فتح الله شفیعی

فتح الله شفیعی

مهندسین عمران روستای بردکوه
فتح الله شفیعی

فتح الله شفیعی

مهندسین عمران روستای بردکوه

تاثیر آب بر خاک

و هم چنین با افزایش میزان آب، افزایش حجمی نیز در خاک رس رخ می دهد و خاک متورم می شود.
این ازدیاد حجم می تواند حتا یک ساختمان را از روی زمین بلند کند،
به ویژه در مناطق خشک این اتفاق بیشتر رخ می دهد. (مانند برج پیزا)

  • یکی از دلایل عمده نشست ساختمان ها و به وجود آمدن ترک در آن ها
    جذب آب توسط خاک زیرین ساختمان است و میزان آن بستگی به مقدار خاک رس زمین دارد
    به طوری که هر چه میزان خاک رس بیشتر باشد، امکان فرو رفتن غیر متجانس ساختمان در خاک
    و در نتیجه افزایش ترک ها، بیشتر می گردد.
  • در صورت رسیدن رطوبت به خاک تپه ها و کوه ها، مقاومت خاک کم شده و تپه ها و کوه ها ریزش می کنند.

 

انواع زمین ها از نظر جنس و دانه بندی



زمین ها از نظر جنس و دانه بندی به هشت گروه تقسیم می شود.

  1. زمین شن بوم: مخلوطی از شن و ماسه و لای، با کم و بیش دانه های قلوه سنگ است.
    که بهترین نوع آن دارای دانه بندی پیوسته می باشد و می توان آن را به آسانی متراکم کرد.
  2. زمین شن زار: دارای حدود 3/2 شن است و ماسه و لای بسیار کمی دارد.
    آب روی این زمین ها باقی نمی ماند و فرو می رود.
  3. زمین ماسه زار: دارای حدود 3/2 ماسه است. این زمین ها غرقاب و متراکم می شوند.
  4. زمین خاکی: دارای 3/2 ماسه و حدود 3/1 خاک رس و لای می باشد و قابل تراکم است.
  5. زمین رسی و گل آهکی: زمین گل آهکی 40 تا 70 درصد وزنش گرد سنگ آهک و 25 تا 60 درصد آن خاک رس است.
    زمین رسی 3/2 خاک رس و 3/1 ماسه دارد. خشک این زمین قابل بارگذاری است،
    ولی در صورتی که آب بمکد باد کرده و خمیری می شود.
  6. زمین لایی: 3/2 آن لای است و ماسه کمی دارد، چسبندگی نه دارد و تراکم پذیر نیست و قابلیت بارگذاری نیز ندارد.
  7. زمین لجنی: 3/2 آن لای است و ماسه آن کم است، خاک نباتی دارد که آن را تیره کرده است و قابل ساختمان سازی نیست.
  8. زمین خاکی دستی: از تجمع نخاله های ساختمانی و یا خاک حاصل از خاکبرداری
    و حتا زباله به وجود می آید و ساختمان سازی به هیچ عنوان بر روی آن توصیه نمی شود.

ساختمان سازی تنها بر روی 4 گروه نخست زمین ها (شن بوم، شن زار، ماسه زار، خاکی) توصیه می شو

انواع زمین ها از نظر کندن و جابجایی



زمین ها از نظر کندن و جا به جایی به پنج گروه تقسیم می شوند.

  1. زمین بیلی: با بیل برداشته می شود و فاقد چسبندگی است.
    مانند ماسه، شن و خرده سنگ.
  2. زمین پا بیلی: که با بیل و فشار پا کنده می شود و نیاز به کلنگ نه دارد.
    مانند شن و ماسه خاکدار مسیل ها و زمین زراعی.
  3. زمین کلنگی: که با کلنگ کنده می شود. این نوع زمین قابلیت ساختمان سازی دارد.
    در این زمین ها باید ، بدنه گود کنده شده در زمین به صورت عمودی باقی به ماند.
  4. زمین دج: با کلنگ یا پنک یا کمپرسور کنده می شود
    و در اصل شن بومی است که دانه های آن به هم دیگر چسبیده اند.
  5. زمین سنگی: به چهار دسته تقسیم می شوند:
    1- سنگی سست. 2- نیم سخت. 3- سخت. 4- خیلی سخت.
    کندن و جا به جا کردن این زمین ها با دیلم و پنک و کمپرسور و مواد منفجره امکان پذیر است
    و قابل ساختمان سازی هستند.
  • رطوبت بر مقاومت خاک ها تاثیر به سزایی دارد
    و چنانچه از حد معینی مقدار آن افزایش یابد خاک متورم می شود.

انواع خاک از نظر نحوه تشکیل

  • خاک های بر جا :

خاک هایی هستند که در مورد آن ها حمل و نقلی انجام نه گرفته است،
این نوع خاک در اثر هوازدگی به وجود آمده است.

  • خاک های حمل شده :

خاک هایی هستند که از محلی به محل دیگر منتقل شده اند و خاک های یکنواختی نیستند.

انواع خاک از نظر ابعاد ذرات :

این تقسیم بندی بر مبنای ریزی و درشتی دانه های خاک انجام می گیرد.

  1. خاک رس : اندازه ذرات خاک رس از یک هزارم میکرون تا دو میکرون می باشد.
  2. لای : اندازه ذرات خاک لای از 2 میکرون تا 6 میکرون می باشد.
  3. ماسه : اندازه ذرات ماسه از 60 میکرون تا 2 میلیمتر می باشد
  4. شن : اندازه ذرات شن از 2 میلیمتر تا 6 سانتیمتر می باشد

شناخت خاک


  1. خاک های چسبنده:
    در این نوع خاک ها نیروی چسبندگی بین دانه ها باعث نگهداری دانه ها روی هم می شود. (مانند خاک رس)
  2. خاک های غیر چسبنده:
    در این نوع خاک ها نیروی اصطکاک بین دانه ها باعث نگهداری دانه ها روی هم می شود. (مانند: ماسه، لای، شن)
  • لای در حالت غیر اشباع، دارای چسبندگی قابل ملاحظه ای است
    ولی در صورت غوطه ور شدن در آب چسبندگی خود را از دست می دهد.

شناخت خاک و پوسته زمین (و زمین محل ساختمان)


مواد و مصالح ساختمانی از "پوسته زمین" به دست می آید.

درباره پوسته زمین چه می دانید ؟

لایه های زمین


لایه های زمین به 3 قسمت تقسیم می شوند:

1- پوسته زمین: ضخامت متوسط پوسته زمین 33 کیلومتر است.
(ضخامت پوسته زمین در زیر اقیانوس ها و دریا ها 10 کیلومتر و در کوه ها 60 کیلومتر است
که به طور متوسط ضخامت پوسته زمین را 33 کیلومتر در نظر می گیرند.)

2- گوشته زمین:
گوشته ی زمین از 33 کیلومتری زمین تا عمق 2900 کیلومتری ادامه دارد.
گوشته زمین از سیلیکات های منیزیم و آهن تشکیل شده است.

3- هسته زمین:
هسته ی زمین از عمق 2900 کیلومتری تا مرکز زمین (6378) ادامه دارد.
هسته زمین از آهن و نیکل تشکیل شده است.

عناصر موجود در پوسته زمین


عناصر موجود در پوسته زمین:

قسمت بالای پوسته زمین از سنگ های گرانیت و گرانودیوریت تشکیل شده است
و دارای مقدار زیادی سیلیسیم و آلومینیم می باشد
و قسمت زیرین آن از بازالت تشکیل شده است که دارای سیلیسیم و منیزیم است.
حدود 88% پوسته زمین از اکسید سیلیس SiO2 حدود 18/60% و اکسید آلومینیم Al2O3 حدود 61/15%
و اکسید کلسیم CaO و اکسید آهن (Fe2O3, FeO) تشکیل شده است.

جرم مخصوص پوسته زمین به طور متوسط 7/2 تا 8/2 گرم بر سانتیمتر مکعب است.

 

تقسیم بندی مواد و مصالح از نظر منشا و مواد اولیه


تقسیم بندی مواد و مصالح از نظر منشا و مواد اولیه


مواد و مصالح ساختمانی از نظر منشا و مواد اولیه به دو گروه

  1. مواد معدنی
  2. مواد آلی

تقسیم می شوند.

 

مواد معدنی




الف- مواد معدنی: مواد و مصالح معدنی به دو دسته طبیعی و غیر طبیعی تقسیم می شوند.

  1. مواد و مصالح معدنی طبیعی: این مواد مستقیمن از طبیعت بدون هیچ تغییری در خواص آن ها به دست می آیند.
    مانند: شن ، ماسه ، خاک رس ، سنگ و ...
  2. مواد و مصالح معدنی غیر طبیعی (یا ساخته شده): این مواد پس از استخراج از طبیعت به صورت مخلوط یک یا چند ماده تحت عمل گداختن و پخت قرار می گیرند و خواص اولیه آن ها تغییر می کند.
    مانند: گچ ، آهک ، سیمان ، فولاد ، آجر ، کاشی ، سرامیک ، شیشه ، فولاد ، چدن و ...

تقسیم مواد و مصالح معدنی از نظر نوع و ترکیب کانی های تشکیل دهنده آن ها

به دو گروه زیر تقسیم می شوند:

  1. مواد و مصالح معدنی فلزی: مانند فولاد ، چدن ، آلومینیم و ...
  2. مواد و مصالح معدنی غیر فلزی: مانند کچ ، سیمان ، آهک ، آجر ، شیشه و ...

مواد آلی: به دو دسته طبیعی و غیر طبیعی تقسیم می شوند.

  1. مواد و مصالح آلی طبیعی: این مواد مستقیمن از طبیعت بدون هیچ تغییری در خواص آن ها به دست می آیند.
    مانند: چوب
  2. مواد و مصالح آلی غیر طبیعی (یا ساخته شده): مانند چوب پنبه ، رنگ ، چسب ، قیر ، پلاستیک ، آسفالت و ...

شناخت زمین محل ساختمان


شکل ظاهری زمین نمی تواند بیان کننده مواد متشکله خاک در اعماق آن باشد.

مهندس طراح قبل از هر چیز می باید زمین محل ساختمان را مورد آزمایش قرار دهد
و از اجزا آن در لایه های مختلف مطلع گردد.

تجزیه دانه بندی خاک از نظر اندازه و درشتی و تعیین نسبت وزنی آن ها
با یک دگیر را تجزیه و تحلیل دانه بندی خاک گویند.

  • ظروف نگهداری نمونه خاک دارای ابعاد 30x20x20 سانتی متر می باشد
  • حفاری زمین باید تا رسیدن به خاک خوب ادامه یابد.
  • بهترین روش نمونه برداری، برداشت نمونه از ابتدا تا انتهای چاه می باشد.
  • زمین های لغزشی دارای قشر رسی در زیر خاک رویی می باشند
    که پس از مرطوب شدن آن قشر رویی به حرکت در می آید.
  • شناسایی زمین زیر ساختمان برای پی بردن به وجود حفره ها ، مسیر قنات ها ، چاه ها و مانند این ها ضروری است.

دانه بندی خاک بر حسب اندازه

  1. تخته سنگ ( ابعاد بیش از 20 سانتیمتر )
  2. قلوه سنگ ( ابعاد بین 6 تا 20 سانتیمتر )
  3. شن ( ابعاد 2 میلیمتر تا 6 سانتیمتر)
  4. ماسه ( ابعاد 06/0 تا 2 میلیمتر )
  5. سیلت ( ابعاد 002/0 تا 06/0 میلیمتر )
  6. خاک رس ( ابعاد کمتر از 002/0 میلیمتر )

نحوه اجرای عملیات خاکبرداری و خاکریزی

آماده‌سازی بستر و زیرسازی آن

برای زیرسازی ابتدا باید عملیات خاکبرداری و خاکریزی بر اساس نقشه‌های اجرایی و رقومهای خواسته شده انجام شود، و در صورتی که برای رسیدن به تراز موردنظر تنها به عملیات خاکبرداری نیاز باشد، باید خاکبرداری محل تا رسیدن به زمین با مقاومت کافی ادامه یابد و خاکبرداریهای اضافه بر نقشه‌ها صورتمجلس گردد. اضافه خاکبرداری تا رسیدن به تراز زیر پی با مصالح مناسب نظیر شفته آهکی، سنگ‌چین و سایر مصالح مورد تأیید، ساخته و آماده می‌شود. در صورتی که برای رسیدن به تراز موردنظر نیاز به خاکریزی باشد، ابتدا باید خاکهای نباتی تا عمقهای لازم برداشته و سپس عملیات خاکریزی صورت گیرد. ضخامت قشرهای خاکریز، نباید از 10 سانتیمتر تجاوز نماید.شیب عرضی سطح تمام شده بستر پیاده‌رو، باید به نحوی باشد که آبهای سطحی پیاده‌روها به راحتی در داخل جویها، مجاری و لوله‌های جمع کننده تخلیه شود. شیب عرضی مطابق نقشه‌های اجرایی خواهد بود. در صورت نبود این اطلاعات حداقل شیب عرضی (2%) اختیار می‌شود.

آماده کردن بستر خیابان

قبل از زیرسازی خیابان باید عملیات خاکی تا تراز مشخص شده در نقشه‌های اجرایی انجام شود. چنانچه برای رسیدن به تراز موردنظر نیاز به خاکریزی باشد، پس از برداشت خاک نباتی، باید خاکریزی با استفاده از خاک حاصل از عملیات خاکبرداری یا خاک قرضه مناسب ، در قشرهایی با حداکثر ضخامت 15 سانتیمتر صورت پذیرد. چنانچه به علت نامرغوب بودن خاک محل، دستگاه نظارت دستور خاکبرداری بیشتر از تراز موردنظر را صادر نماید، محل خاکبرداری شده باید تا تراز موردنظر با مصالح مناسب، پر و آماده شود. در صورتی که بستر خیابان از مسیرهای سنگی عبور نماید، برای رسیدن به سطحی صاف و مقاوم، باید سطح خیابان را با ماسه یا مصالح مناسب مورد تأیید پر و آماده نمود.

  مصالح خاکریزی

به طور کلی مصالح مناسب برای خاکریزی، باید از مصالح حاصل از گودبرداریها و خاکبرداریهای پروژه تأمین شود. استفاده از این خاکها، باید با تأیید قبلی دستگاه نظارت صورت گیرد. تمامی خاکهایی که در گروه‌های هفتگانه A-1 الی A-7 استاندارد M-145 اشتو قرار گیرند، جزو خاکهای قابل قبول برای خاکریزی محسوب می‌شوند. خاکهای یاد شده به دو طبقه به شرح زیر تقسیم می‌شوند:

خاکهای درشت‌دانه گروه A1 ، A2 ، A3

خاکهای ریزدانه گروه A4 ، A5 ، A6 ، A7

استفاده از خاکهای فوق‌الذکر با توجه به شرایط اجرای کار، نوع بهره‌برداری و بارگذاری بر روی خاکریز و همچنین میزان مصالح ریزدانه (گذرنده از الک نمره 200) توسط دستگاه نظارت و در صورت لزوم تأیید آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، تعیین و به پیمانکار ابلاغ می‌شود.

تمامی خاکهای گچی، نمکی، نباتی، لجنی، زراعی قابل تورم، قابل انقباض، خاکهای دارای مواد آلی و رستنیها، در شمار خاکهای نامرغوب و نامناسب قرار می‌گیرند که باید از مصرف آنها خودداری شود. تشخیص کیفیت خاک مناسب برای خاکریزی با دستگاه نظارت و در صورت لزوم، آزمایشگاه مورد تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و تصویب کارفرما خواهد بود. خاکهای مناسب برای انواع خاکریزها شامل خاکریزهای محل سازه‌ها، راههای دسترسی، پر کردن پشت دیوارها، اطراف پی ساختمانها، ابنیه فنی، تأسیسات محوطه، کانالهای لوله‌های آب و فاضلاب و کابل‌کشیها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در موارد استثنائی و در کارهای کوچک می‌توان پشت دیوارها و سازه‌های فنی را با مصالح مناسب دیگر، نظیر بتن لاغر و شفته آهکی نیز، پر و اصلاح نمود. در هر حالت نوع مصالح و روش اجرای کار بر اساس مشخصات فنی خصوصی و دستورات دستگاه نظارت تعیین می‌شود.

