نیز کارهای صورت گرفته در سایت مطلع بوده و به دقت تمامی کارهای صورت گرفته را در طول روز را در پایان روز آنالیز نموده و نقاط کلیدید و گلوگاه های اجرایی را برای توجه بیشتر نیروهای تحت امر خود مشخص نماید .
بطور مثال ورود میلگردهای تازه به کارگاه یا خرید سیمان یا ... میتواند از جمله این نکات باشند توجه به نوع میلگرد و استاندارد آن محل خرید و هزینه های حمل و برداشتن پلاکهای بندیل های میلگرد یا توجه به نوع سیمان خریداری شده و تیپ ان و فاصله های حمل از جمله این نکات میباشد .
سرپرست دستگاه نظارت میبایست سیاستمدار توانایی باشد چرا که محل تلاقی کارفرما و پیمانکار بوده و میبایست انچه را که در کارگاه به وقوع می پیوندد را بر اساس توانایی پیمانکار به صورتی طراحی نماید که رضایت کارفرما را نیز تامین نماید . فراموش نکنید که پیمانکار در صورتی که توانایی انجام کاری را نداشته باشد یا هزینه های انجام داده اش را کارفرما تامین ننماید کار هیچگاه به سرانجام نخواهد رسید چرا که سرانجام یک کار یعنی رسیدن به نقطه پایان کار آنهم با تامین خواسته های تمامی طرفین در گیر در کار منطبق با شرایط عمومی و خصوص پیمان منعقده فی مابین کارفرما و پیمانکار .
همه مهندسین میبایست این نکته را هرگز فراموش نکنند که هر پیمانکار در طی عمر کاری خود میتواند روزی هم یک ناظر گردد و همینطور هر ناظر یک روز یک پیمانکار شود بنابراین از پیمانکار خود به عدل و انصاف انتظار داشته باشید تا از شما هم به عدل و انصاف انتظار داشته باشند .
منبع civilz.com
مقدمه:
نقشه برداری درایران:ایرانیان باستان نقش برجستهای در پایه گذاری علم نقشه برداری داشته اند.اکتشافات دریایی که از زمان گذشته انجام گرفته است موید این مطلب است . در ایران باستان میتوانستند عرض جغرافیایی را تعیین کنند ولی تعیین طول جغرافیایی با دشواری بسیار همراه بوده است .آنها برای مسافرتهای خود نیاز به نقشه داشتند و نقشه هایی نیز بدون توجه به فواصل رسم می شده است .تعیین موقعیت در روی زمین و فراهم آوردن هر گونه نقشه در جهان باستان نیز نیاز به در دست داشتن ابزارها و بهره وری ا ز قواعدی داشته است .مصریان روشهایی برای اندازه گیری ارتفاع بین دو نقطه و تعیین فاصله افقی آندو داشتهاند طناب، ترازو گونیا از ابزارهای نخستین نقشه برداری بودهاند و کم کم تراز و خط کش و پرگار به آن افزوده گشت. دانشمندان ایرانی به کمک استرلاب عرض جغرافیایی و با استفاده از ساعت آبی طول جغرافیایی را در هر نقطه از مرز اندازه گیری میکردند. ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در زمینههای گوناگون اندازه گیری نجومی ،و فواصل بین شهرها ،مطالعات بسیار ارزندهای انجام داده است. نقشه برداران قدیم برای تعیین امتداد، فاصله و زاویه وسایلی ساخته بودند که نخستین آنها ریسمان بود و همچنین برای تعیین تراز افقی تراز هایی ساخته بودند و این تراز در طول تاریخ فرمهای گوناگونی به خود گرفته است. کهنترین آن تراز آبی بوده است که نوع تکامل یافته تر آن همان شیلنگ تراز است که بناهای امروزی از آن استفاده می کنند.
.