در صورتی که الزاماً محل اجرای عملیات پروژه منطبق بر محل خاکهای نامناسب بوده و تغییر محل ساختمان میسر نباشد، جزئیات تفصیلی اصلاح و تعویض این خاکها، روشهای اجرایی برای دستیابی به بستری آماده به ابعاد و رقومهای خواسته شده، باید در مشخصات فنی خصوصی قید گردد.

در مواردی که خاک حاصل از عملیات گودبرداری یا خاکبرداری پروژه برای خاکریزی کفایت ننماید و یا خاک مناسب در فاصله حمل اقتصادی قرار نداشته باشد، با توجه به مشخصات فنی خصوصی و با اجازه قبلی دستگاه نظارت می‌توان از مصالح رودخانه‌ای استفاده نمود، محدودیت مصالح ریزدانه (مصالح گذرنده از الک نمره 200) در مشخصات فنی خصوصی ذکر خواهد شد.

 اصلاح مصالح

برای خاکریزی، در وهله اول باید از خاکهای حاصل از خاکبرداری استفاده شود. در صورت عدم وجود یا کمبود خاکهای مناسب باید از منابع قرضه مورد تأیید استفاده شود. استفاده از خاک رس با درصد تورم بالا به منظور خاکریزی زیر پی یا کف ساختمانها به هیچ وجه مجاز نمی‌باشد.

چنانچه به علت نبودن خاک مناسب از خاک رس قابل تورم استفاده شود، می‌توان رطوبت را به میزان (1%) تا (2%) بیشتر از رطوبت بهینه در نظر گرفت. برای کم کردن خاصیت خمیری این خاکها می‌توان از آهک استفاده نمود. میزان آهک، درصد تراکم و رطوبت، باید توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، تعیین و توسط دستگاه نظارت به پیمانکار ابلاغ شود.

اضافه نمودن آهک علاوه بر کنترل پلاستیسیته خاک رس، باعث بالا بردن کارایی سیلت و رس با درصد رطوبت بیشتر از میزان رطوبت بهینه خواهد شد.

کاهش آب آزاد خاک ضمن آبگیری آهک، باعث بهبود مقاومت خاک خواهد شد. در صورتی که ظرفیت باربری زیادی از خاک مورد نظر باشد، به کار بردن سیمان پرتلند و یا اضافه نمودن آهک نیز به بهبود ظرفیت باربری خاک کمک می‌نماید. میزان و روش اختلاط و نحوه اجرای کار، باید توسط دستگاه نظارت به پیمانکار ابلاغ شود.

خاکریزهای با مصالح ریزدانه

قبل از اجرای عملیات تراکم در خاکریزها، مصالح ریزدانه باید دارای رطوبت بهینه باشد. رطوبت بهینه بایستی بر اساس روش پروکتور استاندارد کنترل شود. بهتر است رطوبت در محل قرضه به خاک اضافه شده و پس از حمل و پخش، رطوبت در محل کنترل شود. اضافه نمودن آب برای تأمین رطوبت در محل اجرا با توجه به نوع مصالح باید مورد موافقت دستگاه نظارت قرار گیرد. باید برای اندازه‌گیری وزن مخصوص خاک در محل از روش مخروط ماسه مطابق استاندارد (191- T ) استفاده شود. تعیین رطوبت بهینه و تراکم به روش پروکتور استاندارد صورت می‌گیرد. چنانچه قرار است به روش دیگری اقدام شود، باید جزئیات در مشخصات فنی خصوصی ذکر شود.

در صورت تأیید دستگاه نظارت می‌توان درصد رطوبت را در مورد خاکهای چسبنده، (1%) تا (2%) کمتر و در مورد خاکهای قابل تورم، (1%) تا (2%) بیشتر از رطوبت بهینه اختیار نمود. در هر حالت عملیات تراکم تا حصول وزن مخصوص مورد نظر ادامه می‌یابد. در موارد خاص که با توجه به نوع خاک و مرغوبیت آن تغییراتی در نحوه تراکم یا رطوبت آن مورد نظر باشد، باید موضوع توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، مطالعه و دستورات لازم توسط دستگاه نظارت به پیمانکار داده شود.

خاکریزهای با مصالح درشت‌دانه

میزان تراکم و رطوبت بهینه خاکریزی با مصالح درشت‌دانه نظیر مصالح ماسه‌ای، شنی و مخلوط شن و ماسه باید توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما مشخص شود. میزان این تراکم، با توجه به استاندارد ASTM D2049 مشخص می‌شود.

خاکریزهای با مصالح رودخانه‌ای

میزان تراکم و رطوبت بهینه این نوع خاکریزی، باید با توجه به نوع مصالح و درصد مواد ریزدانه توسط آزمایشگاه مشخص شود. روش آزمایش، روش پروکتور استاندارد می‌باشد.

آماده‌سازی بستر خاکریزی

قبل از شروع عملیات خاکریزی باید سطوح و مناطقی که در نقشه‌های اجرایی و دستورالعملهای دستگاه نظارت برای خاکریزی مشخص شده است، از مصالح نامناسب، خاک نباتی، ریشه اشجار و گیاهان کاملاً تمیز و پاک شود. موانع اجرای کار باید با نظر و تأیید دستگاه نظارت، برطرف، تخریب و جابه‌جا شوند. در صورت وجود آبهای زیرزمینی، باید قبل از اجرای عملیات بر اساس دستورالعملهای مندرج در این فصل نسبت به زهکشی و پایین انداختن آب مطابق نظر دستگاه نظارت اقدام شود. پس از برداشت مصالح نامرغوب و سست و قبل از اجرای عملیات خاکریزی رعایت نکات زیر الزامی است.

الف:  اگر زمین بستر خاکریزی از جنس خاکهای ریزدانه سیلیسی یا رسی باشد، ابتدا باید به عمق حداقل 15 سانتیمتر بستر شخم زده و سپس با تراکم خواسته شده کوبیده شود.

ب:   چنانچه زمین بستر خاکریزی از مصالح شن و ماسه باشد، باید سطح کار با تراکم مورد نظر رگلاژ و کوبیده شود.

پ:   چنانچه لازم باشد خاکریزی روی سطوح بتنی انجام شود، قبل از اجرای عملیات باید سطح بتن کاملاً تمیز و مرطوب گردد.

ت:   چنانچه لازم باشد خاکریزی روی سطوح سنگی انجام شود، قبل از خاکریزی باید مواد خارجی، سنگهای سست و مواد اضافی دیگر از محل کار، حذف و پس از مرطوب نمودن سطح آن، خاکریزی شروع شود.

بین آماده‌سازی بستر و اجرای عملیات خاکریزی، نباید فاصله زمانی زیاد وجود داشته باشد. خاکریزی باید بلافاصله پس از آماده‌سازی شروع شود. چنانچه به دلایلی خارج از قصور پیمانکار و یا هر دلیل دیگر وقفه‌ای در این امر حادث شود، قبل از اجرای عملیات خاکریزی دستگاه نظارت از محل کار بازدید به عمل آورده و در صورت لزوم دستور ترمیم و آماده‌سازی آن را صادر خواهد نمود.

نحوه اجرای عملیات خاکبرداری و خاکریزی

آماده‌سازی بستر و زیرسازی آن

برای زیرسازی ابتدا باید عملیات خاکبرداری و خاکریزی بر اساس نقشه‌های اجرایی و رقومهای خواسته شده انجام شود، و در صورتی که برای رسیدن به تراز موردنظر تنها به عملیات خاکبرداری نیاز باشد، باید خاکبرداری محل تا رسیدن به زمین با مقاومت کافی ادامه یابد و خاکبرداریهای اضافه بر نقشه‌ها صورتمجلس گردد. اضافه خاکبرداری تا رسیدن به تراز زیر پی با مصالح مناسب نظیر شفته آهکی، سنگ‌چین و سایر مصالح مورد تأیید، ساخته و آماده می‌شود. در صورتی که برای رسیدن به تراز موردنظر نیاز به خاکریزی باشد، ابتدا باید خاکهای نباتی تا عمقهای لازم برداشته و سپس عملیات خاکریزی صورت گیرد. ضخامت قشرهای خاکریز، نباید از 10 سانتیمتر تجاوز نماید.شیب عرضی سطح تمام شده بستر پیاده‌رو، باید به نحوی باشد که آبهای سطحی پیاده‌روها به راحتی در داخل جویها، مجاری و لوله‌های جمع کننده تخلیه شود. شیب عرضی مطابق نقشه‌های اجرایی خواهد بود. در صورت نبود این اطلاعات حداقل شیب عرضی (2%) اختیار می‌شود.

آماده کردن بستر خیابان

قبل از زیرسازی خیابان باید عملیات خاکی تا تراز مشخص شده در نقشه‌های اجرایی انجام شود. چنانچه برای رسیدن به تراز موردنظر نیاز به خاکریزی باشد، پس از برداشت خاک نباتی، باید خاکریزی با استفاده از خاک حاصل از عملیات خاکبرداری یا خاک قرضه مناسب ، در قشرهایی با حداکثر ضخامت 15 سانتیمتر صورت پذیرد. چنانچه به علت نامرغوب بودن خاک محل، دستگاه نظارت دستور خاکبرداری بیشتر از تراز موردنظر را صادر نماید، محل خاکبرداری شده باید تا تراز موردنظر با مصالح مناسب، پر و آماده شود. در صورتی که بستر خیابان از مسیرهای سنگی عبور نماید، برای رسیدن به سطحی صاف و مقاوم، باید سطح خیابان را با ماسه یا مصالح مناسب مورد تأیید پر و آماده نمود.

  مصالح خاکریزی

به طور کلی مصالح مناسب برای خاکریزی، باید از مصالح حاصل از گودبرداریها و خاکبرداریهای پروژه تأمین شود. استفاده از این خاکها، باید با تأیید قبلی دستگاه نظارت صورت گیرد. تمامی خاکهایی که در گروه‌های هفتگانه A-1 الی A-7 استاندارد M-145 اشتو قرار گیرند، جزو خاکهای قابل قبول برای خاکریزی محسوب می‌شوند. خاکهای یاد شده به دو طبقه به شرح زیر تقسیم می‌شوند:

خاکهای درشت‌دانه گروه A1 ، A2 ، A3

خاکهای ریزدانه گروه A4 ، A5 ، A6 ، A7

استفاده از خاکهای فوق‌الذکر با توجه به شرایط اجرای کار، نوع بهره‌برداری و بارگذاری بر روی خاکریز و همچنین میزان مصالح ریزدانه (گذرنده از الک نمره 200) توسط دستگاه نظارت و در صورت لزوم تأیید آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، تعیین و به پیمانکار ابلاغ می‌شود.

تمامی خاکهای گچی، نمکی، نباتی، لجنی، زراعی قابل تورم، قابل انقباض، خاکهای دارای مواد آلی و رستنیها، در شمار خاکهای نامرغوب و نامناسب قرار می‌گیرند که باید از مصرف آنها خودداری شود. تشخیص کیفیت خاک مناسب برای خاکریزی با دستگاه نظارت و در صورت لزوم، آزمایشگاه مورد تأیید سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و تصویب کارفرما خواهد بود. خاکهای مناسب برای انواع خاکریزها شامل خاکریزهای محل سازه‌ها، راههای دسترسی، پر کردن پشت دیوارها، اطراف پی ساختمانها، ابنیه فنی، تأسیسات محوطه، کانالهای لوله‌های آب و فاضلاب و کابل‌کشیها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در موارد استثنائی و در کارهای کوچک می‌توان پشت دیوارها و سازه‌های فنی را با مصالح مناسب دیگر، نظیر بتن لاغر و شفته آهکی نیز، پر و اصلاح نمود. در هر حالت نوع مصالح و روش اجرای کار بر اساس مشخصات فنی خصوصی و دستورات دستگاه نظارت تعیین می‌شود.

در صورتی که الزاماً محل اجرای عملیات پروژه منطبق بر محل خاکهای نامناسب بوده و تغییر محل ساختمان میسر نباشد، جزئیات تفصیلی اصلاح و تعویض این خاکها، روشهای اجرایی برای دستیابی به بستری آماده به ابعاد و رقومهای خواسته شده، باید در مشخصات فنی خصوصی قید گردد.

در مواردی که خاک حاصل از عملیات گودبرداری یا خاکبرداری پروژه برای خاکریزی کفایت ننماید و یا خاک مناسب در فاصله حمل اقتصادی قرار نداشته باشد، با توجه به مشخصات فنی خصوصی و با اجازه قبلی دستگاه نظارت می‌توان از مصالح رودخانه‌ای استفاده نمود، محدودیت مصالح ریزدانه (مصالح گذرنده از الک نمره 200) در مشخصات فنی خصوصی ذکر خواهد شد.

 اصلاح مصالح

برای خاکریزی، در وهله اول باید از خاکهای حاصل از خاکبرداری استفاده شود. در صورت عدم وجود یا کمبود خاکهای مناسب باید از منابع قرضه مورد تأیید استفاده شود. استفاده از خاک رس با درصد تورم بالا به منظور خاکریزی زیر پی یا کف ساختمانها به هیچ وجه مجاز نمی‌باشد.

چنانچه به علت نبودن خاک مناسب از خاک رس قابل تورم استفاده شود، می‌توان رطوبت را به میزان (1%) تا (2%) بیشتر از رطوبت بهینه در نظر گرفت. برای کم کردن خاصیت خمیری این خاکها می‌توان از آهک استفاده نمود. میزان آهک، درصد تراکم و رطوبت، باید توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، تعیین و توسط دستگاه نظارت به پیمانکار ابلاغ شود.

اضافه نمودن آهک علاوه بر کنترل پلاستیسیته خاک رس، باعث بالا بردن کارایی سیلت و رس با درصد رطوبت بیشتر از میزان رطوبت بهینه خواهد شد.

کاهش آب آزاد خاک ضمن آبگیری آهک، باعث بهبود مقاومت خاک خواهد شد. در صورتی که ظرفیت باربری زیادی از خاک مورد نظر باشد، به کار بردن سیمان پرتلند و یا اضافه نمودن آهک نیز به بهبود ظرفیت باربری خاک کمک می‌نماید. میزان و روش اختلاط و نحوه اجرای کار، باید توسط دستگاه نظارت به پیمانکار ابلاغ شود.

خاکریزهای با مصالح ریزدانه

قبل از اجرای عملیات تراکم در خاکریزها، مصالح ریزدانه باید دارای رطوبت بهینه باشد. رطوبت بهینه بایستی بر اساس روش پروکتور استاندارد کنترل شود. بهتر است رطوبت در محل قرضه به خاک اضافه شده و پس از حمل و پخش، رطوبت در محل کنترل شود. اضافه نمودن آب برای تأمین رطوبت در محل اجرا با توجه به نوع مصالح باید مورد موافقت دستگاه نظارت قرار گیرد. باید برای اندازه‌گیری وزن مخصوص خاک در محل از روش مخروط ماسه مطابق استاندارد (191- T ) استفاده شود. تعیین رطوبت بهینه و تراکم به روش پروکتور استاندارد صورت می‌گیرد. چنانچه قرار است به روش دیگری اقدام شود، باید جزئیات در مشخصات فنی خصوصی ذکر شود.

در صورت تأیید دستگاه نظارت می‌توان درصد رطوبت را در مورد خاکهای چسبنده، (1%) تا (2%) کمتر و در مورد خاکهای قابل تورم، (1%) تا (2%) بیشتر از رطوبت بهینه اختیار نمود. در هر حالت عملیات تراکم تا حصول وزن مخصوص مورد نظر ادامه می‌یابد. در موارد خاص که با توجه به نوع خاک و مرغوبیت آن تغییراتی در نحوه تراکم یا رطوبت آن مورد نظر باشد، باید موضوع توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما، مطالعه و دستورات لازم توسط دستگاه نظارت به پیمانکار داده شود.