جایگاه مهندسی نقشهبرداری و ژئوماتیک در تولید نقشه، اطلاعات مکانی
و ارائه خدمات اطلاعاتی:
در جهان کنونی، کشور ما به عنوان کشوری در حال توسعه بایستی از طریق تمرکز با مزایای منابع فراصنعتی مانند: «نوآوریهای صنعتی»، «مهارت نیروی کار»، «ایجاد زیرساختار اطلاعات» تجارتهای موفقی را تجربه نماید و ضمن ایجاد اشتغال مفید، بتواند به اهداف توسعه پایدار دست یابد. در شرایط کنونی که عصر اطلاعات محسوب میشود، اتخاذ استراتژی پیشتازی در زمینههای اطلاعات و ارتباطات از طریق ایجاد شرایط مناسب برای سرمایهگذاران برای زیرساختارهای اطلاعاتی و ارتباطاتی و فراهمنمودن زمینههای لازم برای تجارت الکترونیکی، دولت الکترونیکی، ایران رقومی و ... میتواند ما را در نیل به توسعه پایدار یاری نماید. از آنجا که به بیانی 70درصد اطلاعات به نحوی با مکان ارتباط دارند، بنابراین مهندسی نقشهبرداری و ژئوماتیک به عنوان رشتهای که از دیرباز در زمینه «تولید»، پردازش»، «نگهداری» و «ارائه اطلاعات مکانی» فعالیت نموده است، در شرایط کنونی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
دستاندرکاران علوم مهندسی نقشهبرداری بایستی با توجه به وضعیت کنونی با بهرهگیری مناسب از امکانات، تجارب و متخصصان، ضمن بازنگری در فعالیتهای سنتی خود، نقشی مؤثر در توسعه کشور ایفا نمایند. ایفای صحیح این نقش علاوه بر نیل به اهداف ملی، موجب توسعه و گسترش علوم مهندسی نقشهبرداری و ژئوماتیک در کشور میشود.
به منظور دستیابی به موارد یاد شده تلاشی همگانی توسط تمامی دستاندرکاران علوم مهندسی نقشهبرداری و ژئوماتیک از قبیل «سازمان و دستگاههای تولیدکننده نقشه و اطلاعات مکانی»، «بخش خصوصی»، «دانشگاهها و مراکز آموزشی» و «تشکلهای حرفهای و علمی» ضروری است.
اقداماتی که در زمینه ایفای این نقش بایستی انجام پذیرد، عبارتند از:
- تولید اطلاعات مکانی با حجمی متناسب با تقاضاها که دائماً در حال افزایش است.
- تسریع در پردازش و بهرهگیری از روشهای نیمه اتوماتیک و اتوماتیک و ایجاد سهولت در این پردازشها، به نحوی که افرادی با تخصصهای کمتر و حتی تخصصهای دیگر قادر به انجام آن باشند.
- ایجاد روشهای جدید نگهداری دادههای دارای حجم بالا، به نحوی که علاوه بر حفظ دادهها، اطلاعات با سرعت لازم قابل دسترسی باشند.
- ارائه اطلاعات مکانی به فرمتها و اشکال مختلف و متنوع متناسب با نیازها.
- بهرهگیری از شبکههای اطلاع رسانی دبیلیو دبیلیو دبلییو... دراراثه خدمات واطلاعات مکانی.
- ایجاد مکانیزمهای مناسب تبادل اطلاعات در کشور با حداکثر سهولت.
- تهیه وارائه نرمافزارها و برنامههای کاربردی به منظور ایجاد سهولت به کارگیری اطلاعات و دادههای تولید شده.
- بازنگری در شرح خدمات و فعالیتهای متداول و ایفای نقش ارائهکننده خدمات اطلاعات مکانی.
- معرفی زمینههای کاربردی مختلف اطلاعات مکانی و همکاری با متخصصان و مسئولان سایر زمینههای تخصصی.