خاکریزهای با مصالح درشت‌دانه

میزان تراکم و رطوبت بهینه خاکریزی با مصالح درشت‌دانه نظیر مصالح ماسه‌ای، شنی و مخلوط شن و ماسه باید توسط آزمایشگاه مورد تأیید کارفرما مشخص شود. میزان این تراکم، با توجه به استاندارد ASTM D2049 مشخص می‌شود.

خاکریزهای با مصالح رودخانه‌ای

میزان تراکم و رطوبت بهینه این نوع خاکریزی، باید با توجه به نوع مصالح و درصد مواد ریزدانه توسط آزمایشگاه مشخص شود. روش آزمایش، روش پروکتور استاندارد می‌باشد.

آماده‌سازی بستر خاکریزی

قبل از شروع عملیات خاکریزی باید سطوح و مناطقی که در نقشه‌های اجرایی و دستورالعملهای دستگاه نظارت برای خاکریزی مشخص شده است، از مصالح نامناسب، خاک نباتی، ریشه اشجار و گیاهان کاملاً تمیز و پاک شود. موانع اجرای کار باید با نظر و تأیید دستگاه نظارت، برطرف، تخریب و جابه‌جا شوند. در صورت وجود آبهای زیرزمینی، باید قبل از اجرای عملیات بر اساس دستورالعملهای مندرج در این فصل نسبت به زهکشی و پایین انداختن آب مطابق نظر دستگاه نظارت اقدام شود. پس از برداشت مصالح نامرغوب و سست و قبل از اجرای عملیات خاکریزی رعایت نکات زیر الزامی است.

الف:  اگر زمین بستر خاکریزی از جنس خاکهای ریزدانه سیلیسی یا رسی باشد، ابتدا باید به عمق حداقل 15 سانتیمتر بستر شخم زده و سپس با تراکم خواسته شده کوبیده شود.

ب:   چنانچه زمین بستر خاکریزی از مصالح شن و ماسه باشد، باید سطح کار با تراکم مورد نظر رگلاژ و کوبیده شود.

پ:   چنانچه لازم باشد خاکریزی روی سطوح بتنی انجام شود، قبل از اجرای عملیات باید سطح بتن کاملاً تمیز و مرطوب گردد.

ت:   چنانچه لازم باشد خاکریزی روی سطوح سنگی انجام شود، قبل از خاکریزی باید مواد خارجی، سنگهای سست و مواد اضافی دیگر از محل کار، حذف و پس از مرطوب نمودن سطح آن، خاکریزی شروع شود.

بین آماده‌سازی بستر و اجرای عملیات خاکریزی، نباید فاصله زمانی زیاد وجود داشته باشد. خاکریزی باید بلافاصله پس از آماده‌سازی شروع شود. چنانچه به دلایلی خارج از قصور پیمانکار و یا هر دلیل دیگر وقفه‌ای در این امر حادث شود، قبل از اجرای عملیات خاکریزی دستگاه نظارت از محل کار بازدید به عمل آورده و در صورت لزوم دستور ترمیم و آماده‌سازی آن را صادر خواهد نمود.

سازه های متداول برای ساختمان های بلند

اهمیت اثر نیروی جانبی با بالا رفتن ارتفاع ساختمان با سرعت زیادی افزایش می یابد. در ارتفاع معینی تغییر مکان جانبی ساختمان چنان زیاد می شود که ملاحظات سختی کنترل کننده طرح می گردند تا اینکه مقاومت مصالح سازه ای . درجه سختی اساسا بستگی به نوع سیستم سازه دارد . بعلاوه بازده هر سیستم خاصی مستقیما با مقدار مصالح مصرف شده ارتباط دارد.بنابراین از بهینه کردن سازه برای شرایط فضایی معینی باید با حداقل وزن حداکثر سختی حاصل شود . این عمل منجربه ابداع سیستم های سازه ای مناسب برای حدود ارتفاعات معین میگردد. بعضی از عواملی که در توسعه این سیستم های تازه نقش مهمی داشته اند عبارتند از:

· مصالح سازه ای با مقاومت زیاد.

· عمل مرکب بین عناصر سازه ای ساخته شده از دو یا چند نوع مصالح.

· روش های جدید اتصال قطعات.

· تخمین رفتار پیچیده سازه ها به وسیله ماشین های حسابگر الکترونیک(کامپیو تر).

· استفاده از مصالح ساختمانی سبک تر.

· روش های اجرایی جدید.

در بخش های زیر متداول ترین سیستم های سازه ای مورد بحث قرار می گیرند.در این بحث ها طرح های هندسی نمونه،رفتار سازه ها تحت بار گذاری،و بازده سیستم ها مورد تأکید می باشند.

· سازه دیوار باربر

· سازه هسته برشی

· سازه تیر دیواری

سازه دیوار باربر
از لحاظ تاریخی سازه های ضخیم و سنگین ساخته شده از مصالح بنایی بوده اند.وزن زیاد و انعطاف ناپذیری آنها در طرح افقی باعث عدم استفاده مؤثر از آنها در ساختمان های بلند گردید.اما پیشرفت تکنولوژی جدید در استفاده از مصالح بنائی مهندسی ساخته شده و قطعات بتنی ساخته مفهوم دیوار باربر را برای ساختمان های با ارتفاع متوسط اقتصادی ساخته است.

این سیستم برای انواعی از ساختمان ها که در آنها تقسیمات مکرر فضا لازم است مانند آپارتمان ها و هتل ها قابل استفاده می باشد. روش دیوار باربر برای انواع طرح و شکل ساختمان ها مناسب است.نقشه های افقی این طرح ها از شکل های مستطیلی ساده تا شکل های دایره ای و مثلثی متغییر می باشند.

سازه های دیوار باربر عموماً شامل مجموعه ای از دیوارهای خطی می باشند.بر اساس نحوه قرار گرفتن این دیوارها در ساختمان آنها را می توان به سه گروه اصلی تقسیم نمود:

· سیستم دیوار عرضی که شامل دیوار های خطی در امتداد عمود بر طول ساختمان می باشد و در نتیجه مانع نما کاری نمای اصلی نمی گردد.

· سیستم دیوار طولی که شامل دیوارهای خطی موازی طول ساختمان می باشد این رو دیوار نمای اصلی را تشکیل می دهد.

· سیستم دو طرفه که شامل دیوارهای موازی عرض و طول ساختمان می باشد.

همچنبن ممکن است ساختمان را بطور مشخصی به قسمت های سازه ای مختلف تقسیم کرد بطوریکه هر قسمت سیستم دیوار جداگانه ای را به کار ببرد.

ترتیب قرار گرفتن دیوارها که در اینجا بحث شد در مورد ساختمان های مستطیلی ممکن است به وضوح قابل بیان باشد،اما در مورد ساختمان های با تصاویر افقی پیچیده تر طبقه بندی کردن ممکن است تا حدودی مشکل باشد.

رفتار سازه دیوار بار بر تحت بار گذاری بستگی به مصالح مصرف شده و نحوه اثر متقابل صفحه افقی کف و صفحه قائم دیوار دارد.به عبارت دیگر این رفتار تابعی از درجه پیوستگی(اتصال) دیوارها به یکدیگر و به دال های کف می باشد.اتصال سازه کف به دیوارهای پیوسته را باید مفصلی تصور کرد.(با فرض هیچگونه سیستم اتصال خاصی بکار نرفته باشد)،در صورتی که در ساختمان های بتنی در محل ریخته شده ،دال هاو دیوارها بطور واقعی متصل و پیوسته هستند. واضح است که ساختمان بتنی در محل ریخته شده ،با توجه به رفتار سه بعدیش،خیلی سخت تر از ساختمان ساخته شده ار مصالح بنائی یا قطعات پیش ساخته مفصلی می باشد و این نکته بتن را برای ساختمان های بلندتر اقتصادی می سازد.

بارهای قائم با ایجاد خمش از سازه کف مستقیما به دیوارها انتقال می یابند.دهانه های متداول کف ها (یعنی فاصله بین دیوارها ) بسته به ظرفیت حمل بار وصلبیت جانبی سیستم کف و عوامل دیگر بین 12 تا 25 فوت متغیر می باشند.چون دیوار بارها را خیلی شبیه به یک ستون باریک و عریض مقاومت می کند پایداری آن در مقابل کمانش باید کنترل گردد.

تنش های فشاری در دیوار تابعی از دهانه کف،ارتفاع و نوع ساختمان ،و اندازه و ترتیب سوراخ های دیوار(برای در و پنجره و غیره)می باشد. سوراخ های دیوار باید روی یک محور قائم قرار داده شود تا از تمرکز و ترکیب تنش ها در اثر ترتیب متناوب پنجره ها اجتناب گردد.

کف هایی که بصورت خارج از مرکز به دیوارها متصل می باشند لنگرهای خمشی ایجاد می کنند که دیوار باید آنها را نیز مقاومت کند.

نیروهای افقی به وسیله سازه کف که مانند دیافراگمی افقی عمل می کند به دیوارهای برشی موازی امتداد نیرو توزیع می شود. ین دیوارهای برشی به دلیل صلبیت زیاد شان مانند تیرهای با عمق زیاد عمل می کنند و در مقابل برش،خمش و واژگونی مثل آن واکنش نشان می دهند.

در مقابل نیروی باد موازی با جهت کوتاه ساختمان،دیوارها در سیستم دیوار عرضی نه فقط بارهای وزن را تحمل می کنند بلکه در مقابل برش ناشی از باد نیز مقاومت می نمایند. از طرف دیگر سیستم دیوار طولی این دو وظیفه دیوارها را هم جدا می کند. دیوارهای طولی بارهای وزن را تحمل می نمایند و نیروهای باد را به صورت خمش موضعی به دیافراگم کف یا مستقیما به دیوارهای برشی واقع در وسط یا دو انتهای ساختمان منتقل می کنند.

در مورد اثر باد روی ضلع کوتاه ساختمان که اهمیت کمتری دارد، دیوارهای باربر در سیستم دیوار طولی اکنون به صورت دیوار های برشی نیز عمل می کنند. در سیستم دیوار عرضی دیوارهای برشی را ممکن است در امتداد کریدور مرکزی قرار داد. در ساختمان های بتنی در محل ریخته شده، پایداری در اثر رفتار یکپارچه سیستم کف-دیوار که مانند یک واحد صندوقی با خمش واکنش نشان می دهد تامین می گردد.

بنابراین با فرض دیافراگم های کف بی نهایت صلب آنها مستقیماً به نسبت سختی نسبی شان بارهای باد را مقاومت می کنند.اما اگر طرح دیوارها چنان باشد که نیروی برآیند باد از مرکز جرم دیوار های مقاوم عبور نکند،پیچش ایجاد می شود که باعث افزایش برش در بعضی از دیوار ها می گردد.

رفتار دیوار برشی در مقابل بار گذاری جانبی به مقدار زیاد بستگی به شکل آن در تصویر افقی یعنی اینرسی حاصله در مقابل خمش دارد.

دیوارهای برشی به ندرت دیوارهای توپر می باشند زیرا غالبا در آنها سوراخ هایی برای پنجره و غیره تعبیه می شود که باعث ضعیف شدن آنها می گردد. تعداد، اندازه، و ترتیب قرار گرفتن این سوراخ ها ممکن است شدیداً در رفتار دیوار تأثیر داشته باشد.

اگر دیوار فقط دارای سوراخ های پنجره کوچک باشد تحت بار گذاری جانبی مثل دیوار تو پر رفتار می کند. بارهای زیاد وزن چنان فشاری در دیوار تولید می کنند که دوران(خمش) ایجاد شده در اثر باد هرگز قادر به غلبه کردن آن در طرف رو به باد نمی باشد.

با قرار دادن سوراخ های در دریک دیوار برشی داخلی به طور متناوب بطوریکه در آن دیوار به صورت واحد هایی تکرار می شود. نتیجه مشابه ای به دست می آید. اما در منتهی الیه دیگر که در آن سوراخ ها به صورت شکافی دیوار را به دو واحد جدا تقسیم می کنند هر یک از واحد ها به صورت دیوار جداگانه عمل می نمایدو نصف بار را تحمل می کند.در چنین حالتی به دلیل بارهای وزن بالنسبه کم امکان اینکه در دیوار کشش ایجاد شود کاملاً وجود دارد. همچنین برای دیوار برشی داخلی در جایی که پیوستگی در عرض کریدور فقط بوسیله دال کف تامین می شود، با اطمینان می توان فرض نمود که دو قسمت دیوار به صورت جداگانه و انفرادی عمل می کنند ولی به علت وزن مرده بیشتر ممکن است در اثر باد کشش ایجاد نشود.

تعیین رفتار سیستم دیواری که بین حالت های منتهی الیه مورد بحث در بالا قرار دارد نسبتاً مشکل است. رفتار این سیستم های دیواری بستگی به مقدار صلبیت ایجاد شده بوسیله قسمت های فوقانی و تحتانی پنجره ها (یا درها) در مقابل برش قائم دارد. دیوار را ممکن است به صورت دو قطعه جدا تصور نمود که موقع مقاومت کردن بارهای جانبی تا حدودی روی یکدیگر اثر متقابل دارند.

در این بحث فرض شده است که دیوار های بار بر،تو پر و مسطح و در صفحه های قائم باشند. اما دیوارها ممکن است از شبکه ای از عناصر مورب یا اعضاء خطی ستونی در فواصل نزدیک تشکیل شده باشند.آنها همچنین ممکن است منحنی شکل یا تاب دار و در صفحه های مایل قرار گرفته باشند.

سازه هسته برشی
سیستم دیوار خطی بار بر برای ساختمان های آپارتمانی که در آنها وظایف و نحوه استفاده ساختمان ثابت است کاملاً مناسب می باشد. اما برای ساختمان های تجارتی و اداری حداکثر انعطاف پذیری در تقسیم بندی فضا لازم می باشد، از این رو در این ساختمان ها فضاهای باز و وسیع مطلوب است که بتوان آنها را به وسیله جدا کننده های متحرک تقسیم کرد. یک راه حل متداول این است که سیستم های قائم حمل و نقل و توزیع انرژی (مانند آسانسور، پله ها، و مجراهای عبور وسایل مکانیکی) را یک جا جمع کرده تا بسته به اندازه و وظیفه ساختمان تشکیل هسته یا هسته هایی بدهند. این هسته ها به عنوان سیستم های دیوار برشی مورد استفاده قرار می گیرند و پایداری جانبی لازم را برای ساختمان تأمین می کنند. به نظر می رسد که از لحاظ شکل و محل هسته در داخل ساختمان هیچگونه محدودیتی وجود نداشته باشد. خصوصیات سیستم های هسته ی به قرار زیر می باشند:

· شکل هسته

o هسته باز در مقابل هسته بسته

o هسته تنها در مقابل هسته توام با دیوارهای خطی

· تعداد هسته ها: هسته انفرادی در مقابل چندین هسته.

· محل هسته ها: داخلی در مقابل محیطی و در مقابل خارجی

· ترتیب قرار گرفتن هسته ها: متقارن در مقابل نا متقارن

· هندسه ساختمان به عنوان مولد شکل هسته: مولد مستقیم در مقابل مولد غیر مستقیم

هسته ها را می توان از فولاد ، بتن یا ترکیبی از هر دو ساخت. در هسته قابی فولادی برای رسیدن به پایداری جانبی مطلوب ممکن است از خر پای ویراندیل استفاده کرد.سیستم قاب ویراندیل نسبتا انعطاف پذیر است، از این رو فقط برای ساختمان های بالنسبه کوتاه به کار می رود. برای ساختمان های بلند تر در قاب ویراندیل از مهار بندی قطری (به صورت خر پای قائم) استفاده می شود تا سختی لازم برای هسته به دست آید. مزیت هسته های قابی فو لادی در سوار کردن نسبتا سریع قطعات پیش ساخته می باشد.