- تولید و صدور نرمافزار و خدمات مهندسی نقشهبرداری و ژئوماتی
زیر شاخه های رشته ژئوماتیک:
1- نقشه برداری زمینی
2- ژئودزی
3- فتوگرامتری
۴-سیستم اطلاعات جغرافیایی
5- سنجش از دور
6- کارتوگرافی
7- کاداستر
حال به تفسیر هریک می پردازیم:
1-نقشه برداری زمینی:
تعیین موقعیت نسبی نقاط واقع در سطح زمین و یا نزدیک به آن هدف اصلی نقشه برداری است. از این تعریف ساده چنین استنتاج می شود که هدف، تعیین مختصات نقاط قرار می گیرد.(سنجشهای نجومی ونقشه برداری ماهواره ای).مختصات مطلوب می تواند کارتزین ایکس،وای،زد ویاجغرافیایی باشد. معمولا عملیات نقشه برداری شامل دو مرحله برداشت یا اندازهگیری و محاسبه واراثه نتایج کار است. در مرحله اندازه گیری، از وسایل و دستگاه ها و نیز روش های مختلفی استفاده می شود تا داده های لازم برای مرحله دوم به دست آید. در مرحله دوم نیز از روشهای مختلفی استفاده می شود . در تمام روش ها، ابتدا خطاها مورد بررسی قرار گرفته و در صورت قابل قبول بودن سرشکن می شوند. نتایج کار به صورتهای آنالوگ (نقشه، مقاطع طولی و عرضی و...)ویا دیجیتال(جداول،مدلهای رقومی زمین دی جی ام یادی تی ام)اراعه می گردد. انتخاب وسایل و روشهای مناسب تابع وسعت منطقه، دقت مطلوب و امکانات است.
در نقشه برداری از مناطق کوچک اثر کرویت زمین تقریباً ناچیز است و می توان زمین را درمنطقه کوچکی مسطح در نظر گرفت و به عبارت دیگر سطوح تراز که بر امتداد شاقول عمود هستند موازی هم بوده و در این صورت امتداد شاقول در نقاط مختلف موازی هم خواهند بوددر صورتیکه حقیقتاً با فرض زمین کروی امتداد شاقول در نقاط مختلف موازی نبوده و از مرکزمیگذرند.درمواقعی که زمین را مسطح فرض کنیم روش نقشه برداری( مسطحه)نامیده می
شود. این فرضیه مادامیکه سطح منطقه مورد نظر از چند صد کیلومتر مربع تجاوز نکند قابل قبول است. نقشه برداری مسطح که بعد از این از آن بنام نقشه برداری یاد خواهیم کرد برای کارهای مهندسی – معماری – شهرسازی – باستانشناسی – تجاری – اکتشافی مورد استفاده است. و تنها در زمینه کارهای کارهای ثبت و املاکی مورد استفاده مهندسین و معماران به منظور بررسی طرح – اجرا – مهندسی و معماری همیشه نظارت مورد استفاده. نقشه برداری در خدمت مهندسین معمار و شهرساز شامل مراحل زیر است:
-برداشت نقشه کلی به منظور مطالعات اولیه
-برداشت نقشه دقیق برای تهیه طرح و اجرا
-پیاده کردن طرح و پروژه
-کنترل پروژه ضمن اجرا
-کنترل نهایی و تحویل کار
در خدمت باستانشناسی نقشه برداری شامل برداشت پلان ساختمانها و آثارقدیمی وهمچنین تهیه نقشه جزثیات ازنماها-تقاطع-رلیف ها است که دریشترمواقع برای تجدیدبناهای از بین رفته و به کار می رود.عملیات زمینی وکارهای دفتری معمولاتهیه نقشه شامل دومرحله کلی است:
1-عملیات زمینی
2-کارهای دفتری
عملیات زمینی شامل مراحل زیر است:
شناسایی مقدماتی منطقه 1-عملیات
2-انجام اندازه گیریهای لازم برای تعیین طولها – زوایا و غیره
3- اندازه گیری ها دردفاتر وفرم های مخصوص ثبت
*کارهای دفتری شامل مراحل زیراست:
1-محاسبات مقدماتی برای آنکه بتوان اندازه گیری های انجام شده روی نقشه برده شوند.
2-بردن اندازه ها برروی نقشه(ترسیم)
3-پاکنویس کردن وکنترل نقشه
4-انجام محاسبات سطح-حجم و...درصورت لزوم(مثل محاسبات سطح زمین یا حجم عملیات خاک برداری وخاک ریزی)
2-ژئودزی:
در درموردتاریخچه ژئودزی می توان به ریشه یونانی کلمه ژئودزی به معنای تقسیم کردن زمین اشاره کرد. این تعریف نشان می دهد که از نظر تاریخی، ژئودزی با تهیه نقشه و تجزیه و تحلیل در مورد وضعیت زمین و داده های مکانی ارتباط نزدیکی دارد.تقریباً در اواخر قرن 19 میلادی دانشمندی به نام هاملت (F.R Hamlet) تعریف ژئودزی را به "علم اندازه گیری و تهیه نقشه از سطح زمین" محدود کرد. اگر چه این تعریف ممکن است فشرده به نظر برسد ولی اساساً بیانگر آنچه امروزه بعنوان ژئودزی ارائه می شود می باشد.
ژئودزی معمولاً به طریقه یا روشی اطلاق می شود که برای تهیه نقشه های دقیق از یک منطقه بسیار وسیع نظیر یک کشور یا یک استان به کار می رود و در حقیقت این نوع نقشه برداری یک جنبه ملی دارد. همچنین برای تعیین فرم و شکل زمین و علوم مربوطه به آن مورداستفاده
است. در این نوع نقشه برداری زمین مسطح فرض نشده بلکه انحناء آن در نظر گرفته می شود به همین جهت محاسبات روی سطح بیضوی شکلی که به جای شکل زمین انتخاب میگردد انجام میگیرد.
بنابراین نقشه برداری کلاسیک که شامل تعیین موقعیت، مکان یابی عوامل، اندازه گیری تغییرات ناشی از حوادث طبیعی مثل زلزله و تعیین سطح دریا( از ارتفاعی که ماهواره قرار دارد)می باشد.همگی در شاخه ژثودزی گنجانیده می شوندکه این به عنوان اولین جزء مهم درگرایش ژثودزی به حساب می آید. دومین جزء اصلی محلی نیز از جمله مواردی است که در این شاخه از ژئودزی گنجانده می شود.
پایه سوم ژئودتیک مربوط است به بررسی حرکت وضعی زمین و تعیین موقعیت آن.تمام اندازه گیریهای ژثودتیک با توجه به کاربری مورد نظر در یک چهار چوب مرجع-مثلاً یک چهارچوب یک چهارچوب گیریهای محلی- سنجیده می شود. و تبدیلات بین آنها (با توجه به حرکت وضعی زمین و حوری مختصات آن) بستگی به زمان دارد. بنابراین همانطور که بیان شد، هدف ژئودزی مدرن جمع بندی سه شاخه فوق می باشد(ژثومتری،جاذبه وحرکت وضعی زمین)
چیست؟GPS
سیستم تعیین موقعیت جهانی می باشد. Global Positioning System
که از طریق ردیابی سیگنالهایی که توسط ماهواره های در حال چرخش به دور زمین فرستاده جی پی اس می تواند موقعیتش را بر مبنای فاصله زمانی ارسال سیگنالها (توسط فرستنده های ماهواره ای)تعیین کند.جی پی اس مجموعه ای از24 ماهواره ای است که در مداری به دور زمین میچرخندو توسط گیرندههای زمینی به مردم امکان میدهند مکان جغرافیایی خود را پیدا کنند. ماهوارهها طوری از هم فاصله دارند که درهر نقطه زمین، 4 ماهواره بالای افق قرار خواهد گرفت. هر ماهواره شامل یک کامپیوتر، یک ساعت اتمی و یک رادیو است. هر ماهواره با دانستن موقعیت زمانی مدار خود، به طور مداوم تغییر مکان و زمان خود را اعلام می دارد. هرگیرنده جی پی اس در روی زمین شامل کامپیوتری است که موقعیت خود را با گرفتن اطلاعات از 3 ماهواره دریافت می کند. نتیجه بصورت طول و عرض جغرافیایی با دقت 10 تا 100 متر در ختیار بیشتر گیرندهها قرار میگیرد و اگر ماهواره چهارم نیز قابل دریافت باشد، گیرنده میتواند ارتفاع رانیز به خوبی مکان جغرافیایی نشان دهد. و اگر گیرنده در حال حرکت باشد، جهت وسرعت رااندازه گیری کرده و زمان تخمینی رسیدن به مقصد را نشان میدهد.
3-فوتوگرامتری:
به بیان ساده فرآیند اندازه گیری تصاویر اجسام در روی عکسهای هوایی را فتوگرامتری
می گویند. به بعبارت دقیق تر فتوگرامتری عبارتست از هنر ، علم و تکنولوژی تهیه اطلاعات
درست ازعوارض ازطریق اندازه گیری ، ثبت و تفسیر بر روی عکس و یا سایر مدارکی که در بر دارنده اثری از انرژی الکترومنیتیک تابشی ثبت شده باشد.