از طرف دیگر هسته بتنی علاوه بر حمل بارها فضا را نیز محصور می کندو از لحاظ حفاظت در مقابل آتش هیچ گونه ملاحظه اضافی لازم نیست. فقدان شکل پذیری و قابلیت تغییر شکل پلاستیک بتن به عنوان یک ماده ساختمانی از لحاظ بار گذاری زلزله اشکال این نوع هسته ها می باشد.

هسته های برشی را می توان به صورت تیرهای بسیاری مجسم کرد که از زمین طره شده و بارهای جانبی را مقاومت می کنند. بنابراین تنش های خمشی و برشی تولید شده در هسته،با فرض اینکه تاب رفتار یک هسته تحت بارهای جانبی بستگی به شکل، درجه همگن بودن و صلبیت آن و جهت بار دارد. در هر طبقه سوراخ هایی در هسته وجود دارد و مقدار پیوستگی ایجاد شده به وسیله قسمت های فو قانی و تحتانی این سوراخ ها روی رفتار هسته اثر تعیین کننده دارد. هسته بخصوص تحت بار گذاری نا متقارن که پیچش ایجاد می کند ممکن است مانند یک مقطع باز عمل کند و قسمت بالای آن تاب بردارد. بنابراین در قسمت فوقانی هسته تنش های برشی پیچشی اضافی و در پای آن خمش جانبی و برش اضافی در بال ها تولید می شود.

سازه تیر دیواری
· سیستم های فاصله گذاری و خر پای متناوب :

· سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی:

· سیستم های دال مسطح:

· سیستم های مرکب از دیوار برشی و قاب توأم با خرپا های کمر بندی صلب:

· سیستم های لوله ای در سازه برج:

سیستم های فاصله گذاری و خر پای متناوب
در این بخش اساساً تیر های به ارتفاع طبقه که دهانه ها در جهت کو تاه ساختمان می پوشانید مورد نظر ما می باشد .

این تیرها که بر ردیف هائی از ستون ها در امتداد دیوارهای خارجی متکی می باشند ممکن است خرپاهای فولادی یا بتنی ، و یا دیوارهای بتنی تو پر باشند.

متداول ترین سازه های تیر دیواری سیستم های فاصله گذاری و خرپاهای متناوب می باشند. خرپاها یک طبقه در میان به کار برده می شوند. این خرپاها دال های کف را هم در تار فوقامی و هم در تار تحتانیشان نگه می دارند. فضای آزادی که در طببقات متناوب (یک در میان) ایجاد می شود برای بعضی از انواع ساختمان ها که در طرح ریزی فضاهای آنها انعطاف پذیری لازم است سودمند می باشد. ساختمان متشکل از خرپاهای متناوب از سیستم فا صله گذاری خیلی سخت تر می باشد. در اینجا خرپاها در تمام طبقات بکار می روند ولی بصورت متناوب قرار داده می شوند. با به کار بردن تیرهای دیواری به ارتفاع طبقه بطور متناوب، دال های کف فقط نصف فاصله بین خرپاها رامی پوشانند و فضاهای باز نسبتاً بزگی ایجاد می شود. این دال های کف از یک طرف روی تار فوقانی یک خرپا قرار دارند و از طرف دیگر از تار تحتانی خرپای بعدی که در طبقه بالا قرار دارد آویزان می شوند. طرز قرار گرفتن خرپاها در ارتفاع ساختمان تا حدودی شبیه طرح آجر کاری دیوارها می باشد.

سیستم خرپاهای متناوب در موقع مقاومت بارهای افقی و قائم به نحو خیلی مؤثری عمل می کند. این روش در مورد ساختمان های بلند نسبت به قاب هایی که بطور معمولی مهار بندی شده اند در حدود 40 در صد کمتر فولاد مصرف می کند و اتصالات کمتری در محل ساختمان لازم دارد. این سیستم تاکنون برای ساختمان های تا حدود 30 طبقه به کار رفته است.

در سازه های تیر دیواری سیستم فاصله گذاری طبقاتی که دارای خرپا هستند، مانند قطعات صلب، فوق العاده سخت می باشند و به سختی تغییر شکل می دهند. .ولی طبقات باز (طبقاتی که دارای خرپا نمی باشند) فقط ازستون ها می توانند برای تحمل بار جانبی استفاده کنند.

تغییر شکل این ستون ها مشابه تغییر شکل ستون های یک قاب صلب معمولی می باشد.

در سیستم خرپای متناوب فرض می شود که دال های کف مانند دیافراگم های افقی بی نهایت سخت عمل کنند، از این رو همه نقاط واقع در روی هر یک از کف ها تغییر مکان افقی مساوی خواهند داشت. بنا براین قاب های خرپایی مجاور یکدیگر مجبورند که مشترکاً بصورت واحد عمل کنند. به عبارت دیگر از جمع تغییر شکل های جداگانه دو قاب مجاور بطور تقریبی حالت تغییر شکل یافته تمام سیستم بدست می آید. تغییر شکل ساختمان مشابه تغییر شکل یک تیر طره ای صلب می باشد.

منحنی تغییر شکل ساختمان نشان می دهد که لازم نیست ستون ها برای لنگرهای خمشی در امتداد جهت کوتاه ساختمان طرح کردند. بنابراین دال های کف که مانند دیافراگم های صلب عمل می کنند تمام برش ناشی از باد (یابه طور کلی بار های جانبی) را به خر پاها منتقل می کنند و این خرپاها به نوبه خود بارها را به صورت نیروهای محوری به ستون ها انتقال می دهند. چون خر پاها باید برش قائم را مقاومت کنند، هر گونه بازشدگی در تیر های دیواری در آنها تغییر شکل ایجاد می کند وباعث کاهش صلبیت تیرها می گردد.

ستون های خارجی را می توان چرخاند به طوری که جان آنها عمود بر خرپا قرار بگیرد تا بدین وسیله از محور های قوی آنها برای مقاومت نیرو های بار در جهت طولی استفاده شود. سختی جانبی در جهت طول ساختمان را می توان به طرق مختلف از جمله اضافه کردن قطعات سازه ای پیش ساخته در بالاو پایین پنچره ها افزایش داد.

سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی
· 1- سیستم های مرکب از قاب مفصلی و دیوار برشی:

· 2- سیستم های مرکب از قاب مفصلی،قاب ویراندیل و دیوار برشی:

· 3- سیستم های مرکب از قاب صلب و دیوار برشی:

· *تغییر شکل حالت برش قاب صلب:

· *تغییر شکل حالت خمش دیوار برشی:

· *تاثیر متقابل قاب و هسته برشی:

سیستم های قالب صلب خالص برای ساختمان های مرتفع تر از 30طبقه عملی نمی باشد.در چنین مواردی یکی از انواع دیوار برشی نیز در قاب به کار برده می شود تا بارهای جانبی را مقاومت کند. دیوارهای برشی یا بتنی می باشند و یا از مهار بندی فولادی مشبک (خرپایی) تشکیل می گردند. این دیوارها ممکن است هسته های داخلی، بسته مانندهسته های دور محوطه های آسانسورها و پله ها، یا دیوارهای موازی در داخل ساختمان، و یا خرپاهای نمایی قائم باشند.

شکل های گوناگون نقشه های افقی،راه حل های مختلف ممکن را برای طرح های افقی نشان می دهند. سیستم های هسته ای در ارتباط با فرم ساختمان از نقطه نظرهای زیر طبقه بندی شوند.

· محل و موقعیت هسته ها

o هسته های نمایی خارجی

o هسته های داخلی :هسته هایی نمایی،هسته ها در داخل ساختمان

o هسته های خارجی از مرکز

· تعداد هسته ها

o هسته های منفرد

o هسته های شکافته

o هسته های چندتایی

· شکل هسته ها.

o شکل های بسته: مربعی ، مستطیلی، دایره ای و مثلثی.

o شکل های باز: x شکل، I شکل و ناودانی شکل.

o شکل هایی که از فرم ساخمان الهام می گیرند.

سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی بر اساس رفتارشان تحت بارگذاری جانبی دسته بندی می شوند که ممکن است یک از سه نوع زیر باشند.

1- سیستم های مرکب از قاب مفصلی و دیوار برشی:

در این سیستم چون اتصالشان تیرهای قاب به ستون ها مفصلی می باشد، قاب فقط می تواند بارهای وزن را تحمل کند. دیوار برشی تمام بارهای جانبی را مقاومت می کند.

2- سیستم های مرکب از قاب مفصلی،قاب ویراندیل و دیوار برشی:

نیروهای جانبی به وسیله دیوار برشی و قاب صلب(یعنی قاب ویراندیل) مشترکاً مقاومت می گردند.قاب های داخلی و قاب های نمایی طولی فقط بارهای وزن را تحمل می کنند.

3- سیستم های مرکب از قاب صلب و دیوار برشی:

به کار بردن فقط دیوارهای برشی به منظور جذب بارهای جانبی برای ارتفاعات بیش از 500 فوت غیر عملی می باشد.برای اینکه هسته ها به اندازه کافی قوی باشند باید ابعاد آنها خیلی بزرگ انتخاب شود که در این صورت دیگر برای دستگاه های حمل و نقل قائم و توزیع انرژی مناسب نخواهند بود.

به علاوه تغییر شکل آنها ممکن است چنان زیاد باشد که در دیوارهای جدا کننده و پنجره ها ترک ایجاد کند و یا حتی در ساکنین ساختمان واکنش های روانی ناگوار به وجود آورد.با به کار بردن قاب صلب که برای مقاومت نیروهای جانبی با دیوار برشی سهیم می شود بر صلبیت جانبی ساختمان به مقدار زیادی افزوده می گردد.تغییر شکل کل سیستم های متشکل از دیوار برشی و قاب صلب که روی یکدیگر اثر متقابل دارند با جمع کردن حالت های تغییر شکل جداگانه دیوار و قاب بدست می آید.

*تغییر شکل حالت برش قاب صلب:

توجه کنید که شیب منحنی تغییر شکل در پای ساختمان در جایی که بیشترین برش اثر می کند حداکثر می باشد.

*تغییر شکل حالت خمش دیوار برشی:

دیوار برشی ممکن است یک دیوار بتنی توپر یا یک خر پای فولادی قائم باشد.این دیوار برشی ممکن است یک هسته داخلی،دیوار های داخلی،دیوار های داخلی موازی و یا یک دیوار نمایی باشد. دیوار برشی مانند یک تیر طره ای قائم عمل می کند و مانند آن خم می شود. توجه کنید که شیب منحنی تغییر شکل در بالای ساختمان حداکثر می باشد و این دلالت بر این قسمت ساختمان دیوار برشی در ایجاد سختی کمترین سهم را دارد.

*تاثیر متقابل قاب و هسته برشی:


برای یافتن اثر متقابل قاب و دیوار برشی تغییر شکل های دو حالت فوق را با هم جمع می کنیم که یک منحنی s کشیده حاصل می شود. به علت خصوصیات تغییر شکلی مختلف دیوار برشی و قاب، دیواربرشی به وسیله قاب در قسمت بالای ساختمان به عقب کشیده می شود و در قسمت پایین ساختمان به جلو رانده می شود. از این رو برش ناشی از باد (یا زلزله) در قسمت بالای ساختمان اساساً به وسیله قاب و در قسمت پایین ساختمان اساسا به وسیله دیوار برشی گرفته می شود.

سیستم های دال مسطح
سیستم های دال مسطح شامل دال های بتنی کاملاً توپر و یا حجره ای (با حفره هائی در زیر آنها) می باشند که مستقیماً روی ستون ها تکیه دارند و از این رو در این سیستم احتیاج به قاب بندی کف نیست. این سیستم منجر به کمترین ارتفاع برای کف های ساختمان می گردد که یک برتری اقتصادی آشکار می باشد. در این سیستم ها به دلیل تمرکز زیاد برش در حوالی ستون ها غالبا یا از سر ستون ها استفاده می شود و یا بر ضخامت دال ها در نزدیکی ستون ها اضافه می گردد. دال هایی که ضخامت آنها در تمام طول دهانه ثابت است به نام صفحه های مسطح خوانده می شوند.سیستم های دال مسطح برای ساختمان های با نقشه افقی نا منظم قابل وفق و مناسب می باشند.

بعضی از اشکالات سیستم های دال مسطح از قرار زیر می باشند:

· بار مرده زیاد در هنگام مواجهه با شرایط نا مساعد فونداسیون نا مطلوب است.

· وقتی که نسبت عمق به دهانه دال ها کوچک باشد تغییر شکل آنها بیش از اندازه بنظر می رسد.

· دهانه های نسبتاً کوچک این سیستم ها (بین 15 تا 25 فوت و اگر پس کشیده شود تا 35 فوت)کار برد آنها را برای انواعی از ساختمان ها با طرح جدا کننده های مکرر،مانند ساختمان های آپارتمانی ،محدود می کند.

سازه های دال مسطح بسته به نسبت ارتفاع به عرض ساختمان ممکن است به عنوان عناصر باربر فقط ستون داشته باشند، یا ممکن است علاوه بر ستون از دیوارهای برشی نیز برای ازدیاد سختی جانبی در آنها استفاده هد.فرض اینکه بارهای جانبی تماماً به وسیله هسته یا دیوار برشی با صلبیت بیشتر مقاومت شوند و اینکه دال ها و ستون ها در مقاومت جانبی سازها هیچ سهمی ندارند واقع بینانه نیست. شود.

خصوصیت یکپارچگی سازه بتنی باعث می شود که تمام ساختمان در مقابل بارهای جانبی به صورت واحد واکنش نشان د

دال مسطح خودش با وجود اینکه نسبتاً انعطاف پذیری می باشد به دلیل پیوستگیش با دیوار های برشی و ستون ها بر مقاومت سیستم می افزاید. می توان چنین تصور نمود که قسمتی از دال به صورت تیر کم عمقی پیوسته به ستون ها عمل کند و در نتیجه سازه مانند یک قاب صلب رفتار نماید.

بنابراین رفتار سیستم سازه کلی مشابه رفتار سیستم مرکب از هسته و قاب می باشد . نیروهای جانبی در قسمت بالای سازه اساساً به وسیله عمل قاب و در قسمت پایین آن اساساً به وسیله سیستم دیوار برشی یا هسته مقاومت می شوند.


سیستم های لوله ای در سازه برج
در طرح سازه های بلند اخیرا ایده جدیدی ارائه شده است که موسوم به سیستم لوله ای می باشد. در حال حاضر در چهار مورد از پنج ساختمانی که بلندترین ساختمان های دنیا می باشند از این روش استفاده شده است. این ساختمان ها عبارتند از، ساختمان هنکاک برج سیرز و ساختمان استاندارد اویل در شیکاگو و ساختمان مرکز تجارت دنیا در نیویورک . بازده سازه ای سیستم های لوله ای به قدری زیاد می باشدکه در اکثر موارد مقدار مصالح سازه ای مصرف شده برای هر فوت مربع کف (یا سقف) قابل مقایسه با مقدار مصالح مصرف شده در ساختمان های قابی متداول به ارتفاع نصف می باشد.

در طرح لوله ای فرض می شود که عناصر سازه ای پیرامونی ساختمان در مقابل بارهای جانبی همچون یک تیر با مقطع صندوقی (جعبه ای) تو خالی که از زمین طره شده است عمل کند. چون دیوارهای خارجی تمام یا بیشتر بار جانبی را تحمل می کنند، مهار بندی های قطری یا دیوارهای برشی داخلی پر هزینه حذف می گردند.