عکس بعنوان مهمترین منبع اطلاعاتی در این علم می باشد و در داقع اصول کار در فتوگرامتری بر روی عکسهای هوایی است.
عموماً فتوگرامتری را به دو شاخه فتوگرامتری متریک و فتوگرامتری تفسیری تقسیم بندی می کنند. در فتوگرامتری متریکی ، اندازه گیریهای کمی مطرح است ، یعنی با استفاده از اندازه گیریهای دقیق نقاط از طریق عکس می توان فواصل حجم، ارتفاع و شکل زمین را تعیین کرد ، که معمولترین کاربردهای این شاخه از فتوگرامتری تهیه نقشه های مسطحاتی و توپوگرافی از روی عکسهاست. اما فتوگرامتری تفسیری خود به دو شاخه تفسیر عکس و سنجش از دور تقسیم می شود.
در قسمت تفسیر عکس بیشتر مطالعات کیفی بر روی عکس انجام می گیرد،بعنوان مثال وضعیت پوشش گیاهی یک منطقه و یا میزان جمعیت یک شهر را از طریق عکس مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند.
عکسهای هوایی امروزه حداقل در دو رشته بزرگ علمی یعنی فتوگرامتری به معنی کلی تهیه نقشه از عکسهای هوایی و دیگری تفسیر به معنی شناسایی و تشخیص عوارض و با اشیاء از روی تصویر به کار می روند و دارای شروع و تاریخ همزمانی می باشند که بتدریج پیشرفتهای تکنولوژی، این دو رشته توسعه یافته و در نتیجه، استفاده و ابزار برای دو گروه کم کم از هم فاصله گرفته و در هر یک، تخصص های جداگانه ای به وجود آمده و بتدریج نیز اضافه خواهد شد. عکسبرداری هوایی برای هر دو مصارف فوق دارای قدمت چندان زیادی نیست، بلکه تاریخ آن کم و بیش مقارن با پیدایش هنر و علم عکاسی و همچنین، صنعت هوانوردی است. اولین گزارش کتبی اختراع عکسبرداری به علوم آکادمی علوم و هنرهای فرانسه به سال 1839 باز می گردد. این عکسبرداری توسط دو فرانسوی انجام گرفت. اولین گزارش قطعی پرواز هواپیما
نیز مربوط به 17 دسامبر 1903 بوسیله برادران آمریکایی رایت می باشد، بنابراین باید توجه نمود که تاریخ عکسبرداری هوایی به زمان بینابین دو تاریخ فوق برمی گردد. اولین عکسبرداری هوایی از اروپا (فرانسه) به وسیله جی اس تورناچون که بعدا نادارنامیده شد، در 1858 در پاریس انجام گردید و مقارن با او، یعنی مجدداً در همان سال شخص دیگری به نام لاسدات با دوربین عکاسی و فیلمهای شیشه ای که با خود در بالن از دهکده ای نزدیک عکسبرداری نمود. او توانست از عکسها نقشه توپوگرافیک تهیه نماید و دومی موفق به تجزیه و تحلیل ریاضی برای برگردان تصویر ارتوفتو شد. در آمریکا، اولین عکس هوایی که با بالن ثبت گردید. این عکس از ارتفاع 1200 پایی(365 متری) از بندر بوستون گرفته و در اتحاد جماهیر شورویسابق، تا ریخ اولین عکسبرداری هوایی به سال 1886برمیگردد.
اولین فیلمبرداری هوایی بوسیله ویلبر رایت در 1909 با هواپیما از چنتوچیلی در ایتالیا انجام شد. ولی استفاده عظیم از عکسهای هوایی، در ارتش و از جنگ جهانی اول بود، در حالی که برای مصارف غیر نظامی، از جنگ جهانی دوم به طور وسیع آغاز گردید با پیشرفتهای شگرف در صنعت و هنر ساختمان عدسیها به حد بسیار مرغوب رسید. ساختمان انواع فیلمهای سفید و سیاه بصورت پانکروماتیک و مادون قرمز توسعه یافت و فیلم رنگی نیز از 1935به صورت کداکرم عرضه گردید. فیلمهای رنگی کاذب نیز کاربردی عظیم در تفسیر پیدا نمود..