دیوارهای لوله از ستون هایی تشکیل می شوند که به فواصل کم در مجاورت یکدیگر در اطراف محیط ساختمان قرار می گیرند و به یکدیگر با تیرهای با عمق زیاد که در بالا و پایین آنها سوراخ های پنجره قرار دارند متصل می شوند. این سازه نمایی همچون دیواری با سوراخ های متعدد به نظر می رسد. سختی دیوار نما را می توان با افزودن مهار بندی های مورب (قطری) که اثر خر پا مانند ایجاد می کنند زیاد تر نمود. صلبیت لوله چنان زیاد است که در مقابل بارهای جانبی به صورت یک تیر طره ای عمل می کند. لوله خارجی می تواند به تنهایی تمام بارهای جانبی را تحمل کند یا اینکه با افزودن نوعی مهار بندی داخلی می توان لوله را بیشتر تقویت نمود و سخت تر کرد.

در زیر کار بردهای مختلف سیستم لوله ای که تا امروزه به کار رفته اند بررسی می گردند. این بخش به موضوع های زیر تقسیم می شود:

· سازه لوله توخالی در ساخت برج

o لوله قابی

o لوله خر پایی شامل

1. لوله خرپایی مرکب از ستون و عناصر قطری

2. لوله خر پایی مشبک

· برج با سازه لوله با مهار بند ی داخلی

o لوله با دیوارهای برشی موازی

o لوله در لوله

o لوله اصلاح شده شامل

1. لوله قابی توأم با قاب های صلب

2. لوله در نیم لوله

· لوله های دسته شده

سازه لوله توخالی در ساخت برج
· لوله قابی

· لوله خرپایی:

· لوله خرپایی مرکب از ستون و عناصر قطری :

· لوله خرپایی مشبک :

لوله قابی
کاربرد نخستین سیستم لوله ای قابی بود که برای اولین بار در ساختمان آپارتمانی 43 طبقه دویت چست نات در شیکاگو (1961) به کار رفت. در این سیستم لوله ای دیوار های خارجی سا ختمان از شبکه ای از تیرهای نزدیک به هم تشکیل می شود که با اتصالات صلب به یکدیگر متصل می باشند(به صورت قاب ویراندیل) و این دیوارهای خارجی به توسط عمل لوله طره شده بدون استفاده از مهار بندی داخلی بارهای جانبی را تحمل می کنند. فرض می شود که ستون های داخلی فقط بارهای وزن را تحمل می نمایند و در سختی لوله خارجی سهمی ندارند. کف های سخت طبقات همچون دیافراگم نیروهای جانبی را به دیوارهای پیرامونی توزیع می کنند.

مثال های دیگری از ساختمان هایی که در آنها از لوله قابی تو خالی استفاده شده عبارتنداز: ساختمان 83 طبقه استاندارد اویل در شیکاگو و ساختمان 110 طبقه مرکز تجارت دنیا در نیویورک با وجود اینکه این ساختمان ها دارای هسته داخلی می باشند مانند لوله های تو خالی عمل می کنند زیرا هسته ها در آنها برای تحمل بارهای جانبی طرح نگردیده اند.

لوله ویراندیلی بطور منطقی از سازه قاب صلب معمولی نتیجه می شود و در حقیقت تکامل یافته آن می باشد. این سیستم دارای سختی جانبی و مقاومت پیچشی بالا می باشد و در عین حال از لحاظ تقسیم بندی فضای داخل آن انعطاف پذیر است.ستون ها و تیرها در شبکه به قدری نزدیک یکدیگر و با فاصله کم قرار داده می شوند که می توان از آنها به عنوان چهار چوب یا قاب پنجره ها استفاده نمود.

در طرح سیستم های لوله ای قابی ایده ال آن است که دیوارهای خارجی به صورت واحد و مشترک عمل کنند و در مقابل بارهای جانبی کاملا مانند یک تیر طره ای خم شوند. در چنین حالتی تمام ستون هایی که لوله را می سازند، مشابه تارهای یک تیر، تحت کشش یا فشار محوری مستقیم خواهند بود.

اما رفتار واقعی لوله در جایی ما بین رفتار تیر طره ای خالص قاب خالص قرار دارد. اضلاعی از لوله که موازی امتداد نیروهای جانبی می باشند، با توجه به انعطاف پذیری تیرها ، تمایل دارند که مانند قاب های صلب چند دهانه و مستقل عمل کنند. این انعطاف پذیری باعث می شود که در قاب تغییر شکل های ناشی از برش ایجاد شود که به نام لنگی برش خوانده می شود. بنابراین در ستون ها و تیرها خمش بوجود می آید.

اثر تغییر شکل برشی در روی عمل لوله منجر به توزیع غیر خطی فشار در امتداد پوش ستون ها می گردد، ستون هایی که در گوشه های ساختمان واقع شده اند مجبور می باشند سهم بیشتری از بار را نسبت به ستون های ما بین آنها تحمل کنند. تغییر شکل کل ساختمان دیگر شباهت به تغییر شکل تیر طره ای نخواهد داشت زیرا تغییر شکل حالت برش اهمیت بیشتری پیدا می کند.

مسئله برش شدیداً در روی کار آیی سیتم های لوله ای تأثیر می گذارد و تمام پیشرفت های بعدی در طرح لوله ای سعی بر بر طرف نمودن این اشکال دارد. چنین به نظر می رسد که روش لوله قابی برای ساختمان های فولادی تا 80 طبقه و برای ساختمان های بتنی تا 60 طبقه اقتصادی باشد.

لوله خرپایی:
ضعف لوله قابی در انعطاف پذیری تیرهای آن قرار دارد. با اضافه نمودن عناصر مورب (قطری) به مقدار زیادی بر صلبیت لوله افزوده می گردد. در این صورت قسمت عمده برش به وسیله عناصر قطری جذب می شود نه به وسیله تیرهایی که در بالا و پایین آنها پنچره قرار دارد. اعضاء قطری مستقیماً بارهای جانبی را اساساً به صورت نیرو های محوری تحمل می کنند. این کاهش تغییر شکل برشی (ناشی از لنگی برش) رفتار خالص طره ای را تامین می کند.

لوله خرپایی مرکب از ستون و عناصر قطری :
در این سیستم از عناصر قطری در داخل شبکه مستطیلی تیرها و ستون ها استفاده می شود. عناصر قطری و تیرها با یکدیگر در مقابل بارهای جانبی صلبیت دیوار مانندی بوجود می آورند. این اعضاء قطری نه فقط قسمت اعظم بارهای جانبی را حمل می کنند بلکه همچون ستون های مایل عمل می نمایند و بار های وزن را نیز تحمل می کنند.

معمولاً کشش ایجاد شده در اثر بار های جانبی بر فشار تولید شده در اثر بارهای ورن غالب نمی آید. وظیفه دوگانه اعضاء قطری این سیستم را برای ساختمان های خیلی بلند (تا حدود 100 طبقه برای ساختمان های فولادی) نسبتاً پر بارده می سازد. استفاده از عناصر قطری موجب می شود که بتوان فاصله ستون ها را خیلی بیشتر از فاصله ستون ها در لوله قابی اختیار کرد.

یک ویژگی اصلی این سیستم قابلیت آن در توزیع یکنواخت بارهای متمرکز در سراسر سازه می باشد.

تیرها بارهای وزن بین ستون ها را حمل می نمایند و مانند مهارهایی از کشیده شدن کف ها جلوگیری می کنند. بدین طریق آنها بر کار آیی عناصر قطری به عنوان سیستم اصلی توزیع بار می افزایند.

روش جالبی برای ایجاد عناصر قطری در دیوارهای خارجی بتنی در پروژه تحصیلی یکی از دانشجویان انستیتوی تکنولوژی ایلی نوی پیشنهاد شده است. در آن عناصر قطری با پر نمودن سوراخ های پنچره در یک طرح مورب بوجود می آید.

لوله خرپایی مشبک :
در این سیستم ، لوله از عناصر مورب نزدیک بهم بدون هیچ ستون قائمی ساخته می شود. اعضاء مورب مانند ستون های مایل عمل می کنند، تمام بارهای وزن را حمل می نمایند و سازه را در مقابل بارهای جانبی سخت تر می سازند. عناصر مورب را ممکن است به وسیله تیرهای افقی به یکدیگر متصل کرد.

عناصر مورب در مقابل بار های جانبی فوق العاده پر بازده می باشند ولی در انتقال بارهای وزن به زمین نسبت به ستون های قائم بازده کمتری دارند. بعلاوه تعداد زیاد اتصالاتی که بین این عناصر مورب لازم می باشد و مشکلات مربوط به جزئیات پنجره ها سیستم خرپای مشبک را به طور کلی چندان عملی و قابل استفاده نمی سازد.

برج با سازه لوله با مهار بندی داخلی
· لوله با دیوارهای برشی موازی:

· لوله در لوله:

· لوله اصلاح شده :

· لوله های دسته شده:

لوله خارجی را ممکن است یا با افزودن عناصر قطری در صفحه های خارجی تقویت نمود و یا آن را از داخل با اضافه نمود دیوار های برشی یا هسته های داخلی تقویت کرد. در قسمت های زیر چند روش برای مهار بندی داخلی بررسی می گردند.

لوله با دیوارهای برشی موازی:
دیوار لوله ای خارجی را می توان با ترکیب نمودن دیوارهای برشی داخلی در نقشه افقی سازه تقویت کرد. دیوار های لوله خارجی را می توان مانند بال های یک تیر تشکیل شده از اعضاء متصل به هم از این تجسم نمود که در آن دیوارهای برشی جان تیر را تشکیل می دهند. تنشها در دیوارهای لوله خارجی اساساً محوری می باشند زیرا لنگی برش در این سیستم حداقل می باشد.

لوله در لوله:
با به کار بردن هسته نه فقط برای بارهای وزن بلکه همچنین برای تحمل بار های جانبی سختی سیستم لوله تو خالی به مقدار خیلی زیادی افزایش می یابد. سازه کف لوله های خارجی و داخلی را به یکدیگر متصل می کند و همگی در مقابل نیرو های جانبی به صورت واحد و مشترک عمل می نمایند.

واکنش یک سیستم لوله در لوله در مقابل بار های جانبی مشابه واکنش ساده مرکب از قاب صلب و دیوار برشی است. اما لوله قابی خارجی خیلی سخت تر از قاب صلب می باشد.

لوله خارجی بیشتر بار جانبی را در قسمت بالا ساختمان مقاومت می کند، در صورتی که هسته بیشتر بار را در قسمت پائین ساختمان تحمل می نماید.

روش لوله در لوله در ساختمان 38 طبقه برانسویک در شیکاگو و ساختمان 52 طبقه شماره 1 میدان شل در هوستون به کار رفته است.

با به کار بردن یک سیستم سه لوله ای تو در تو ، طراحان یک ساختمان 60 طبقه اداری در توکیو سیستم لوله در لوله را یک قدم به جلو بردند. در این سیستم لوله خارجی به تنهایی بارهای باد را تحمل می نماید، ولی هر سه لوله که بوسیله سیستم های کف(دیافراگم ها) به یکدیگر متصل شده اند در تحمل بارهای زلزله که عامل مهمی در ژاپن می باشد شرکت کرده و روی یکدیگر اثر متقابل دارند.

لوله اصلاح شده :
سیستم لوله ای در مورد ساختمان های با نقشه افقی دایره و تقریبا مربع بیشترین بازده را دارد. ساختمان هایی که از این شکل ها منحرف می شوند، در موقع استفاده از سیستم های لوله ای ملاحظات سازه ای ویژه ای را لازم دارند. دو مثال زیر چنین شرایطی را تشریح می کند.

· لوله قابی توأم با قاب های صلب :

شکل شش ضلعی ساختمان 40 طبقه اداری در شارلوت واقع در ایالت کارولاینای شمالی طراحان را وادار کرد تا روش لوله ای را اصلاح کنند، گوشه های تیز این ساختمان شش ضلعی لنگی برش زیادی را نشان داد که استفاده موثر از سیستم لوله ای را غیر ممکن می ساخت .

اضافه نمودن قاب های صلب در جهت عرض ساختمان موجب گردید که دیوارهای خارجی به یکدیگر متصل شوند، بدین ترتیب دیوارهای انتهایی در دو انتهای مثلثی شکل ساختمان به وسیله قاب های صلب تقویت گردیدند. با متصل کردن و بستن دیوار های پیرامونی به یکدیگر سیستم لوله ای موثری بدست آمد.

· لوله در نیم لوله:

نقشه افقی نا منظم ساختمان 32 طبقه بانک ملی و ستون پنسیلوانیا در پیتسبورگ موجب راه حل ویژه دیگری در طرح لوله ای گردید، در اغلب ساختمان های لوله ای عمل لوله ای به وسیله دیوار های خارجی ایجاد می گردد اما در این ساختمان، دو هشت ضلعی متقاطع یک لوله سازه ای در قسمت مرکزی ساختمان تشکیل می دهند.

دو قسمت انتهایی ساختمان به وسیله سیستم های قاب – دیواری ناودانی شکل تقویت می شوند. نیروهای جانبی (در اینجا باد) مشترکا به توسط لوله داخلی و دیوارهای انتهایی ناودانی شکل بسیار بزرگ مقاومت می گردند.

لوله های دسته شده:
آخرین پیشرفت در طرح روش لوله های دسته شده می باشد. این روش برای ساختمان سیرز در شیکاگو به کار برده شده که در حال حاضر بلندترین ساختمان دنیاست.

لوله قابی خارجی در این روش به وسیله دیافراگم های عرضی داخلی در هر دو جهت تقویت می گردد. بدین ترتیب مجموعه ای از لوله های حجره ای تشکیل می شود. هر یک از این لوله های مستقلاً قوی هستند، بنابراین ممکن است آنها را به هر شکلی دسته کرد و در هر ترازی قطع نمود.برتری دیگر سیستم لوله های دسته شده در محصور کردن سطوح بسیار وسیع طبقات قرار دارد .

دیافراگم های داخلی در موقع مقاومت نیروهای برشی مانند جان های یک تیره طره ای عظیم عمل می کنند و در نتیجه لنگی برش را به حداقل می رسانند. به علاوه این دیافراگم ها در تحمل خمش نیز سهیم می باشند.

دیافراگم هایی که موازی بارهای جانبی هستند(یعنی جان های تیر) برش را جذب می کنند و در نتیجه در نقاط تلاقی با دیوارهای عمود بر آنها (یعنی بال ها) نقاط شش حداکثر ایجاد می شود که نشان دهنده عمل جداگانه هر یک از لوله ها می باشد، به اختلاف توزیع تنش محوری با حالتی که هیچ تقویت کننده داخلی وجود ندارد یعنی فقط یک لوله تنها باشند توجه کنید. با وجود اینکه تا حدودی لنگی برش رخ می دهد، دیافراگم های قائم سعی بر توزیع یکنواخت تنش های محوری دارند. ولی انحراف از رفتار لوله ای ایده آل که با خطوط منقطع در شکل نشان داده شده به نظر نمی رسد که قابل ملاحظه باشد.

· ساختمان های مرکب یا پیوندی :

· ساختمان های مرکب لوله ای :

· پوشش دیواری صفحه ای:

ساختمان های مرکب یا پیوندی
در سازه پیوندی که از پیشرفت های اخیر به منظور ازدیاد سختی جانبی آسمان خراش های قابی می باشد بتن و فولاد مشترکاً به عنوان واحد سازه ای عمل می کنند. این ایده چندین سال است که در مورد اعضاء سازه ای مانند کف ها وستون ها به کار رفته است . اما طرح تمام ساختمان بصورت مرکب روش کاملا جدیدی به شمار می رود. در زیر دو راه حل متمایز به عنوان مثال هایی از کار برد این روش ارائه می شود.