GIS-سیستم اطلاعات جغرافیایی4
سیستمی است متشکل از داده ها، روشها و الگوریتمها، سخت افزار، نرم افزار، نیروی انسانی و شبکه که برای ورود، مدیریت،تحلیل ونمایش اطلاعات جغرافیایی" مورد استفاده قرار می گیرد. سیستم اطلاعات جغرافیایی ابزاری قدرتمند برای کار با داده های مکانی می باشد. درجی آی اس داده ها بصورت رقومی نگهداری می شوند لذا از نظر فیزیکی حجم کمتری را نسبت به روش های سنتی مانند( نقشه های کاغذی) اشغال می کنند. در یک جی آی اس با استفاده از توانایی ها ی کامپیوتر مقادیر بسیار عظیمی از داده ها را می توان با سرعت زیاد و هزینه نسبتاً کم نگهداری و بازیابی نمود. قابلیت کار کردن با داده های مکانی و اطلاعات توصیفی مربوط به آنها و ترکیب انواع مختلف داده ها در یک آنالیز و با سرعت زیاد، با روش های دستی سازگار نمی باشد. توانایی اجرای آنالیزهای مکانی پیچیده، مزیت های کمی و کیفی را برای جی آی اس فراهم می کند. انجام پردازش های تکراری با در نظر گرفتن شرایط مختلف دستیابی به نتیجه بهینه، تنها توسط کامپیوتر امکان پذیر می باشد که می تواند اینگونه عملیات را با سرعت زیاد و هزینه نسبتا کم انجام دهد. این توانایی تجزیه و تحلیل داده های مکانی است که جی آی اس رااز دیگر سیستم های گرافیکی کامپیوتری مجزا می سازد. امکان انجام آنالیزهای پیچیده بامجموعه داده های مختلف مکانی و غیرمکانی بصورت توأم، مهمترین قابلیت جی آی اس می باشد که نمی توان آن را با روش های دیگر مثل روش های آنالوگ انجام داد. توانایی تجزیه و تحلیل توأم داده های مختلف، امکان ایجاد و استفاده از اطلاعات زمین مرجع به شکلی کاملاً متفاوت با گذشته را فراهم می سازد. نه تنها امکان ترکیب مجموعههای مختلف وجود دارد بلکه روش های مختلف را نیز می توان با یکدیگر ترکی روش های جمع آوری، رسیدگی و ممیزی و به روز رسانی داده ها ترکیب نمود. مثلاً وقتی که تغییری در کاربری یا مالکیت یک قطعه زمین وارد می شود، این سیستم می تواند دقت تغییرات را کنترل نموده وسپس نقشه و جداول مربوطه را به روز در آورد. بدین ترتیب کاربران جی آی اس می توانند اطلاعات جدیدتر را در اختیار داشته و با توجه به نیازهایشان آن را بکار گیرند.
مؤلفه های سیستم اطلاعات جغرافیایی -
1-ورودی داده هامؤلفه ورودی داده ها، آنها را از شکل موجودشان به شکل قابل استفاده درجی آی اس تبدیل میکند. دادههای زمین مرجع، معمولا به شکل نقشه های کاغذی و جداولی از اطلاعات توصیفی فایل های الکترونیک از نقشه ها و اطلاعات توصیفی مربوط به آنها، عکس های هوایی و یا تصادیر ماهوارهای میباشند. وارد نمودن داده ها ممکن است به راحتی تغییر فرمت یک فایل و یا بسیار پیچیده باشد. ایجاد پایگاه های بزرگ داده ها ممکن است 5 تا 10 برابر سخت افزار و نرم افزارجی آی اس هزینه در برداشته باشد. به طور کلی مرحله وارد نمودن داده ها بسیار وقت گیر و پر هزینه بوده و ممکن است ماه ها و یا حتی سال ها به طول انجامد. قبل از اینکه مرحله وارد نمودن داده ها آغاز شود، روش های وارد کردن این داده ها و استانداردهای کیفیت باید دقیقا مورد توجه قرار گیرند. برای دقت و خروجی هایی که قرار است تهیه گردند روشهای مختلف وارد نمودن داده ها باید براساس پردازش هایی که قرار است روی داده ها انجام گیرند، استانداردهای مورد نظر مورد ارزیابی قرار گیرند.