ساختمان های مرکب لوله ای
در سیستمی که به وسیله شرکت اسکیدمور، اوبنگز و مریل طرح و تکمیل شده است قاب فولادی خارجی در مقابل تغییر شکل جانبی به وسیله دیوار پیرامونی مشبک (سوراخ دار) بتنی ریخته شده در محل تقویت می گردد. ساختمانی که بدین ترتیب بر پا می شود شباهت به لوله صلبی دارد که از زمین طره شده باشد. در این روش اجرای سریع و مقاومت زیاد (و در نتیجه انعطاف پذیری فضای داخل) ساختمان فولادی با محفوظ از آتش بودن، عایق بندی، صلب جانبی ، و قالب پذیری دیوار خارجی بتنی ترکیب می شود. این سیستم در ساختمان 36 طبقه گیت وی- 3 در شیکاگو، ساختمان 50 طبقه برج شماره 1 میدان شل در نیواورلئان و ساختمان 24 طبقه سی-دی-سی در هستون که در آن قطعات پیش ساخته نما بعنوان قالب بندی بتن ریخته شده در محل به کار رفتند، مورد استفاده قرار گرفته است.

روش اجرای این سیستم بدین ترتیب است که ابتدا قاب فولادی به اندازه 8 تا 10 طبقه بالا آورده می شود. ستون های خارجی باید بارهای اجرایی را تحمل کنند. برای تأمین پایداری جانبی، قاب خارجی به طور موقت بوسیه کابل مهاربندی می شود. سپس فولادهای کف در محل قرار می گیرد و بتن کف ریخته می شود تا پایداری اسکلت فولادی تأمین گردد و بتوان کار داخل ساختمان را شروع کرد. بعد از اینکه شبکه های فولادی بتن مسلح و قالب های بتن در اطراف ستون ها و برای شاه تیرها در محل قرار داده شد، بتن ریخته می شود تا یک دیوار محیطی پیوسته مشبک (سوراخ دار) تشکیل گردد. این سلسله عملیات در هر 8 تا 10 طبقه ساختمان تکرار می شود.

اما اختلاف حرکت بین ستون های خارجی بتن – فولادی و ستون های داخلی فولادی مشکلی ایجاد می کند، برای اینکه کوتاه شدن نامساوی ستون ها در اثر رفتار ارتجاعی، انقباض و خزش برطرف شود .در جا گذاری شاه تیر ها باید تعدیلی صورت گیرد.

چون جدار لوله ای در این سیستم همه بارهای جانبی را مقاومت می کند، ستون ها شاه تیرهای تشکیل دهنده قاب های هسته تأسیسات ضروری «آسانسور، آب، برق، گاز و غیره) می توانند سبک تر باشند زیرا آنها فقط بارهای وزن را تحمل می کنند. همچنین کف قابل استفاده خالص در طبقات بالا در آنها سطح هسته را می توان کاهش داد افزایش می یابد.

شرکت رید و تاریکس در سانفرانسیسکو سیستم ساختمانی مرکب لوله ای دیگری ابداع کرده است. آنها از شاه تیرهای فولادی و ستون های فولادی لوله ای پر شده با بتن به عنوان سازه نما استفاده می کنند. در این مورد نیز پوش ساختمان سختی کافی برای حمل تمام بارهای جانبی را تأمین می نماید. در این سیستم از قطعات پیش ساخته ای استفاده می شود که هر یک شامل یک ستون لوله ای به ارتفاع دو طبقه و دو شاه تیر فولادی طره ای می باشد. این قطعات پیش ساخته در وسط دهانه شاه تیرها و در وسط ارتفاع ستون ها به یکدیگر پیچ کرده می شود. از لحاظ بار گذاری جانبی این نقاط اتصال تحت کمترین تنش می باشد . پیوستگی طبیعی شاه تیرها در محل ستون ها که تنش ها بیشترین مقدار را دارند از بین نمی رود، شاه تیرها در ستون ها فرو می روند و فقط جان آنها به لوله متصل می شود. بدین ترتیب از تعداد اتصالات ساختمان که تحت تنش های زیاد می باشند به مقدار زیادی کاسته می شود.

پوشش دیواری صفحه ای
روی دیوارهای خارجی سازه های قابی فولادی معمولاً قطعات پیش ساخته دیواری متصل می گردد،این قطعات نا سازه ای می باشند و منحصراً برای حفاظت در مقابل محیط خارج ساختمان به کار می روند.

میس فان در روهه یکی از اولین آرشیتکت هایی بود که از روکش ( پوشش) فولادی در سازه نمای ساختمان های بلند استفاده کرد، در یک ساختمان آپارتمانی، او از صفحات فولادی رنگ شده به ضخامت 5 –16 اینچ برای پوشاندن بتن محافظ قاب فولادی در مقابل آتش سوزی اسفاده نمود. موقعی که پوشش فولادی به توسط بر آمدگی های میخ شکلی به بتن مسلح متصل می گردد، نه فقط در مقابل هوا ، قاب پنجره و نمایش معماری مطلوب بوجود می آورد بلکه سختی سازه ای نیز ایجاد می کند، در اغلب سازه های قاب صلب، قسمت اعظم مقاومت در مقابل تغییر مکان جانبی به وسیله شاه تیرها ایجاد می شود. اما عمل مرکب پوسته فولادی و قاب متشکل از فولاد و بتن مسلح مقاومت جانبی را به قدری زیاد می کند که شاه تیرهای داخلی سختی کمتری لازم دارند. به علاوه بدون افزایش وزن سازه، نوسان (تغییر مکان جانبی) ساختمان 20 تا 50 در صد کاهش می یابد. چون پوشش فولادی نسوز نمی باشد. آیین نامه ها استفاده از آن را برای تحمل بارهای وزن مجاز نمی دانند.

طراحی خیابان شهری


مقدمه
خیابان بعنوان یک شریان ارتباطی زیر بنایی ترین عنصر در ساختار کالبدی هر مجموعۀ زیستی به شمارمی آید . چنانچه کالبد یک مجموعۀ زیستی مجموعه ای از فضاهای مثبت ( کالبدی پر ) و فضاهای منفی ( کالبدهای خالی ) تصور کنیم ، فضاهای مثبت فضاهای منفردی هستند که بر اثر یک نظم قراردادی فضاهای منفی یا جمعی را سازمان می دهند . به عبارت دیگر ، نظم همجواری کالبدهای پر، جداره و سیمای فضاهای خالی را به وجود می آورند .

فضاهای جمعی حاوی ارزشهای فرهنگی و محیطی جامعه است که در دوران مختلف شکل گرفته اند و بر ماست که با شناخت کل این ارزشها تحول آیندۀ فضاها را به طرزی هماهنگ و سازگار کنترل کنیم
در این مقاله چکیده ای از مطالعات طراحی شهری چند محور شهری تهران را می خوانید . هدف از این مطالعه شناسایی ناهنجاری و آشفتگی در سیمای خیابانهای اصلی و نحوۀ ایجاد هماهنگی در توسعه و نوسازی آنها به کمک ضوابط کنترل کننده بوده است . لیکن در ابتدا لازم است برخی مبانی و تعاریف رابه اجمال بیان کنیم .
تحول مبانی زیبایی شناختی طراحی خیابانهای شهری :
خیابان بعنوان یکی از اصلی کالبد شهرداری سیمای خاص شهری است که از کالبد خطی و عملکرد عبوری آن تاثیر می پذیرد مبانی طراحی شهری و معیاری های زیبایی نیز در ارتباط با این عوامل شکل گرفته است از دیر باز ارزشهای کالبدی وهنری
خیابان شهری در قالب مبانی دو مکتب کلاسییسیسم و رومانتیسیسم ارزیابی می باشده است این دو مکتب با معیاری های زیبایی شناخبی کاملا متفاوت ومتاثر از شرایط اجتماعی سیاسی زمان خود در دوران متمادی ظهور کرده و مورد توجه قرار گرفته اند کلاسیسیم مظهر شکوه و جلال ، تشخیص، اشرافیت، نظم و تمر کز قدرت بوده است و هویت ان حاکی از تسلط حاکمیت اجتماعی است رمانتیسیسم مظهر تنوع فرم بومی بودن و دموکراسی است و هویت آن حاکی از بسلط ارزشهای فردی و گرایشهای شخصی است
مبلنی اصلی مکتب کلاسیسیسم که در ادوار مختلف با شدت و ضعفهای متفاوت ظهور کرده است نظم تقارن و پرسپکتیو است نمونه های باستانی این سبک خیابان های طراحی شده در دوران روم باستان است که فضاهای اصلی شهررا به هم پیوندمی دادند در معماری این خیابانها ریتم و ستون از جایگاه ویژ ه ای بر خوردارند نظم تقارن و منو مانبالیسم ارزشهای مطلق زیبایی است که از کلیه زوایا و در همه ی ابعاد مشهود است آخرین باز تابهای سبک نئوکلاسیسیسم در طراحی خیابانهای مربوط به اواخر قرن نوزدهم و خیابانهایی که توسط هوسمان درشهر پاریس احداث گردید دیده می شود . بانی این سبک ناش بود که خیابان معروف ریجنتز لندن راطراحی کرده است .
خیابانهای تئاتری ایتالیا و خیابانهای موزه ای آلمان در قرن نوزدهم نیز به پیروی از همین سبک طراحی شده بودند .
خیابانهای طراحی شده در پاریس کلاً یک خط بام مشخص رادر طول خود حفظ می کردند . فرم و نوع و ارتفاع پنجره ها نیز به گونه ای همشکل و هم اندازه تکرار می شدند . نظم و ریتم وتناسب ریاضی واصل رعایت پرسپکتیو مبنای زیبایی بوده است . نقطه تمرکز پرسپکتیو در غالب خیابانها ی طراحی شده منطبق با استقرار یک یا دبود با شکوه است . مبنای طراحی شهر در کل ، چند نقطۀ تمرکز بود و خیابانهای مستقیمی که این نقاط رابه هم می پیوستند ودر مواردی هم بناهای سمبلیک و شکوهمند با عملکردهای عمومی مانند سالنهای تئاتر و کنسرت یا شهرداری در بدنۀ آنها به گونه ای متقارن جای می گرفتند .
نقطۀ مقابل ارزشهای زیبایی شناختی یاد شده خیابانهایی است که با معیارهای رمانتیسیستی به تدریج شکل گرفته اند . اصول زیبایی دراین سبک شهرسازی تنوع فرم ، شکل، مصالح و رنگ است .
ظهور تنوع گرایی نیز متناوباً با فرو کش کردن تمایلات کلاسیسیستی به اوج خود رسیده است و پس از ظهور مجدد آن کنار گذاشته شده است . نقطۀ اوج آن در دوران قرون وسطی بود .
با تحولات اجتماعی و هنری دوران معاصر نیز تدریجاً ارزشهای نئوکلاسیسیستی مورد تردید قرار گرفت . دیدگاههای هنری و معماری مدرن تدریجاً پایه های تنوع درفرم ترکیب رادرخیابانهای موجود پذیرفت .کلاً دراین مقاله قصد برخورد تاریخی با شکل گیری خیابان شهری درمیان نیست و تنها معیارهای شیوۀ طراحی مبتنی برنظم و تنوع ارائه می شوند که تأثیرات گسترده ای در کالبد شهرها بر جای گذاشته اند .
دراینجا لازم به ذکر است که تنوع فرم و ترکیب که تدریجاً در خیابانهای دوران معاصر پدید آمد، تنها زمینۀ تحول کالبدی خیابان نبود بلکه دراین دوره ساختار فضایی خیابان دستخوش تغییری اساسی شد که در شکل و تداوم آن تأثیر گذاشت . اما بحث بیشتر دراین زمینه از مجال این مقاله خارج است و امیدواریم در فرصتهای بعدی آن را به تفصیل مورد ارزیابی قرار دهیم .
عناصر طراحی خیابانهای شهری
برخورد با مسائل کالبدی شهر مبحثی است نوپا که در کشورهای صنعتی نیز سابقۀ چندانی ندارد . از آنجا که کالبد شهر بدنه ای است زنده و پویا و مدام تغییر می کند، ضرورت مواجهۀ فعالانه با معضلات شهر و یاری رساندن به دست اندر کاران اجرایی وظیفۀ همۀ متخصصان و صاحبنظران این حرفه است . روند تحول و شکل گیری شهرها گویای ضرورت اتخاذ نگرشی خاص و متفاوت در قبال ویژگیهای کالبدی خیابان است ، بدین معنی که می توان ارزشهای کالبدی خیابان را از لحاظ سیمای شهری به گونه ای متفاوت از سایر عناصر کالبدی شهر مانند میدان و یایک مجموعۀ معماری درنظر گرفت . در نظارۀ سیمای خیابان ، عواملی چون زاویۀ دید پرسپکتیو و بعد چهارم یعنی یا حرکت دارای نقش تعیین کننده است . به همین دلیل بیان مفاهیم و انتقال دیدگاههای مختلف مستلزم پایه گذاری الفبایی ویژه و نگرشی خاص در قبال ویژگیهای کالبدی خیابان شهری است .
باتوجه به کلیۀ نکات فوق ۀ عناصر کالبدی و زیست محیطی شاخص و قابل تعریف در مبحث طراحی خیابان شهری به شرح زیر است :
1- خط آسمان .
2- جداره.
- زمینه
- ریتم
- همردیفی
- تداوم
- معماری خیابانی
- تناسبات
- پیچ
3- نبش
4- نشانه
5- مناظر متوالی
6- محوطه سازی
7- عناصر زیست محیطی
- فعالیتهای انسانی
- پوشش گیاهی
1- خط آسمان
مقصود از خط آسمان که یکی از عناصر پایه و مهم سیمای خیابان به شمار می رود، حد جدایی جدارۀ کالبد خیابان از آسمان است .
اجزاء خط آسمان شامل خط پایه و خط ترکیب است . خط پایه خطی است که جدارۀ مسطح به نام آن ختم می گردد . خط ترکیب خطی است که حد نهایی جدارۀ خیابان یا بام و غیره را مشخص می کند . این عنصر کالبدی شامل مجموع احجامی است که در ترکیب بام بناها وجود دارد و یا در ترکیب با ابنیۀ بلندتر مستقر در پشت جداره قابل رویت است .
عنصر کالبدی خط آسمان تجلیگاه ترکیب فرم در کالبد خیابان به شمار می رود و مظهر نظم یا تنوع در سیمای خیابان است.
2- جداره .
بدنۀ خیابان بخش اصلی کالبد خیابان را تشکیل می دهد . در حقیقت این عنصر فضای خیابان را مشخص می کند و به آن مفهوم محیطی می بخشد .
عناصر طراحی در جداره شامل زمینه ریتم ، همردیفی ، تداوم ، معماری خیابانی ، تناسبات ، پیچ ، نبش می گردد .
زمینه:زمینه در جداره به مجموعه ای از جنبه های عمومی معماری ، رنگ و تکرار اجزاء و عناصر کالبدی اطلاق می گردد که در کل جدارۀ خیابان حضور دارند و عامل وحدت و هویت بخشی به آن محسوب می گردند .
ریتم : ریتم عبارت است از تکرار عناصر افقی و عمودی جداره که در زاویۀ دید و در پرسپکتیو تشدید می شود و معرف زمینه است .
تناسبات و خطوط تقسیم پنجره ، بالکنیها ، پنجره های طولی راه پله ، و عناصر معماری مجموعاً ریتم را در زمینۀ جداره برجسته می کنند . تداوم و هارمونی رنگ یا به عبارتی ریتم رنگها نیز از دیگر عوامل زمینه ساز محسوب می گردد .
همردیفی : همردیفی از ویژگیهای بارز سیمای شهری در طراحی خیابان است که در دوره های مختلف به رغم گوناگونی اصول زیبایی شناسی و نظم اجتماعی بر حفظ آن تأکید شده است . درسیمای خیابانهای دارای نظم کلاسیک و نو کلاسیک همردیفی نه تنها معیار که شرط اساسی زیبایی محسوب می گردیده است . در سیمای خیابانهای دارای بافت متنوع رمانتیسیستی نیز این عنصر همپای همجواری حتی الامکان ملحوظ بوده است .
خیابان در بافت متنوع دوران معاصر به لحاظ ضوابط عقب نشینی و تعریض تدریجی ، سیمای ناهنجاری به خود گرفته است ، لیکن در شرایط خاص ، چنانچه ریتم عقب نشینیها تداوم ساخت را مخدوش نسازد ، می تواند در جهت مطلوب سازی سیمای خیابان مورد بهره برداری قرار گیرد .
تداوم : شکل گیری فضایی خیابان بعنوان یک کریدور تنها می تواند از طریق تداوم جداره های آن هویت پیدا کند . باز شدن بدون هدف جداره موجب تضعیف حس مکان در قالب هویت خیابانی آن می گردد.
همجواری پارک و فضای سبز می تواند با ردیف پوشش گیاعی گسستگی در این تداوم را جبران کند. هموجواری یک فضای بسته مانند میدان می تواند ارزش جدید را در کالبد خیابان مطرح سازد .
تنوع حجمی در یک جدارۀ متداوم با ایجاد یک فضای عقب نشستۀ مناسب به عنوان فضایی عملکردی ، می تواند ارزشهای فضایی را در کالبد خیابان وارد کند که ضمن ایجاد تنوع فضایی ، عملکردهای خاصی را نیز مانند صف بلیط سینما و تئاتر که نیازمند سکون اند . پاسخگو باشد.
معماری خیابانی:معماری قابل استقرار در زمینۀ یک خیابان دارای ویژگیهایی است . در واقع معماری خیابانی یک معماری زمینه گرا و محافظه کار است . معماری خیابانی دارای خصیصه های معماری باز سازی و نوسازی است و معماریی است که ضمن منعکس کردن هویت و عناصر معماری بناهای طرفین، موجبات تأکید و پوپایی این خصیصه ها را فراهم می سازد . معماری خیابانی جزئی از یک کل واحد است .
تناسبات : تناسب عرض و ارتفاع خیابان شهری عاملی است که در تعیین ارزشهای محیطی فضا تأثیری قابل ملاحظه دارد .. این عامل ضمن رعایت درک انسان از تناسب در محیطش ، معیارهای اقلیمی را نیز در مد نظر دارد . معیارهای عقب نشینی در ارتفاع که به منظور آفتاب رسانی به ضلع مقابل خیابان تدوین شده ۀ بخش عمدۀ خیابانهای شهر پاریس را شکل داده است .
پیچ : پیچ در فقرات خیابان شهری موجب بسته شدن دید و معرفی جهت حرکت می شود . بسته شدن دید نیز به نوبۀ خود سبب می گردد که ارزشهای کالبدی و سیمای جداره که در مقابل دید قرار دارند برجسته تر شوند. معمولا ًطراح شهری بنای یادبود یا نشانه را در این نقاط مستقر می کند
3- نبش
نبش بخشی از جداره است که در تقاطع با معبر دیگر و یا اتصال به میدان ایجاد می شود در طراحی جداره، نقش نبش از نظر تبدیل ارتفاع حائز اهمیت است و در واقع نقطۀ عطف بخشی از جداره محسوب می گردد .
با توجه به اینکه چهارراه و میدان فضای توقف و تأمل است ، توجه بیشتر به سیمای آن معطوف می گردد . همین ، به منظور گسترده کردن فضای دید و خط آسمان در فضای چهارراه ، تعدیل حجم کالبد نبش در تقاطع و عقب نشینی تدریجی کالبدهای بلندتر مطلوب است .
4- نشانه
نشانه بنایی است سمبلیک که استقرارش در جداره موجب توقف دید و جلب توجه می شود . همچنین این عنصر کالبدی در خاطر باقی می ماند و در شناخت محیط موثر است .
در خیابانهای نوکلاسیک هوسمان موقعیت استقرار نشانه مورد تأکید خاص قرار گرفته است و کلیۀ نشانه ها در نقطۀ کانونی پرسپکتیو خیابان مستقر شده اند. استقرار نشانه در جداره موجب غنی شدن خط آسمان و تجهیز جداره نیز می گردد.