2- مدیریت داده ها یکی از مولفه های جی آی اس بوده و شامل توابعی برای ذخیره، نگهداری و بازیابی اطلاعات پایگاه داده ها می باشد. روشهایی که کامپیوتر بتواند آنها ر ا بخواند وجود دارند. ساختار داده روشی است که داده ها براساس آن سازماندهی می شوند و چگونگی ارتباط فایلهابایکدیگر(سازماندهی پایگاه داده ها)، تعیین کننده محدودیت های موجود در بازیابی اطلاعات و سرعت عملیات بازیابی می باشند. در هنگام ارزیابی سازماندهی داده ها باید نیازهای کوتاه مدت و دراز مدت کاربران در نظر گرفته شوند. این ارزیابی باید توسط شخصی انجام گیرد که در روش های طراحی و تجزیه وتحلیل پایگاه داده های جی آی اس متخصص باشد.
3- تجزیه و تحلیل و کار با داده ها توابع مربوط به تجزیه وتحلیل وکار باداده ها دریک جی آی اس، تعیین کننده اطلاعاتی هستند که میتواند توسط این سیستم ایجاد شود. لیستی از قابلیت های مورد نیاز به عنوان جزئی از نیازمندی های سیستم باید تعریف شوند. مسئله ای که معمولاً
پیش بینی نمی شود این است که ایجادایجادجی آی اس در یک سازمان تنها باعث اتوماسیون بعضی فعالیت های خاص نمیگردد، بلکه ممکن است راه و روشی که سازمان براساس آن کار می کند را نیز تغییر دهد. برای پیش بینی روش تجزیه و تحلیل داده ها در یک جی آی اس نیاز به دخالت کاربران در مشخص نمودن توابع وعملکردهای لازم برای سیستم می باشد.
4- خروجی داده ها داده های خروجی درجی آی اس های مختلف از لحاظ کیفیت، دقت و سهولت استفاده، بسیار متنوع تر از قابلیت های این سیستم ها می باشند داده های خروجی ممکن است به اشکالی از قبیل نقشه، جدولی از مقادیر یا نوشتار بوده و بصورت کاغذی و یا بصورت رقومی ارائه گردند. توابع خروجی مورد نیاز براساس نیازهای کاربران تعیین می شوند لذا دخالت کاربران در مشخص نمودن خروجیهای مورد نیاز بسیار مهم می باشد.
5-سنجش ازدور
علم و هنر
. کسب اطلاعات از عوارض سطح زمین از راه دور بدون تماس فیزیکی با آنها می باشد
سنجش از دور شامل اندازهگیری و ثبت انرژی بازتابی یا منتشر شده الکترومغناطیسی ازسطح زمین وجو از یک نقطه مناسب بالاتر از سطح زمین و ربط دادن اندازههای به دست آمده به ماهیت و پراکند گی مواد سطح زمین و وضعیت جوی است. سنجندههای تعبیه را اندازه گیری می کنند. این اندازهگیریها یا از تعداد بسیار زیادی نقطه در امتداد یک پروفیل یک بعدی از روی سطح زمین در زیر سکوی ماهواره و یا از ناحیهای دوبعدی در دو طرف مسیر زمین حاصل می شود.
6-کارتوگرافی
به صورت سنتی بعنوان علم و هنر ترسیم نقشه تعریف شده است.نقشه ها به صورت سنتی به وسیله مدادوکاغذترسیم می شدندولی گسترش مزایای
کامپیوترها، کارتوگرافی را متحول کرده است. بیشتر نقشه های کیفی _ تجاری هم اکنون نرمافزارهای نقشه کشی از انواع جی آی اس وکد ودیگرنرم افزارهای خاص کارتوگرافی می باشد،تهیه می گردند که این عمل خود باعث استفاده موثر از تصاویر دورسنجی وجی آی اس(سیستم های اطلاعات جغرافیایی)می گردد.
7-کاداستر
کاداستر نقشه برداری ثبتی است ، یعنی نقشه برداری که ارزش حقوقی داشته باشدو
بتوان بر اساس مرزهای آن سند مالکیت صادر کرد.
پایان