5- عناصر متوالی
وجود عناصر و ابنیۀ بلند در جداره ، خصوصاً در فاصله ای از آن سبب غنی شدن خط آسمان می گردد ، اما این پدیده به واسطۀ بعد چهارم، یعنی زمان و حرکت ، ترکیبات متفاوتی با سایر عناصر معماری جداره و خط آسمان ایجاد می کند که در مجموع به گونۀ مناظر متمادی و متوالی از یک مجموعه در ذهن ناظر نقش می بندد و ارزشهای سیمای شهری را در ابعادی دینامیک تنوع می بخشد.
6- محوطه سازی شهری
بخشی از تجهیز فضای شهری از طریق محوطه سازی و کف سازی صورت می گیرد . تجهیزات و اثاثۀ شهری نیز ضمن برقراری ارتباط انسان با عملکرد محیطۀ به آرایش فضایی کمک موثری می کند . مجسمه ، ستون ، یادبودن ، ستون آگهیهای تبلیغاتی به همراه کف سازیهای منقوش و ردیف ستون و آمفی تئاتر های روباز از اجزاء محوطه سازی فضای شهری است که این فضا را در راستای عملکرد پیش بینی شده مفهوم می بخشد.
7- عناصر زیست محیطی
فعالیتهای انسانی : کلاً ارزشهای فضای شهری مجموعه ای است از ارزشهای کالبدی و ارزشهای کالبدی و ارزشهای زیست محیطی . به عبارت دیگر ارتباط متقابل انسان با محیط و میزان و نحوۀ بهره برداری از آن ارزشهای محیطی یک فضا را تشکیل می دهد . فضای خیابان محل داد و ستدۀ تبادلات فرهنگی و تفریحی ۀ اجرای موسیقی ، بیان آرای سیاسی ، تظاهرات جمعی و به نوعی فضای عمومی شهر است .
پوشش گیاهی : کلاً عنصر پوشش گیاهی به شکل درختان انبوه ، پدیده ای حاشیه ای و عنصری است متعلق به حومۀ شهر ، جایی که عناصر کالبدی ضعیف می شود و ارزشهای فضایی غیر کالبدی با ارزشهای کالبدی سیمای شهری در تقابل قرار می گیرد . استفاده از پوشش گیاهی انبوه را می توان به منظور ترمیم جداره هایی توصیه کرد که فاقد ارزشهای سیمای شهری اند. پوشش گیاهی مناسب در فضای شهری شامل درختچه های کوتاه و بوته های تزیینی است .(کامران ذکاوت، طراحی خیابان شهری،مجله آبادی،)با ویرایش و گردآوری وحید هیپوداموس

طراحی خیابان شهری


مقدمه
خیابان بعنوان یک شریان ارتباطی زیر بنایی ترین عنصر در ساختار کالبدی هر مجموعۀ زیستی به شمارمی آید . چنانچه کالبد یک مجموعۀ زیستی مجموعه ای از فضاهای مثبت ( کالبدی پر ) و فضاهای منفی ( کالبدهای خالی ) تصور کنیم ، فضاهای مثبت فضاهای منفردی هستند که بر اثر یک نظم قراردادی فضاهای منفی یا جمعی را سازمان می دهند . به عبارت دیگر ، نظم همجواری کالبدهای پر، جداره و سیمای فضاهای خالی را به وجود می آورند .

فضاهای جمعی حاوی ارزشهای فرهنگی و محیطی جامعه است که در دوران مختلف شکل گرفته اند و بر ماست که با شناخت کل این ارزشها تحول آیندۀ فضاها را به طرزی هماهنگ و سازگار کنترل کنیم
در این مقاله چکیده ای از مطالعات طراحی شهری چند محور شهری تهران را می خوانید . هدف از این مطالعه شناسایی ناهنجاری و آشفتگی در سیمای خیابانهای اصلی و نحوۀ ایجاد هماهنگی در توسعه و نوسازی آنها به کمک ضوابط کنترل کننده بوده است . لیکن در ابتدا لازم است برخی مبانی و تعاریف رابه اجمال بیان کنیم .
تحول مبانی زیبایی شناختی طراحی خیابانهای شهری :
خیابان بعنوان یکی از اصلی کالبد شهرداری سیمای خاص شهری است که از کالبد خطی و عملکرد عبوری آن تاثیر می پذیرد مبانی طراحی شهری و معیاری های زیبایی نیز در ارتباط با این عوامل شکل گرفته است از دیر باز ارزشهای کالبدی وهنری
خیابان شهری در قالب مبانی دو مکتب کلاسییسیسم و رومانتیسیسم ارزیابی می باشده است این دو مکتب با معیاری های زیبایی شناخبی کاملا متفاوت ومتاثر از شرایط اجتماعی سیاسی زمان خود در دوران متمادی ظهور کرده و مورد توجه قرار گرفته اند کلاسیسیم مظهر شکوه و جلال ، تشخیص، اشرافیت، نظم و تمر کز قدرت بوده است و هویت ان حاکی از تسلط حاکمیت اجتماعی است رمانتیسیسم مظهر تنوع فرم بومی بودن و دموکراسی است و هویت آن حاکی از بسلط ارزشهای فردی و گرایشهای شخصی است
مبلنی اصلی مکتب کلاسیسیسم که در ادوار مختلف با شدت و ضعفهای متفاوت ظهور کرده است نظم تقارن و پرسپکتیو است نمونه های باستانی این سبک خیابان های طراحی شده در دوران روم باستان است که فضاهای اصلی شهررا به هم پیوندمی دادند در معماری این خیابانها ریتم و ستون از جایگاه ویژ ه ای بر خوردارند نظم تقارن و منو مانبالیسم ارزشهای مطلق زیبایی است که از کلیه زوایا و در همه ی ابعاد مشهود است آخرین باز تابهای سبک نئوکلاسیسیسم در طراحی خیابانهای مربوط به اواخر قرن نوزدهم و خیابانهایی که توسط هوسمان درشهر پاریس احداث گردید دیده می شود . بانی این سبک ناش بود که خیابان معروف ریجنتز لندن راطراحی کرده است .
خیابانهای تئاتری ایتالیا و خیابانهای موزه ای آلمان در قرن نوزدهم نیز به پیروی از همین سبک طراحی شده بودند .
خیابانهای طراحی شده در پاریس کلاً یک خط بام مشخص رادر طول خود حفظ می کردند . فرم و نوع و ارتفاع پنجره ها نیز به گونه ای همشکل و هم اندازه تکرار می شدند . نظم و ریتم وتناسب ریاضی واصل رعایت پرسپکتیو مبنای زیبایی بوده است . نقطه تمرکز پرسپکتیو در غالب خیابانها ی طراحی شده منطبق با استقرار یک یا دبود با شکوه است . مبنای طراحی شهر در کل ، چند نقطۀ تمرکز بود و خیابانهای مستقیمی که این نقاط رابه هم می پیوستند ودر مواردی هم بناهای سمبلیک و شکوهمند با عملکردهای عمومی مانند سالنهای تئاتر و کنسرت یا شهرداری در بدنۀ آنها به گونه ای متقارن جای می گرفتند .
نقطۀ مقابل ارزشهای زیبایی شناختی یاد شده خیابانهایی است که با معیارهای رمانتیسیستی به تدریج شکل گرفته اند . اصول زیبایی دراین سبک شهرسازی تنوع فرم ، شکل، مصالح و رنگ است .
ظهور تنوع گرایی نیز متناوباً با فرو کش کردن تمایلات کلاسیسیستی به اوج خود رسیده است و پس از ظهور مجدد آن کنار گذاشته شده است . نقطۀ اوج آن در دوران قرون وسطی بود .
با تحولات اجتماعی و هنری دوران معاصر نیز تدریجاً ارزشهای نئوکلاسیسیستی مورد تردید قرار گرفت . دیدگاههای هنری و معماری مدرن تدریجاً پایه های تنوع درفرم ترکیب رادرخیابانهای موجود پذیرفت .کلاً دراین مقاله قصد برخورد تاریخی با شکل گیری خیابان شهری درمیان نیست و تنها معیارهای شیوۀ طراحی مبتنی برنظم و تنوع ارائه می شوند که تأثیرات گسترده ای در کالبد شهرها بر جای گذاشته اند .
دراینجا لازم به ذکر است که تنوع فرم و ترکیب که تدریجاً در خیابانهای دوران معاصر پدید آمد، تنها زمینۀ تحول کالبدی خیابان نبود بلکه دراین دوره ساختار فضایی خیابان دستخوش تغییری اساسی شد که در شکل و تداوم آن تأثیر گذاشت . اما بحث بیشتر دراین زمینه از مجال این مقاله خارج است و امیدواریم در فرصتهای بعدی آن را به تفصیل مورد ارزیابی قرار دهیم .
عناصر طراحی خیابانهای شهری
برخورد با مسائل کالبدی شهر مبحثی است نوپا که در کشورهای صنعتی نیز سابقۀ چندانی ندارد . از آنجا که کالبد شهر بدنه ای است زنده و پویا و مدام تغییر می کند، ضرورت مواجهۀ فعالانه با معضلات شهر و یاری رساندن به دست اندر کاران اجرایی وظیفۀ همۀ متخصصان و صاحبنظران این حرفه است . روند تحول و شکل گیری شهرها گویای ضرورت اتخاذ نگرشی خاص و متفاوت در قبال ویژگیهای کالبدی خیابان است ، بدین معنی که می توان ارزشهای کالبدی خیابان را از لحاظ سیمای شهری به گونه ای متفاوت از سایر عناصر کالبدی شهر مانند میدان و یایک مجموعۀ معماری درنظر گرفت . در نظارۀ سیمای خیابان ، عواملی چون زاویۀ دید پرسپکتیو و بعد چهارم یعنی یا حرکت دارای نقش تعیین کننده است . به همین دلیل بیان مفاهیم و انتقال دیدگاههای مختلف مستلزم پایه گذاری الفبایی ویژه و نگرشی خاص در قبال ویژگیهای کالبدی خیابان شهری است .
باتوجه به کلیۀ نکات فوق ۀ عناصر کالبدی و زیست محیطی شاخص و قابل تعریف در مبحث طراحی خیابان شهری به شرح زیر است :
1- خط آسمان .
2- جداره.
- زمینه
- ریتم
- همردیفی
- تداوم
- معماری خیابانی
- تناسبات
- پیچ
3- نبش
4- نشانه
5- مناظر متوالی
6- محوطه سازی
7- عناصر زیست محیطی
- فعالیتهای انسانی
- پوشش گیاهی
1- خط آسمان
مقصود از خط آسمان که یکی از عناصر پایه و مهم سیمای خیابان به شمار می رود، حد جدایی جدارۀ کالبد خیابان از آسمان است .
اجزاء خط آسمان شامل خط پایه و خط ترکیب است . خط پایه خطی است که جدارۀ مسطح به نام آن ختم می گردد . خط ترکیب خطی است که حد نهایی جدارۀ خیابان یا بام و غیره را مشخص می کند . این عنصر کالبدی شامل مجموع احجامی است که در ترکیب بام بناها وجود دارد و یا در ترکیب با ابنیۀ بلندتر مستقر در پشت جداره قابل رویت است .
عنصر کالبدی خط آسمان تجلیگاه ترکیب فرم در کالبد خیابان به شمار می رود و مظهر نظم یا تنوع در سیمای خیابان است.
2- جداره .
بدنۀ خیابان بخش اصلی کالبد خیابان را تشکیل می دهد . در حقیقت این عنصر فضای خیابان را مشخص می کند و به آن مفهوم محیطی می بخشد .
عناصر طراحی در جداره شامل زمینه ریتم ، همردیفی ، تداوم ، معماری خیابانی ، تناسبات ، پیچ ، نبش می گردد .
زمینه:زمینه در جداره به مجموعه ای از جنبه های عمومی معماری ، رنگ و تکرار اجزاء و عناصر کالبدی اطلاق می گردد که در کل جدارۀ خیابان حضور دارند و عامل وحدت و هویت بخشی به آن محسوب می گردند .
ریتم : ریتم عبارت است از تکرار عناصر افقی و عمودی جداره که در زاویۀ دید و در پرسپکتیو تشدید می شود و معرف زمینه است .
تناسبات و خطوط تقسیم پنجره ، بالکنیها ، پنجره های طولی راه پله ، و عناصر معماری مجموعاً ریتم را در زمینۀ جداره برجسته می کنند . تداوم و هارمونی رنگ یا به عبارتی ریتم رنگها نیز از دیگر عوامل زمینه ساز محسوب می گردد .
همردیفی : همردیفی از ویژگیهای بارز سیمای شهری در طراحی خیابان است که در دوره های مختلف به رغم گوناگونی اصول زیبایی شناسی و نظم اجتماعی بر حفظ آن تأکید شده است . درسیمای خیابانهای دارای نظم کلاسیک و نو کلاسیک همردیفی نه تنها معیار که شرط اساسی زیبایی محسوب می گردیده است . در سیمای خیابانهای دارای بافت متنوع رمانتیسیستی نیز این عنصر همپای همجواری حتی الامکان ملحوظ بوده است .
خیابان در بافت متنوع دوران معاصر به لحاظ ضوابط عقب نشینی و تعریض تدریجی ، سیمای ناهنجاری به خود گرفته است ، لیکن در شرایط خاص ، چنانچه ریتم عقب نشینیها تداوم ساخت را مخدوش نسازد ، می تواند در جهت مطلوب سازی سیمای خیابان مورد بهره برداری قرار گیرد .
تداوم : شکل گیری فضایی خیابان بعنوان یک کریدور تنها می تواند از طریق تداوم جداره های آن هویت پیدا کند . باز شدن بدون هدف جداره موجب تضعیف حس مکان در قالب هویت خیابانی آن می گردد.
همجواری پارک و فضای سبز می تواند با ردیف پوشش گیاعی گسستگی در این تداوم را جبران کند. هموجواری یک فضای بسته مانند میدان می تواند ارزش جدید را در کالبد خیابان مطرح سازد .
تنوع حجمی در یک جدارۀ متداوم با ایجاد یک فضای عقب نشستۀ مناسب به عنوان فضایی عملکردی ، می تواند ارزشهای فضایی را در کالبد خیابان وارد کند که ضمن ایجاد تنوع فضایی ، عملکردهای خاصی را نیز مانند صف بلیط سینما و تئاتر که نیازمند سکون اند . پاسخگو باشد.
معماری خیابانی:معماری قابل استقرار در زمینۀ یک خیابان دارای ویژگیهایی است . در واقع معماری خیابانی یک معماری زمینه گرا و محافظه کار است . معماری خیابانی دارای خصیصه های معماری باز سازی و نوسازی است و معماریی است که ضمن منعکس کردن هویت و عناصر معماری بناهای طرفین، موجبات تأکید و پوپایی این خصیصه ها را فراهم می سازد . معماری خیابانی جزئی از یک کل واحد است .
تناسبات : تناسب عرض و ارتفاع خیابان شهری عاملی است که در تعیین ارزشهای محیطی فضا تأثیری قابل ملاحظه دارد .. این عامل ضمن رعایت درک انسان از تناسب در محیطش ، معیارهای اقلیمی را نیز در مد نظر دارد . معیارهای عقب نشینی در ارتفاع که به منظور آفتاب رسانی به ضلع مقابل خیابان تدوین شده ۀ بخش عمدۀ خیابانهای شهر پاریس را شکل داده است .
پیچ : پیچ در فقرات خیابان شهری موجب بسته شدن دید و معرفی جهت حرکت می شود . بسته شدن دید نیز به نوبۀ خود سبب می گردد که ارزشهای کالبدی و سیمای جداره که در مقابل دید قرار دارند برجسته تر شوند. معمولا ًطراح شهری بنای یادبود یا نشانه را در این نقاط مستقر می کند
3- نبش
نبش بخشی از جداره است که در تقاطع با معبر دیگر و یا اتصال به میدان ایجاد می شود در طراحی جداره، نقش نبش از نظر تبدیل ارتفاع حائز اهمیت است و در واقع نقطۀ عطف بخشی از جداره محسوب می گردد .
با توجه به اینکه چهارراه و میدان فضای توقف و تأمل است ، توجه بیشتر به سیمای آن معطوف می گردد . همین ، به منظور گسترده کردن فضای دید و خط آسمان در فضای چهارراه ، تعدیل حجم کالبد نبش در تقاطع و عقب نشینی تدریجی کالبدهای بلندتر مطلوب است .
4- نشانه
نشانه بنایی است سمبلیک که استقرارش در جداره موجب توقف دید و جلب توجه می شود . همچنین این عنصر کالبدی در خاطر باقی می ماند و در شناخت محیط موثر است .
در خیابانهای نوکلاسیک هوسمان موقعیت استقرار نشانه مورد تأکید خاص قرار گرفته است و کلیۀ نشانه ها در نقطۀ کانونی پرسپکتیو خیابان مستقر شده اند. استقرار نشانه در جداره موجب غنی شدن خط آسمان و تجهیز جداره نیز می گردد.


5- عناصر متوالی
وجود عناصر و ابنیۀ بلند در جداره ، خصوصاً در فاصله ای از آن سبب غنی شدن خط آسمان می گردد ، اما این پدیده به واسطۀ بعد چهارم، یعنی زمان و حرکت ، ترکیبات متفاوتی با سایر عناصر معماری جداره و خط آسمان ایجاد می کند که در مجموع به گونۀ مناظر متمادی و متوالی از یک مجموعه در ذهن ناظر نقش می بندد و ارزشهای سیمای شهری را در ابعادی دینامیک تنوع می بخشد.
6- محوطه سازی شهری
بخشی از تجهیز فضای شهری از طریق محوطه سازی و کف سازی صورت می گیرد . تجهیزات و اثاثۀ شهری نیز ضمن برقراری ارتباط انسان با عملکرد محیطۀ به آرایش فضایی کمک موثری می کند . مجسمه ، ستون ، یادبودن ، ستون آگهیهای تبلیغاتی به همراه کف سازیهای منقوش و ردیف ستون و آمفی تئاتر های روباز از اجزاء محوطه سازی فضای شهری است که این فضا را در راستای عملکرد پیش بینی شده مفهوم می بخشد.
7- عناصر زیست محیطی
فعالیتهای انسانی : کلاً ارزشهای فضای شهری مجموعه ای است از ارزشهای کالبدی و ارزشهای کالبدی و ارزشهای زیست محیطی . به عبارت دیگر ارتباط متقابل انسان با محیط و میزان و نحوۀ بهره برداری از آن ارزشهای محیطی یک فضا را تشکیل می دهد . فضای خیابان محل داد و ستدۀ تبادلات فرهنگی و تفریحی ۀ اجرای موسیقی ، بیان آرای سیاسی ، تظاهرات جمعی و به نوعی فضای عمومی شهر است .
پوشش گیاهی : کلاً عنصر پوشش گیاهی به شکل درختان انبوه ، پدیده ای حاشیه ای و عنصری است متعلق به حومۀ شهر ، جایی که عناصر کالبدی ضعیف می شود و ارزشهای فضایی غیر کالبدی با ارزشهای کالبدی سیمای شهری در تقابل قرار می گیرد . استفاده از پوشش گیاهی انبوه را می توان به منظور ترمیم جداره هایی توصیه کرد که فاقد ارزشهای سیمای شهری اند. پوشش گیاهی مناسب در فضای شهری شامل درختچه های کوتاه و بوته های تزیینی است .(کامران ذکاوت، طراحی خیابان شهری،مجله آبادی،)با ویرایش و گردآوری وحید هیپوداموس

جدول گذاری

مقدمه:

 

جدول‌گذاری و آبروسازی به منظور تقسیم محوطه به خیابانهای اصلی،فرعی،  پیاده‌روها، فضاهای سبز و بالاخره جمع‌آوری سطحی صورت می‌گیرد. در هر مورد جزئیات اجرایی و نحوه اجرای عملیات، باید در نقشه‌های اجرایی و مشخصات فنی خصوصی ذکر گردد، پیمانکار موظف است پس از تسطیح و رسیدن به

رقومهای موردنظر نسبت به جدول‌گذاری و آبروسازی اقدام نماید.

 

 

انواع جدولگذاری:

 

1.جدولگذاری نهــــری

 

2.کانیــــو

 

3.تـــک جدول

 

4.کتـــابی

 

: مصالح

 

برای جدول‌گذاری عموماً از قطعات بتن پیش‌ساخته و در پاره‌‌ای موارد با توجه به شرایط کار از بتن درجا استفاده می‌شود. با توجه به ارتفاع کم جداول بتنی، عموماً این جداول بدون آرماتور بوده و چنانچه ارتفاع کارگذاری جدول زیاد و

رانش خاک قابل توجه باشد، باید از جداول بتن مسلح استفاده نمود. برای جمع‌آوری آبهای سطحی راههای ارتباطی وخیابانها می توان ازکانیوویا نیم‌دایره از بتن پیش‌ساخته یا درجا استفاده نمود. چنانچه از جدول‌گذاری به صورت سرپوشیده به منظور جمع‌آوری آبهای سطحی استفاده شود، باید در فواصل معین و بر اساس نقشه‌های اجرایی، دریچه‌های تخلیه و جمع‌آوری آبهای حاصل از شستشوی خیابان و آبهای باران به صورت دریچه‌های افقی، عمودی یا ترکیبی از این دو پیش‌بینی نمود. نوع مصالح، نحوه ساخت، اجرا و نگهداری بتن جداول، باید بر اساس دستورات دستگاه نظارت صورت گیرد.

 

 

: روش اجرا

 

پس از انجام عملیات تسطیح محوطه پیمانکار باید ابتدا محور خیابانها و پیاده‌روها را میخکوبی نموده و پس از ارزیابی و برداشت نیمرخ طولی با توجه به خط پروژه و رقوم میخهای برداشت شده، رقوم کف تمام شده جدول‌گذاری را مشخص و بر اساس رقومهای خواسته شده، اقدام به خاکبرداری محل جداول نماید. مسیر دقیق جدول‌گذاری در خطوط مستقیم و قوسها، باید با رنگ کاملاً مشخص گردد. جدول‌گذاری باید روی پی مستحکم و یکنواخت صورت گیرد. در نقاطی که به علت تراز زمین و نامناسب بودن خاک زیر پی، خاکبرداری اجتناب‌ناپذیر باشد، پس از خاکبرداری باید تا تراز

موردنظر با مصالح مناسب نظیر سنگ و ملات یا شفته زیرسازی انجام شود. در صورتی که به دلایلی و بر اساس نقشه‌های اجرایی ارتفاع جدول‌گذاری یکنواخت نباشد و نتوان از جداول پیش‌ساخته استفاده نمود، باید جدولسازی با بتن درجا انجام شود، جدولهای پیش‌ساخته باید پس از تراز و نصب، بندکشی و کامل شود. چنانچه طول جدول‌گذاری زیاد باشد، باید طبق نقشه‌های اجرایی درزهای انبساط به عرض حداقل 10 الی 15 میلیمتر پیش‌بینی شود، فاصله درزهای انبساط نباید از 6 متر بیشتر باشد. درزهای انبساط باید با مواد مناسب نظیر آسفالت پرشود. چنانچه در کانالهای جمع کننده  آبهای سطحی و باران از جداول پیش‌ساخته استفاده شود، باید ابتدا جداول طرفین در تراز موردنظر، نصب و سپس کف کانال با بتن به عیار 350 کیلوگرم سیمان در مترمکعب کفسازی شود. ضخامت این بتن در وسط، حداقل 10 سانتیمتر است که درطرفین با انحنا به جداول کناری بسته می‌شود و سپس با ملات سیمان

  به عیار 1:3 اندود لیسه‌ای می‌گردد.

روش جدول گذاری

جدول‌گذاری و آبروسازی به منظور تقسیم محوطه به خیابانهای اصلی و فرعی، پیاده‌روها، فضاهای سبز و بالاخره جمع‌آوری سطحی صورت می‌گیرد. در هر مورد جزئیات اجرایی و نحوه اجرای عملیات، باید در نقشه‌های اجرایی و مشخصات فنی خصوصی ذکر گردد، پیمانکار موظف است پس از تسطیح و رسیدن به رقومهای موردنظر نسبت به جدول‌گذاری و آبروسازی اقدام نماید.

 

مصالح جدول‌گذاری چیست؟

 

برای جدول‌گذاری عموماً از قطعات بتن پیش‌ساخته و در پاره‌‌ای موارد با توجه به شرایط کار از بتن درجا استفاده می‌شود. با توجه به ارتفاع کم جداول بتنی، عموماً این جداول بدون آرماتور است و چنانچه ارتفاع کارگذاری جدول زیاد و رانش خاک قابل توجه باشد، باید از جداول بتن مسلح استفاده کرد. برای جمع‌آوری آبهای سطحی راههای ارتباطی و خیابانها می‌توان از کانیو و با مقاطع V شکل یا نیم‌دایره از بتن پیش‌ساخته یا درجا استفاده نمود. چنانچه از جدول‌گذاری به صورت سرپوشیده به منظور جمع‌آوری آبهای سطحی استفاده شود، باید در فواصل معین و بر اساس نقشه‌های اجرایی، دریچه‌های تخلیه و جمع‌آوری آبهای حاصل از شستشوی خیابان و آبهای باران به صورت دریچه‌های افقی، عمودی یا ترکیبی از این دو پیش‌بینی نمود.

 

روش اجرای جدول‌گذاری و آبروسازی

 

پس از انجام عملیات تسطیح محوطه، پیمانکار باید ابتدا محور خیابانها و پیاده‌روها را میخکوبی کند و پس از ارزیابی و برداشت نیمرخ طولی با توجه به خط پروژه و رقوم میخهای برداشت شده، رقوم کف تمام شده جدول‌گذاری را مشخص و بر اساس رقومهای خواسته شده، اقدام به خاکبرداری محل جداول نماید. توجه داشته باشید که مسیر دقیق جدول‌گذاری در خطوط مستقیم و قوسها، باید با رنگ کاملاً مشخص گردد. جدول‌گذاری باید روی پی مستحکم و یکنواخت صورت گیرد. در نقاطی که به علت تراز زمین و نامناسب بودن خاک زیر پی، خاکبرداری اجتناب‌ناپذیر باشد، پس از خاکبرداری باید تا تراز موردنظر با مصالح مناسب نظیر سنگ و ملات یا شفته زیرسازی انجام گردد. در صورتی که به دلایلی و بر اساس نقشه‌های اجرایی ارتفاع جدول‌گذاری یکنواخت نباشد و نتوان از جداول پیش‌ساخته استفاده نمود، باید جدولسازی با بتن درجا انجام شود، جدولهای پیش‌ساخته باید پس از تراز و نصب، بندکشی و کامل شود. چنانچه طول جدول‌گذاری زیاد باشد، باید طبق نقشه‌های اجرایی درزهای انبساط به عرض حداقل 10 الی 15 میلیمتر پیش‌بینی شود، فاصله درزهای انبساط نباید از 6 متر بیشتر باشد. درزهای انبساط باید با مواد مناسب نظیر آسفالت پر شود.

 

توجه!

 

چنانچه در کانالهای جمع کننده آبهای سطحی و باران از جداول پیش‌ساخته استفاده شود، باید ابتدا جداول طرفین در تراز موردنظر، نصب و سپس کف کانال با بتن به عیار 250 کیلوگرم سیمان در مترمکعب کفسازی شود. ضخامت این بتن در وسط، حداقل 10 سانتیمتر است که در طرفین با انحنا به جداول کناری بسته می‌شود و سپس با ملات سیمان به عیار 1:3 اندود لیسه‌ای می‌گردد. چنانچه قرار باشد وسایل نقلیه از روی آبروها عبور نمایند، باید روی جداول از دالهای بتنی به ضخامت حداقل 15 سانتیمتر یا از شبکه‌های آرماتور استفاده شود. این دالها یا شبکه‌های فلزی، باید در محل خود چنان نصب و محکم شوند که در اثر ضربه و حرکت وسائط نقلیه دچار لقی و شکستگی نگردند